امروز چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰

ساعت ۱۹:۲۲

 
اخبار گوناگون

دانشجویان دانشگاه تهران را در سال ۵۸ چه کسانی بخون کشیدند؟

1 ماه گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

آیا خزان عربی به ایران خواهد رسید و در “جزیره آرامش” طوفان بپا خواهد شد؟
https://rangin-kaman.net/?p=131266

لینک کوتاه

مردم کردستان ایران را چه کسانی قتل عام کردند؟

  امین بیات

بیش از چهل سال از تهاجم وحشیانه حکومت جمهوری اسلامی به  ریاست جمهوری بنی صدر دست نشانده خمینی  به دانشگاه تهران و حمله نظامی و سرکوب مردم کردستان ایران میگذرد، این حمله و سرکوب و کشتار دانشجویان سازمان یافته برای سر کوب آزادی های دمکراتیک در دانشگاه و کردستان ایران بوده است.

این حمله حزب الهی های مزدور , عقب مانده  و آدم کش اسلامیستها  در زمانی صورت گرفت  که  ارتجاع اسلامی بنی صدری حاکم برکشور بود و بکمک مشتی اوباش ، چاقوکش طرفدار اسلام ، خفقانی  وسیع را در دانشگاهها  و در جامعه ایرانی تدارک دیدند، روزنامه ها را بستند، کتابهای کتاب فروشان را در جلوی دانشگاه  به  آتش کشیدند، درچنین شرایطی  دانشگاه ها همچون همیشه سنگر مقاومت و روشنگری و همراه با افشاء چهره عوامفریبانه بنی صدرو عوامل سرکوبگر جمهوری اسلامی بدل شده بود.

دانشجویان مترقی با کوششهای خستگی نا پذیر شبانه روزی سعی و کوشش خود را بکار بردند تا چهره  واقعی و ارتجاع اسلامی را افشاء و توهم توده ها را از رهبری شیاد و حیله گر سنتی مذهبی خمینی و یارانش را فرو ریزند.

فرو ریختن توهم توده ها اما به معنای از میان بر داشتن پایگاههای توده ای حکومت فریبکار بود، که دستگاه و با فریبکاری بنی صدر کمربه نا بودی این سنگرافشا گری دانشگاه بسته بودند، زیرا باز ماندن دانشگاه به  آنصورت وشکل مبارزه اش و با ایجاد خفقان کامل در جامعه تداوم فریب دستگاه هیئت حاکمه بود، زیرا  بنی صدر و دولتش به این نتیجه رسیده بودند که دردانشگاه باید خفقان حاکم میشد ودرب آنرا باید میبستند، آنهم با کشتن 17دانشجو و صدها زخمی، حالا دوستان بنی صدر از مرگ او استفاده کنند  و  او را رئیس جمهور منتخب  بدروغ  و دمکرات و آزادیخواه و استقلال طلب جا بزنند. 

درهمه جا، درخیابان،در روزنامه ها دررادیو تلویزیون با تبلیغ اذهان عمومی را که گرفتار توهم  و رهبری خمینی و رئیس جمهورش بودند، علیه وضد دانشگاه ودانشگاهیان بصورت وسیعی شوراندند، دانشجویان را نوطئه گرخواندند و استادان مترقی را عمال دست نشانده غرب و خود فروختگان  رژیم سرنگون شده خطاب کردند و همراه این شیوه تبلیغات ، نقشه شوم و ضد ایرانی خود را برای اشغال دانشگاه توسط رئیس جمهور وقت بنی صدر و هیئت حاکمه ، برهبری حزب جمهوری اسلامی با وقیعترین شیوه،  خشن ترین سرکوب و کشتار عملی کردند، بنی صدر  شخصیتی پندار باف ، موهوم  پرست و اسلامیستی عقب مانده، بود.

مردمان ایران امروز به این نتیجه رسیده اند که خود را از قید  و بند اوهام و  فریب کاری دوران ریاست جمهوری بنی صدر و حکومت ننگین جمهوری اسلامی رها سازند و  ماهیت  فریبکار اسلامی  بنی صدر – خمینی  و امروز سیدعلی قاتل،  خود را رها کنند وماهیت حرکت ارتجاعی ضد انقلابی “فاتحین” دانشگاه، بنی صدر ها  پرده ها  را کنار بزنند و انقلاب فرهنگی آنها را در آنروزها نوعی شیادی برای بسته نگهداشتن دانشگاهها ارزیابی کنند و این همان سیاست مخربی بود که بنی صدرهاهدف مورد نظرشان تبدیل دانشگاههای ایران به دانشگاههای مکتبی بود.

مکتبی که سران این قوم وحشی طالبانی آدم کش هنوز که هنوز است  پس از چهل و سه سال جنایت  بر سر پیاده کردن کم  و کیف آن میانشان اختلاف است، توجیهات عوامفریبانه  تکراری و خسته کننده از زبان فریب  دهندگان شنیده میشود ، دیگر جا یگاهی میان مردم ندارند  و مردم از آنها بیزارند.

بنی صدر امیدوار بود که درمیان دانشجویان متحد وهم نظر پیدا کند که موفق هم شد امروزما شاهد پیام دانشجویان بیخبر از همه جا هستنیم که در مدح فتوحات بنی صدر قلم فرسائی کرده اند و همانند پیام دهندگان ریز  و درشت با نام و نشان درخارج از کشورکه به ثنا گوئی و توهم پراکنی، دست حزب الهی ها را بسته اند  وحمله به دانشگاه  و کردستان و کشتار را آگاهانه برای خوش خدمتی بفراموشی سپرده اند که جای شرم، دارد.

بنی صدر درسخنرانی  14 اسفند خود ادعا کرده است که به دروغ ماجرای بستن دانشگاه را به وی نسبت میدهند و حتی تا بدانجا پیش رفت که گفت ” غلط کردم” اگر چنین کرده باشم، بنی صدر پس از گذشت سالها از فاجعه کشتار دانشگاه، مدعی است که اقدامش در بستن دانشگاه به منظور چلو گیری از وخامت اوضاع  یا بقول او ” سرنگونی جمهوری اسلامی” بوده است.

 بنی صدر در روز اول اردیبهشت 1359 با استقرار یکانهای سرکوبگر جمهوری اسلامی دردانشگاه را که با خون بهترین جوانان وطن رنگین شده بود جشن گرفت ، درهجرت با دلسوزی و ترحم آمیزش سنگ دمکراسی خواهی و عدالت اجتماعی واستقلال به سینه کوبید، و اعضاء متوهم و اسلامیست های انقلاب اسلامی درهجرت برایش هورا کشیدند.

توده های آگاه جامعه ما در ایران میدانند بر خلاف توده های آگاه  بعمل خود در خارج از کشور که  افتخارات  بنی صدر را با آب و  تاب فراوان تبلیغ میکنند ، که اوهام و  توهمات از اینگونه افراد”مسلمان”، ” آیت الله زاده” فرو ریخته ، بنی صدر در آن دوران مخیلانه سنگ بازگشایی دانشگاه را برسینه میزد تا مردم را فریب ،دهد.

بهر حال سئوال از هواداران بنی صدر از لحاظ  سیاسی این است که آیا او(بنی صدر) در کنار خمینی شریک  جرم جنایات در دانشگاه و کردستان نیست ؟ اگر هست چرا آگاهانه سکوت کرده اید و اذهان عمومی را منحرف میکنید؟

  

حمله نظامی و سرکوب مردم کردستان ایران توسط بنی صدر:

در سالهای 1357-1359 کردستان ایران و بخصوص حزب دمکرات کردستان ایران به رهبری زنده یاد دکتر قاسملو  خود را غیر جدایی طلب معرفی میکردند  و  حتی کردهای سنندج، کرمانشاه  کردهای اهل سنت معتقد بودند و بارها بیان کردند که تمایلی به جدائی از ایران ندارند، و با نیروهای جدایی طلب  خط  کشی داشتند، و با این حال  خواستار استقلال سیاسی درکردستان ایران بودند، اما رژیم متجاوز جمهوری اسلامی بیان میکرد،هدف این احزاب کرد جدایی طلبی است.

پس از شروع جنگ مابین ایران وعراق در سال 1980 حکومت جمهوری اسلامی جنگ طلب برای سرکوب کردها   تحت نام شورشی علیه حکومت به کردستان حمله نظامی کرد، بنی صدر گفته  که: “جنگی که  در کردستان رخ  داد به خود مختاری مطلقا ” ربطی نداشت” .

بنی صدر جعلیاتی علیه مردم کرد بیان کرده است:

_ یک روحانی کرد بنام ” حسن امینی”  خمینی را برای حمله به کردستان بر انگیخته  است.

_ بنی صدر اظهار داشته که  طرح 6 ماده ای به ابتکار حزب دمکرات کردستان  ایران بوده، از طرف شورای انقلاب  تصویب شده .

_ بنی صدر گفته که خود مختاری بهانه آنها است و  در اصل چیز دیگری میخواهند.

_ بنی صدر و خمینی  حمله به  کردستان را بهانه کردند که کمونیستها  در سنندج  در مسجدی زنان را به گرو گان گرفته اند.

_ بنی صدر در یکی از مصاحبه هایش گفته که : ” چکمه هایتانرا در نیاورید تا غائله کردستان پایان یابد “، که این فرمان را بعدا تکذیب کرد ، در اصل بنی صدر گفته بود : ” بند پوتین ها را باز نکنید تا غائله کردستان پایان یابد.”

_بنی صدر بعنوان رئیس جمهور خمینی و فرمانده کل قوا مامور اجرای پایان دادن به” غائله” کردستان بود.

بنی صدر یک سیاستمدار مذهبی،عقب مانده و حامی یک نظام اسلامی بود، بنی صدر یک آخوند زاده و متوهم و در بوجود  آمدن شرایط امروز مردم ایران سهم بسزایی ایفا کرده است، در تثبیت رهبری خمینی مرتجع بنیادگرا و ضد ایرانی ودر جهت استمرار و استقرار جمهوری اسلامی هرآنچه میتوانست انجامداد، مطالب وگفتار خمینی در پاریس را شیادانه تدوین و باو میداده است ، بنی صدر عملکردش موجب آن شد که جبهه ملی درخدمت اهداف خمینی خود را مطابقت دهد ، وحتی نسبت به بازرگان نیز حسادت و رشک میورزید ، بنی صدردر سرکوب مردم کردستان ایران و دانشجویان دانشگاه تهران سعی کرد که بر تکیه به قدرت از خود بیگانه شود وتن به سرکوب و کشتار در هر دو مورد بدهد و بعد از فرار سعی کرد که خود را به مصدق و مصدقی بودن  وصل کند و از جمله اعتراف به خطاها و خیانتها یش از خود انتقاد کند، او  فردی خود فریبنده و متوهم بود و در بازسازی استبداد فرصت طلب و  همه چیز را از دید مذهب ارتجائیش پیگیری میکردو …

بنی صدرهمیشه ترجیح میداد که روی صندلی وسط بنشیند،هرکجا تشخیص میداد بنفعش هست به آنسوی تمایل پیدا میکرد وسمت وسوی خود را تغییرمیداد، او دارای روشی دوگانه بود، مقوله دمکراسی دردوران ریاست جمهوریش محلی از اعراب نداشت، بنی صدر همدست و یار وفادار خمینی حیله گر و ضد ایرانی بود و مخیلانه پس از فرار از ایران مجبور به جدایی از بخشی از یاران خمینی شد و ترجیح مصلحتی داد که به مصدق و مصدقیها نزدیک شود و کیش شخصیت او تغییر، کرد.

 ستایشگران بنی صدر هنوز درنیافته اند که بنی صدر و یارانش در پاریس بودند که خمینی را بقدرت مطلقه  تبدیل کردند و او بود که خود را فرزند معنوی خمینی جا زد وهیچوقت حنی در تبعید وهجرتش انقلاب اسلامی ضد ایرانی را مورد سئوال جدی قرار نداد و تنها به “مخالفت” با “ولایت فقیه” بسنده کرد.

بعنوان خبر:

اخیرا شخصی بنام حسین دجال زاده مسئول رادیو عصر جدید وابسته به انقلاب اسلامی در هجرت طی تماسی نسبت بمن توهین واهانت و تهدید کرده است که البته انتظاری بیش ازاین ازحزب الهیها نمیتوان داشت، البته من میدانستم اینها چون  خرمذهبی هستند دمکرات نمیتوانند باشند ولی نمیدانستم” تروریست” هم تشریف، دارند.

دیگر  ترفند ها، حنای انقلاب اسلامی در هجرت  و نه حنای جمهوری اسلامی  پیش مردم ایران نه رنگی دارد و نه بوی خوشی همه چیز در منجلاب اسلام در هجرت و اسلام در قم  و مشهد غوطه ور است، نیروهای مذهبی اسلامی باید بفکر راه وچاره ای بجز پیروی ازقوانین متحجر قرون وسطایی اسلامی عقب مانده وضد ایرانی بکنند، فراموش کنید “آن دنیا “را، بفکر آسایش مردم ایران در حال حاضر باشید ، بگذارید دینتان امر خصوصی شما باشد.

حالا که بنی صدرتان رفت عنان عقلتانرا بدست خود بگیرید ، اسلام و انقلاب اسلامیتانرا در هجرت بخاک بسپارید و فراموش کنید ودین خوئی را بدرید و بدور بیندازید  مسئله عقیده  و مذهب  را شخصی برای خود هر طور که مورد سلیقه اتان است نگهدارید، اما  اگر راست میگوئید و ریگ اسلامی در کفشتان نیست بدون اسلامتان  و بدون انقلاب اسلامیتان درهجرت در کنارنیروهای دیگر بمبارزه سالم بپردازید اگرغیراز این باشد بدانید همچنا نکه  تا  بحال هیچ نیروئی به شما  اطمینان نکرد و همکاری نکرد از این ببعد هم کار شما بسیار دشوارتر خواهد  شد  و اعتبار از بین رفته اتان بازنخواهد گشت مگر اینکه خانه تکانی کنید وتوجه به چاپلوسانیکه پیامهای متوهمانه ومتملقانه فرستادند گوش فرا ندهید آنها فقط مرده پرستند و در ضمن چند عنصر حزب الهی را از صفوف خود دور کنید، این شرط بلاغ بود، بنفع تان است.

حافظ چه شیرین سروده:

الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه     که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید     گو توخوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

26.10.2021 

 

  

Amin.bayat@googlemail.com

https://Facebook.com/amin.bayat9

https://rangin-kaman.net

  

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما