امروز شنبه ۰۳ فروردین ۱۳۹۸

ساعت ۰۰:۴۰

 
سرمقالات

« سازمانِ زردِ دولِ متحد! »

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=120045

لینک کوتاه

فرهنگ قاسمی

هفتاد سال از اعلان رسمی اعلامیه جهانی میگذرد، امروز کارنامه حقوق بشر بیش از آنکه تصور شود اسفناک است. کشور های قدرتمند جهان رعایت حقوق بشر را در ید قدرت خود دارند و سازمان ملل را بطوریکه به منافع خودشان لطمه وارد نشود اداره می کنند. بدین ترتیب هم خود حقوق بشر را زیر پا میگذارند و هم نسبت به عدم رعایت این حقوق توسط کشور های ناقض آن با سیاست های سودا گرایانه برخورد می کنند. در  معاملات اقتصادی و توازن قدرت به نفع خود، این حقوق را به فراموشی می سپارند و در رعایت آن  اهمال و چشم پوشی می کنند. با توجه به مراتب بالا، به نظر من که عمری را در دفاع از حقوق انسانی گذرانده ام ، باید بگویم در شرائط کنونی که سازمان ملل که در زیر سیطره دولت ها ناقض حقوق انسانی قرار گرفته و مفاد منشور جهانی حقوق بشر را اجرا نمی‌کند را جا دارد، مانند سندیکاهای دولتی که در «ژارگون»  سیاسی «سندیکا ها زرد» نامیده می شوند «سازمان ملل متحد زرد» نامید. اما چرا؟

تجاوزات روز افزون

نه تنها در سالی که گذشت، بلکه در سال های گذشته نیز جهان از نظر حقوق بشر شاهد وضعیتی بسیار نگران کننده بوده است. در دهه های گذشته دامنه تجاوز به حقوق انسانها توسط دولت ها، در اقصی نقاط دنیا، بیش از پیش افزایش یافته است. این بی عدالتی ها چشم انداز امیدوار کننده و اطمینان آور و مثبتی از آینده ی جهان ارائه نمی‌دهند. به قدرت رسیدن جناح های افراطی در بخشی از کشورهای جهان که به طور آشکار با موضع‌ گیری‌ها و اقدامات تبعیض آمیز خود، آزادی و برابری و انسانیت را بیش از پیش تهدید می کنند، هر انسان شرافتمند را بر آن می‌دارد تا در مقابل مخاطراتی که ممکن است ارزش های جوامع بشری را بیش از این به نابودی بکشانند سکوت نکند. به طور مثال تجاوزات به حقوق بشر در کشور هاى فقیر امریکاى لاتین نه تنها به عقب رانده نشده اند بلکه هر روز گسترش می یابند؛ در کشور به اصطلاح سوسیالیستی چین لغو موازین حقوق بشر امری عادی شده است. در بسیاری از کشور های اسلامی منشور جهانی حقوق بشر دچار نسبیت گرائی گردیده و طریقت و شریعت اسلامی بر آن ارجحیت داده می شود؛ در خاورمیانه استبداد و نقض حقوق بشر یکی از بزرگترین فجایع قرن حاضر را بوجود آورده است که دامنه های هولناک آن در سال های آینده روی در خواهند شد.

سوداگران فقر و استبداد

در حالی که جهان در آتش عدم رعایت حقوق بشر میسوزد. خشونت و فقر تجاوز به حقوق انسانی و از بین بردن آزادی های فردی و اجتماعی توسط دولت ها در بخش بزرگی از جهان از حد و مرز خود گذشته است یاد آوری دو عامل موثر در ایجاد این وضعیت اهمیت دارد. نخست آنکه کشورهای بزرگ و کوچک صنعتی و غیرصنعتی، همه بدون استثنا در چنبره قدرت‌های مالی بانکداران قرار گرفته‌اند. مورد دوم این می باشد که دولتهای اغلب در زیر «گوورنانس» رهبرانی هستند که از لیاقت، تدبیر و کاردانی کافی برای اداره جامعه برخوردار نیستند. به عبارت دیگر اولی شامل سوداگران ثروت می باشد که حاصل نیروی کار  امکانات مالی مردم را به تاراج میبرد، دومی در بر گیرنده سوداگران قدرت است که حاکمیت استبدادی مستقیم و غیر مستقیم خود را بر مردمان جهان  اعمال می کند.

جنگ افروزی و غارت ملت ها

اثرات جنگ افروزی، قدرت مداری و ثروت اندوزى قدرت های بزرگ که خود را مدافع حقوق بشر می‌دانند، اما برعکس عمل می کنند، مرگ و میر، بیماری، فرار از شهر و دیار، بی خانمانی و پناه آوردن به کشورها و دولت‌های مرفه تر را فراهم آورده است. دولت های “میزبان” دیگر به این کوچ های اجباری، برای پناهجویی  پاسخ درخور و شایسته ای نمی دهند و سازمان ملل در ارائه ابزار و قدرت اجرائی در عمل عقیم است. دریای مدیترانه مدفن پناهجویان شده و رفتار معامله گرانه با انسانهای پناهنده تا سرحد مناسبات برده دارى تنزل پیدا کرده است. برخی از دولت ها مانند دولت ترکیه برای به کرسی نشاندن  اهداف خود و گرفتن امتیاز از  اتحادیه اروپا پناهجویان بی خانمان، آواره و جنگ زده را وسیله مذاکرات و اخذ امتیازات می کند. برخی از کشورهای غربی با وقاحت تمام بخش بزرگی از مواد منشور جهانی حقوق بشر را زیر پا گذارده، دروازه های خود را بر روی پناهجویان بسته و در مسند سیاست حمایت از منافع خود (پروتکسیونیسم) نشسته اند.

رویکرد گسترش فاشیسم

در سالهای اخیر غالب کشورهای جهان توسط گروه‌های راست و راست افراطی رهبری و اداره می‌شوند و در واقع جریانات چپ مترقی و روشنفکران انسان دوست و حق طلب که از نظر تاریخی طرفدار عدالت و از بین بردن فقر و استبداد در جامعه بوده اند جای خود را در اداره کردن و یا دخالت در اداره کردن جامعه را  به دلایل مختلف از دست داده اند. این شرایط باعث شده اند که در برخی از کشورها مانند ایتالیا و اطریش و بسیاری از اقمار سابق اتحاد جماهیر شوروی سابق در اروپای شرقی، نوعی فاشیسم بر سر کار آیند، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا که خود او یک فرد پوپولیست می باشد به طور آشکار از حاکمیت های استبدادی و پوپولیستی دفاع کرده هر جا که این تفکر مطرح می شود از آن پشتیبانی و آن را تشویق میکند.

از سوی دیگر اداره کشور فرانسه زادگاه حقوق بشر و گهواره تبعیدیان سیاسی، امروز بیش از هر زمان دیگر به دست بانکداران افتاده است تا جایی که به قول Alain Touraine جامعه شناسی مشهور فرانسوی که عمری در ارتباط با دموکراسی فعالیت و تحقیق کرده است «دموکراسی در فرانسه در مخاطره می باشد و این خطر را سیستم جهانی شدن به وجود آورده است. ملت فرانسه به علت روشهایی که دولت مداران آن اعمال می کنند احساس ملت بودن خود را از دست داده است و نسبت به دولت هیچ اعتمادی ندارد. در این کشور به حقوق مردم اصولا در سال های اخیر احترامی گذارده نمی‌شود و حقوق مردم  به طور مرتب توسط دولت های گوناگون لگدمال می گردد. » بی توجهی به مردم تا جایی پیش رفته  است که اکثریت قریب به اتفاق کشور های جهان به جای اینکه خدمتگزار مردم باشند با استفاده از سیستمی که در حقیقت خود نوعی هجو شده روش دموکراسی پارلمانی می باشد اصول دموکراتیک را به طور آشکار زیر پا می گذارند. غالباً رفتارشان با مردم شبیه همان رفتار بانکدارانی می باشد که با مشتریان خود عمل می کنند، یعنی اجازه تصمیم گیری را به هیچ وجه به مشتریان خود که در واقع صاحبان اصلی ثروت انباشته شده در بانک ها می باشند را نمی‌دهند. در سیستم‌های امروز به اصطلاح دموکراسی پارلمانی دولت دیگر نماینده واقعی ملت نیست. عدم مشارکت مردم و به عنوان رای دهندگان برای انتخاب دولتها باعث تشکیل پارلمان ها و نمایندگانی می‌شوند که نسبت به مردم احساس مسئولیت نمی‌کنند و بیشتر به دنبال منافع شخصی خود میباشند. در این کشور ها در اثر غیبت بیش از حد مردم در انتخابات ها و در اثر زد و بندهای سیاسی و طبقاتی کسانی بر سر کار می‌آیند که نه تنها خدمتگزار مردم نیستند بلکه جامعه را که با دست زدن به اعمال غیر دموکراتیک به سوی خشونت سوق می دهند.

رویکرد حقوق و امتیازات پناهجویان و میثاق مراکش

در این شرایط که دولت های فاشیستی و پوپولیستی بر جهان حاکم شده اند و سازمان ملل متحد نمی‌تواند به طور دیگری غیر از یک سازمان زرد که تحت تسلط دولت ها قرار دارد عمل کند، به ناچار حقوق و امتیازات اقتصادی و دموکراتیک مردم نیز نمی توانند در راس هرگونه حق و امتیاز دیگری قرار بگیرند که هیچ، بلکه این حقوق و امتیازات به دلیل عدم رعایت حقوق انسانی مردم در درجه تحتانی جای گرفته اند. با چنین رویکردی می بینید که بخش بزرگی از مردمان کشورهای جهان در شرایط تراژیک فقر  و استبداد به سر می‌برند، که کوچ مردمان از سرزمین های خود، خشونت و آدم کشی و جنگ و دربه دری را گسترش می‌دهد. مردمی که ببیند ثروت کشورشان به طور عادلانه تقسیم نمی شود و اختلاف درآمد به شدت بالا می رود و اختلافات طبقاتی هر روز گسترش پیدا میکند اعتماد خود را به رهبران از دست می‌دهند و در نتیجه قیام می‌کنند تا بتوانند هم به عدالت اقتصادی دست پیدا کنند و هم ذلیل استبداد نشوند. اگر چاره ای اندیشیده نشود این قبیل قیام ها و اعتراضات و اعتصابات در سال‌های آینده در سراسر جهان افزایش پیدا کرده و فراگیر خواهند شد. میثاق مراکش  قرارداد جهانی یک سند سازمان ملل متحد برای امنیت پناهندگی مرتب و منظم است که توسط کشورهای عضو در یک کنفرانس در مراکش در تاریخ  دهم و یازدهم دسامبر دسامبر  باید به تصویب برسد. این میثاق دارای ۱۰ انتظار و ۲۳ هدف می باشد که به هیچ وجه خوشایند  کشورهای دست راستی اروپا نیست. نگاه خوش‌بینانه نویسندگان این بر این اساس است که مهاجرت ها حاصل جهانی شدن می باشند که می توانند اثرات مثبتی در در این فرایند به وجود آورند. بر اساس آمار انتشار یافته توسط سازمان ملل در سال ۲۰۱۸ تعداد ۲۵ میلیون پناهنده و ۲۵۸ میلیون مهاجر و در جهان وجود دارند که زنان و کودکان شمار قابل توجهی از این جمعیت را تشکیل می دهند که بایستی بر اساس منشور جهانی حقوق بشر از امتیازات انسانی مناسبی در اسرع وقت برخوردار گردند. بر اساس اطلاعی که تا به امروز یعنی دهم دسامبر در مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی دیگر انتشار یافته است بیش از ۱۲ کشور مخالف امضای این قرارداد می باشند که در راس آنها آمریکا، استرالیا، ایتالیا، مجارستان، لهستان،  اتریش و اسرائیل قرار دارند. این مخالفت‌ها حاکی از رشد افکار دست راستی و ارتجاعی در جهان است. به عبارت دیگر کشورهای بزرگ صنعتی از  وقتی پای منافع خود در عصر جهانی شدن مطرح می شود  خشنود می گردند و از آن دفاع می‌کنند اما هنگامی که با عواقب منفیِ حاصل از جهانی شدن روبرو می گردند زیر بار تعهد نمی روند.

رویکرد تغییرات ساختاری و متدولوژیک در جهان

جهان به شدت سرسام‌آوری در حال تغییر است، تغییر در متد های حکومتگری، تولیدی، «مدیا» بازرگانی، مدیریتی، نیروی انسانی، متدهای آموزشی، امنیت اجتماعی، ‏تغییر در فراروند تولیدات ملی، تغییر در مناسبات استقلال و آزادی ملت ها، تغییر در روش های استعماری و استثماری، در متدهای دخالت‌های نظامی و غیر نظامی در کشور ها، همه و همه باعث پیدایش روش های تازه خشونت که بیشتر متکی بر بی عدالتی اجتماعی و عدم امنیت مردم کشورها می‌باشد، می گردد ، که این خود نیز روند تغییر در ارتباطات، در رفتار و کردار بین آحاد انسانها از یک سو، و انسانها با قدرت ها از سوی دیگر را با خود به همراه می آورد. اری جهانی تازه ای در پیش روی است. ملتی هایی خواهند توانست به این جهان تازه وارد شوند که قادر باشند خود را و فعالیت‌های خود را با آن مطابقت دهند در غیر این صورت موفق نخواهند شد.

در مورد کشورمان ایران همواره این پرسش در پیش روی است، آیا ملت ایران قابلیت این را خواهد داشت که در جهان تازه وارد شود. در کشوری که عده ای از مردمان به حساب نمی آیند و به رسمیت شناخته نمی شوند قدرت به دخالت در امور خود را ندارند این شانس نباید چندان زیاد باشد که این ملت بزرگ بتواند در این تغییرات اساسی و جهانی نقش واقعی خود را ایفا کند. آری وارد شدن در جهان تازه یکی از امور مهمی است که به راحتی در دسترس هر ملتی نمی باشد. متاسفانه اگر ملتی نتواند بدان دست پیدا کند و نتواند وارد این این انقلاب بزرگ دگرگون کننده ارزش ها بشود یا مجبور به تعبد و یا ناچار به در غلتیدن در سراشیبی مرگ است.

دولت ها و سازمان ملل

در شرایط کنونی از خود سوال می کنم که آیا سازمان ملل متحد از چنان کیفیت و قابلیتی بر خودار است که بتوانند اعتماد ملت ها را به خود جلب کنند و در راهی که معمولاً نباید دولت‌ها اقدام کنند گام‌های موثر بر دارند و خدمتگزار مردمان باشند. وقتی مردم به دولتی اعتماد نداشته باشند دیر یا زود آن را از میان بر خواهند داشت و هر چه شرایط و سابقه دموکراسی در جوامع بیشتر باشد این عمل با سرعت بیشتری انجام خواهد گرفت. به طور مثال تعویض یک دولت در فرانسه به مراتب آسانتر از عوض کردن به یک دولت در ایران می باشد و همینطور هزینه ای که در فرانسه برای تغییر یک دولت پرداخت خواهد شد به مراتب کمتر از هزینه ای می باشد که مردم ایران باید خرج کنند. آیا این عدم اعتماد به سازمان ملل مانند عدم اعتماد ملت ها به دولت ها، می تواند باعث تغییرات اساسی در ساختار و رفتار سازمان ملل متحد گردد یا اینکه ملت های جهان محکوم هستند این وضعیت را تحمل کنند.‌

تجاوز به حقوق بشر در واقع چیزی غیر از زیر پا گذاردن و سوء استفاده از حقوق بنیادی انسان ها به وسیله ی دولت ها نیست. متاسفانه دنیا بیش از پیش شاهد تجاوز به حقوق انسانها توسط دولت ها، که علت وجودی آنها ضمانت و حفاظت حقوق انسانی و رفاه شهروندان است، می باشد. تا زمانی که این تضاد حل نشود یعنی دولت ها منظم به رعایت آن نشوند، همچنان احترام به حقوق انسانی دشوار خواهد بود. 

سازمان ملل در مورد دفاع از حقوق بشر به درستی انجام وظیفه نمی کند. با آنچه که در دنیای امروز می‌گذرد و با گسترش ابعاد فاجعه ی تجاوز به حقوق بشر، سازمان ملل باید به وظیفه اصلی خود یعنی رعایت بدون چون چرای منشور جهانی و الحاقات آن بپردازد. سازمان ملت ها باشد نه سازمان “زرد صفت”دولت ها. همینطور بایستی راهکارهای مناسبی را در مقابله با نفوذ دولت های در اموراتش پیدا کند تا تبعیض و «وتو» به برابری و حقوق مساوی نمایندگان واقعی ملت ها تبدیل شود.

مطبوعات و شبکه های خبری به بسیاری از گزارش‌های حقوق بشری با کم توجهی و بی‌ تفاوتی برخورد می‌کنند. برای بخش بزرگی از رهبران سیاسی، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی حقیقی و مجازی، تجاوز به حقوق انسانی از اهمیت لازم برخوردار نیست. افکار عمومی جهان و دولت‌های اروپایی و اتحادیه اروپا به جهت گسترش تروریسم و عدم امنیت شهروندانشان به اندازه کافی به این امر نپرداخته اند. این شرائط زمینه بیشتر تداوم و گسترش نقض حقوق بشر را فراهم آورده است.

در خاتمه جای دارد نسبت وضعیت حقوق انسانی در ایران اشاره‌ای کرده و یادآور شوم که منشور حقوق انسانی کورش به عنوان قدیمی ترین سند غیر قابل انکارِ احترام به حقوق انسانی در جهان به ثبت رسیده است. این امر وظیفه بزرگی بر گردن ما ایرانیان گذاشته است ما در انجام به این مسئولیت تاکنون درست عمل نکرده ایم. زمان آن فرا رسیده است که هر ایرانی در هر گوشه جهان به این مسئله بیشتر اندیشه کند. زیرا ما ایرانیان وظیفه داریم برای رعایت حقوق انسانی جهان، به ویژه ای در کشورمان که زیر سخت ترین ضربات غیر انسانی قرار دارد و ثروت و اختیار و آزادی آن توسط رژیم غیر ایرانی جمهوری اسلامی زیر پا گذارده می شود، مبارزه و از این حقوق دفاع کنیم تا بتوانیم آنچه که گذشتگان ما برای ما به ارث گذاشته اند را ارجگزار باشیم.

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما