سخن روز

۲۹- استانداردهای حکومت ملی یا تئوری نهضت ملی

2 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=124414

لینک کوتاه

۱- حکومت ملی یعنی تعیین سرنوشت ملت به دست خود ملت و استقرار حاکمیت ملی متکی به رای واراده‌ی مردم برای رشد وپیشرفت آزادی‌های فردی و اجتماعی تا برقراری دموکراسی و استمرار آن در کشور،

٢- مشارکت مردم ایران درحق تعیین سرنوشت خود بدون این که تبعیضی بین آن‌ها قائل باشیم،

٣- برقراری نظام پارلمانی و احترام به رای پارلمان و مصونیت نمایندگان مردم در مقابل هر قدرت،

۴– جدائی سه قدرت قانون‌گذاری، اجرایی و قضایی از یکدیگر،

۵- تضمین بی‌قید و شرط آزادی‌های فردی و اجتماعی،

۶- استقلال کامل دستگاه قضایی،

٧- احترام بی‌قید و شرط به حقوق بشر و رعایت تمامی کنوانسیون‌های وابسته به آن،

٨- تامین صلح و امنیت و فراهم نمودن رفاه مادی، آسایش و سعادت برای آحاد ملت ایران، خود داری از جنگ‌ افروزی و آشوبگری و ایجاد خشونت،

٩– آزادی احزاب، انجمن‌‌ها، سندیکاها و جمعیت‌ها وآزادی مذاهب، ادیان، عقاید و اندیشه‌ها،

۱٠- عدم وابستگی به قدرت‌های خارجی به طورمستقیم یا غیرمستقیم، در عین حال کوشش در جهت برقراری همکاری‌های علمی، صنعتی، کشاورزی و بازرگانی برای حفظ تعادل اقتصادی بی آنکه این همکاری ها و مذاکرات از نقطه ضعف بوده باشد،

۱۱- هوشیاری سیاسی و پیشتازی در ایده و عمل برای دفاع از حقوق ملت ایران در مقابل قدرت‌های بزرگ،

۱٢- احترام به ملیّت ایران و اصول و رسوم ملی، فرهنگی و قومی همه‌ی ایرانیان و کوشش برای برقراری همسویی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، علمی و بازرگانی بین همه‌ی اقوام ایرانی که این خود موجب بالندگی، پیشرفت، رشد، تحرک و همبستگی ملی است،

۱٣- مبارزه علیه هرگونه نفی اجتماعی و تبعیض به ویژه تبعیض علیه زنان،

۱۴- مبارزه برای عدالت و تامین حقوق اجتماعی، مساوات زن و مرد اقدام برای ایجاد همبستگی بین نسل‌ها و دفاع از حقوق کودکان،

۱۵- احترام به حقوق بین‌الملل و کوشش در برقراری صلح و روابط دوستانه، برقراری همکاری‌های سیاسی، بازرگایی، علمی، صنعتی، نظامی وهنری با همسایگان و کشورهای منطقه در جهت ایجاد صلح پایدار با حفظ احترام متقابل به حقوق ملت‌‌ها،

۱۶- مبارزه علیه فقر تا ازبین بردن کامل آن و تامین حداقل زندگی درخور شرافت‌ انسان ایرانی و کوشش در جهت رشد اقتصادی چه با ابتکارشخصی و چه با حمایت امکانات کشوری و حکومتی،

۱٧-استفاده از سیاست موازنه منفی در هر موردی که لازم باشد،

۱٨- دفاع از محیط زیست و مبارزه با همه‌ی عواملی که باعث تخریب طبیعت و سلامت کره زمین می‌باشد. نفی هر گونه دستکاری در ژن انسان ‌و مبارزه با کلوناژ،

۱٩- لغو حکم اعدام و برقراری نظامی که بتواند به اصلاح گناهکاران بپردازد و آنها را به جامعه آزاد بازگشت دهد،

٢٠- برقراری نظام آموزشی براساس معیارهای پیشرفته بین‌المللی و محو نمودن آموزش‌های دینی و عقیدتی در مدارس و دانشگاه‌ها و جایگزینی آنها با آموزش حقوق شهروندی، مدنی و بشری،

٢۱- تأمین نیازهای علمی، مادی و انسانی در کشور.

 ٢٢-  برای رسیدن به این اهداف باید از ابزار مشروع استفاده کرد و با احترام به مقام و حیثیت انسانی اقدام نمود، منابع و مواخذ آن نباید از هیچ کس پنهان باشد، امورات علمی، مادی وانسانی باید به شکلی اداره شوند که مردم و نمایندگان آنان بتوانند بر آنها نظارت و کنترل داشته باشند و از کیفیت و کمیت آن اطلاع کامل به دست آورند.

یکشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۲

Facebook Comments
نظرات
  1. دانشجو از جنوب تهران
    14 سپتامبر, 2021
    پاسخ

    با سلام آقای مهرداد خوانساری مقاله ای را زیر عنوان :
    «فاجعه افغانستان؛ اخلاقیات قربانی مصلحت» نوشته اند و بنده نظری نوشته ام که حتما سایت زیتون منتشر نخواهد کرد. در اینجا نیز می گذارم شاید، شما منترش کنید.
    آقای مهرداد خوانساری. بسیاری را درست نوشته اید اما درد اصلی و بیماری اصلی افغانستان و ایران و منطقه را که اسلام است، نه، نه می بینید و نه اصلا دلتان می خواهد که ببینید. آمریکا هزار میلیارد دلار در افغانستان اسلامزده خرج کرد. اما نتوانست این مردم بیمار اسلام را درمان کند. آمریکا به هر کشور دیگیری که این اسلام نحس و نکبت درش نباشد لشکر کشیده بود در آنجا دموکراسی برپا شده بود. آمریکا حتا به آلمان نازی زده هم که حمله کرد درش دموکراسی برقرار کرد. ژاپن با حمله آمریکا دموکرات شد. آما اسلام چنان نحوستی را در خون و روح و روان این مردم و مردم کشور ما ریخته که درمالنش فقط شفاف سخن گفتن و نوشتن است. مادر بزرگ دوست ما که من با قهر کردن از پدر و مادرم چند شب در خانه او خوابیده بودم مرد. او در خانه با حضور چند دوست نوه اش و من گفت که با به قدرت رسیدن روحانیون و مداحان در ایران دیگر مسلمان و در میان ما وصیت شفاهی کرد که مبادا او را به صورت اسلامی به خاک بسپارند. نوه اش دوست می گوید که او در وضیت نامه اش با خط خودش هم نوشته :
    « گواهی میدهم که اسلام دین تجاوز و تخریب و قتل عام است و از آن خارج شده ام و برائت می خویم…» اما فرزند ارشدش که عموی دوست من باشد به مادر خودش خیانت کرده و یک آخوند را برای تلقین خوانی بر او در گور آورده. برای همین است که من اسلام را یک بیماری مسری میدانم که به زور شمشیر و تجاوز از عربستان به دیگر کشورها و خصوصا ایران و افغانستان آمده و آن سبعیت اسلامی را در روح و جسم دیگران ریخته است.
    آقای مهرداد خوانساری تا زمانیکه شما که روشنفکر کرواتی هستید و دیگران در نوشته هاشان و گفتارشان به این بیماری اشاره نکنند. هیچ اتفاق خرد گرائی در نه افغانستان و نه ایران نخواهد افتاد. تا زمانی که عبدالکریم سروش و سید جواد طباطبائی و کدیور و اشکوری و بازرگان و …نخواهند بدانند که چرا و چگونه مسلمان شده اند و چرا مسلمان مانده اند و در پی توجیه دروغین این دین باشند درها بر همان پاشنه ها خواهند گردید. دینی که حتا احمد کسروی را هم تحمل نمی کند! شما از اخلاقیات سخن می گوئید در حالی که پایه گذار این دین محمد خودش با دستان خودش گردذن زده و دختر بچه شش ساله را همسر خود کرذده در حالیکه پیش از این تاریخ دلباخته ی او بوده. حضرت استاد شما از کدام اخلاق سخن می گوئید. اخلاقی که علی مظهر عدالتش سر بین نهصد تا هزار و صد یهودی بیگناه را از کودک تا پیر و جوان و مرد و زن را سر می برد* و طبق گفته خود علما و تاریخ اسلام در ۴ سال و ۹ ماه خلافتش هفتاد و پنج هزار نفر را سر می برد. شما از این اسلام از این طالبان از این بسیجیان از این داعشیان از این القاعده ای ها از این روحانیون از این مداحان از این طلاب اخلاق طلب می کنید. آقای مهرداد خوانساری تاریخ بخوانید. فلسفه بدانید!
    محترمانه از جنوب تهران
    * خمینی می گوید : مولای ما امیر مومنان هفتصد یهودی بنی قریضه را در یک روز گردن زدند که شاید از نسل همین یهودیهای اسرائیل بوده باشند.

    دانشجو از جنوب تهران

  2. راوی آگاه از درون قم
    20 سپتامبر, 2021
    پاسخ

    در مورد مسافرت آیت الله رئیسی به تاجیکستان و دست بوسی پنهان او از طالبان و گرفتن دکترا ی انفجاری از دست آدمکش ناجیکی حرف و حدیث بسیار است. اما از همه مهمتار اینکه قرار است رئیبس حکومت اسلامی تاجیکستان هم در تهران به درجه آیت الهی برسد و یک عمامه و عبا از طرف ولایت قوادیه علویه و نبویه دریافت کند. و کرواتش را بیندازد به گردن خامنه ای دجال. و اما نطق های بو گندو و احمقانه ٰسیسی این سید مخنث در سر جهان آشوب به پا کرد. چرا که در حد کلاس سومی ها هم نبود. خامنه ای برای ر ی د ن و به نجاست کشیدن اسلام ناب و شاشیدن به عمامه و سر و ریش و جد و آباد رئیسی این بیسواد را رئیس جمهور کرد. حالا چرا !؟ برای اینکه خامنه ای در یک مالیخولیای عظیم گرفتار است و واقعا یکی از بدبخت ترین بیشرفترین مضحکترین آدمخوارترین آدمهائی ست که تا کنون در ایران و جهان به قدرت رسیده و از خوی شیطانی نیز برخوردار است. او میداند که که در ایران و با مردمانی در خواب میتواند از این ستون به آن ستون را فرج بکند. بنا بر این یک آدمکش مخنث و بیرحم و در عین حال بیسواد را سرکار آورد همچون مثلا سیدمحمود احمدی نژاد که در کوچه ما نوشته بودند احمدی نجاست! تا بعد یک نجاست کم بوتر رامثل سید حسن روحانی رئیس جمهور کند. حالا نوبت به این رئیسی حرامزاده رسیده که هم داماد علم الهدا ست و هم پسرش. یعنی در مشهد همه میدانند که مادر رئیسی با علم الهدا رابطه داشته.یعنی وقتی شوهر مادررئیسی به حج رفته میرفته علم الهدا مواظبت از او را به عهده دااشته و ترتیب او را میداده پس پدر ژنتیکی رئیسی علم الهدا ست. پس رئیسی و زنش خواهر و برادر هم هستند. البته نزد علمای اسلام این مسئله رواج داشته و پیامبر اعظم با زینب زن فرزند خوانده اش همبستر شده. اینرا تاریخ شیعه و سنی نوشته اند. البته بسیاری از نانوشته های سکسی و جنسیتی در مورد بزرگواران شیعه گفته می شود که أیت العظمی خمینی بکیر آنرا در توضیح المسائل المهمه آنرا در باب وطی و تفخیذ و تلذیذ و تجمیع و التجلیق آنرا بیان داشته. گفته میشود که خود امام راحل به دختر بچه سه ساله یکی از علمای شیعه مستفیض به تفخیذ شده بوده. اینرا میتوانید در اینترنت جستجو کنید. من خودم آنرا در یک ویدیو و به صورت مستند دیدم.

ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما