سیاست

یک سال بعد… جای مریم یوسفی در میان ما خالی است.

9 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=628

لینک کوتاه

یک سال بعد…

گفتم که تو ای عمر چرا زود برفتی؟

گفتا چه توان کرد مگر عمر همین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود

گفتا که مگر مصلحت وقت در این بود*

 

«من خود این گونه مرگ را خواهانم، تا آن که شما دوستانم، به پاس خاطر من، زمین را بهتر دوست بدارید.»**

 

یک سال بعد… جای مریم یوسفی در میان ما خالی است.

به پاس خاطر او، خویشاوندان، دوستان و همراهان مریم گرد هم می آیند.

لحظه ای با هم، با خود و در خود… برای گرامی داشت او، برای یاد کردن،

یادمان که همانا روی کردن است… در اندیشه.

اندیشیدن به گذشته، به کنون و به آن چه که فرا می رسد،***

به بی- قراری انسان، شکنندگی وجود،

به هستی تراژیک… چون مقاومت. چون مبارزه.

میترا یوسفی –  شیدان وثیق

شنبه 10 ژوییه 2010

پاریس

Père-Lachaise

ورودی: Gambetta قطعه ی 91

ساعت: 15

*     سلمان ساوجی.

**   نیچه: مرگ خود خواسته در: چنین گفت زرتشت.

*** هایدگر:  Was Heisst Denken? ( آن جیست که اندیشه می نامند؟)

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما