اخباروگزارشات کارگری11دی1393

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

اخباروگزارشات کارگری11دی1393

– نامه نیما ابراهیم زاده به پدر زندانیش بهنام ابراهیم زاده

– احضار مجدد ۸ کارگر معترض معدن طلای آق دره به دادگاه

– کارفرما لغو حکم اخراج رئیس حراست و شورای اسلامی کارکارخانه واگن پارس اراک را نپذیرفت

– ما در آمار هیچ دستگاهی نمی گنجیم

– تجمع اعتراضی روستاییان طلبکار از سد گتوند خوزستان همزمان با بازدید معاون اول رییس جمهوری!

– مرکزآمارایران نرخ بیکاری پاییزرا 10.5 درصد اعلام کرد

– بیکاری در لرستان

– سازمان تامین اجتماعی بر علیه منافع اقتصادی کارگران

– بی توجهی کارفرمایان واحدهای تولیدی به ایمنی کاروافزایش پرونده های قضایی ناشی از حوادث کاری !

– ریزش آوار در محل گودبرداری جان یک کارگر 17ساله را گرفت

اطلاعیه شماره ۴۲ کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده

نامه نیما ابراهیم زاده به پدر زندانیش بهنام ابراهیم زاده

تو باید بمانی

اکنون بیش از ۴ سال است که تو را به جرم دفاع از کارگران و کودکان دستگیر کردند و برایت حکم زندان صادر کردند ، شکنجه و آزار و اذیت شدی  و بیشترین توهین‌ها را متحمل شدی ، از زندانی به زندانی دیگر و از بندی به بند دیگر تبعید شدی و چند بار در اعتراض به این همه اذیت و آزار و توهین دست به اعتصاب غذا زدی یعنی‌ آخرین وسیله اعتراضی که یک انسان در بند برای اعتراض دارد و تنها میتواند به وسیله جسمش اعتراض خود را نشان دهد حتی اگر این جسم به خاطر تحمل چندین سال حبس و شکنجه بیمار و ضعیف باشد. 

پدر عزیزم

این چند سال که تو در بند بودی من محکوم به بلوغ فکری شدم هر چند هنوز هم از لحاظ سنّ کودک حساب میشوم اما باید رشد و بلوغ را تصاعدی طی‌ می‌کردم تا بتوانم هم تسکینی برای درد‌های خودم باشم تا بتوانم  محکم تر به جنگ بیماری بروم و هم جای خالی‌ تو را برای مادرم پر کنم ، تو برای از بین بردن کار کودک فعالیت میکردی و این یکی‌ از جرم‌های تو بود که به زندان محکوم شوی اما من به عنوان فرزند تو که کودکی بیش نبودم حتی مجبور به کار کردن شدم و همین باعث شد تا بیشتر و بیشتر برای انسان‌هایی‌ همچون تو احترام قائل باشم چون زندگی‌ خود را وقف فعالیت برای از بین بردن کار کودک کردید. 

در این چند سال کمبود‌های عاطفی و احساسی‌ زیادی داشته و دارم هر بار که کودکی را به همراه پدرش میبینم بی‌ اختیار اشک می‌ریزم و به فکر تمامی‌ کودکانی هستم که پدر دارند ولی‌ از دیدنن پدرانشان محروم هستند و باید از پشت میله‌ها با پدرانشان ملاقات کنند  ، ولی‌ باز به خودم دلداری میدم و میگم این روز‌ها می‌گذره و تو آزاد میشی‌ و این کمبود‌ها جبران می‌شه ، اما هر دفعه که خبر شکنجه یا تبعید به زندانی دیگر یا اعتصاب غذای تو را می‌شنوم تمام روح و جسمم گویی همچون تو به بند کشیده شده و استرس باعث میشود که بیشتر و بیشتر بیماری بر من غلبه کند اما هر بار که در شرایط بهتری هستی‌ و صدایت را از پشت تلفن می‌شنوم من هم انرژی بیشتری میگیرم و راحت تر به جنگ بیماری میروم. 

تو باید بمانی  پدر ، باید بمانی چون ما و خیلی‌‌ها به وجود تو نیاز دارند ، تو باید بمانی چون بودن تو باعث دلگرمی‌ من ، مادرم ، خانواده و خیلی‌ از کودکان کار و کارگرانی که تو به عشق اونها متحمل زندان شدی ، می‌دونم که خیلی‌‌ها تو این مدت که اعتصاب غذا کردی و الان یک ماه تو اعتصاب غذا هستی‌ ازت خواستند که اعتصاب غذا را بشکنی اما تو قبول نکردی اما تو باید بمانی و ماندن تو هم جسم سالم تری می‌خواد ، من و مامان هم از تو می‌خواهیم که به اعتصاب غذا پایان بدی چون ما بیشتر از بقیه از نظر عاطفی و احساسی‌ به تو نیاز داریم و بودن تو بزرگترین دلگرمی‌ ماست حتی پشت میله‌های زندان ، پدرم ما از تو تقاضا داریم که به اعتصاب غذا پایان بدی و دوست داریم این تقاضای ما را رد نکنی‌. 

دوستت دارم پدر عزیزم

به امید آزادی تمام پدران در بند

نیما ابراهیم زاده فرزند کارگر زندانی بهنام ابراهیم زاده

انتشار از کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده 

یازدهم دی‌ ماه ۱۳۹۳

شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده آقای محمود صالحی ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢

k.d.behnam.ebrahimzadeh@gmail.com 
komitehbehnam1.blogfa.com

احضار مجدد ۸ کارگر معترض معدن طلای آق دره به دادگاه

هشت نفر از کارگران معترض معدن طلای آق دره صبح امروز (۱۱دی) به دادگاه عمومی شهرستان تکاب احضار شدند. روز سه شنبه نیز (۹ دی) یازده نفر از کارگران این واحد معدنی با شکایت کارفرما به این نهاد قضایی احضارشده بودند که با قید وثیقه آزاد شدند. گفته می‌شود شاکی هشت کارگری که امروز به دادگاه احضار شده‌اند یکی از نگهبانان این معدن است که مدعی است در تجمع اعتراضی روز شنبه (۶ دی)، توسط این هشت کارگر مضروب شده است.

به گزارش11دی ایلنا، با گذشت پنج روز از آغاز اعتراض حدود ۳۵۰ نفر از کارگران فصلی بیکار شده‌ی معدن آق دره، علاوه بر یازده کارگر احضار شده در روز سه شنبه، هشت کارگر دیگر نیز صبح امروز توسط دادگاه عمومی شهرستان تکاب احضار شده‌اند.

براساسا این گزارش،اکثر احضارشدگان امروز کارگرانی بوده‌اند که روز سه‌شنبه نیز با شکایت کارفرما به دادگاه عمومی تکاب رفته بودند و اکنون با قید وثیقه آزادند.

یکی از شاهدان حادثه درباره اتفاقی که منجر به شکایت نگهبان معدن آق دره از هشت کارگر شده است، گفت: در روز تجمع، وقتی ماموران نیروی انتظامی وارد کارخانه شدند یکی از کارگران را از میان جمع جدا کردند و او را برای مراقبت به این نگهبان تحویل دادند اما دقایقی بعد درگیری مختصری میان این نگهبان و کارگرانی که قصد آزاد کردن همکار خود را داشتند اتفاق افتاد.

کارفرما لغو حکم اخراج رئیس حراست و شورای اسلامی کارکارخانه واگن پارس اراک را نپذیرفت

کارفرمای واگن پارس اراک، رئیس حراست کارخانه را با وجود آنکه دو ماه به پایان قرارداد کارش باقی مانده بود از کار منفک کرده است و یک نظامی بازنشسته را جایگزین او کرده است.

بنابه گفته کارگران این کارخانه،این تغییر مدیریتی در واگن پارس به قصد اعمال محدودیت بیشتر بر کارگران در کارخانه است.

کارفرمای این واحدتولیدی، دیروز10دی هم بر اخراج و جلوگیری از ورود آقای درخشنده‌بخت، رئیس حراست و شورای اسلامی کارکارخانه واگن پارس اراک، به کارخانه تاکید کرده و هم از کارگران خواسته بود خط تولید را راه اندازی کنند اما کارگران خط تولید در واکنش به بی‌تفاوتی کارفرما به مطالبه‌شان، امروز نیز سر کار حاضر نشده‌اند.

یکی از کارگران در همین رابطه گفت: مقاومت کارفرما در برابر بازگشت به کار ،رئیس حراست و شورای اسلامی کارکارخانه، عجیب به نظر می‌رسد گویی که او به فکر راه اندازی خط تولید کارخانه و جلوگیری از زیان بیشتر نیست.

کارگران همچنین گزارش داده‌اند اعضای شورای اسلامی کار دیروز10دی با رئیس جدید حراستواگن پارس (یک نظامی بازنشسته )ملاقات داشتند و با او به توافقاتی رسیده‌اند.

برگرفته ازیک گزارش ایلنا بتاریخ11دی

ما در آمار هیچ دستگاهی نمی گنجیم

برای کارگران ساختمانی و فصلی نه قانونی هست نه آیین نامه ای .کارفرما است که قانون را مشخص می کند او رنج قیمت را بر اساس روزمزدی و نیروی بدنی کارگران مشخص می کند.

میدان های شهر شاهدان خوبی هستند. شاهدان قراردادهای نانوشته. فرقی ندارد، احمد آباد یا طوقچی، کارگران فصلی همه جا هستند. عبدالله یکی از آنهاست. پسرک لاغر و گیوه پوشیده با پالتو سیاه گشاد و و بلندی که مادرش به هزار امید تنش کرده بود. به شهر آمد تا کار و کاسبی راه بیاندازد.

خاک و خلی و سوخته از سرما، آب رفته و کمی کوتوله به نظر می‌رسد.سرما پوست دستها و چهره‌اش را سرخ و پوسته پوسته کرده است.زیر آن چهره تکیده و پیکر آب رفته‌اش پسرک چهارده یا پانزده ساله به نظر می‌رسد، ریزه، سبزه با چشمانی درشت قهوه‌ای که حتی زیر آفتاب سوزان وکوفتگی کارگری توی ساختمان‌های نیمه کاره بازهم می‌درخشد:«یک هفته کار هست یک هفته بیکاری، یک فصل کار هست یک فصل نداری، کارگر فصلی وضعیتش همین است ایستادن سر چهارراه و چشم دوختن به انتظار.» پسرک می گوید که حالا برای خودش مردی شده و جا افتاده . انگار از همان نوجوانی، سی چهل سالگیش را می گذراند.

کشاورزان دیروز، کارگران امروز

اینجا میدانی است برای عبدالله، برای ناصر، برای کشاورزان دیروز و کارگران بیکار امروز.اینجا میدان است با کلی آدم هایی که در سرما و گرما منتظرند. در میدان های شهر کارگران همیشه بیکارند. زمستان که می شود، انگار سرما بند بند انگشتان محکم و بزرگ و پینه بسته احمد را از هم جدا می کند. انگشتانش آدم را یاد زمینهای گندم می اندازد یا برنج شاید. همه چیزش به یک کشاورز زحمت کش آفتاب خورده می ماند که حالا غروب زندگیش را در میدان های شهر می گذراند. “کارگر نمی خواهید؟”این دیالوگ معروفی است برای کسانی که روزگاری آب و آبادانی داشته اند و اکنون به هوای کار در خیابان های بزرگ و مشهور شهر ساکن شده اند. از صبح تا نزدیکای غروب. چشمهایشان هر ماشینی که توقف می کند را می بلعد، بعد می دوند. تند و سریع تا در رقابت بیکاری و کار بازنده نشوند. می شوند عمله . همان کشاورزانی که روزگاری روی زمین هایشان با دسترنجشان حکمرانی می کردند. مش قاسم، مسن تر از همه است. اخم کرده و هر بار شیارهای صورتش کج و معوج می شود. چشمان میشی پیرمرد به دورها دوخته شده . کمتر کسی به حساب می آورد. نه دعایت می کند نه التماس.

اصغر از دیگر کارگران است که حکم کارگر فصلی را دارد. اخم کرده و عصبانی است: “زندگیمان در همین میدان است، نه مرخصی داریم، نه از عیدی و پاداش خبری هست،هر روز هم که کار نکنی، مزد نداری، بیمه هم که نیستیم، الان ۸ سال است که کارگری می کنم .به هزار امید و آرزو زمین فروختیم آمدیم اینجا .آمدیم شهر .اصغر ساده و بی ریا است. بدون حاشیه در حاشیه زندگی می کند. اهل کوهپایه است و وقتی تکه زمین پدریش را فروخته، وقتی زمینشان تشنه شده بقچه اش را زده زیر بغل آمده اینجا تا به نوایی برسد. حالا سه تا بچه قد و نیم قد دارد. کارگران ساختمانی همه همینطورند از سن پایینشان گرفته تا پیرمرد.همه این کارگران به نوعی فصلی و دست به دامان طبیعت هستند.

علی اهل کرمان است .دیپلم دارد و ۵ سالی می شود که ساکن همین میدان شده تا کاری گیر بیاورد .خانه اش حوالی حصه است در هفته خیلی نصیبش نمی شود اما همین نان بخور و نمیر برای اهل خانه بس است به کم قانعند .

خانواده اش با او زندگی نمی کنند .نه می تواند نه می خواهد آنها دربه در شهر شوند.زیرلب به خودش لعنت می فرستد:از صبح تا شب کارمان همین است .او هم یک کارگر ساختمانی است نه بیمه دارد و نه حقوقی که بتواند پشتوانه اش باشد.

ما در آمار هیچ دستگاهی نمی گنجیم

بقیه اوضاعشان بهتر نیست ابراهیم اهل جنوب است این را از لهجه اش خوب متوجه می شوی گرم و داغ زده می گوید: انگار ما در آمار هیچ دستگاهی نمی گنجیم اصلا انگار همه با ما قهرند.ما کارگرانی هستیم که به هیچ دل بسته هستیم همین.

برای کارگران ساختمانی و فصلی نه قانونی هست نه آیین نامه ای .کارفرما است که قانون را مشخص می کند او رنج قیمت را بر اساس روزمزدی و نیروی بدنی کارگران مشخص می کند.

آنها زندگی می کنند برای کار.خواب اول صبح وقت خروس خوان تقریبا برای آنها حکم رویا دارد آنها جمع می شوند تا انتخاب شوند و زمان را با قدمهایشان می شمارند تا صبح غروب شود و شاید در این ثانیه ها و دقیقه ها هیچکس سراغی نگیرد نه کسی که نیاز به ساختمان دارد نه کسی که عمله بخواهد برای سیمان کاری و …

به پاتوق کارگران که پا بگذاری همه این دردها مثل یک فیلم خیابانی برایت اکران می شود .دغدغه این کارگران تنها یک لقمه نان است و بس .شاید این شده تمام زندگی کارگرانی که خود را به سرنوشت سپرده اند .

ایجاد می شود و بالتبع معضلات دیگری در پی آن ایجاد می شود که جایی برای گفتن آن نیست.

بخشی ازیک گزارش ایمنا بتاریخ11دی

تجمع اعتراضی روستاییان طلبکار از سد گتوند خوزستان همزمان با بازدید معاون اول رییس جمهوری!

روستای آبماهیک لالی شامل 11 روستا است که به واسطه آبگیری سد گتوند تمامی امکانات این روستاها در حالی که هنوز روستاییان در منازل خود زندگی می کردند قطع شد و همین امر موجب شد بسیاری از روستاییان بدون دریافت بهای زمین هایشان یا به استان های دیگر کوچ کرده و یا در حاشیه شهرهای بزرگ ساکن شوند.

بیش از 60 نفر از اهالی روستاهایی که به واسطه آبگیری سد گتوند بدون دریافت بهای زمین هایشان مجبور به ترک روستاها شده اند، از صبح پنجشنبه در ورودی سد گتوند در شمال خوزستان تجمع کردند.

به گزارش11دی ایرنا،نماینده روستاییان آبماهیک شهرستان لالی افزود:با توجه به اینکه شنیده شده که معاون اول رییس جمهوری(اسحاق جهانگیری ) در سفر به خوزستان بازدیدی از سد گتوند دارد روستاییان نیز در محل سد تجمع کرده اند.

اوادامه داد، بیش از 34 ماه است که روستاییان آبماهیک شهرستان لالی بدون دریافت بهای زمین هایشان با آبگیری سد گتوند ، مجبور به ترک روستاها شده اند.

وی بیان کرد: روستاییان تا زمان حضور معاون اول رییس جمهوری در محل سد گتوند حضور خواهند داشت تا بتوانند مشکلاتشان را به نماینده دولت منتقل کنند.

وی اظهار کرد: روستاییان از شهرهای لالی ،اندیکا ،اهواز و مسجدسلیمان در حال آمدن به سد گتوند هستند و تا ساعاتی دیگر تعداد تجمع کنندگان بیشتر خواهد شد.

اوافزود: با توجه به اینکه روستاییان نتوانستند بهای زمین ها یشان را از مسوولان آب و نیرو متولی ساخت سد گتوند دریافت کنند، در تابستان امسال به دلیل قطع تمامی امکانات مانند آب،برق، تعطیلی مدارس ، مرکز بهداشت و به زیر آب رفتن تنها پل ارتباطی روستای آبماهیک، پس از سال ها یکجا نشینی به استان چهارمحال و بختیاری کوچ کردند، اما بار دیگر با آغاز فصل سرما به روستاها بازگشته اند.

روستای آبماهیک لالی شامل 11 روستا است که به واسطه آبگیری سد گتوند تمامی امکانات این روستاها در حالی که هنوز روستاییان در منازل خود زندگی می کردند قطع شد و همین امر موجب شد بسیاری از روستاییان بدون دریافت بهای زمین هایشان یا به استان های دیگر کوچ کرده و یا در حاشیه شهرهای بزرگ ساکن شوند.

هم اکنون بیش از 200نفر از روستاییان با وجود قطع امکانات به آبماهیک بازگشته اند.

مرکزآمارایران نرخ بیکاری پاییزرا 10.5 درصد اعلام کرد

مرکز آمار ایران چکیده نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در پاییز 1393رابتاریخ11دی منتشرکرد.

براساس این گزارش،بررسی نرخ مشارکت اقتصادی (نرخ فعالیت) جمعیت 10 ساله و بیشتر نشان می‌دهد که 37.3 درصد جمعیت در سن کار (10 ساله و بیشتر) از نظر اقتصادی فعال بوده‌اند؛ یعنی در گروه شاغلان یا بیکاران قرار گرفته‌اند.

همچنین نتایج نشان می‌دهد که نرخ مشارکت اقتصادی در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی کمتر بوده است. بررسی تغییرات نرخ مشارکت اقتصادی کل کشور حاکی از افزایش 0.6 درصدی این نرخ نسبت به فصل مشابه در سال قبل (پاییز 1392) و 0.1 درصدی آن نسبت به فصل گذشته (تابستان 1393) می‌باشد.

بررسی نرخ بیکاری جمعیت 10 ساله و بیشتر نشان می‌دهد که 10.5 درصد از جمعیت فعال، بیکار بوده‌اند. بر اساس این نتایج، نرخ بیکاری در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی بیشتر بوده است.

بررسی روند تغییرات نرخ بیکاری کل کشور نشان می‌دهد که این شاخص، نسبت به فصل مشابه در سال قبل (پاییز 1392)، 0.2 درصد و نسبت به فصل گذشته (تابستان 1393) 1.0 درصد افزایش داشته است.

بررسی نرخ بیکاری جوانان 24-15 ساله حاکی از آن است که 25.7 درصد از جمعیت فعال این گروه سنی بیکار بوده‌اند. این شاخص در بین زنان نسبت به مردان و در نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی بیشتر بوده است. بررسی روند تغییرات نرخ بیکاری جوانان 24-15 ساله کل کشور نشان می‌دهد که این شاخص نسبت به فصل مشابه در سال گذشته 1.4 درصد و نسبت به فصل قبل 2.8 درصد افزایش یافته است.

بررسی اشتغال در بخش‌های عمده اقتصادی نشان می‌دهد که بخش خدمات با 48.8 درصد بیش‌ترین سهم اشتغال را به خود اختصاص داده است. در مراتب بعدی بخش‌های صنعت با 34.4 و کشاورزی با 16.8 درصد قرار دارند.

بررسی سهم شاغلین 15 ساله و بیش‌تر با ساعت کار معمول 49 ساعت و بیشتر نشان می‌دهد، 38.2 درصد شاغلین به طور معمول بیش از 49 ساعت در هفته کار می‌کنند. این شاخص که یکی از نماگرهای کار شایسته است، نشان می‌دهد در کشور سهم زیادی از شاغلین بیش‌تر از استاندارد کار می‌کنند.

لینک متن کامل:

http://www.amar.org.ir/Portals/0/Files/abstract/1393/ch_ntank_93-3.pdf

بیکاری در لرستان

لرستان و معضل بیکاری

شهناز نیکوروان

به رغم پتانسیل، منابع و معادن موجود درمنطقه هیچگونه طرح توسعه‌ای برای استان در نظر گرفته نشده است.

استان لرستان از نظر جمعیت سیزدهمین استان کشور است و حدود یک میلیون و هشتصد هزار نفر جمعیت دارد. لرستان از نظر دارا بودن منابع آب سومین استان ایران است.این استان همچنین از محروم‌ترین استان‌های کشور است؛ متاسفانه در دوران قبل و بعد از انقلاب مورد تبعیض واقع شده و به رغم توسعه نقاط مرکزی ایران، سهمی در طرح‌های توسعه‌ای دولت‌ها نداشته است تا به دنبال عدم توسعه‌یافتگی با مشکلات اقتصادی و اجتماعی بسیاری مواجه شود. گزارش پیش رو قرار است به بررسی وضعیت بیکاری و علل آن بپردازد.

لینک متن کامل:http://www.kanoonm.com/1606

سازمان تامین اجتماعی بر علیه منافع اقتصادی کارگران

تامین اجتماعی ، این سازمان که در مالکیت قانونی کارگران ایران است ، و می باید هدف های اقتصادی اش در جهت منافع کارگران باشد. در عمل این سازمان نشان داده است که  به وظایف قانونی خود عمل نمی کند . تامین اجتماعی از هر قرارداد کار پیمانکاران و سرمایه داران ،یعنی از کل مبلغ قرارداد ،7.8 درصد بابت بیمه ی کارگران دریافت می کند . این بدین معناست که ، چه پیمانکار کارگران را بیمه کند ویا آنها را بیمه نکند ، تامین اجتماعی حق بیمه ی کارگران را دریافت کرده است . در قبال این دریافت ، تامین اجتماعی می باید با بازرسانش بر بیمه کردن کارگران و بررسی مبلغ بیمه پرداختی بوسیله ی کارفرمایان با حقوق واقعی کارگران ، نظارت کند در حالی که تامین اجتماعی در این زمینه هیچ اقدام عملی انجام نمی دهد . این وضعیت در مورد کارگران و نیروی کار قرارداد موقت و پروژه ای ،که اکثریت بالایی را تشکیل می دهند ( قبل از دولت احمدی نژاد تنها در پارس جنوبی 150000 نیروی کار به کار اشتغال داشتند ) فاجعه آفرین است . عدم نظارت و عدم بررسی فرم های بیمه ی کارگران با حقوق دریافتی یشان در عمل تامین اجتماعی را به سازمانی مدافع منافع اقتصادی پیمانکاران ، دلالان ( منپاور های کار ) در آورده است . نیروی کار و همه ی کارگران صنعتی قرارداد موقت و پروژه ای ، پس از آن که دچار حادثه ای در محیط کار بشوند و از کار افتاده گردند ،تازه متوجه می شوند باید با حداقل حقوق زندگی کنند . پیمانکاران به دلیل این که می خواهند پول کمتری ماهانه بابت بیمه پرداخت کنند ، بیمه ی کارگران را با حداقل حقوق محاسبه می نمایند .

در حالی که می دانند در نهایت در مفاصا حساب ، تامین اجتماعی همه ی مبلغ حق بیمه ی کارگران را از پیمانکار می گیرد . در حقیقت بازنده ی این بی قانونی که به وسیله ی تامین اجتماعی و پیمانکاران کاربردی می شود ، قربانی شدن آینده ی خانواده ی کارگران است . این وضعیت در حالی است که ، تامین اجتماعی متعلق به میلیون ها کارگری است که از سال های 1325-1326 تا به امروز با پرداخت حق بیمه این سازمان را سامان داده اند . ( 23 درصدی که پیمانکاران در ظاهر به نام کارگران واریز می کنند در حقیقت آن بخش از سهم حقوق کارگران است که مستقیما” باید توسط پیمانکار به حساب تامین اجتماعی واریز گردد ) درصورتی که برخی آن را سهم کارفرما تصور می کنند این یک برداشت نادرست از واقعیت است .

مسئولان و تکنوکرات هایی  که از طرف دولت ها ، مدیریت این سازمان متعلق به کارگران را به دست گرفته اند ، با انتشار آیین نامه هایی خود ساخته ، و ضد کارگری وضد قانون کار، موادی را بر خلاف این قانون  که، بر گرفته از قانون اساسی کشور است ، وارد مناسبات تامین اجتماعی می کند ، که بدین صورت منافع کارگرانی را که هر کدام 30 سال با رنج و تحمل سخت ترین کارها ، نعمات مادی را تولید می کند و بدین صورت ساختار اقتصادی جامعه را پاس می دارند ، به چالش گرفته اند . علاوه بر مطالب گفته شده در بالا ، طبق قانون کار موجود، می باید برای محاسبه ی بازنشستگی کارگران دو سال آخر بازنشستگی مورد بررسی قرار گیرد . مسئولیت هر خلاف در این زمینه به سازمان تامین اجتماعی بر می گردد ، که بازرسانی برای نظارت بر کار پیمانکاران و محاسبه ی حقوق دریافتی نیروی کار را ، کاربردی نکرده است . در حال حاضر با بهانه قرار دادن برخی موارد ،5 سال آخر را برای بازنشستگی محاسبه می کنند . استدلال مدیران تامین اجتماعی : نباید در حقوق به یکباره جهش ریالی صورت گیرد . در حالی که این جهش ریالی در مورد کار پروژه ای و قرارداد موقتی غیر قابل اجتناب می باشد ، زیرا آنها قراردادشان با پیمانکاران ساعت کاری است . زمانی که دولت یک پروژه را در اولویت قرار می دهد مانند پالایشگاه شازند اراک یا هم اینک فازهای 17-18 و 15-16 پارس جنوبی ساعات کار حداقل 12 ساعت و در اکثر مواقع تا 16 ساعت در روز ادامه می یابد . یعنی هر روز کاری معادل دو روز کار و 40 درصد بابت اضافه کاری ، کار صورت می گیرد . حداقل زمان کاری برای کارگران پروژه ای 278 ساعت است از سوی دیگر وزارت کار اعلام نموده است از شهریور یا مهر 93 اضافه کاری های کارگران برای بازنشستگی محاسبه نمی گردد . این اعلامیه نیز بر خلاف مفاد قانون اساسی و مقاوله نامه های بین المللی است که دولت های بر سرکار آمده ایران خود را موظف به اجرای آن کرده اند . کارگران از کسی صدقه نمی گیرند ،که اینک دولت بخواهد آن را کم یا زیاد کند . تامین اجتماعی از پس اندازهای سال های طولانی پدران ما و خود ما به وجود آمده است . دولت به هیچ وجه حق دخالت در اموال غیر دولتی را ندارد . این سرمایه ی کارگران است . یک کارگر یا نیروی کار ،30 سال تولید می کند تا 10 سال باقی مانده از زندگیش را با حداقل حقوق بازنشستگی یک زندگی شرافت مندانه را بگذراند . چرا باید یک وزارت خانه پولی را که به خود کارگران تعلق دارد ، بخواهد از آنها دریغ کند . این معیار ، با کدام جهان بینی و قانونی در دنیا انطباق دارد . آیا این هم از دستورات صندوق بین المللی پول ( که 51 درصدش به امریکا تعلق دارد ) نیست !!؟؟

یک نمونه ی زنده برای اثبات قانون شکنی های تامین اجتماعی. طبق لیست های بیمه در تامین اجتماعی من از سال 54 کار پروژه ای انجام داده ام . پیش از سال 93 من از تامین اجتماعی 25 تهران تقاضای بازنشستگی کرده ام به من اعلام شد شما تنها 24 سال و 8 ماه سابقه ی کار دارید . عدم نظارت تامین اجتماعی بر کار پیمانکاران و رها کردن منافع کارگران ، برای این جانب پس از 39 سال کار 24 سال و 8 ماه سابقه ی بازنشستگی منظور شده است .  با این وجود من پذیرفتم با همین مقدار سابقه بازنشسته شوم ( سن من 67 سال است ) تامین اجتماعی 25 تهران ،با توجه به اینکه این جانب اسناد ارتقاء شغلی و قراردادهای کارم را که ساعت کاری با پیمانکاران است به شعبه 25 تهران تحویل داده ام با این وجود اعلام نموده است که باید 5 سال آخر کار من برای بازنشستگی محاسبه گردد . ( در حالی که 5 سال آخر کار من 3 سال آن در شازند اراک که اولویت دولت احمدی نژاد بود و کار با ساعات بالا و فشار زیاد صورت گرفت و اینک نیز 2 سال و چند ماه در فازهای 17-18 پارس جنوبی است با فشار و ساعت کار بالا و قرارداد ساعتی  ) اعتراض های من ،پرونده ی مرا به کمیسیون های تامین اجتماعی برد ولی باز هم همان نظریه اول را اعلام نمودند ،چرا؟

طبق قانون کار و طبق مقاوله نامه های بین المللی که امضا آن به وسیله دولت های پس از انقلاب ایران و آن ها را  موظف  به کاربردی کردن آن نموده است. ساعت کار در روز نباید بیش از 8 ساعت باشد و اضافه کاری در روز نباید بیش از 2 ساعت باشد و هر روز نیز نمی تواند صورت گیرد. ولی کار پروژه ای و قراردادهای موقت روزانه 12 ساعت کار که در 24 روز کار کرد 288 ساعت کار است. که نسبت به 176 ساعت کار ماهانه یک کارگر معمولی در کارخانه ها 112 ساعت کار اضافی صورت می گیرد. وقتی 40 درصد اضافه کاری طبق قانون کار را که 44 ساعت است را محاسبه کنیم جمع کارکرد یک نیروی کار332 ساعت در 24 روز میشود یعنی 162 ساعت کار اضافی صورت می گیرد ولی تامین اجتماعی به کارگران پروژه ای به چشم یک کارگر معمولی با 176 ساعت کار ماهانه می نگرد و بالا و پایین شدن حقوقی که بر اساس ساعت کاری و قرارداد موقت امری است عادی. تامین اجتماعی آنرا معیار قضاوت خود قرار داده است  و هیچ قانونی هم از حقوق کارگران در این مورد دفاع نمی کند.

پارس جنوبی – ناصر آقاجری،26-09-1393

بی توجهی کارفرمایان واحدهای تولیدی به ایمنی کاروافزایش پرونده های قضایی ناشی از حوادث کاری !

ایرنا طی گزارشی بتاریخ11دی،از افزایش تعداد پرونده های ناشی از حوادث کاری ، بهداشت و محیط زیست در شهرستان نمین،خبر داد.

برپایه این گزارش، افزایش بیماری های ناشی از کار کارگران  وعلت افزایش این گونه پرونده ها بیانگر بی توجهی کارفرمایان کارخانه ها و واحدهای تولیدی به بهداشت ، ایمنی و محیط زیست در منطقه است.

شهرستان نمین در 25 کیلومتری شرق اردبیل قرار دارد.

ریزش آوار در محل گودبرداری جان یک کارگر 17ساله را گرفت

روزگذشته،بدنبال فرو ریختن دیواره خاکی محل گودبرداری در مجیدیه شمالی، خیابان ریحانی،یک کارگر17ساله جانش راازدست داد.

به گزارش 11دی پایگاه خبری 125، مرتضی بهروز معاون منطقه سه عملیات آتش نشانی تهران در مورد این حادثه گفت: در یک قطعه زمین برای احداث ساختمان جدید به عمق 3 تا 4 متر گودبرداری شده بود که ناگهان یکی از دیواره های جانبی این محل فرو ریخت.

وی افزود: پیش از وقوع این حادثه چند تن از کارگران در داخل محل گودبرداری سرگرم کار بودند که با ریزش آوار همگی به سرعت از محل گریختند اما یکی از آنان که جوانی 17 ساله بود نتوانست بگریزد ودرزیر خروارها خاک مدفون شد.

معاون عملیات منطقه سه سازمان در ادامه اظهار داشت: آتش نشانان موفق شدند با خاک برداری در کمترین زمان ممکن، شخص مورد نظربه نام فرهاد-ب 17 ساله را از زیرآوار خارج کرده و تحویل عوامل اورژانس بدهند که آنان نیز پس از انجام معاینات اولیه، فوت وی را تائید و اعلام کردند.

یازدهم دی ماه1393

akhbarkargari2468@gmail.com

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.