محیط زیست

دریاچه آرال و دریاچه اورمیه

5 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

03
https://rangin-kaman.net/?p=14508

لینک کوتاه

03سامان جهانپور

نزدیک به دو سال پیش شروع به خواندن اولین مقاله ی تحقیقی در مورد دریاچه آرال برادر بزرگتر دریاچه ی اورمیه کردم. مقاله ای جامع و کامل از سفیر سابق کشور ازبکستان در روسیه و وزیر اسبق امور خارجه ی کشور ازبکستان بختیار انوروویچ اسلاموف در مورد وضعیت اقتصادی و محیط زیستی کشور کازاک ائلی (قزاقستان)، ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان قبل و بعد خشک شدن دریاچه آرال.این مقاله سرآغازی شد در مورد تحقیق من در مورد دریاچه اورمیه.

با این که مقاله بیشتر بر روی مشکلات اقتصادی تمرکز داشت اما اشاراتی هم به وضعیت بهداشتی و سلامتی مردم دو کشورهای همسایه ی دریاچه ی آرال داشت. از وضعیت خاک که به علت توفان های نمک و گرد و خاک در گذر زمان غیر قابل کشت شده بود و تغییر وضعیت اقلیمی محیط گرفته تا سونامی بیماری ها به صورت جزئی در این مقاله بررسی شده بود. این مقاله نتیجه ی سال ها تحقیق و بررسی کشورهای همسایه دریاچه ی آرال است.قبل از این کشورها، کشور اتحاد جماهیر شوروی این وظیفه را بر عهده داشت. با اینکه اتحاد جاهیر شوروی با اتخاذ سیاستهای غلط در حوزه ی صنایع و معادن، کشاورزی و محیط زیست باعث خشک شدن چهارمین دریاچه ی بزرگ دنیا شده بود اما حداقل از نتایج بد خشک شدن دریاچه مطلع بود و سعی و تلاش خود را در به حداقل رساندن این زیانها متمرکز کرده بود.

وضعیت دریاچه ی اورمیه بسیار متفاوت با دریاچه ی آرال است. در جمهوری اسلامی ایران دولت سال ها در خواب زمستانی بود و یا بهتر است بگوییم خود را به خواب زده بود. در سال های ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد نه تنها آمار و داده هایی در مورد محیط زیست منطقه و بهداشت و سلامت مردم منطقه جمع آوری و منتشر نشده است بلکه از انتشار آمار گروه هایی که در حوزه ی محیط زیست و یا سلامت فعالیت می کنند جلوگیری به عمل آمده است.

متاسفانه در سال های اخیر با گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی همیشه عده ای خواسته و یا نخواسته دست به انتشار اخباری زده اند که دور از حقیقت بود. در کشور ایران مردم اخبار دروغ را زودتر از حقیقت باور می کنند شاید به دلیل اینکه در میان این همه مشکلات اقتصادی مردم حوصله ی تحقیق ندارند و شاید هم به علت زندگی در سیستمی که سال ها اخبار درست را از مردم پنهان کرده است و مردم دیگر به سیستم اطمینانی ندارند همیشه اخباری که دور از حقیقت است و سیستم بر دروغ بودن آن تاکید دارد را می پذیرند .در هنگام خواندن این اخبار شاید عده ای که در این مورد تحصیل کرده اند به دروغ بودن این خبر پی ببرند اما افراد از جامعه که اطلاعات کافی ندارند به صورت اتوماتیک و بدون کوچکترین شکی این اخبار را باور می کنند. در این میان وظیفه ی افرادی که اطلاعاتی در مورد موضوع منتشر شده و دروغ دارند آگاه سازی مردم است. هدف من هم ازتحقیق و نگارش در مورد دریاچه اورمیه آگاه سازی مردم آذربایجان است.

تحقیق از وضعیت دریاچه ی اورمیه آغاز شد و از آنجایی که حوزه ی تحصیلی من مربوط به بهداشت و سلامت است تحقیقاتم را بر روی بهداشت و سلامت منطقه آذربایجان قبل و بعد از خشک شدن دریاچه متمرکز کردم.

در مقالات اول به علت نبود آمار دقیق از وضعیت بهداشتی و سلامت آذربایجان بیشتر تمرکز خود بر آگاه سازی مردم نسبت به اثرات خشک شدن دریاچه اورمیه متمرکز کرده بودم اما طی این دوسال با کمک دوستانی که در تبریز و اورمیه بودند شروع به جمع آوری داده ها و اطلاعاتی در مورد بهداشت و سلامت منطقه کردیم که جای دارد از تک تک این دوستان و اساتید گرامی که من را در این راه همراهی کردند تشکر کنم.

اولین داده ها حکایت از وجود میزان بالای فلزات سنگین، آفت کش ها و ترکیبات سمی در آب دریاچه اورمیه داشت. هر یک از این مواد و ترکیبات اثرات مخرب مختص به خود را بر بدن انسان را دارند. با گذشت مدتی و کسب اطلاعاتی نسبی در مورد وضعیت آب دریاچه ی اورمیه شروع به جمع آوری اطلاعاتی در شهر و روستاهایی که از قبل انتخاب کرده بودیم و در جوار دریاچه ی اورمیه بودند کردیم. به علت کمبود افرادی که ما را در این راه همراهی کنند بیشتر در مورد بیماری های شایع شده در شهر ها و روستاهایی که از قبل انتخاب شده بود کردیم. تبریز، اردبیل، اورمیه، بناب، مراغه، بستان آباد، میاندوآب، خوی و مشکین شهر، نمین و چندین شهر و روستای دیگر در این تحقیقات جای داشتند.
متاسفانه همان طور که پیش بینی میشد سونامی ای از بیماری های روانی و جسمانی آذربایجان را در آغوش گرفته است. آمار بسیار تکان دهنده ای از رشد بیماری های تنفسی و گوارشی به دست آمد. بیماری های چشمی که بیشتر ویروسی بودند. بیماری های قلبی و انواعی از سرطانها. بیماریهای گوارشی و تنفسی پیشتاز این لیست بلند بالا بودند بعد از این بیماری ها مشکلات و بیماری های بینایی بیشترین آمار را به خود اختصاص داده بودند.

افرایش آمار بیماری ها علت های زیادی می تواند داشته باشد که بدون بررسی نمی توان اظهار نظری کرد. در این قسمت ما به علت کمبود بودجه و افراد چهار شهر و چهار روستا را انتخاب کرده و شروع به بررسی این شهرها و روستاها که بیشترین آمار بیماری های گوارشی مربوط به این مناطق بود کردیم.

در بررسی هایی که انجام دادیم علت چهل و سه درصد از شکایات مربوط به بیماری های گوارشی روانی بود. در سالهای اخیر با افزایش فشارهای جهانی بر کشور ایران و ناکارآمد بودن سیاست های دولتی این فشار ها به مردم منتقل شده اند. پایین آمدن قدرت خرید مردم و فشارهای اقتصادی وضعیت روانی مردم را به هم ریخته است. همین نبود تعادل روانی سرآغازی برای بسیاری از بیماری های گوارشی شده بود. اقزایش آمار بیماری ها تنها مربوط به بیماری های گوارشی نبود بلکه در بیماری تنفسی نیز شاهد جهش بودیم که سی و یک درصد بیماری های تنفسی علت روانی داشت.

افزایش فشار اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم باعث حذف برخی از کالاهای اساسی و کوچکتر شدن سفره های مردم شده است. دریافت نکردن مواد غذایی اصلی خود دلیل دیگر افزایش بیماری ها بود اما نه دلیل اصلی. چون بیماری هایی که در این تحقیق بررسی شده بودند در قشر پردرآمد جامعه هم به نسبت یکسان با قشر کم درآمد جامعه دیده میشد. علت را باید در محیط زندگی مردم جستجو می کردیم. به بررسی داده های اولیه در مورد افزایش میزان فلزات سنگین و آلاینده های شیمیایی در محیط شروع کردیم. آب نوشیدنی مردم اولین نامزد این بررسی بود.

اقدام به نمونه گیری از آب لوله کشی شهرها و روستا ها و چاه هایی که روستاییان از آب آنها به عنوان آب قابل شرب استفاده می کردند کردیم. همان طور که پیش بینی میشد آب لوله کشی شهر ها و روستا از استاندارد کافی برخوردار نبودند. وجود نیترات در آب لوله کشی، آب چاه های روستا وضعیت بدتری داشت علاوه بر نیترات نمونه های آبی حکایت از مقدار بالای فلزات سنگین در آب داشت. هم خشک شدن دریاچه ی اورمیه و هم نفوذ فاضلاب های کارخانجات به حفره های آبی از دلایل آلودگی بود. همین فاضلاب ها در کلان شهر تبریز نیز باعث آلودگی آب های زیر زمینی شده بود شهر تبریز که تنها بیست و شش درصد فاضلاب آن جمع آوری می شود. بقیه آب بدون هیچ دخالتی در محیط رهاسازی می شود که باعث آلودگی خاک و آب محیط زندگی ما میشود.+

در کل تقسیم بندی آلاینده های آبی به صورت زیر است:

1- میکرو ارگانیسم ها شامل کریپتوسپوریدیوم، ژیاردیا لامبلیا، هتروتروف ها، لژیونلا پنوموفیلا و باکتری اکولی و … است.

2- مواد ضد عفونی کننده و شوینده ها شامل کلرآمین، کلرین و کلرین دی اکسید است.

3- مواد ضد عفونی کننده فراوردههای فرعی شامل هالواستیک ها، برومات، کلریت و تریهالومتان ها است.

4- مواد شیمیایی معدنی شامل آنتیموان، آرسنیک، آزبست، برلیم، مس، جیوه، سیانید، نیترات، نیتریت، سرب، باریم، کادمیوم، کرومیوم، سیانید، فلوراید، سلنیم و تالیم است.

مواد شیمیایی آلی شامل آکریل آمید ها، اکلرها، آترازین، بنزن، کربوفوران، کلردان، اندرین، تولوئن و… است.

5-  پرتوزاها شامل ذرات آلفا، بتا، رادیوم دویست و بیست و شش، رادیوم دویست و بیست و هشت، اورانیوم است.

این مواد شیمیایی و میکروارگانیسم ها باعث بروز بیماری های بسیار خطرناک در بازه های زمانی کوتاه و طولانی میشود. برای مثال نیترات در آب باعث تبدیل هموگلبین های خون به متهموگلوبین می شود در نتیجه ظرفیت اکسیژن رسانی بدن کاهش می یابد و سردرد، سرگیجه، سیاهی دور چشم را به دنبال دارد. علاوه بر این میزان نیترات در آب رابطه ی مستقیمی با شیوع سرطان دستگاه گوارشی دارد. نیترات بیشترین آسیب را به کودکان تازه متولد شده میزند. اکثر این مواد باعث افزایش ریسک ابتلا به سرطان می شوند. بیماری های کبدی کلیوی و تومورهای مغزی و صدها بیماری دیگر از مضرات این مواد هستند.

قبل ازهر فعالیتی به علت وجود برخی شایعات در مورد وجود مواد پرتوزا در آذربایجان به علت خشک شدن دریاچه ی اورمیه شروع به سنجش میزان تشعشعات آلفا و بتا در محیط و میزان رادیوم و رادون در محیط کردیم. میزان این تشعشعات در محیط کاملا طبیعی بود و این میزان بر اساس استانداردهای جهانی ضرری نداشت. در حالت طبیعی حتی در بدن ما هم مواد رادیواکتیو به میزان خیلی اندک وجود دارد اما اگر مقدار پرتوزایی از استاندارد مشخص شده فراتر رود شروع به آسیب رسانی به جانداران محیط زندگی و انسان ها می کند.

در کنار بررسی پرتوزایی محیط گروهی دیگر آلودگی های آبی محیط را بررسی می کردند. آّب لوله کشی شهرهای تبریز، عجب شیر، صوفیان، جلفا، ملیک کندی (ملکان)، مراغه، بناب، کلیبر، اردبیل، اورمیه، میانه، اهر، بستان آباد، سلماس، قوشاچای، چالدران، مشکین شهر، خوی، خلخال، نمین و برخی روستاهای آذربایجان شرقی و غربی که در مجاورت دریاچه ی اورمیه بودند بررسی شد.

در روستاهای نزدیک دریاچه ی اورمیه بیشتر از آب چاه های روستاها نمونه برداری شد. متاسفانه به علت نفوذ فاضلاب های صنعتی به آب های زیر زمینی آب چاه های روستاها در شهرستانهای بستان آباد، میانه، بناب، عجب شیر، خوی، سلماس، قوشاچای به هیچ عنوان قابل شرب نبودند. از طرفی دیگر خشک شدن دریاچه اورمیه تعادل اکوسیستمی محیط را به هم زده است آب چاه ها شورتر از قبل شده بود. شور شدن آب چاه و و افزایش غلظت فلزات سنگین در آب به شدت سلامت مردمان ساکن روستاها را تهدید می کند. آمار بیماری ها نشانگر افزایش شمار بیماری های گوارشی در مردم این روستا بود. شوری آب و فلزات سنگین به دندان های کودکان روستایی آسیب رسانده بود. در بررسی های انجام شده از هر ده کودک روستایی در محدوده سنی پنج تا سیزده سال نه نفر به علت مصرف آب چاه ها دچار پوسیدگی و لکه دار شدن دندان ها شده بودند. همین پوسیدگی دندان در سنین خردسالی باعث و بانی بسیاری از بیماری های گوارشی در سنین بزرگسالی است.

از دیگر بیماری های شایع شده در منطقه که عمده علت آن خشک شدن دریاچه ی اورمیه و بر هم خوردن تعادل اکوسیستمی محیط بود می توان به افزایش کم خونی، بیماری های پوستی، بیماری های تنفسی مانند آسم، فیبروز سیستیک، آمفیزم و فشار خون ریوی، بیماری های چشمی اشاره کرد. علت بیماری های چشمی نیز آلودگی بیش از حد هوا و بیماری ویروسی به نام آدنوویروس بود که در اثر آلودگی هوا به وجود آمده بود. آدنوویروس باعث سرخی چشم، خارش، تاری دید، عفونت چشمی و در شرایط حاد در زیر چشم کیسه ی آبی تشکیل شده و باعث آسیب های جبران ناپذیر بینایی می شود.

آب لوله کشی کلان شهر تبریز که سالهاست فقط نام شهر اولین ها را یدک می کشد بسیار اسفناک بود. اگر در شهرک رشدیه و باغمیشه ی تبریز لیوانی پر از آب لوله کشی را بو کنید بوی آب آکواریوم ماهی می دهد.

در آب لوله کشی تبریز میزان نیترات و نیتریت بالاتر از میزان تعیین شده در استاندارد جهانی بود برخی از نمونه های آبی حاوی میکروارگانیسم هایی مانند باکتری اکولی بودند. استاندارد جهانی در مورد فلزات سنگین رعایت نشده و در برخی موارد دو با سه برابر استاندارد جهانی بود. در آب لوله کشی شهر اردبیل آرسنیک و جیوه وجود داشت. شهر اورمیه وضعیت بدتری نسبت به سایر شهر ها داشت میزان نیترات آب صد و سه پی پی ام یعنی دو برابر استاندارد. میزان فلوراید آب چهار برابر استاندارد جهانی بود. میزان مواد شیمیایی معدنی به حدی بالا بود که این تصور در انسان به وجود می آمد که شاید این آب بدون اینکه تصفیه شود وارد لوله های آب رسانی شهری شده است. سختی آب هم از طرف دیگر سلامت مردم را تهدید می کرد در همه ی شهر های بررسی شده که در ابتدای مقاله نام آنها آورده شده است میزان نیترات و نیتریت بالاتر از استاندارد جهانی بود. به علت اینکه این مقاله برای عموم مردم نوشته شده است و نخواستیم بیش از حد به بحث های تخصصی وارد شویم از ذکر بسیاری از نتایج آزمایشات صرف نظر کردیم اما باید این نکته مهم را متذکر شویم که آب شهرهای آذربایجان قابل شرب نیست. علت بسیاری از بیماری های گوارشی هم همین نبود استاندارد جهانی مربوط به حوزه سلامت در زندگی روزانه ی مردم است. این استانداردها نه از طرف مردم بلکه باید از طرف سیستم حکومتی به اجرا گذاشته شود.

در سال های اخیر حکومت جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان به این چنین گزارشاتی روی خوش نشان نداده و در برخی موارد نگارنده های اینگونه گزارشات را به علت نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی بازداشت کرده است. وقتی سیستم در مقابل اینگونه گزارشات پاسخگو نباشد این وظیفه مردم می شود تا حداقل استانداردهایی را در زندگی روزانه ی خود رعایت کنند تا در طول زندگی دچار بیماری نشوند.

در مبحث آب شرب مردم ساده ترین روش که می توانند انجام دهند تا تاثیرپذیری از محیط زندگی را کاهش دهند استفاده نکردن از آب لوله کشی به عنوان آب شرب است. شستشو و نظافت با این آب مشکلی ندارد.

اما شاید در این میان عده ای برای پر کردن جیب های خود شروع به تبلیغات محصولات تصفیه ی آب کنند. بهترین و کارآمدترین دستگاه های تصفیه دستگاه هایی هستند که روش اسمز معکوس کار می کنند. این دستگاه ها حاوی پنج یا شش و شاید هفت فیلتر هستند که فقط می توانند تعداد اندکی از فلزات سنگین و سختی آب را کاهش داده و با کمک روش اسمز معکوس نیترات و نیتریت آب را کاهش دهند. اما باز بسیاری از آلاینده های آبی از این فیلتر ها عبور می کنند یعنی این آب باز هم قابل شرب نیست. از طرفی در بازار قیمت دستگاه های تصفیه ی آب که با استفاده از روش اسمز معکوس آب را تصفیه می کنند بسیار بالاست و با این وضعیت اقتصادی مردم قدرت خرید این چنین وسایلی را ندارند. سایر دستگاه های تصفیه هم تنها سختی آب را کاهش می دهند و فایده ی دیگری ندارند. جوشاندن آب نیز شاید در مواردی باعث بهبود کیفیت آب شود اما باعث افزایش نیترات آب می شود. پس بهتر است از آب لوله کشی فقط جهت نظافت استفاده شود.

در کل نبود سیاست درست دولتی درقبال وضعیت محیط زیست آذربایجان در سالهای اخیر سرآغازی بر وقوع چنین فاجعه ای شده است. از یک طرف آلودگی هوا از طرف دیگر آلودگی آبی و بر هم خوردن تعادل اکوسیستم. متاسفانه همین بی تفاوتی در حوزه بهداشت و سلامت هم ادامه دارد. نبود آمارهای دقیق، کتمان حقیقت و داشتن نگاه قهری نسبت به انتشار آمار باعث بروز چنین فاجعه هایی شده است. حتی در مبحث دریاچه ی اورمیه دولت وظیفه دولت، خبررسانی درست و آگاه سازی مردم است اما شاهد چنین اتفاقی نیستیم. دریاچه ای که تنها پنج درصد آب آن باقی مانده است دیگر شبیه دریاچه نیست بلکه بمب شیمیایی است. با این سرعت خیره کننده اگر دولت بخواهد جلوی خشک شدن کامل دریاچه ی اورمیه را بگیرد همین پنج درصد آب باقی مانده هم بخار شده است پس در برنامه ریزی ها باید مردم را نسبت به خطرات بعد خشک شدن دریاچه آگاه کند در عین حال شروع به تجهیز بیمارستان ها و مراکز بهداشتی کند تا آمادگی رویارویی با سونامی بیماری های شناخته شده و ناشناخته را در سال های پیش رو داشته باشد اما خبری نیست تنها وظیفه ای که دولت و خبرگزاری ها به خوبی انجام می دهند سانسور و نشر اخبار دروغ است.

در آخر باید متذکر شد این اولین موج از بیماری ها و تغییرات اقلیمی در اثر خشک شدن دریاچه ی اورمیه است در موج دوم که بعد از خشک شدن کامل و شدن گرفتن طوفانهای نمک روی خواهد داد شاهد آماری به مراتب بدتر از این خواهیم بود.

در آینده نزدیک با تکمیل تحقیقات گزارش کامل این تحقیق منتشر خواهد شد.

سامان جهانپور – باریش

 ——————————————-

منابع

Arbuckle TE, Sherman GJ, Corey PN, Walters D, Lo B. 1988.Water nitrates and CNS birth defects:        a population-based case-control study. Arch Environ Health 43:162–167.

Aschengrau A, Zierler S, Cohen A. 1993. Quality of community drinking water and the occurrence of late adverse pregnancy outcomes. Arch Environ Health 48:105–113.

Bartsch H, Ohshima H, Pignatelli B. 1988. Inhibitors of endogenous nitrosation. Mechanisms and implications in human cancer prevention. Mutat Res 202:307–324.

Blot WJ, Li J, Taylor PR, Guo W, Dawsey S, et al. 1993. Nutrition intervention trials in Linxian, China: supplementation with specific vitamin/mineral combinations, cancer incidence, and disease-specific mortality in the general population. J Natl Cancer Inst 85:1483–1491.

Grant W, Steele G, Isiorho SA. 1996. Spontaneous abortions possibly related to ingestion of nitrate-contaminated well water—LaGrange County, Indiana, 1991–1994. MMWR Morb Mortal Wkly Rep 45:569–572.

Mueller BA, Newton K, Holly EA, Preston-Martin S. 2001.Residential water source and the risk of childhood brain tumors. Environ Health Perspect 109:551–556.

Parslow RC, McKinney PA, Law GR, Staines A, Williams R, Bodansky HJ. 1997. Incidence of childhood diabetes mellitus in Yorkshire, northern England, is associated with nitrate in drinking water: an ecologic analysis. Diabetologia 40:550–556.

Roediger WE, Lawson MJ, Radcliffe BC. 1990. Nitrite from inflammatory cells: a cancer risk factor in ulcerative colitis. Dis Colon Rectum 33:1034–1036.

Sandor J, Kiss I, Farkas O, Ember I. 2001. Association between gastric cancer mortality and nitrate content of drinking water: ecological study on small area inequalities. Eur J Epidemiol 17:443–447.

van Maanen JM, Pachen DM, Dallinga JW, Kleinjans JC. 1998. Formation of nitrosamines during consumption of nitrate and amine-rich foods, and the influence of mouthwashes. Cancer Detect Prev 22:204–212.

WHO. 2004a. Nitrates and Nitrites in Drinking-Water. WHO/SDE/WSH/04.08/56. Rolling revision of the WHO guidelines for drinking-water quality. Draft for review and comments. Geneva:World Health Organization. Available: http://wwwwho.int/water_sanitation_health/dwq/chemicals/en/

nitratesfull.pdf [accessed 31 May 2005].

WHO. 2004b. Guidelines for Drinking Water Quality. 3rd Ed, Vol. 1, Recommendations. Geneva:World Health Organization.

Zeman CL, Kross B, Vlad M. 2002. A nested case-control study of methemoglobinemia risk factors in children of Transylvania,Romania. Environ Health Perspect 110:817–822.

http://iranglobal.info/node/38037

 
Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما