مصاحبه با مزدک لیما کشی در باره مسئله ملی _ قومی

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

ـ بحث گروه های چپ نه سیستم فدرال و یا ایالتی بلکه جمهوری فدرال است . ایجاد جمهوری فدرال برای کشورها و مناطق متفرق و در حال تاسیس شاید ایده خوبی باشد اما برای کشوری که بیش از دو هزار سال سابقه تاریخی دارد نه تنها ایده خوبی نیست بلکه ایده خطرناکی است. کشوری که یک پارچه است تقسیم کردنش به چند جمهوری فدرال و آن هم از بالا ناشی از تفکری افراطی است که جایگاهی در ملیون ها مردم ایران ندارد و حتی مردم ایران خبری از چنین ایده ای ندارند.

ما تا ایجاد یک جمهوری پارلمانی نیاز به چند دهه مبارزه داریم و طرح جمهوری فدرال نه تنها در خدمت ایجاد جمهوری پارلمانی نیست بلکه آن را به عقب انداخته و راه را بر یک اتحاد گسترده نیز می بندد. برای اداره غیر متمرکز کشور نیاز به کار کارشناسانه علمی و دراز مدت می باشد. گروه هایی چون حزب توده ، سازمان اکثریت و … در مقابل طرح ایجاد یک جمهوری پارلمانی ایده ایجاد یک جمهوری فدرال را پیشنهاد می کنند که من با آن کاملا مخالفم.

– ۱- بنظر شما ،آیا در ایران مشکل تبعیض ملی _ فرهنگی وجود دارد؟ و یا به عبارتی دیگر، آیا ما مشکلی بنام مسئله ملی _ قومی و اتنیکی _ فرهنگی در ایران داریم؟ اگر آری چگونه و اگر خیر چرا؟

در دمکرات ترین کشورهای جهان با آن که قوانینی برای جلوگیری از تبعیض فرهنگی وجود دارد متاسفانه تبعیض فرهنگی از طرف اکثریت جامعه بر اقلیت انجام می گیرد. از دیدگاه حقوق بشری هیچ خشونتی بدتر از تبعیض فرهنگی در جهان نیست. در کشور ما در این زمینه اساسا برنامه ای برای جلوگیری از تبعیض فرهنگی وجود ندارد و تبعیض فرهنگی به امری عادی تبدیل شده است .

در باره تبعیض ملی با توجه به اینکه در مناطق مرزی کشور اقوامی زندگی می کنند که نیمه دیگرشان در کشور دیگری هستند مساله حساس تر می شود. آذربایجانی ها نیمه دیگر خود را در جمهوری آذربایجان و ترکیه ، کردها نیمه دیگر خود را در ترکیه و عراق ، بلوچ ها نیمه دیگر خود را در پاکستان و افغانستان دارند. هر چند هر سه این اقوام با فارس ها تاریخا از یک قوم و مذهب هستند اما از جنبه زبانی از هم فاصله گرفته اند.

در مورد عرب ها و یا عرب زبان ها ، ارمنی ها ، ترکمن ها باز مساله تا حدی متفاوت است. به طور مثال از تبعیض ملی در باره ارمنی ها کسی حرف نمی زند. بغرنجی مساله ملی در ایران با توجه به هم زیستی هزاران ساله اقوام ساکن ایران زمین بیشتر از هر جای دیگری است. در عراق کسی از مشابهت فرهنگی و قومی عرب ها و کردها حرف نمی زند و در ترکیه بحثی از هم قوم بودن کردها و ترک ها نیست و لذا یک خط روشن بین دو قوم مستقل از هم در عراق و ترکیه وجود دارد. به دلیل ویژه گی های قومی در ایران است که ستارخان ، باقر خان ، سنجابی ها و فروهرها و مصدق رهبرانی ملی ما هستند.

مساله ملی در ایران یک کمپلکس است که این مشکل به قول ما ریاضی دان ها یک مشکل خطی نیست. در پاسخ به این پرسش شما مبنی بر تبعیض ملی باید به چهار نظریه ای که در ایران در برخورد به این مساله وجود دارد رجوع نمایم. نظریه اول متعلق به کمونیست ها است که معتقد به وجود ملت ایران نیستند و بر این عقیده اند که ایران از تعدادی از ملیت های متفاوت تشکیل شده و از طرف حکومت مرکزی ستم ملی بر خلق های ایران روا می شود و با این پیش فرض با استفاده از تجارب حزب کمونیست شوروی سابق خواهان ایجاد یک جمهوری فدرال در ایران هستند و پیشاپیش حق هریک از خلق های ساکن ایران برای جدایی را به طور آشکار یا پنهان به رسمیت می شناسند. نظریه دوم متعلق به احزاب و گروه های ناسیونالیستی و پان ایرانیستی و سلطنت طلبان است که اساسا وجود تبیض فرهنگی و ملی را کتمان می کنند و حتی تدریس به زبان مادری را خطری برای تجزیه ایران می دانند. نظریه سوم متعلق به دسته جات افراطی اسلامی است که هم منکر ملت ایران و هم منکر دیگر اقوام ایرانی هستند و طرفدار امت اسلامی می باشند. اما نظریه چهارمی نیز وجود دارد که معتقد به وجود ملت ایران و همچنین اقوام دیگری در ایران است و بر این باور است که تعیض فرهنگی ، ملی ، مذهبی در ایران وجود دارد و برای حل این مشکلات راه های دیگری را پیشنهاد می کنند. به گمان من نیروهای هودار دمکراسی بدون داشتن پیش فرض ها بایستی به مساله حقوق شهروندی مردم در چهار چوب اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون جهانی حقوق مدنی و سیاسی و پیمان جهانی خقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل متحد راه حل های جدیدی را برای مشکلات موجود جستجو نمایند.

۲- آیا در صورت حاکم شدن یک حکومت دمکراتیک در ایران فردا و برقراری حقوق شهروندی در کشور؛ مشکلات اتنیکی – ملی ما قابل حل هستند؟ اگر پاسختان منفی ، چرا؟

به قول مولانا "در خانه اگر نتوان نشست"، اما از آن جا که آینده از همین امروز ساخته می شود و ملاتش نتیجه بحث های همین امروز است نظرم را اینگونه فرموله می کنم. اگر پایه اندیشه ما ایجاد یک دمکراسی در ایران باشد امکان برای هم زیستی بین همه ایرانی ها مسلما بیشتر خواهد شد. اما از آن جا که نباید گفت حتما مسائل این گونه یا آن گونه پیش خواهد رفت. باید بگذاریم و ببینیم که سیر وقایع چه خواهد شد و نقش هواداران دمکراسی در آن چه خواهد بود. واقعیت این است که مساله ملی صرفا مبتنی بر تبیض ملی نیست زیرا در بلژیک آن ها که تبعیض گرند می خوهند از خیر دیگران خود را رها کنند. فلاماندرهای پولدار، فرانسوی زبان های کمتر پولدار را نمی خواهند. ما نباید مسایل را ساده کنیم. قدم اول ایجاد دمکراسی است و قدم های بعدی ، گفتگو برای چگونه زیستن در دمکراسی و حق و حقوق هر جمعی برای چگونه زیستن است. در دمکراسی ها حتی جدا شدن از هم نیز با گفتگو حل و فصل می شود نه با جنگ و کشتار و این است پاسخ من به پرسش دوم شما.

۳- – آیا تقسیمات کشوری بر اساس اقوام و مناطق اتنیکی وهمچنین تدریس زبان مادری در مدارس کشور، می تواند قدمی در جهت حل مشکلات ملی – قومی در ایران باشد؟

مسلما اداره کشور بزرگی چون یران با تقسیمات کنونی امری غیر ممکن است و اما اینکه این تقسیمات چگونه باشد نیاز به به یک کار کارشناسی و تحقیقی با استفاده از تجارب دیگر کشورها می باشد که می شود از هم اکنون این کار را آغاز کرد. تا آن جا کی می توان با اطمینان گفت این است که تقسیم کشور به استان های کوچک سبب خواهد شد که این استان های کوچک از لحاظ اقتصادی و دانش تخصصی نتوانند خود را اداره کنند. به طور مثال ، استان مازندران به دو استان گلستان و مازندران تقسیم شده و اگردر غرب مازندران ، از رامسر تا نوشهر یک استان و در مناطق ترکمن نشین نیز یک استان دیگر تشکیل شود ، ظاهرا به خواست مردم این مناطق در کوتاه مدت پاسخ داده ایم اما تجربه ثابت کرده که این استان های کوچک کارآیی ندارند و به گمان من تشکیل ایالتی از چهار استان(در صورت ایجاد دو استان دیگر) شمال شرقی ایران، شاید ایده بهتری باشد.

من موافق تقسیم مناطق بر اساس قومی اتنیکی و مذهبی نیستم و فکر می کنم که این ایده کمونیستی در شوروی سابق فجایع بزرگی را آفرید که کماکان ادامه دارد. من موافق بر رسی جداگانه و ایجاد ایالاتی هستم که خواست مردم آن مناطق را مدح نظر قرار دهد و از راهی دمکراتیک این تقسیمات صورت گیرد و از بالا به مردم دیکته نشود.

برای آموزش زبان مادری نیازی به تقسیمات جغرافیایی نیست شما در تهران هم می توانید به زبان مادری خود حرف بزنید و آموزش ببینید. مشکل ملی پیچده تر از آن است که بتوان با ایجاد یک منطقه جغرافیایی و تدریس زبان مادری آن را حل کرد. این را هم متذکر شوم که شاید در مناطقی شرایط به گونه ای باشد که تقسیم جغرافیایی و زبانی ، ملیتی همسان شود و ایرادی به این کار نیست.

۴- نظرتان در باره جریانات هویت طلبی آذربایجان و جنبش کردان ، بلوچها ، عرب ها ، ترکمن ها چیست؟

ایجاد انجمن ها و تشکل های منطقه ای برای پاسخ گویی به خواست های مردم یک تمرین دمکراسی است . این تشکل ها فقط محدود به این مناطق نیستند به طور مثال در شمال ایران نیز می توان حزب منطقه ای تشکیل داد بدون اینکه مساله قومیتی مطرح باشد. به گمان من بین ادعاهای برخی از این تشکلها و واقعیت های جامعه ما یک دنیا فاصله وجود دارد. تنها در باره کردها که احزاب با سابقه ای دارند می توان قضاوت عادلانه تری داشت. هرچند اکنون احزاب کردی نیز دچار انشاق های بزرگی شده اند. همکاری احزاب ، تشکل های مدنی سیاسی نباید منوط به مسایل اتنیکی ، مذهبی شود. همه تشکل هایی که طرفدار دمکراسی در ایران هستند می توانند با یکدیگر وارد همکاری شوند.

– ۵- به نظر شما چه رابطه‌ای می تواند میان جنبش سبز و جنبش های اتنیکی در سراسر ایران به وجود آید؟

جنبش سبز ، جنبش حق رای مردم است و یک حزب سیاسی نیست که با احزاب سیاسی دیگر متحد شود. جنبش سبز از حق رای مردم جدا از قومیت ، مذهب و منطقه جغرافیای دفاع می کند. نگاهی به برخی از شخصیت های معروف جنبش نشان از آن دارد که قومیت نقشی در این امر ندارد. موسوی آذربایجانی ، کروبی لر و خاتمی یزدی می باشند. حمایت از جنبش سبز دمکراسی خواهانه و مدنی ایران به نفع همه گروه ها می باشد.

– ۶- نظر شما در باره سیستم فدرال چیست؟ آیا سیستم فدرال تضمینی برای تمامیت ارضی ایران فرد است و یا منجر به تجزیه کشور خواهد شد؟

ـ بحث گروه های چپ نه سیستم فدرال و یا ایالتی بلکه جمهوری فدرال است . ایجاد جمهوری فدرال برای کشورها و مناطق متفرق و در حال تاسیس شاید ایده خوبی باشد اما برای کشوری که بیش از دو هزار سال سابقه تاریخی دارد نه تنها ایده خوبی نیست بلکه ایده خطرناکی است.

کشوری که یک پارچه است تقسیم کردنش به چند جمهوری فدرال و آن هم از بالا ناشی از تفکری افراطی است که جایگاهی در ملیون ها مردم ایران ندارد و حتی مردم ایران خبری از چنین ایده ای ندارند. ما تا ایجاد یک جمهوری پارلمانی نیاز به چند دهه مبارزه داریم و طرح جمهوری فدرال نه تنها در خدمت ایجاد جمهوری پارلمانی نیست بلکه آن را به عقب انداخته و راه را بر یک اتحاد گسترده نیز می بندد. برای اداره غیر متمرکز کشور نیاز به کار کارشناسانه علمی و دراز مدت می باشد. گروه هایی چون حزب توده ، سازمان اکثریت و … در مقابل طرح ایجاد یک جمهوری پارلمانی ایده ایجاد یک جمهوری فدرال را پیشنهاد می کنند که من با آن کاملا مخالفم.

– تنطیم پرسش ها توسط کیانوش توکلی

منبع: ایران گلوبال

جامعه رنگین کمان

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.