مقالات سیاسی

رقص جنون آمیز قدرت در پایتخت ایدئولوژیکی نظام

10 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=1950

لینک کوتاه

هر گونه استفاده از این مطلب تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد.

پایا راستگونیا

سفرپرهیاهو،پرهزینه ونسبتاً طولانی خامنه ای به شهر قم که کانون مذهبی وبه علاوه به نوعی کانون سیاسی بسیاری از مذهبیون است پایان می یابد. شهری که درچند دهۀاخیردر، پیش وپس از انقلاب، نقش مهمی درمناسبات وترتیبات سیاسی ـ مذهبی داشته است وبه خصوص در طول حیات جمهوری اسلامی همواره تأمین کننده بخش مهمی از عقبۀ ایدئولوژیک ونیروهای فکری وعملیاتی این نظام سیاسی بوده است.

بنابراین کنترل و در دست داشتن فضا وحال هوای این شهروهمراهی وهماهنگی آن با اصول واهداف حکومت همواره ازاهمیت بی بدیلی برخوردار بوده است.حکومت البته از این همراهی وهماهنگی حوزه وروحانیون حاضر دراین شهر،تحت کنترل وهدایت خود به حد کافی بهره برده است.موقعیت حساس این شهر ازقِبَل قرار گرفتن حوزه علمیه در آن وحضور بسیاری از مراجع شیعه درآنجا به نحودو سویه هم برای حکومت فرصت است وهم به نحو بالقوه وبعضاً بالفعل خطر،همانند آنچه در خصوص آیت اله منتظری شاهد بودیم. چرا که اندک نمودی از ناهماهنگی می تواند این نظام مبتنی بر ایدئولوژی مذهبی  را ازپشتوانه ها ونیروهای ضروری  ایدئولوژیک خود محروم سازد.       
    خامنه ای، ولی فقیهی که به نحوی عاجل به کار گمارده شده بود ،هم ازابتدای آغاز به کار شک وتردید هایی را در خصوص صلاحیتش برای امررهبری به همراه داشت.چرا که وی اساساً واجد شرایطی که در خصوص این مسأله بدان تصریح شده بود نبود.اوازآنچنان موقعیت وشروط لازمی  که درامر فقاهت ومرجعیّت برای شخص یا شورای رهبری لازم دانسته می شد بر خوردارنبود.لذامی بایست این ضعف را به طریق دیگری جبران می ساختند . بنا براین ازهمان آغازفقدان درماده ومایه باپرداخت وتبلیغ در صورت وظاهر امر وهیاهو وشانتاژهمه جانبه در این زمینه پوشیده شد.امّا در متن وزیربنای کار این ضعف قابل جبران نبود.لذا هراز گاه ناچار این فقدان درون مایه ای وعدم اقبال و پذیرشی که ناگزیر با آن همراه بود آشکار می شد.ولی هر بار با دامن زدن به جو سنگین روانی وتحمیل قدرت وبسیج نیروهای همیشه درصحنه سعی شد  صدای منتقدین در میان غوغا وهیاهوی کر کننده ومکرراین نیروها خاموش وگم گردد.
    به علاوه آشکار بوده وهست که خامنه ای در ذات و شخصیت  خویش فاقد آن بن مایۀ کافی وبه عبارتی کاریزمای لازم در امر رهبری یک ساخت ایدئولوژیک ودر رویا رویی با مدعیان ونخبگان منتقد درونی نظام است.همان چیزی که به هر روی خمینی به حد کفایت ازآن بر خوردار بود ودر بر خورد با مخالفان وموافقان داخلی از آن بهرۀلازم را می برد.این ضعف نیز نا گزیربه همان راه حل تحمیل آمیخته با جاروجنجال در صحنه پردازی و ستایش وتمجید بی حدو حصر تب آلودۀ نیروهای غوغا پیشه سپرده شد که این درمان همواره نیز در هر فرصت و تهدیدی به کار گرفته شده است.به هر حال سعی شده است که مشروعیت نداشتۀ حتی با توجه به قواعد ذرونی همین نظام نیز،به گونه ای، هر چند با زورو فشارونمایش و تحمیل برای اودست و پا شود و کمبود درونی با تعبیه های برونی ترمیم گردد. این خود البته مستلزم تضمین ویک پارچگی قدرت او وصحنه پردازان وصحنه گردانهای پیرامون او بوده است . هر گونه تزلزل دراین ساخت وهر گونه گسست در آن لزوماً این ضعف ماهوی رادرخصوص ولی فقیه آشکار می سازد.بنابراین همواره سعی تامّی به عمل آمده تا از این گسست بالقوه وبعضاً بالفعل قدرت جلو گیری به عمل آید.امّا این سعی هیچ گاه با توفیق کامل همراه نبوده است واین بحران ناپسند برای آنها گاه و بیگاه رخ داده است .این روند به خصوص از خرداد سال هفتادو شش به این سو وپیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ،تبلور وتداوم ملموس تری یافته است.      
  در تداوم این وضع بالاخره درطی حوادثی که در این دو سال اخیر در فضای سیاسی ایران روی داده اند،اوضاع به نحو ناخواسته ای دررابطه با حفظ یکپارچگی مطلوب قدرت از کنترل حکومت  خارج شده است.این تزلزل نا میمون پایه های  اقتدار به نوعی تصنعی خامنه ای را به لرزه درآورده است.به نحوی که نقایص درون ذاتی اکنون بیش از هر زمان دیگری نمود پیدا کرده اند.چیزی که هم اکنون به نحو بی سابقه ای تلاش های به عمل آمده نتوانسته اند آن را ترمیم وباز سازی نمایند.صحنه پردازان قدرت خود اکنون دچار تشتت وریزش شده اند واز ضربه حولناکی که بر آنها وارد شده است سردرگم گشته اند.قدرت قهریه برهنه تر وناسنجیده تر از همیشه ودیوانه وار عمل می کند.امّا حتی نزد خود دست اندر کاران وضع نیز روشن است که بی کفایتی نا سرانجام این تدبیر نمی تواند برای همیشه از عهده کار برآید .امّا از سوی دیگر دست وپا زدنهای خود خامنه ای نیزدراین وانفسا به سبب همان کاستی های ذاتی مذکوربه نظر بسیار نابسنده، هذیان آلود ومضحک می رسد.او بالشخصه نمی تواند اوضاع را رفع و فتق نماید. تنها به کمک آن مکمّل همیشگی است که شاید بتواند باز بر اضاع از دست خارج شده مسلط گردد.بالطبع نمایش قدرت اخیر او در قم نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.تلاش همه جانبه به منظورتظاهر دوباره به یکپارچگی دستگاه قدرت وهماهنگی واقتدار نیروهای پیرامونی ولایت در مانوری که از حضور این نیروها ترتیب داده شده است.که البته هم این سعی وهم تقلای رهبری در این مانورِ قدرت وصلابت بسیار نابسنده ونابهنجار به نظر می رسد.                  
 حوادث بعد از انتخابات  هشتاد و هشت به لحاظ گستره و ژرفایی که داشت تمام پشتوانه های اقتدار عینی وایدئولوژیک  حکومت را دست خوش بحران وتنش نمود.از جمله شهرقم واندوخته های حکومت درآن نیز از این زلزله مهیب  در امان نماند. به خصوص تظلم خواهی رهبران این تحرکات یعنی آقایان موسوی وکروبی نزد مراجع تقلید وفقها نگاه ها را بیش از پیش متوجه این شهر نموده وبالطبع پیامدهای خطیری را به دنبال آورد.همراهی برخی ازاین مراجع با مطالبات جنبش نیز درهمین ارتباط ، تهدیدی جدی برای ولی فقیه ودولت کودتا به شمار می آمد.تهدیدی که مرادف با خطر از دست دادن پشتوانه های مشروعیت مذهبی و ایدئولوژیک این حکومت مذهبی  بوده است.  لذا در فرصتی مناسب می بایست ترتیباتی در این زمینه اتخاذ می گشت. این تدبیر مانند همیشه آمیزه ای  بود از مانوراقتدارنیروهای گوناگون پیرامونی ولایت وتقلاهای این بار تب آلودۀ ولی فقیه و رفتار هنوز پرخاشگرانۀ او.هزینه کردن چند ملیاردی برای یک نمایش که خامنه ای در آن حضور به هم رسانیده و مخالفان را به میکروب  تشبیه نماید. تکرار مکرر اشتباهات کسی که آنها را پیش ازاین خس و خاشاک خوانده بود.

      جامعه رنگین کمان
 

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما