فرهنگ و هنر

فاصله ها ــ مهرداد عارفانی

11 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=1431

لینک کوتاه

mehrdad.arefani.01تموم پنجره ها رو وا کنین

چی بگم یه جور دیگه نیگا کنین

دیگه قصه های ما جون نداره
 
تو رگاش سه قطره خون نداره

قصه ما شده مثل بوف کور

آرزوها همه شد زنده به گور

عروسک تو انباری خاک می خوره

لباسای زرزریش چاک می خوره

صدفا دریا رو بونه می گیرن

ما هیا تو حوض کاشی می میرن

حوضا بی ماهی مث کویر می شن

ماهیا دودی می شن اسیر می شن

اون سواری که میومد توی شهر

مثل اینکه شده با بچه ها قهر

بدتون نیاد سگا ساده ترن

خیلی از آدما افتاده ترن

کسی فکر تازه تو سر نداره

شعر مهربونو باور نداره

گل مصنوعی تو گلدون می کارن

گلدونا رو سر میدون میذارن

گل مصنوعی صفایی نداره

واسه هیچ دردی دوایی نداره

کاش میشد غم ها رو نقاشی کنم

ابرو از آینه فراشی کنم

شبا گرگم به هوا کیف داره

آدمو یاد قدیما میاره

کاش می شد فا صله ها کم می شدن

گرگا بعد از بازی آدم می شدن

آدمک برفی رو ما سا خته بودیم

تو خیا بون اونو پرداخته بودیم

دونه های هندونه ستاره بود

دلا با هم ولی پاره پاره بود

شب یلدا یه شبش مزه داره

آخه هر چیزی یه اندازه داره

شب ما سنگ تمومه می دونم

اینو از چشمای مردم می خونم

کشتی های کاغذی جنگی نبود

درو دیوارای ما رنگی نبود

با یه چکمه یه زمستون می شکست

گل خنده رو لبامون می نشست

جشن ما با حلبای پاره بود

واسه دلتنگی ما یه چاره بود

ماهی تنگ بلورو می خوامش

اون روزای خیلی دورو می خوامش

گردوهایی رو که با ختم می خوامش

هر چی کاردستی که ساختم می خوامش

مشقامو خودم میخوام خط بزنم

عکسا رو از تو کتابا بکنم

یادمه زنگ حساب و هندسه

می پریدم رو دیوار مدرسه

همه دس به کیف اصغر میزدن

با کتاب تو سر اکبر می زدن

کارت آفرین فقط یه تله بود

همیشه تو دست صادق کله بود

تخمه زیر میز شکستن یادمه

زیپ شلوارو نبستن یادمه

یادمه خوب یادمه خوب یادمه

کتک با فلک و چوب یادمه

دوس دارم قیصر و بازم ببینم

یه بلیط دارم هزار بار بشینم

حالا توی غربت پنجره ها

می خونم با صدای زنجره ها

کلکه آی کلکه آی کلکه

اونی که باغو گرفت متر سکه

زمینا سند مند می خوان چکار

می میرن خاطره ها پشت حصار

جنگ ما با تیرکمون چوبیه

شیشه همسایه چیز خوبیه

جنگ ما جنگ زبون درازیه

خطرش کمتره مثل بازیه

توپ بادی واسه ما کی می خره

کی ما رو تو تیم ملی می بره

دلمون خوشه به قهرمون شدن

با مدال حلبی نشون شدن

تیم ما تیم محله پله

چه کنیم دفا عمون خیلی شله

عطر نون تازه توی کوچه ها

تپش نور روی آلوچه ها

پرش از دیوار باغ آشتالو

ترکه خوردن جای آلبالو

شیرجه رفتن تو آب رودخونه ها

هیش هیش اردکا توی لونه ها

تموم پنجره ها رو وا کنین

چی بگم یه جور دیگه نیگا کنین

یکی باید بیاد و تو کوچه ها

بتونه بازی کنه با بچه ها

یکی باید برسه به داد من

بگیره شعرمو از مداد من

شبا توی کوچه ها جار می کشن

سیم خاردار روی دیوار می کشن

هیشکی بارون رو نمی فهمه دیگه

گنج قا رون رو نمی فهمه دیگه

واسه شیرین کاریا تنگه دلم

واسه شعر پریا تنگه دلم

 

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما