فرهنگ و هنر

معرفی کتاب هنوز، مجموعه اشعار مهتاب قربانی

4 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=103818

لینک کوتاه

نقد و نظر اقای رضا اغنمی گرامی بر کتاب شعر هنوز که توسط نشر مهری منتشر شده است.
«هنوز»، گزیده اشعار مهتاب قربانی در۴۷ برگ شامل سروده هائی ست با یازده عنوان :
دعوت – کسی آمد که مثل هیچ کس نبود– مانیفیست – ناتمام – سمفونی – انقلاب – تندیس – لیلی منم – بیداد – سلطان – ملودی.
هریک از این عناوین، دریچۀ تازه از حسرت ها، آرزوهای بربادرفته و سیاهیِ غفلت های تاریخی را با زبانی موسیقیائی روی خواننده می گشاید!
دعوت، با زبانی پُخته و سنحیده، دل آکنده ازعشق و درد تنهائی، اندوه وملال زن جوانی، درآرزوی «رقص آزادی» را توضیح می دهد:
«ودنیای من که خلوت است و سنگین/ از اعتبار بی اعتبار این شام های بی شاعر/ از وحشت لرزه های دل سنگفرش کوچه های بی عابر/ تو را به میهمانی روزهای خویش می خواند/ به میهمانی این روزها که ملولند و خسته وغمگین / بیا بیا و بادست های خنیاگرت مرا بنواز/ که رقص آزادی سرریز شود از زخم های آستینم کنده شده بربدنم / چوباد بگذر[د] ازفراز سرم/ تا شکوفه کند این درختِ گمشده درمه / . . . . . . مرا درجنگل بارانی جانت زمین بگذار/ ببین یکباره شیدا می شود جانم / من آنجا که دروغ وتهمت و کشتار و زندان نیست/ برایت از سلوک ساز با آواز می خوانم / برایت تا ابد زن واژه های روشن طناز می خوانم».
دومین سروده با عنوان «کسی آمد که مثل هیچ کس نبود».
به فروغ فرخ زاد تقدیم شده است. اندیشمندی که نابهنگام بود. صدها سال زودتر اززمانۀ افکار واندیشه هایش، چشم به هستی گشود. و، تنها خودش بود که به این راز و ستم طبیعت پی بُرد. فهمید، زود و زودتر ازپلشتی ها رهید!
عنوان این سروده تمثیلی برگرفته از شعر معروف فروغ است. وخطاب به او می گوید:
« . . . چه خوب که تعبیرخوابت را ندیدی / کسی آمد؟ / کسی که اسم نداشت و مثل هیچ کس نبود/ و ازسیاهی ردایش هنگامه ی آرزوی خون هویدا بود / و زمین در هیاهوی زمهریر رد پای خونینش / تا نامعلوم / تا انتظار یک معجزه درکام مرگ شد / آری کسی آمد که مثل هیچ کس نبود/ و دستانش بوی مرگ می داد / و سیاهی ردایش به بزرگی سرزمین همیشه شاد ما بود / آنقدر بزرگ که برگیسوان تمام دختران این بوم آوارشد/ و آن ستاره ی قرمز که درخواب دیده بودی / چه واژگونه تعبیرشد / آنقدر که ستاره کشت وغسل نداده / تن بی جان درخون رنگین شان را برزمین نهاد . . . . . . . . . / کسی آمد/ کسی که مثل هیچ کس نبود / وجای پایش عجیب خونین بود».
سومین سرودۀ این دفتر عنوان «مانیفیست» را بر پیشانی دارد. تیکه هائی از آن، پشت جلد درکنار تصویرشاعر آمده، خواننده را تکان می دهد: «از بستر متعفن مرداب برخاستم / ار بستر پرحرکت مردابی که بر تمدن چند هزارساله ام چتر زده بود/ و زهر خند ترسناک آدمک های سنگ نبشته ها / ازمیان جنگ وخون و جنازه / از زیر آوار زمین لرزه های مذاهب / از زهدان زنان زنده به گور شده / از تهوع بدمستی کارگران کارخانه در دخمه های مسموم فاحشه خانه ها/ از تمنای چشم های خشکیده بر تصویر مرده و شهوت ساز ستارگان سینما / ازمشت ولگدهای روشنفکران خواب نمای متعصب/ ازهیچ برخاستم . . . . . . وتو ای انسان / که انگشتانت را به تمام قوا برگلوگاه نحیفم فشردی / هرگز به اندازه ی تمام قفل های بسته کلید نخواهی داشت / وتجربه، معیارهای تلاشت را نابود خواهد کرد / و چون تمام آن ها که رفته اند/ گره ای کور خواهی بود برریسمان تاریخ».
این چند نمونه درمعرفی اندیشه های پویا، ونگاهِ عمیق مهتاب به تاریخ است. تلاشگرِ کنجکاوی که آینه به دست، درد و اندوه ریشه دار گذشته را با مخاطبین ش درمیان می گذارد و ازبیماری های کُهن پرده برمی دارد.
سروده های این دفتر کوچک، تلنگریست به نادانی ها وعریان کردن اعتیاد موروثی ملی به غفلت ها و فراموشی ها! پنداری هرفرد، حامل میراثی ازآفت ها و آسیب های اجتماعی بوده و هستیم. بنگرید به سرودۀ «عنوان مانیفست»، تا ژرفای اندوه شاعر، تا فاجعۀ میراثداری نسل های برباد رفته را دریابید! او به درستی خوابرفتگی نسل ها را به باد انتقاد گرفته، ونکبت و فلاکت غول آسای نادانی ها را یادآورشده است.
شاعر، با زبانی ساده و پُخته، با ورق زدن تاریخ، عقب ماندگی های اجتماعی و فرهنگی را درقالب سروده ها روایت کرده، با یادآوری آفت های ویرانگر، فرهنگِ اجتماعی را به نمایش گذاشته است!
انتخاب عنوان دفتر نیز، معرفت زیبا شناسی شاعر را یادآور می شود.
هنوز!

معرفی کتاب هنوز، مجموعه اشعار مهتاب قربانی

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما