ترامپ یار و یاور خامنه ای: مازیار شکوری گیل چالان  

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

دعوای زرگری دولت های ایران و امریکا سالیان سال است که از تأثیرگذارترین مؤلفه ها در سیاست داخلی دو کشور بوده و می باشد. حاکمان ایران فضای سیاسی داخل کشور را با ادبیاتی چون شیطان بزرگ و دشمن غیر قابل اعتماد در سیطره خود در آورده و به چیدمان نیروهای سیاسی و اجتماعی در داخل کشور پرداخته و می پردازند. در امریکا هم وضعیتی مشابه در جریان بوده و می باشد. ایرانیان منتقد و مخالف سیاست ها و مشی حاکمیت ولایت فقیه با عناوینی چون اسلام امریکایی، پیاده نظام امریکا و . . . از سوی حاکمیت مغضوب شده و به حاشیه رانده شده و می شوند. در امریکا هم شرایط این همانی آشکاری با این سوی کره خاکی قابل لمس بوده و می باشد. نمونه بارز این مدعا مناظرات انتخاباتی کاندیداهای انتخابات اخیر ریاست جمهوری امریکا بود که بیشترین حربه را به دست طرفین رقابت داده بود. اما اکنون “دونالد ترامپ” بیشترین بهره برداری را از ستیز با ایران برای خود کسب نمود و از قبل تبلیغات ستیز با حاکمیت ایران حتی بسیاری از ایرانیان را یقه چاک خود نمود. اما داستان به کدام سمت و سو رفته و خواهد رفت؟؟؟
اول: ترامپ در کمپین انتخاباتی خود مواضعی نژاد پرستانه و ستیزه جویانه با آدم و عالم اتخاذ نموده بود. دامنه این ادبیات به قدری زننده و فجیع بود که بسیاری در دنیا انتخاب او به ریاست جمهوری امریکا را فاجعه خواندند. اما نزدیک زمانی پیش سی تن از هموطنان ایرانی خارج نشین طی نامه ای برای پریزیدنت جدید، خواهان تشدید تحریم ها در مورد دولت حاکم ایران و همچنین خواهان باز نگری و بازبینی “برجام” شدند. بگذریم از اینکه به جهت حقوقی بازنگری یا لغو برجام در ید اختیارات دولت امریکا نبوده و نیست چرا که، برجام به عنوان قطعنامه از سوی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده و هرگونه دخل و تصرف در آن ساز و کار حقوقی خود را طلب می نماید. اما آنچه بیش از پیش در این نامه می باید مورد توجه و عنایت قرار می گرفت یک نکته اساسی بود و آن اینکه امضا کنندگان عنوان داشته بودند:
«در سال دو هزار و نه، میلیون‌ها ایرانی خواهان دمکراسی به خیابان‌های تهران آمدند و خواستار حمایت رئیس‌جمهور اوباما از اعتراضات‌شان شدند. در پاسخی ناامیدکننده، دولت رئیس‌جمهور اوباما در یک جهت‌گیری غیرقابل باور و با چرخشی صدو هشتاد درجه‌ای نسبت به همه ارزش‌های بنیادین ایالات متحده آمریکا، هم‌زمان با به گلوله بسته شدن تظاهرکنندگان در خیابان‌های تهران، مشغول نامه‌نگاری پنهانی با آیت‌الله خامنه‌ای رهبر مادام‌العمر ایران بود . . . ما معتقدیم که ایالات متحده باید با رفتار مخرب سپاه در منطقه، در تمام جبهه‌ها، و با تمام ابزارهای موجود مقابله کند. پاشنه آشیل رژیم اسلامی این است که مردم ایران دیگر از آن حمایت نمی‌کنند. ما از دولت جدید می‌خواهیم که از ایرانیان طرفدار دمکراسی که هدف‌شان جایگزین کردن رژیم خمینیستِ تهران با یک حکومت مبتنی بر دمکراسی لیبرال است، پشتیبانی کند . . . زمان آن فرا رسیده که ایالات متحده به جای مذاکرات محرمانه با حاکمان فاسد و بنیادگرای اسلامی، در کنار مردم ایران بایستد. ایرانِ بعد از حکومت اسلامی، ظرفیت آن را دارد که یکی از ثابت‌ قدم‌ ترین متحدان آمریکا در جهان باشد. ما امیدواریم که آمریکا تحت رهبری شما، به مردم ایران کمک کند تا کشورشان را از تندروهایی که چهار دهه است بر آن حکومت می‌کنند، پس بگیرند؛ که جهان بدون جمهوری اسلامی و خلافت اسلامی جای بهتری برای زندگی خواهد بود»
نکات جالب:
*میلیون ها ایرانی که در سال دو هزار و نه در اعتراض به حاکمیت به خیابان های تهران آمدند خواهان دموکراسی بودند.
**دولت اوبا ما با تنها نهادن ملت ایران از ارزش های بنیادین ایالات متحده امریکا دوری گزید.
***پاشنه آشیل رژیم ایران آن است که مردم ایران دیگر از آن حمایت نمی کنند.
****خواهان حمایت از دولت ترامپ برای حمایت از ایرانیان خواهان دموکراسی که هدفشان جایگزین کردن رژیم لیبرال دموکرات به جای رژیم خمینی باشد.
*****امریکا به جای مذاکرات محرمانه با رژیم ایران در کنار مردم ایران بایستد تا مردم ایران با رهبری ترامپ به حاکمیت چهار دهه ای رژیم تهران پایان دهند.
از نکات فوق در نامه هموطنان ما آنچه مشهود است، اینکه تمایز آشکاری میان خواستگاه های جامعه ایرانی با رژیم حاکم تصور و تصدیق شده است. اما اکنون دونالد ترامپ در قبال درخواست های نویسندگان نامه چه موضعی را اتخاذ نموده است؟؟؟
دوم: رئیس جمهور راسیست امریکا در راستای هیاهو های تبلیغاتیش دعوا با آدم و عالم را از سر گرفته و اینبار عملیاتی نموده است. جمعه گذشته پریزیدنت طی دستورالعملی ورود پناهجویان هفت کشور ایران، یمن، سومالی، عراق، سوریه، سودان و لیبی را برای مدت چهار ماه به تعلیق در آورد. بهانه ترامپ حفاظت از امریکا در برابر حملات تروریستی ذکر شده است. اما دم خروس از زیر کت پریزیدنت بزینیسمن بیرون زده است.
*ترامپ گفته است:
«من درحال اعمال تدابیر تازه بررسی سابقه افراد هستم تا جلوی ورود تروریست های رادیکال اسلام گرا به ایالات متحده گرفته شود. فقط باید کسانی را به کشورمان راه دهیم که از کشور ما حمایت می کنند و عمیقا به مردم ما عشق می ورزند»
این درحالی ست که سابقه افراد خواهان پناهندگی از دولت امریکا همیشه از سوی چندین نهاد امنیتی مورد بررسی قرار گرفته و سپس ورود آنها به درون خاک امریکا عملیاتی می شود. برنامه ای که به “اف بی آی چک” در میان پناهجویان شهره است. مضافا ترامپ در راستای دیدگاه های نژاد پرستانه خواستار پذیرفتن پناهجویانی شده است که از امریکا حمایت و عمیقا به مردم آن عشق ورزند شده است، اما این در حالی ست که بافت جمعیتی امریکا را از بدو پیدایش تا کنون مهاجران بافته و دوخته اند. بنا بر این به خودی خود هیچ فردی در امریکا خود را تنها نخواهد یافت تا رابطه تضادی با جامعه متکثر امریکا برای خود تعریف نماید. با این اوصاف گویی ترامپ در جهت یک دست نمودن جامعه امریکا در حرکت است.
اما بحث حفاظت از امریکا در برابر تروریسم هم بسیار مزحک و در خور تمسخر است. اگر فرض را بر این استوار نماییم که شهروندان پناهجوی شش کشور دیگر به استثنا ایرانی ها دل در گرو تفکرات تروریستی داشته باشند چگونه باید این فرض را در مورد مردم ایران که خود به اذعان نویسندگان نامه سی امضا در اعتراض به رویه های غیر دموکراتیک و تروریستی رژیم تهران به مبارزه با آن برخواسته اند مشمول ظن به تروریسم و دستورالعمل مستهجن کنونی اقامه نمود؟؟؟ در حالی که تروریسم ایران حکومتی بوده و جامعه ایرانی هرگز چنین ذهنیت قبیحی را حامل نبوده و نیست. از این روست که کنترل تروریسم ایرانی به جهت بنیه های حکومتی به راحتی جلوی ویترین قرار گرفته وقابل شناخت و کنترل بوده و میباشد. اما ترامپ در راستای عقاید نژاد پرستانه، مردم ایران و جامعه ایرانی را با توهین هدف قرار داده است. حتی اخیرا دکتر “ابراهیم یزدی” دبیرکل نهضت آزادی ایران که زمانی وزیر امور خارجه دولت موقت بوده و بارها اشغالگران سفارت امریکا را از سفارت امریکا در تهران بیرون رانده بود جهت مداوای بیماری از دولت امریکا درخواست ویزا نموده، اما صد عجب و هزاران هزار عجب دیگر اینکه دولت امریکا از ورود ایشان به خاک امریکا جلوگیری به عمل آورده است. کارنامه هر شخص و گروهی که برای ترامپ و دولت امریکا در دسترس نبوده باشد کارنامه دکتر یزدی روی میز کاخ سفید قرار داشته و دارد. چرا برای دکتر یزدی که حتی فرزندانش سالهای سال در امریکا سکونت داشته و دارند ویزا صادر نکرده اند؟؟؟
سوم: دیکتاتور فقیه ایران خصومت با امریکا را در صدر امور قرار داده است. او بارها به هر نحو ممکن سعی بر آن داشته تا در مذاکرات هسته ای هم خطاب به مخالفانش بگوید به امریکا اعتماد ندارد و از این روی همچنان امریکا را در سیاست داخلی برای حذف مخالفان محور قرار دهد. او در فروردین ماه سال نود و دو پیرامون مذاکرات هسته ای گفته بود:
«با مذاکره مستقیم با امریکا مخالفتی ندارم اما خوشبین نیستم»
در فروردین ماه سال نود و چهار نیز باری دیگر با تأکید بر این نکته گفت:
«من هیچگاه در خصوص مذاکره با امریکا خوشبین نبودم و این موضوع هم بواسطه یک توهم نیست بلکه به واسطه تجربه ای است که در این باره وجود دارد»
او بارها و بارها دولت امریکا را در برابر ملت ایران قرار داده و سعی بر آن داشته تا رژیمش را در پشت واژه ملت ایران پنهان دارد. او در دی ماه سال نود و پنج عنوان داشت:
« این دشمن را بایستی شناخت. عرض کردیم، هم دشمن را باید شناخت، هم شیوه‌های دشمنی را. راه‌‌‌ورسم‌ها و سمت‌وسوهایی را که اینها برای دشمنی در نظر گرفته‌اند، همه باید بدانند؛ مسئولین هم باید بدانند، مردم هم باید بدانند، جوانهای ما هم باید بدانند، کارگرهای ما هم باید بدانند، دانشگاهی‌های ما هم باید بدانند؛ بدانند که هدف دشمن -حالا گاهی در رادیوها و در تشکیلاتشان میگویند که هدف ما شخص فلانی است، مثلاً فرض کنید علی خامنه‌ای، ولی دروغ میگویند هدفشان ملّت ایران است، هدفشان ایران اسلامی است، هدفشان نظام اسلامی است. اگر با فلان زیدی، با فلان عمروی، با فلان دستگاهی و سازمانی هم دشمنی میکنند، به‌ خاطر این  که احساس میکنند این مثلاً سینه سپر کرده، ایستاده؛ باید پس بزنند او را؛ که حالا در این زمینه هم عرض خواهم کرد»
و اما اکنون با دستور العمل ترامپ آب در آسیاب رژیم تهران ریخته شده تا دیکتاتور فقیه بتواند بدین طریق باری دیگر از حربه عناد امریکا علیه ملت ایران بهره جسته و منتقدان و مخالفانی را که خواهان عادی شدن روابط با دولت آمریکا در چارچوب حقوق ملت ایران بودند را مجدد با ضربه ای دیگر از میدان به گوشه انزوا براند.
چهارم: مناظره های انتخاباتی در امریکا برای تصاحب کاخ سفید از سوی کاندیداهای ریاست جمهوری همچون گذشته داغ بود اما، آبان ماه امسال مناظره مابین “دونالد ترامپ” و “هیلاری کیلینتون” از همیشه داغ تر بود. داغی بدان حد بود که هنوز که هنوز است گرمایش از پوست و استخوان سیاست به در نرفته است. این گرما بیش از همه به کار تنور علی خامنه ای در ایران آمد تا او باری دیگر نان مرگ بر امریکا را از تنور به در آورد و به فضای سیاسی داخل ایران عرضه دارد. دیکتاتور فقیه پس از مناظره طرفین امریکایی گفت:
«این مناظره‌ دو نامزد آمریکا را دیدید؟ حقایقی که اینها بر زبان راندند دیدید؟ شنیدید؟ اینها آمریکا را افشا کردند. چند برابر چیزهایی را که ما میگفتیم و بعضی باور نمیکردند و نمیخواستند باور کنند، خود اینها گفتند. و جالب این است که آن که صریح‌ تر گفت، بیشتر مورد توجّه مردم قرار گرفت. آن مرد چون واضح‌تر گفت، صریح‌ تر گفت، مردم آمریکا بیشتر به او توجّه کردند. طرف مقابل گفت این پوپولیستی کار میکند؛عوام‌گرایانه، چرا عوام‌ گرایانه؟ برای خاطر اینکه حرفهایش را مردم نگاه میکردند، میدیدند درست است؛ در واقعیّات زندگی خودشان آن را میدیدند. ارزشهای انسانی در آن کشور نابودشده و لگدمال‌ شده است؛ تبعیض نژادی وجود دارد»
گویا ترامپ با آنچه کرده بود دیکتاتور فقیه ایران را بیش از پیش شاد و مسرور نموده بود و گویی علی خامنه ای بیش از هر شخص دیگری علم داشت که امروز روز کاشت حماقت های ترامپ است و فردا روز برداشت آن حماقت ها از سوی رژیم ایران.
پنجم: اما حالا ترامپ خواه ناخواه در مسیر اراده علی خامنه ای و ملاهای حاکم بر ایران راه پیموده است و می پیماید. اعتراض بسیاری از ایرانی ها به سیاست های ترامپ و تحریم به حق اسکار توسط “ترانه علیدوستی” و “اصغر فرهادی” محیط سیاسی را برای علی خامنه ای محیا نموده است تا باری دیگر بر طبل استمرار ساخت و پاخت پنهانی با کاخ سفید اصرار ورزد و مانع ایجاد روابط علنی با امریکا شود. باشد که برای او همچنان مرگ بر امریکا در داخل حربه ای برای به انزوا کشیدن مخالفان باشد.
ششم: اما نامه نگاران به ترامپ امروز به ملت ایران چه پاسخ خواهند گفت؟ همانگونه که خود در جای جای نامه آورده اند مردم ایران از رژیم حاکم حمایت نکرده و نمی کنند اما، با این حال نامه نگاران چرا به جای تکیه به اراده مستحکم ملت خود به درگاه غریبه ای پناه برده و استمداد طلبیدند که نه در حد ملت ایران بود و نه ملت امریکا؟ این چنین نامه نگاری هایی با شخصی همچون ترامپ نه تنها انکار اراده ملت ایران است بلکه حرکت در جهت خشنودی دیکتاتور فقیه ایران بوده و میباشد.

مطالب مرتبط با این موضوع :

2 پاسخ

  1. رهبری باید یک نامه جدید مثل این برای آقای ترامپ بنویسد. ببینید این نامه دوازده سال پیش نوشته شده.
    08.4.2004 نامه تاریخی راهبر معزم انقلاب به پارازیدانت جرج دابالیو بوش رهبر معظم ایالات متهمه آمریکا بخاطر حلول ماه مبارک ژانویه و کمکهای غیبی معظم> الله به زلزله زدگان بم! مهم : حتما پیش از انتخابات آنرا بخوانید و برای دیگران بفرستید شنود بازنویسی و تصحیح: میزممد تهران ارسال : خانم ژ الف سلام بینندگان عزیز من و رهبر منفور انقلاب از شما بسیار ممنونیم که به بیانات رهبری اینقدر توجه می کنید. الحق که شما نیز با خواندن و همراهیتان در زمره انسانهای شریف هستید و نه تسلیمان و به قول خطیب نماز جماع در جمعه امروز مطیع! و نه از کواتیب وحی؛ که رهبری در باره شان فرموده اند طبق آیات و روایات الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الشیطان و الذین کفروا یقاتلون فی سبیلنا فقاتلوا اولیائنا ان کیدنا کان ضعیفا که البته با خواندن سخنان گهر بار رهبری وجود ایشان ضعیف نه که نیرومند خواهد شد. انشالله تبارک و تعالی! این نوشته را بدقت بخوانیدوبرای هزار نفر پست و فاکس و میل بزنید وبر دوازده دیوار بچسبانید وگر نه در عرض ده روز آینده دهانتان کج خواهد شد و خدا شاهد است بر این مدعا و اما این نامه پس از زلزله وحشتناک بم نوشته شده. در این نامه که اربابان مسجد و روضه و دود و دعا آنرا قرآنی و الهی و ولایی ارزیابی کرده اند رهبری پس از تبریک عید سعید کریس ماس به مسائل مهمی پرداخته اند که مردمان در اقصا نقاط عالم از آن اطلاع نداشته اند. بدیهی ست که از امروز ایران اسلامی ما وارد دوره جدیدی از علم عوالم غیبی و لدنی خواهد شد. علومی که ما را یکراست از تکنولوژی و حتی بومب های اتم هم بی نیاز خواهد کرد. هرزت رهبری در اثر زلزله بم به عوالمی از سدره المنتهی رسیده اند که آن سرش ناپیدا ولی قدری تا اندازه ای از سرش در این نامه هویدا! الله اعلم! ایشان با تواضع و توضیح به حضرت رئیس جمهوری آمریکا اعلام کردند که با نزدیکی با پارازیدانت آمریکا بزودی اعلام پیامبری خواهند کرد، و منتظر چراغ سبز و چراگاه سبزتر از طرف ریاست جمهوری آمریکایند تا بگویند که وقتی در سوراخ حرا بوده اند خودشان شنیده اند که کسی گفته است: اقرإ ! و این سخن چنان آتشین بوده است که رهبری از خوف خدا و با ضربه قلدرانه جبرائیل از پس و پیش […] شده اند! رهبری ادامه داده اند که امام …ده سابق در موردی گفته بودند که […] در موقع خواب از علائم ظهور است ولی وقتی دوسویه شد حتما از علائم بعثت است. اللهم اننی و انکم. رهبری در پایان نامه برای جلو گیری از هر نوع سوء تعبیر و سوء استفاده و بهره برداری و توطعه دشمنان اسلام و المسلمین اثر چهار دست و پای خونین خود را به منزله مهر در پایین نامه گذاشته اند که از رکوع خاضعانه و عادتانه رهبری و از اسرار الهی ست و تنها آن دوتا رهبران فرزانه ما در بغداد امامین معصومین حضرات ائمه هدای یعنی مریم ومسعود رجوی هستند که از این اسرار آگاهی دارند ولی مع الاسف اینک با غیبت خود در عراق ما را دچار انتظاری دیگر خواهند کرد. صحابه آن حضرتین در عراق گفته اند که این دو قپه نور در چاهی رفته اند تا زمانی که جهان پرتر از ظلم و جور شود، این دوبزرگوار ظهور کنند و آنقدر آدم بکشند تا چند نفری بیشتر باقی نماند و آنگاه حضرت امام عجول بیاید و بقیه را هم او از دم تیغ بگذراند و آنگاه سه نفری در اثر زاد و ولد بسیار زیاد دنیا را دوباره پر از آدم مطیع کند (به قول جنتی و یزدی و مشکینی و عاملی در نماز جمعه امروز و هر روز) و حسین خان شریعتمداری هم وزیر ارشاد حکومت اسلامی جدیدالتاسیس شود و همه چیز مولوی و علوی و نبوی گردد. و زلزله هم دیگر نیاید که چون در ایران دیگر گناهکار نیست بنا براین دلیلی برای زلزله و تنبیه وجود نخواهد داشت انشالله . واما نامه رهبر فرزانه انقلاب از: چاکر و جان نثار رهبر مومنین جهان حضرت آیت الله امیرالمؤمنین السید العلی اعالی الخامنه ای الحسینی به : اعلا حضرت پیامبر دوران؛ السید العساکر، الواجب الاطاعه ، الحجت العصر و الزمان، المطاع الفرمان، الولد سیده النساء العالمین، القاعده المؤمنین و حتی مسلمین فی بلادنا و بلادکم، المجاهد الکبیر الافضل والاکمل و الاتم و…هر چه را شما بفرمایید! موضوع: توضیح نکاتی پیرامون آنچه در این بیست و پنج سال شده و توبه در برابر اولوهیت و قدرت مطلقه و سروریت شما، و اعتراف به کوچکی و حقارت ما و کلیه بیوت متبرکه و ایادی و عمله و نکره و دیگر آیات عظام و حجج اسلام که ارواحکم فدای شما! حضرت پارازیدانت سلامٌ علیکم باری پس از تبریک عید سعید کریس ماس ترجیح می دهم به عنوان یک حافظ شناس که خود نیز دستی به قلم دارد و سر در مرکب سیاه، با دستکاری شعری از آن مرحوم اعلی اللهٌ مقامه برایتان بخوانم: سالها دل طلب مزبله از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد حضرت پارازیدانت در طلیعه ماه مبارک ژانویه ودر آغاز این نامه این مطلب را نوشتم تا در برابر ذات مقدس عالی عذر تقصر بیاورم و کرنش کنم، باشد که آن حضرت حوصله کنند و این نامه را که مشعر از عذر تقصیرات بدرگاه حضرت بیچون مقدس است تا آخر بخوانند. پیش از هر چیز باید عذر تقصیری دیگر بیاورم که نتوانستم با سگهای شما در بم دیداری کنم و مصافحه ای داشته باشم، اینجانب در فاصله دو سه روز در حال این بودم که خود را با دود و دعا و روضه بسازم تا در برابر سرمای بم طاقت آورم، خوشبختانه تریاک و وافور به حد وفور بود و ما با تلاش بیشتر از چهل و هشت ساعت توانستیم سر کیف آییم و سوار طیاره شویم و به بم بیائیم ولی با همه عجله ای که به خرج دادیم مع الاسف سگهای شما زودتر از ما رسیده بودند و ما موفق نشدیم ازآنها استقبال کنیم. متاسفانه وقت به سرعت گذشت و ما نائل به زیارت آنها هم نشدیم. رکاب ما می خواست تا منتظر بازگشت ماموریت سگهای عالیجناب بمانند ولی سگها معظم اله با پشتکار زیاد مشغول بودنند و فرصت نکردند، هوا بسیار سرد بود و با وجود بوی تعفن که ما را نشئه کرده بود ولی اثر تریاک زائل شد و ما را لرزه برداشت و مجبور به رجعت شدیم. شما سلام و تحیات ما و همه اوتاد و حجج اسلام و آیآت عظام را به اکلاب خود برسانید… اینجانب امیدوارم به اینکه چشمان ناپاک براین نوشته نیفتند و انسانهای ناباب و نااهل و غیر خودی بدان دست نیازند. وخصوصا امید است که این مطلب بدست این مرتیکه فاسد میز ممد نیفتد که اگر بیفتد فوری می فرستد به این سایت میهن و آنها هم آنرا می کنند تو بوق و حالا بیا و ببین… اگر ذات مقدس حضرت پارازیدانت اجازه فرمایند یک راست سر اصل مطلب برویم که در معاملت و مجامعت شرم و حیا مانع حصول مطلوب است وبه قول عرفا و دراویش قبیح! در هر حال ما همه اسباب حیِــل را داریم و می توانیم باهم کنار بیاییم. پیش از هر چیز باید این جمله معروف و منظوم و مشعور را برایتان صریحا بگویم که: ببخشیدم اگر کردم گناهی! تعجب نکنید! من فکر می کنم که کار امروز ما با شرم و حیا و مجمل گویی حل نمی شود. وضع خطیر است و این مردم کمر به مرگ ما و نظام الهی ما بسته اند. من از تمامی مرگ بر آمریکاهایی که گفته و نوشته ام و مرگ بر اسراییل و مرگ برهر کسی که گفته ام نوشته ام، یا ایادی ما گفته اند نوشته اند به شما عرض می کنم غلط کردم…! و جبران هم خواهم کرد. این جبران هم جنسی خواهد بود هم نقدی، هم معنوی، هم تاریخی و هم جغرافیایی. از نظر جنس […] قابل باشم من خود در خدمتم و سپاه و بسیج و انث و ذکر… هر چه را ذات مقدس حضرت پارازیدانت خواهان باشد مهیا ست. و اگر من فتوا دهم آنها راضیند برضای من. نقدی و پولی هم؛ از ولایات ما؛ از نفت ما؛ از طلای ما؛ از معادن ما؛ از فرش و خزانه های ما و خلاصه دار و ندار ما درخدمت آن ذات مقدس عالی ست. از نظر معنوی هم شما هر چه بخواهید: از شما به یک اشارت از ما بسر دویدن است ما حاضریم شما فقط بگویید؛ من و آیات عظام؛ حجج اسلام؛ علمای اسلام؛ طلبه ها؛ پیشوایان دین در این راه از هیچ کوششی فروگذار نخواهیم کرد، هدف ما یکی و آن ماندن بر قدرت است بهر قیمت. من و حضرت آیت الله سید علی اکبر هشم پور رفسنجانی و اعضای محترم شورای نگهبان که باز هم با تواضع باید عرض کنم که شما حق دارید آنرا به هر نام ونشان که خواهید بنامید، و ریاست مجلس حکومت اسلامی و همه معممین و ملا و آخوند و … حاضریم برای نشان دادن حسن نیت خود و سرسپردگی در آستان ولایت زور؛ عمامه های خود را برایتان بفرستیم و شما در مورد آنها فعال ما یشاء هستید. آیت الله دکتر علی اکبر هشم پور محدودیتی را بر آن متصور شده بودند و این بنده همه محدودیتها را لغو می کنم. من امروز با این نامه به شما التزام می دهم که وضع ما در حدی نیست که ما برای شما تعیین تکلیف کنیم که چه بکنید و چه نکنید؛ آیـت الله رفسنجانی انگاری از خطری که ما را تعقیب می کند اطلاع ندارد. ولی من خواهش می کنم از ارتباط ما با هم و خصوصا آنچه من در باره او گفته ام چیزی به او نگویید چون آیت الله خیلی محیل است و ممکن است که ما را در برابر احمق هایی که هنوز بما مؤمن هستند افشا کند و باعث زحمتمان شود … حضرت پارازیدانت بنده برای عرض سر سپردگی، در قضیه بم که امیدوارم هر چه زودتر مردم آنرا فراموش کنند، اجازه دادم سگهای معظم اله پیش از من به آنجا بروند. این باعث هر چه مردمی تر شدن آمریکا خواهد شد، شما می دانید که در اثر اداره مدبرانه مملکت بدست امام زمان امروز اگر قرار شود مردم ایران بین شما و ما یکی را انتخاب کنند حتمی ما را انتخاب نخواهند کرد! حضرت پارازیدانت: جان نثار با شما عهد می بندم که هر چه را از این پس شما بخواهید را در اسرع وقت در اختیارتان قرار دهم. من با آن فرستاده ام آن مرتیکه شکم گنده حسن روحانی که همه چیز را یواشکی قبول کرد بشما نشان دادم که من و این نظام برای جان نثاری در راه شما هیچ محدودیتی را نمی شناسیم ما تنها با تمام قد و تمام امکانات، و نیروی سرکوب در برابر این مردم ایستاده ایم. مردم ایران خواب پیآمد زلزله طبس را برای ما دیده اند، ولی من با پشتیبانی شما تو سر این مردم می زنم! من با پشتیبانی آمریکا همه رو قلع و قمع می کنم، من باپشتیبانی آمریکا زندان می کنم، قتل عام می کنم، اگر پارازیدانت بوش تصمیم بگیرند و کاری به کار ما نداشته باشند من اصلا برای بر قدرت ماندن با یک فتوای انقلابی محبت اهل بیت عصمت و طهارت حضرت پارازیدانت را به اصول پنج گانه دین اضافه خواهم کرد. با پشتیبانی شما ما با همین گروه اندک و احمقی که دور و بر خود داریم از خود در برابر این مردم دفاع خواهیم کرد خواهیم کشت، خواهیم فریفت، از همین مجلس و همین اصلاح طلبها که گاهی از سر ترس و بیشتر از سر فریب مردم برای تطمیع آنها در شرکت در انتخابات ژست اصلاح طلبی میگیرند…استفاده خواهیم کرد و مردم را دوباره خام کرده پای صندوقهای رای خواهیم کشید… همین ملی مذهبیها را نگاه کنید در بحث آخرشان، آقایان ما را ارجح دانسته اند… ما حاضریم نه تنها عمال القاعده را در برابر عفو خودمان تحویل دهیم بلکه با همکاری شبانه روزی حاضریم ذوئبا را نیز کم کم بخط آمریکا رهبری کنیم. بشرط اینکه آمریکا دخالتی در حقوق بشر و زندانی سیاسی و زندانیان دینی و عقیدتی و انواع و اقسام تجاوزات و سانسور و توقیف روزنامه در ایران نداشته باشد… در حالی که من در برابر ذات مقدس حضرت پارازیدانت نمی توانم دروغ بگویم باید عرض کنم که راه ما همان راه بر قدرت ماندن است و امروز بر قدرت ماندن ما راهی ندارد مگر همکاری با آمریکا. من و دیگر آیات الله و حجج اسلام به آمریکا وآمریکایی و خصوصا ذات مقدس حضرت پارازیدانت اعلام می کنیم که از این به بعد می توانیم نقار ها و دلخوریها را کناری بیفکنیم، ما بعنوان سر سپرده شما و شما بعنوان ولی نعمت ما با هم همکاری کنیم. شما فقط چندی چشم بر کشتار و زندانی شدن این ملحدان دانشجو؛ وکیل و نویسنده و شاعر و متفکر و روزنامه نگار و بیدین و نامسلمان و این سوسولها و قرتیها ببندید چنانکه تا بحال بسته اید. ما این کشور را آرام می کنیم، ما چنان جزیره آرامی را برایتان مهیا خواهیم کرد؛ ما چنان خدمتی به شما خواهیم کرد که آن دو مرتیکه شاه های پهلوی هم به گرد پای ما نرسند. مسئله بمب اتم را هم شما فراموش کنید، ما در خدمت شما هستیم و این افتخار بزرگی ست. چنان که گفتم اگر غلطی در این رابطه کرده ایم از سر نادانی بوده است، ولی حالا که ذوئبای دیگ ولایت به آن عادت کرده اند این …خوریها مصرف داخلی نیز دارد و گرنه ذوئبا از دور ما خواهند رفت ؛ و رهبری جهان؛ ذات مقدس حضرت پارازیدانت جرج الدین بوش السلطنه و مردم تحت ولایت ایشان در کشور برادر آمریکا از آن ضربه خواهند خورد. من و حجج اسلام و آیات عظام حاظریم در خلوت تن به هر کاری بدهیم، ما به قدرت عادت کرده ایم واگر در قدرت نباشیم دق خواهیم کرد. اعلاحضرت ذات مقدس حضرت پارازیدانت باید به ما رحم کند، شما به انگلیس هم سفارش ما را بکنید من از انگلیس هم خواسته ام که سفارش ما را به شما بکند. در ضمن ما نیز بخاطر نزدیکی های فراوان که از عهد عتیق شروع شده نفوذی عمیق در دل دولتمردان انگلیس داریم بنا بر این ما هم سفارش شما را به آنها خواهیم کرد و من حتی به خاتمی گفتم که درژنو مراتب سر سپردگی ما به انگلیس و آمریکا را به طور خصوصی به حضورمقدس حضرت پارازیدانت و حضرت تن بلور (مقصود رهبری تنی بلر است:میز ممد) بگوید ولی آلتنا این موضوع را چند روز پیش در سوویس درعلانیه عنوان کرد. در پایان باید معروض دارم که اگر ذات مقدس حضرت پارازیدانت خطاهای من و امام کبیر ما را نبخشد و نصایح کشور های برادر اروپایی را نشود و این نامه دل آن حضرت را نرم نکند، از پی این زلزله در بم زلزله ای دیگر در ایران خواهد شد و ما نیز پیرو آن مرتیکه قلدر شاه خواهیم شد. ذات مقدس حضرت پارازیدانت می دانند که ما از هر نظر خدماتمان به آمریکا بیش از پهلویها بوده است. شاید بنده بتوانم در یک کلام بگویم که در زمان آن ملعون دلار آمریکایی بین شش تا هفت تومان بود و امروز بین هشتصد و پنجاه تا هزار تومان است و این تنها خدمت ناچیزی ست که ملت ما هر روز آنرا برای ملت و دولت شما می پردازد! اگر آن حضرت ما را در کنف حمایتش نپذیرد بلای بزرگی بر ما همه نازل خواهد شد و دل مردم ایران خنک و من و علما و آیات عظام و حجج اسلام و معممین و روحانیون و مقلدین و ذوئبا به مزبله بزرگ ایران سرازیر و در کنار امام راحل …ده خواهیم خفت و دفتر حکومت و نظام ما برای همیشه بسته و برچیده خواهد شد و آنروز؛ که هرگز نباد؛ به هفته ماه و سال نخواهد کشید. و اینک این ریش و عمامه و تسبیح و مقدسات و همه چیز ما در دست شما تا کجا آنها را فرو کنید و این هم قیچی براق و برّان در دست ذات مقدس حضرت پارازیدانت جرج دابالیو بوش و حکومت عظمای او، تا چگونه آنرا آرایش کند. ما و برخی از اصلاحطلبان حکومت با خنجر زدن به ملت ایران ثابت کردیم که دستمان در پنهان در دست هم است و به ظاهر چنانکه شایسته هر نیرنگبازی است بر سر چیزهای کوچک با هم مشاجره می کنیم البته گاهی گستاخانی نیز هستند، ولی در اصل ما همراه و هم عهدیم تا دیگر بار ارباب عمامه بتوانند بنفع خود و از این به بعد به نفع ولی امر خود ذات مقدس حضرت پارازیدانت جرج دبلیو بوش نهایت استفاده را برسانند. امیدوارم حضرت پارازیدانت جرج دبلیو بوش در این انتخابات که ما در پیش داریم بما یاری برساند و رجای واسق داشته باشند که من و سایرآیات الله و دیگر ارباب اعاعم و حجج اسلام و هیئت های مؤتلفه و عزاداری و دسته های سینه زنی همگی در خدمت آن وجود مبارک، مفید به حال شما خواهیم بود و در هر جایی حتی در انتخابات آینده آمریکا و البته در خلوت و اگر لازم شد علانیه می توانید روی ما حساب باز کنید. در مورد اروپا هم شما دلگیر نباشید شما اشاره کنید ما آنها را کنار میزنیم؛ اینجانب عروس هزار دامادم. در خاتمه باید بگویم امام خمینی…ده بما آموختند که حکومت را هر طور شده نگاه داریم بهر قیمت، و حالا ما هر کاری که لازمه ماندن بر قدرت باشد را نه تنها نفی نمی کنیم بلکه از آن استقبال هم می کنیم، عمامه و ریش و چادر و حج و کتاب و سنت و رساله را برای ما بگذارید بقیه در اختیار شماست. و اینها چیزی نیست ما حاضریم برای یک ماه و یک هفته بر قدرت ماندن نزدیکترین دوستانمان را ذبح اسلامی کنیم، دست از اصلی ترین اصولمان هم بکشیم، و شما بدانید که ما اصولا اصولی نداریم. ما تنها با حیض و نفاس وغایط و مردار و اهل قبور زنده ایم مشاممان با این عطریات عادت کرده، ما به اینها همه افتخار می کنیم. و من مطمئنم که شما نه تنها به این چیزهای ما کاری ندارید بلکه ما را در این راه تشویق نیز خواهید کرد. اسلام علی من تبع الهدی . السید العلی الخامنه ای الحسینی من مدینه طهران الرئیس الثوره الاسلامیه فی دارالسلام اول ژانویه المبارک ۲۰۰۴ برابر با هشتم ذالقعده ۱۴۲۴ آقایان خانمها جوانان عزیز من میز ممدم از بابت زلزله بم و کشتار هم میهاننمان در استان کرمان به شما تسلیت عرض می کنم. شما بدانید که حکومت اسلامی مسئول مرگ عزیزانمان در این زلزله و دیگر زلزله ها بوده است. آنها می گویند که زلزله قهر خداوند، و بلای آسمانی ست. ولی همین الان که ساعت ده صبح جمعه 12 دی ماه است از رادیو بی بی سی اعلام شد که در یکی از کشور ها غربی در شهری زلزله ای همانند زلزله بم یعنی بیشتر از شش درجه در مقیاس ریشتر به وقوع پیوسته و تنها دونفر زخمی شده اند! ولی در ایران از لطف حکومت امام زمان و نایبان بر حق او ما با نزدیک به ۴۵۰۰۰نفر کشته و سی هزار نفر زخمی روبروییم. آخر این چه مکتب و دین وایمانی ست که باعث این همه عقب ماندگی و مرگ و میر ما ملت می شود؟ آیا ما با یک تمدن چندین هزار ساله سزاوار یک حکومتی قرون وسطایی از این دست هستیم؟ آیا ننگ مملکت کوروش و داریوش و این فرهنگ و تمدن نیست که ملاهایی از قماش خامنه ای و رفسنجانی و دیگران بر آن حکم برانند؟ آیا این بسیج عمومی برای پاسخ به نیاز زلزله زدگان به ما نمی گوید که ما قابلیت یک بسیج همگانی برای نه گفتن صلح آمیز را به این رژیم آزادی کش و آدمخوار داریم؟ آیا ما سزاوار یک حکومت مدرن، یک جمهوری تمام عیار نیستیم؟ آیا نباید در برابر انظار جهانی بخاطر داشتن حکومتی آخوندی خجالت بکشیم؟ آیا در برابر فرزندانمان شرمگین نیستیم؟ شاید این آخرین باری باشد که برایتان می نویسم. آقای دکتر پ. که می داند من از مرگ نمی ترسم به من گفته که اگر دو سه ماه دیگر زندگی کنم شق القمر خواهد بود. بنا براین شما را بخدا کاری کنید که من آروزی دیدن یک جمهوری ایران را با خود به گور نبرم. و با این حرف از شما تقاضا می کنم و خواهش می کنم نوشته های مرا هر طور شده به همه برسانید. از اینکه مرتب مرا با تلفنها و تلگرافها و میل های خود در این وضع مریضی به نوشتن تشویق می کنید، از شما ممنون و سرفرازم. این نوشته را به همه برسانید. میز ممد تهران خیابان آزادی بن بست رهبری پلاک ۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.