نویسنده : شیردخت زیارتی، دکتر در اقتصاد آموزش از دانشگاه سوربن، استاد سابق دانشگاه، مشاور سازمانهای بین المللی ( یونسکو و برنامه توسعه سازمان ملل و مدیر پروژه مطالعاتی بانک جھانی و اتحادیه اروپا ).
۱ـ مقدمه :
– کتابهایی در زمینه لائیسیته و سکولاریسم به سبک غربی منتشر شده است و نظریه پردازهای ایرانی نیز به آنها ارجاع دادهاند. یکی از کامل ترین و در عین حال جامع ترین آنها کتاب ” لائیسیته چیست “؟ اثر شیدان وثیق است. این متفکر ایرانی، امروز زنده نیست، ولی اثرش همچنان راهگشا است. نویسنده این سطور، ابتدا به تحلیل این کتاب بطور خلاصه میپردازد؛ و سپس نیاز به بومی کردن لائیسیته غربی را، و انطباق آن به شرایط فعلی ایران، در قالب ” لائیسیته نوین “، که طراحی و برنامه ریزی کرده است، بیان میکند.
۲ـ تعریف لائیسیته :
– لائیسیته تعریفهای گاه متغیری دارد، بطور کلی لائیسیته، واژهای سیاسی است که بر اساس آن، حکومت پیرو هیچ دینی نیست و از طریق قانون، مانع دخالت دین در دولت میشود. لائیسیته کلاسیک که در کشورهای غربی مثل فرانسه است، دین برخوردار از همه آزادی ها، در جامعه مدنی است و دولت در کار دین، دخالت نمی کند.
۳ـ تعریف لائیسیته نوین :
– در این لائیسیته، که به وسیله نویسنده این سطور، برای بومی کردن و منطبق کردن به شرایط ایران، طرح شده است، دین باید به حوزه خصوصی و روحانی برگردد و در هیچ یک از هر سه قوه قانونگذاری، قضائی و اجرائیه ( حکومت ) دخات نکند. دولت و حکومت قوه اجرائیه هستند. در لائیسیته نوین از نفوذ دین در کلیه قوانین اعم از قانون اساسی، مدنی، جزا، خانواده و آیین نامه های دولتی و اداری جلوگیری می شود. بنابراین نه تنها دین و مذهب از قوه اجراییه که دولت است، بلکه همچنین از دو قوه قانونگذاری و قضائیه جدا می شود. هم چنین دین نباید در حوزه عمومی مثل آموزش و پرورش ( آموزش و پرورش رسمی، نیمه رسمی و غیر رسمی ) اعمال نفوذ کند، به عبارتی ” جدائی دین از سیاست ” باشد و به ” جدائی دین از دولت “، چنانکه در لائیسیته کلاسیک است، بسنده نکند. مثال دیگر تحمیل دین به کودکان تا سن 18 سالگی ممنوع است.
– بنابراین لائیسیته نوین گسترده و عمیق تر از لائیسیته کلاسیک غربی و مخصوص کشورهای اسلامی، مثل ایران طراحی شده است. به طور خلاصه ” لائیسیته ” جدائی دین از دولت، و ” لائیسیته نوین ” جدائی دین از سیاست، است.
– بعضی از متفکران که راجع به لائیسیته پژوهش کرده و نوشته اند به روشنی به تفاوت ” جدایی دین از دولت ” و ” جدایی دین از سیاست ” نمیپردازند، و گاهی آنها را مترادف میانگارند. شیدان وثیق هم راجع به ” قدرت سیاسی ” سخن میگوید که با ” سیاست ” چنانکه نویسنده این سطور، در ” لائیسیته نوین ” مطرح می کند همسان نیست.
– قدرت سیاسی یعنی حکومت و دولت که اجرایی است. اما سیاست خیلی بیشتر از فقط، قوه اجراییه میباشد. سیاست در تمام افکار ما جا دارد و نمیتوانیم آن را از نفوذ دین برهانیم. تنها اگر از کودکی دین را به ما تحمیل نکرده باشند و بتوانیم ” پندار لائیک ” داشته باشیم، میتوانیم به ” جدایی دین از سیاست ” بپردازیم و در گفتار و کردارمان هم منعکس می شود. برای همین به یک روند حداقل 20 ساله تعویض نسل نیاز است.
– شیدان وثیق مینویسد: ” … دولت محدود به قدرت اجرایی نمیشود و قوه قانونگذاری و قضایی و دیگر نهادهای دولتی را تحت عنوان کلی حاکمیت در برمی گیرد “. در این جا باید گفت که چرا، اتفاقا دولت محدود به قدرت اجرایی است و قانونگذاری و قضایی را در برنمی گیرد. ولی اگر حاکمیت را ترجمه کلمه Souveraineté در فرانسه که بعدا اشاره می کنند بگیریم. در آن صورت می توان گفت شامل سه قوه است. ( لائیسیته چیست ؟ صفحه 19 ) در لائیسیته نوین هیچ دینی حتی اگر دین اکثریت باشد در قانون اساسی به رسمیت شناخته نمیشود. لائیسیته به معنای ” ایدئولوژی ” نیست.
– سکولاریته، لائیسیته و لائیسیته نوین، ( که نویسنده این سطور طرح کرده و برای ایران برنامه ریزی نموده ) سه تعریف متفاوت دارند. همچنین سکولاریزاسیون، لائیسیزاسیون و لائیسیزاسیون نوین از هم متمایز هستند.
– اگر عمل سکولار کردن ( دنیوی کردن ) را سکولاریزاسیون بنامیم و تبدیل کردن یک جامعه دین سالار را به جامعه سکولار، مثل کشورهای سلطنتی شمال اروپا، آلمان، و بریتانیا، و آمریکا، سوئد ( به طور کلی کشورهای پروتستان )، ایران زمان محمدرضا شاه و قبل از آن تبدیل کنیم، سکولاریزاسیون کردهایم. این روند را سکولاریسم میگوییم. حال اگر بخواهیم به تبدیل جامعه سکولار، که در آن حکومت و روحانیت با هم همکاری می کنند و روحانیت از حکومت پشتیبانی میکند، به حکومت لائیک که دین از دولت جداست بپردازیم این تحول را لائیسیزاسیون می نامیم. روند این تبدیل لائیسیزم می گویند. ” لائیسیته نوین ” از این دو گسترده و عمیقتر، میخواهد پس از لائیسیزاسیون جامعه، به پایداری لائیسیته کمک کند و به تدریج در یک دوره ۲۰ ساله و یا بیشتر، لائیسیزاسیون نوین را پیاده کند و جامعه را بسوی مدرنیته ببرد. پروسه و یا روند آن را میتوان ” لائیسیزم نوین ” خواند.
– لائیسیته در کشور فرانسه که مهد لائیسیته محسوب میشود، شکل گرفت و بعد به کشورهای دیگر راه یافت. در کشورهای اسلامی مثل ترکیه در زمان آتاتورک، ایران زمان رضاشاه، تونس، تمایل به برقراری آن دیده شد ولی دیری نپائید و به سکولاریته بدل گشت. مثل ترکیه امروز که گرچه در قانون لائیک است، ولی در فضای عمومی با اردوغان بازگشت به دین گرایی دیده میشود، در تونس هم همین طور که زمانی قانون لائیسیته وجود داشت، ولی بعد حزب دین گرا بیشترین کرسیهای مجلس را به دست آورد.
– ” لائیسیته نوین ” برای جلوگیری از بازگشت دین گرائی یا سکولاریته ( همراهی دین و حکومت ) به وسیله نویسنده این سطور، برای کشورهای اسلامی مثل ایران پیشنهاد میشود. شاید روزی این مدل، اسرائیل را هم به لائیسیته، راغب کند.
– نام گذاری ” لائیسیته نوین ” برای تفکیک آن از ” لائیسیته ” و ” سکولاریته ” به وسیله نویسنده ضروری بود. ابتدا این طرح را ” نئولائیسیته ” نامید و بعد متوجه شد که در فرانسه ” نئولائیسیته ” به نوعی ” لائیسیته ” گفته میشود که در آن ” کفر گویی ” هم جایز است. از آنجایی که نویسنده ” کفر گویی ” را ” آزادی بیان ” محسوب نمی کند و بالعکس بیاحترامی به دینداران را غیر دموکراتیک میداند، طرح را ” لائیسیته نوین ” نامید. اگر ” لائیسیته ” برای کشورهای غربی کاتولیک و ” سکولاریته ” برای کشور غربی پروتستان و کشورهای سلطنتی کاربرد دارد، ” لائیسیته نوین ” برای کشورهای مسلمان، جمهوری طرح شده و برای ایران در مرحله برنامه ریزی است تا راه عملی تحقق آن میسر گردد. در بعضی مصاحبهها با نویسنده، بنابر سلیقه مصاحبه کننده، گاهی از آن با ” لائیسیته مدرن ” و یا ” لائیسیته بومی” یاد شده است.
۴ـ تاریخ لائیسیته :
– این واژه از انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789، ابداع شد. تحقق دولت لائیک را ” لائیسیزاسیون ” نامیدند. دولت ” غیر دینی ” یا لائیک در کشور فرانسه، در مقابل دخالتهای کلیسای کاتولیک شکل گرفت. کشورهای غربی پروتستان، نفوذ مقتدر دین را در فضای عمومی نداشتند. لائیسیته در کشورهای اروپایی گاهی ناقص و محدود است.
۵ـ لائیسیته، دموکراسی، جمهوری :
– لائیسیته گرچه از ریشه یونانی ” لائوس ” به معنای ” مردم ” است؛ ولی آن را نباید با مفاهیم دیگر، مانند ” دموکراسی “، اشتباه کرد. گرچه ” لائیسیته و دموکراسی ” می توانند هر دو با هم در یک کشور باشند، مثل فرانسه، ولی میتوانند با هم نباشند، چنانکه مکزیک، لائیک است ولی دموکراسی ندارد.
– لائیسیته هم گرچه بیشتر در کشورهای جمهوری غربی وجود دارد؛ ولی با مفهوم جمهوری، نیز متفاوت است. کشورهای غربی سلطنتی مثل سوئد و نروژ، سکولار هستند چون سلطنت را موهبتی الهی میدانند و به دین برای تایید سلطنتشان نیازمند هستند. این همکاری دین و حکومت است که با لائیسیته از بین می رود.
۶ـ لائیسیته، سوسیالیست، مارکسیست :
– لائیسیته و سکولاریته هیچکدام دینستیز نیستند. اما در کشورهای لائیک گرچه ادیان میتوانند سازمان و انجمن داشته باشند، ولی حزب سیاسی آن چنان که در کشورهای سکولار وجود دارد، مثل حزب دموکرات مسیحی، در کشورهای لائیک جایز نیست.
ـ استقلال دولت از دین در کشورهای لائیک، به معنای پایان دین نیست، به معنای خروجش از حاکمیت سیاسی است. بنابراین لائیسیته مقوله ای سوسیالیستی یا مارکسیستی نیست. گرچه کشورهای سوسیالیست از دخالت دین در سیاست جلوگیری میکنند، ولی دلیل آن ایجاد یک سلطه تک حزبی و یک حکومت توتالیتر، مثل چین است. کمونیسم دینستیز است و از وجود کلیسا، مسجد، کنیسه و امثالهم جلوگیری میکند. در حالیکه لائیسیته کلاسیک و لائیسیته نوین به آزادی ادیان باور دارند؛ ولی اولی از دخالت دین در دولت، و دومی از دخالت دین در سیاست، که وسیع تر است، جلوگیری میکند. لائیسیته کلاسیک در کار دین دخالت نمیکند، ولی لائیسیته نوین ” نظارت دولت را بر نهاد دینی ” لازم می داند، تا دین، در فضای خصوصی و روحانی بماند.
– شیدان وثیق در مورد ” مارکس ” مینویسد که مارکس ” جدائی دولت و دین ” را پایان کار دین نمیپندارد. مارکس ” معتقد بود که با این جدائی، دین تنها از عرصه ی سیاسی کنار میرود، ولی در گستره ی پهناور جامعه ی مدنی، حضور و فعالیت خود را ادامه میدهد؛ و تازه در این جا و در این هنگام است که، کار اصلی و واقعی دین آغاز میشود. پس لائیسیته دین را، تنها از قدرت سیاسی بر می افکند ولی دینداران را از دخالت در سیاست با هر ایمان و اعتقادی آزاد می گذارد. اینان آزادند، همچون دیگر شهروندان با هر فلسفه و ایمان و مسلکی، در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، در سازماندهی، در تشکیل انجمن و حزب سیاسی و در زندگی دموکراتیک، در همه ی سطوح آن، از انتخاب کردن تا انتخاب شدن، شرکت کنند. “
– اینجا ” لائیسیته نوین ” با آنچه در زمان مارکس و در جهان غرب، به نظر او جایز شمرده میشد، متفاوت است. در ” لائیسیته نوین ” روحانیون همانند نیروهای نظامی، امکان انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس، شرکت در دولت و کاندیداتوری رئیس جمهوری را نخواهند داشت، مگر اینکه از جامه روحانیت به در آیند و به شهروند عادی تبدیل شوند. ” لائیسیته نوین ” تأسیس احزاب دینی را جایز نمی داند.
۷ـ لائیسیته در کشورهای اسلامی :
– لائیسیته، در زمان آتاتورک، قدری بعد از قانونی شدن آن در فرانسه، در ابتدای قرن بیستم، در ترکیه راه خود را باز کرد. در ایران زمان رضاشاه نیز تحت تاثیر آتاتورک، به نوعی ناقص شروع شد و گاهی افراطی تر از ترکیه پیش رفت. مثلا اگر در زمان آتاتورک، حجاب و برقع در ادارات دولتی ممنوع شد، در ایران، رضاشاه آن را در خیابان هم ممنوع کرد. متاسفانه قوانین همچنان تحت نفوذ دین بودند. در افریقا، تونس پرچمدار لائیسیته شد. اما در تمام این کشورها، لائیسیته حریف اسلام سیاسی نشد و بازگشت به نوعی دین سالاری دیده شد. این امر، لزوم نوعی لائیسیته منطبق با این کشورها و به نوعی پایدار را نشان میدهد، و این دلیل طرح نویسنده این سطور برای ” لائیسیته نوین ” شد. هدف ” لائیسیته نوین ” و تحقق ” پندار لائیک، گفتار لائیک و کردار لائیک ” در ایران است. این نوع لائیسیته به آزادی دین و عقیده، باور دارد و آن را امری روحانی، غیرزمینی و خصوصی میشمارد. همه شهروندان، از ادیان مختلف یا دین ناباور، یکسان در مقابل قانون هستند. پیروان هیچ دینی، حق تشکیل حزب سیاسی، دخالت در دولت، حکومت و سیاست را ندارند. هم چنین از نفوذ دین در قوانین اساسی و مدنی و حتی آئین نامهها، ممانعت به عمل می آورد.
۸ـ نیاز به لائیسیته نوین :
ـ چرا کشورهای اسلامی به لائیسیته نوین برای دگرگونی سیاسی و مدنی نیازمند هستند؟ چون دین اسلام، مدعی اعمال قدرت سیاسی است. چون پیروان دین اسلام آن را برتر از ادیان دیگر میدانند و حقوق شهروندی مساوی، برای پیروان ادیان مختلف و اگنوستیک ها ( دین ناباوران ) قائل نیستند. چون اسلام، ” دین ناباوری ” را کفر، و مستوجب مجازات اعدام می داند، چون به آزادیهای اولیه، مثل حق انتخاب پوشش برای زنان، احترام نمیگذارد که هیچ، نافرمانی مدنی را مستوجب تعزیر و شلاق و زندان میداند. چون به حقوق بشر اعتقاد ندارد و مثلا حق حضانت طفل را به مادرش واگذار نمیکند، و بسیاری از حقوق زنان، دگرباشان، بهائیان و… را نقض میکند.
چه جنایاتی که به نام دین و به خصوص به نام دین اسلام، در دنیا و در تاریخ، صورت گرفته است که از جمله در سالهای اخیر، کور کردن سلمان رشدی، نویسنده کتاب آیات شیطانی و کشتن یکی از ناشرین کتابش بوده است. از همه بدتر، بریدن سر معلم فرانسوی، ساموئل پتی در فرانسه، در جلوی مدرسه اش، برای اینکه کاریکاتور محمد، پیامبر اسلام، را در کلاس نشان داده بود. این عمل توسط یک مرد چچن ۱۸ ساله که از ۵ سالگی در فرانسه پناهنده بوده است و به مدرسه لائیک فرانسوی رفته و در جامعه لائیک فرانسه بزرگ شده بود، نشان میدهد که آموزش اسلامی درون خانواده، قویتر از آموزش لائیک در مدرسه بوده است. به عبارتی آموزش غیررسمی از آموزش رسمی مؤثرتر در شخصیت کودک و نوجوان است. نمونههای دیگر چنانکه در ترکیه زمان آتاتورک دیدیم و در زمان رضا شاه در ایران، نشان داد که لائیسیته کلاسیک حریف اسلام نیست. این نوع لائیسیته مؤثر و پایدار در کشورهای اسلامی و حتی بین مسلمان در کشورهای غربی نیست. کشتن کاریکاتوریستهای مجله شارلی ابدو در فرانسه، به جرم کشیدن کاریکاتورهای محمد پیامبر اسلام، کشتن کشیشهای مسیحی و کودکان یهودی در مدرسه توسط تروریستهای مسلمان فرانسوی از نشانه های دیگر است.
– اعدامهای فراوان در ایران به اسم بغی، کفر، بیاحترامی به امامان و ولی فقیه، نشانه نیاز حیاتی به جدائی دین از ” قضاوت ” ، ” فضای عمومی ” و سیاست است. پایداری لائیسیته فقط با اجرای طرح ” لائیسیته نوین ” که خود زمانی طولانی لازم دارد، محقق میشود. زمانی به اندازه تربیت یک نسل که به ” پندار لائیک ” رسیده باشند و این کار یک سال و چند سال نیست. زمانی حداقل ۲۵ سال لازم است. از امروز شروع کنیم که فردا دیر است.
۹ـ تحقق ” لائیسیته نوین ” در ایران :
– نیاز به یک تغییر ساختاری قانونی از یک طرف و اصلاح فرهنگی، از طرف دیگر، برای جایگزینی ارزشهای حقوق بشر و برتریت دادن به آنها، هر کجا که دین با آن مغایر است، می باشد. برداشتن عبارت ” با رعایت موازین اسلامی ” از جلوی قوانین که آنها را گاهی از معنا تهی میکند، ضروری است. مثل قانونی که می گوید، همه اعم از زن و مرد، از نظر انسانی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با هم برابر هستند با ” رعایت موازین اسلامی “. و این چنین است که زن حق حضانت طفلش را ندارد، دختر نصف پسر ارث می برد و زن حق رسیدن به پست رئیس جمهوری را ندارد. این عبارت ” رعایت موازین اسلامی ” قانون اساسی را از معنا تهی کرده است. یا قانون ” انفال ” که اجازه چپاول ثروت ملی را به حاکم می دهد و امثالهم. این مسیر طولانی و پر پیچ وخم و نیازمند یک خواست سیاسی قدرتمند، از طرف جامعه و به خصوص نسل جوان است. این امر، در قالب یک ” جمهوری لائیک ” با خواست جامعه، برای عدالت اجتماعی و برابری، تحقق پذیر است. قدم اول داشتن مدرسه لائیک برای نسل بعدی است، تا ضد ارزش های تبعیضآمیز را از آموزش پاکسازی کنیم. قدم دوم تغییرات قانونی و قدم سوم، نظارت دولت بر نیروی انسانی و کنترل منابع مالی نهاد مذهبی است.
– ” لائیسیته نوین ” قبل از هر چیز با یک خواست سیاسی قوی و مشارکت مردم، با ابتکار و نوآوری ” جدایی دین از سیاست ” پله پله بالفعل درمی آید. تحقق آن بیش از ۲۰ سال طول می کشد، وقتی نسل بعدی جایگزین نسل فعلی شوند.
– حقوقدانان قانون اساسی جدید نوشته اند و آن را از نفوذ دین پاکسازی کرده اند، که قبل از هرچیز باید به تایید مردم برسد. تغییرات قوانین مدنی، قوانین جزا، قوانین خانواده کار و وقت بیشتری نیاز دارد. سپس تغییر آئین نامه های اجرائی لازم است.
– مدرسه لائیک و تغییر کتب درسی و پوشش دانشآموزان دختر با حذف حجاب اجباری، حذف تعلیمات دینی، افزودن ورزش شنا، زبان خارجی و آموزش رایانه از کودکی باید مد نظر باشد. مدرسه لائیک به معلم لائیک نیاز دارد که باید مدارس عالی تربیت معلم را با محتوا و روشهای لائیک آشنا کرد. تحقق ” لائیسیته کلاسیک “، ” کردار لائیک ” را ممکن می کند؛ و تحقق ” لائیسیته نوین “، ” پندار لائیک و گفتار لائیک و کردار لائیک ” را جامه عمل می پوشاند. این موضوع در مقاله دیگری از نویسنده به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
– در منشور لائیسیته پیشبینی شده است که باید آن را به هر کشوری تطبیق داد؛ و برای مطابقت آن به جوامع مختلف، باید خلاقیت به خرج داد، این هدفی است که نویسنده دنبال میکند. در مقالات متعددی، مسئله اوقاف، منابع مالی آستان قدس رضوی و غیره مورد بحث قرار گرفته است که، باید ملی یا به عبارتی دولتی بشود؛ و زیر نظر سازمان اوقاف و وزارت فرهنگ، صرف آموزش بشود. نظارت بر برنامه ریزی نیروی انسانی، نهاد مذهبی با ۶ میلیون آخوند که، نزدیک ۵۰۰ هزار تای آن حوزه دیده هستند، در یک مقاله جداگانه مورد بحث قرار گرفته است. ما به این تعداد روحانی در کشور نیاز نداریم و قسمتی از آنان میتوانند تغییر شغل دهند. کشور ما باید صنعتی شده و به تکنولوژی جدید دست یابد. در دنیای دیجیتالی و هوش مصنوعی، کشور ما نه به این همه طلاب، بلکه به تکنیسین و مهندس نیاز دارد که، با فنون و دانش جدید آشنایی داشته باشند. بنابراین برنامه ریزی نیروی انسانی نهاد مذهبی، باید زیر نظر دولت لائیک قرار گیرد تا از مازاد طلاب و کمبود تکنیسین صنعتی و مهندس، جلوگیری شود. حوزههای علمیه نیز میتوانند تغییر کاربری دهند، اماکن وقفی و مساجد مازاد میتوانند به مراکز آموزش حرفهای تبدیل شوند و امثالهم، بنابراین در لائیسیته نوین، دولت لائیک، نهاد مذهبی را تحت نظارت میتواند داشته باشد. هدف نویسنده در این مقوله بازگشایی بحث ” لائیسیته نوین ” در جامعه است. این طرح یک پیشنهاد است.
فرایند تحقق ” لائیسیته نوین ” :
– در جائیکه در سکولاریسم، دین نهادی است نه در رقابت با دولت، بلکه کم و بیش، تابع قدرت سیاسی، چنانکه در زمان محمدرضا شاه در ایران بود و هم چنانکه امروز در کشورهای سلطنتی اروپا دیده میشود، نهادهای اجتماعی دنیوی بودند و هستند، اما در ایران دین سالار کنونی لازم است دوباره دنیوی بشوند. در ایران پس از ” ناجمهوری اسلامی ” ( نویسنده رژیم ولایت فقیهی را جمهوری نمیداند و از کلمه ” ناجمهوری” استفاده میکند)، باید بصورت تدریجی و کم و بیش آرام به دنیوی کردن نهادهای اجتماعی پرداخته شود. بنابراین باید ابتدا ” لائیسیته ” یعنی ” جدایی دین از دولت ” تحقق باید و با دورنمای عملی کردن ” لائیسیته نوین ” در یک دوره زمانی ۲۰ تا ۲۵ ساله که با تعویض نسل شاغل، صورت می گیرد. افرادی را با پندارلائیک، گفتار لائیک و کردار لائیک، برای بدست گرفتن زمام امور، پرورش داده شده باشند تا ” جدایی دین از سیاست ” جامه عمل بپوشد.
– سیاست از فکر بشر آغاز می شود و بعد در گفتار و سپس در کردار ظاهر می شود. مسلمانی که پندار دینی و مذهبی دارد و فرایض دینی نماز و روزه اش ترک نمی شود نمی تواند ” پندار لائیک ” داشته باشد؟ او کردارش نیز خواه ناخواه تحت نفوذ دین اسلام قرار می گیرد بنابراین ” جدایی دین از سیاست ” فرایندی عمیق است. کشور فرانسه، که مهد لائیسیته است، از مدرسه به آموزش ” جدایی دین از سیاست ” پرداخته است. به کودکان در مدرسه، اجازه حمل علامت مذهبی، مثل صلیب برای مسیحیان، کلاه یهودی، حجاب اسلامی و امثالهم را نمی دهد. دین هر کودک نباید مشخص باشد. هدف اینستکه مثلا وقتی پدری مسلمان از کودکش می پرسد در مدرسه شما کودک یهودی هم هست؟ کودک جواب می دهد: نه، در مدرسه، ما، فقط کودکان هستند.
– همینطور یک دختر مسلمان در کلاس شنا، بدون خجالت مایو بپوشد و پسران آن را عادی ببینند. هدف اینستکه بین دو جنس هیچ نوع تبعیضی نباشد. این نسل وقتی بزرگسال می شود، به تبعیض نگذاشتن عادت کردهاند. وقتی زمام امور را بدست میگیرند، لائیک هستند. این امر مانع آن نیست که در مراسم مذهبی در خانواده و یا عروسی و عزا، با سنتهای مخصوص به گروه مذهبی یا عقیدتی خود، شرکت کنند و سنتهای خانوادگی را محترم بشمارند. این افراد وقتی سر کار هستند به همه شهروندان یکسان خدمات می دهند. حتی اگر بدانند که فرد بهائی یا دین ناباور است. ” لائیسیته نوین ” ضد دین و مذهب نیست. به آن به عنوان امری خصوصی و فردی می نگرد که، هر کس آزادانه می تواند، آن را انتخاب بکند ولی از اجرای فرائض دینی در فضای عمومی، مثل مدرسه، اداره، دادگاه و اجتناب کند. این فرائض را در خانه یا اماکن مذهبی مثل مسجد، کلیسا، کنیسه و کعبه انجام می شود نه در خیابان و دانشگاه و فضای عمومی.
10 – لغو فتوا و تحول فرهنگی :
– نویسنده مقالاتی در زمینه لزوم لغو فتوا، لزوم تغییر قوانین جزا و لغو اعدام و غیره نگاشته است. ذکر شده است که فتوا در تاریخ ایران ( به استثنای فتوی برای ” تحریم تنباکو ” ) موجب جنایاتی، شبیه کور کردن سلمان رشدی نویسنده انگلیسی، بریدن سر معلم فرانسوی پس از فتوای مجازی، شده است. فتوا در ” لائیسیته نوین ” غیر قانونی تلقی میشود و فتوا دهنده در جرم و جنایتی که پیامد فتوایش صورت می گیرد، شریک جرم و جنایت محسوب می شود. در زمینه خمس و زکات و هر نوع پول مفتی که یک روحانی، معاف از کار و خدمت سربازی ( و رفتن به جبهه جنگ برای مبارزه مسلحانه ) به دست می آورد، باید در صندوقی در وزارت اوقاف به نام ” سهم امام ” واریز شود و به عنوان بورس تحصیلی و هزینه آموزش حرفه ای برای مازاد طلابهایی شود که مایل به تغییر شغل هستند، صرف شود. همین طور می تواند محلی برای ترمیم بناهای مذهبی شود. محل امامزادهها نیز که بیش از ۱۳۰۰۰ در ایران است، میتواند به تعاونی و امثالهم تبدیل شود. آنچه بیان شد جنبه مثال دارد و برنامه ریزان میتوانند کاربرد مناسبی برای اماکنی که فقط جنبه خرافاتی دارد و برای جمعآوری پول ساده لوحان است، پیدا کنند. به طور مثال کشور ما، به ۷۵۰۰۰ مسجد، نیاز ندارد و یک مسجد و یک پیش نماز، برای هر ۵۰۰۰ نفر کافی است، چنانکه یک شهردار ( برای روستاهایی که تبدیل به شهرستان میشوند، زمانی که جمعیتشان بالغ بر ۵۰۰۰ نفر میشود ) کافی می باشد.
– طرح ” لائیسیته نوین ” پیشنهاد می کند که بودجه دولتی تبلیغات مذهبی باید به آموزش و پرورش اختصاص یابد. نشر کتب خرافی با مطالبی شبیه جایز دانستن تفخیذ ( ارضا جنسی با کودک شیرخواره دختر )، سنگسار و از این قبیل ممنوع و نویسنده تحت پیگرد قانونی قرار گیرد.
– بسیاری موارد دیگر نیز می باشد که لائیسیته نوین در لیست اولویتها برای تحول فرهنگی جامعه و مدرنیته در نظر دارد. از اهم آنان احقاق حقوق زنان است. ( مسئله حقوق زنان در مقالات متعددی توسط نویسنده مورد بحث قرار گرفته و در سایت ” ایران لیبرال ” و ” حزب سوسیال دموکرات لائیک ایران ” منتشر شده است. مقالاتی در زمینه لائیسیته نوین به زبان فارسی در سایت اول و به زبان فرانسه در سایت دوم از نویسنده موجود است. )
11- نیاز به ” لائیسیته نوین ” برای صلح :
– در مقالاتی مجزا، نویسنده راجع به رابطه لائیسیته و صلح نگاشته است و اینکه چگونه لائیسیته پایه صلح است. ( ویدئوهای مختلفی از جمله مصاحبه هائی که توسط دکتر اکبر کرمی با نویسنده، شیردخت زیارتی در این زمینه منتشر شده است، زوایای ارتباط لائیسیته و صلح را می شکافد ).
– لائیسیته به صلح اجتماعی، با احترام به برابری زن و مرد و وضع قوانین عادلانه کمک می کند و موجب رفع مجادله می شود.
– لائیسیته نوین از طریق آموزش و پرورش ( در مفهوم گسترده آموزش رسمی، نیمه رسمی و غیر رسمی، اینترنت، تلویزیون و امثالهم ) و تحول فرهنگی موجب پایداری صلح اجتماعی می شود. آموزش و پرورش پاکسازی شده از متون و تصاویر تبعیضآمیز، پایه برابری زن و مرد می شود.
ـ لائیسیته صلح داخلی را به ارمغان میآورد و اختلاف بین شیعه و سنی، بهائی و مسلمان، دیندار و دین ناباور، ادیان و عقاید مختلف را کاهش میدهد. تغییر نسل لازم است تا لائیسیته نوین بتواند این اختلافات را ریشه کن کند. اقوام مختلف با رعایت حقوق برابر شهروندی با صلح زندگی کنند.
ـ لائیسیته به صلح بینالمللی یاری میرساند و اختلافات بین ایران شیعه و عربستان سنی و اسرائیل یهودی کاهش میدهد.
– البته این فقط ایران نیست که به لائیسیته نیاز دارد، بلکه اسرائیل که فلسطینیها را حیوانهای انسان نما ( امالیق ) مینامد و اینهمه جنگ در تاریخ خود کرده است، علاوه به کشورگشائی، دچار افکار خرافی مذهبی است و این عقاید افراطی یهودی، صلح با این کشور را به رویائی غیر قابل وصول تبدیل کرده است. لائیسیته یکی از پایههای صلح است.
– لائیسیته لادینی نیست. ” لائیسیته نوین ” ضد مذهب نیست، بلکه میخواهد دین نه تنها از دولت، حکومت و قانون گذاری جدا باشد، بلکه به فضای خصوصی و روحانی، بازگردد. همه شهروندان از مسلمان دیندار تا دین ناباور و یا با هر عقیده، مذهب و دین دیگری همچون بهائی و از هر جنس ( زن، مرد، دگرباش )، و از هر نژاد و قوم در کشور همه با هم و در مقابل قانون برابر باشند. این برای تحقق عدالت اجتماعی و صلح اجتماعی و داخلی ضروری است.
– ” لائیسیته نوین ” برای پایداری لائیسیته در طول زمان طرح شده است تا تغییر سران حکومت و یا جایگزینی یک نظام سیاسی، چنانکه در ترکیه و تونس شاهد هستیم، موجب برچیده شدن ” لائیسیته ” نشود.
– نقش آموزش و پرورش برای تربیت نسلی با ” پندار لائیک، گفتار لائیک، کردار لائیک ” ضروری است و ” لائیسیته نوین ” به آموزش رسمی و مدرسه لائیک، چنانکه در غرب مرسوم است، کفایت نمیکند و به آموزش نیمه رسمی ( مثل کلاسهای مبارزه با بیسوادی، حذف کلاسهای قرآن و امثالهم ) هم، گسترش مییابد و حتی آموزش غیررسمی ( تلویزیون و فضای مجازی ) را نیز دربر می گیرد. هر فرد ۱۸ ساله آزادانه میتواند دین و مذهبش را انتخاب کند، ولی سیستم آموزش و پرورش دینی را به کودکان تحمیل نمیکند. مثلاً ” لائیسیته نوین “، وادار کردن دختر ۹ ساله به روزه داری را کودک آزاری محسوب می کند و ازدواج زودرس قبل از ۱۸ سالگی را نیز، ممنوع می کند.
۱2ـ مهمترین تفاوت بین ” لائیسیته کلاسیک ” و ” لائیسیته نوین ” :
در جایی که ” لائیسیته کلاسیک ” چنانکه شیدان وثیق مینویسند ” لائیسیته، جدائی دین از سیاست نیست ” و دیدیم در صفحات قبل که برای ” لائیسیته نوین ” بالعکس جدائی دین از سیاست است. وثیق می نویسد که لائیسیته (کلاسیک) ” نمی خواهد دین را به امری فردی بدل کند “. در این مورد هم نویسنده این سطور نظر معکوس دارد و در طرح لائیسیته نوین، دین را امری خصوصی، روحانی و فردی می داند.
ـ در لائیسیته نوین نه تنها دین از سیاست جدا میشود، بلکه به امری فردی تبدیل میشود. البته افراد در انتخاب هر دین و عقیده آزاد هستند. برای احراز هیچ شغلی، دین فرد مورد سوال قرار نمی گیرد و برای احراز هر شغلی حتی بالاترین مقام مملکتی، دین شخص مدنظر نیست.
– اینجا تفاوت دیگر لائیسیته کلاسیک، چنان که که شیدان وثیق میگویند با ” طرح لائیسیته نوین ” نویسنده این سطور متفاوت است. شیدان وثیق مینویسند: ” لائیسیته جدائی دین از سیاست نیست و نمیخواهد دین را به امری فردی تبدیل کند.” او ادامه میدهد که لائیسیته، جدائی دین از ” حوزه ی عمومی “، ( دولت و نهادهای عمومی ) به ” حوزه ی خصوصی ” انتقال مییابد، ” عدهای چنین نتیجه میگیرند که دین تنها یک امر خصوصی یا فردی است و نباید در سیاست دخالت کند. ” تفاوت لائیسیته نوین دقیقا اینجاست که دین امر خصوصی و فردی است و به هیچ وجه نباید در سیاست دخالت کند. برای تحقق آن کافی است که، ” پندار لائیک ” داشته باشیم، که خود به خود، گفتار لائیک و کردار لائیک را در پی دارد.
13ـ نکته پایانی :
– جامعه مدنی در استقلالاش نسبت به نهاد دولت تعریف میشود. جامعه مدنی است با سیاست کار دارد و فعالانه در آن دخالت میکند. این ضرورت دموکراسی است. در ” لائیسیته کلاسیک ” فعالیت ادیان در جامعه مدنی جایز است، بنابراین ادیان در سیاست دخالت میکنند بدون آنکه، رسما حکومت را در دست داشته باشند، ولی نفوذشان را حفظ میکنند. در ” لائیسیته کلاسیک ” فقط کردار افراد حکومتی و نمایندگان لائیک است و شاید گفتارشان تا زمانی که در اداره یا محل کار هستند.
– در ” لائیسیته نوین ” هدف نه تنها کردار و گفتار است، بلکه ” پندار لائیک ” مورد نظر است، به نوعی که برابری زن و مرد، دیندار و دین ناباور پذیرفته ذهنی باشد، با بهائیان در جامعه همان طور رفتار می شود که با روحانیون امام جمعه، بنابراین ” لائیسیته نوین ” به درونی کردن و عمیق کردن لائیسیته برای پایداریش در جامعه میپردازد.
– بنابراین سه مقوله سکولاریته، لائیسیته و لائیسیته نوین با هم همسان نیستند. ( این موضوع سخنرانی نویسنده در کنگره حزب سوسیال دموکرات و لائیک ایران در سال ۲۰۲۵ میلادی در پاریس بود، که در سایت این حزب به صورت شفاهی و در قالب مقالهای جداگانه، در سایت ایران لیبرال منتشر شده است و خواننده این سطور را به آن ارجاع میدهیم ).
ـ لائیسیته به معنای حقوق بشر، پلورالیسم و آزادی نیست. میتواند با این مفاهیم همراه باشد و یا نباشد. برای ایران آرزو دارم، لائیسیته نوین با دموکراسی و حقوق بشر همراه باشد؛ در فرانسه با ایدئولوژی سوسیال دموکراسی، همراه است که مطلوب نویسنده هم میباشد. برای هر کدام از این ارزشها باید تلاش کرد، چون خود بخود یکی، دیگری را به همراه نمیآورد. لائیسیته نوین ضرورت است ولی کافی نیست. برقراری دموکراسی، ” رعایت حقوق بشر ” و اولویت دادن به آن بر ” رعایت موازین اسلامی “، هر کجا که مغایر است لازم است.
۱4ـ نتیجه گیری :
در کشورهایی که سکولاریته برقرار است، دولت بودجهای برای امور مذهبی به استانها و نهادها میپردازد و همین امر باعث رشد نفوذ دین در جامعه میشود. در کشورهایی که لائیسیته را پذیرفتهاند، دولت هیچ دینی را به رسمیت نمیشناسد، به هیچ دینی حقوقی نمی پردازد و کمک مالی نمیکند. لائیسیته نوین با نظارت و کنترل امور مادی و مالی نهاد مذهبی، دین را به فضای روحانی و خصوصی محدود میکند و از رشد بی رویه تعداد مساجد و طلاب جلوگیری میکند.
منابع :
1 – شیدان وثیق، « لائیسیته » چیست؟، نشر اختران، چاپ سوم، 1396.
3 – گفتگو با دکتر شیردخت زیارتی در مورد لائیسیته نوین برای ایران، رادیو پارس، 4 ژوئن 2024
10 – جداییگرایی (لائیسیته ی) نوین چیست؟ در گفتوگو ی اکبر کرمی و شیردخت زیارتی، 16 ژانویه 2025 .
11- جداییگرایی (لائیسیته) راه آسانی نیست. در گفتوگو ی اکبر کرمی و شیردخت زیارتی، 28 ژانویه 2025.
12 – لائیسیتۀ نوین،جدائی دین از سیاست، دکتر شیردخت زیارتی ومانی، 12 آوریل 2025
13 – دکتر شیردخت زیارتی، لایسیته ضرورتی حیاتی برای ایران و لغو اعدام، رادیو مانی، 12 اوت 2025
17- شیردخت زیارتی، موضوع: لزوم ” فرالائیسیته ” برای لغو حکم اسلامی ” فتوا “، 12 ژوئن 2025، سایت ایران لیبرال.
18 – شیردخت زیارتی، جمهوری لائیک و برابری زن و مرد در ایران آینده، سایت ملیون، 2 آوریل 2025.
21 – شیردخت زیارتی، لزوم نئولائیسیته برای برقراری صلح، سایت ملیون، 10 نوامبر 2024 .
25 – شیردخت زیارتی، اسلام و لائیسیته مدرن، 22 آگوست 2024 ، سایت ایران لیبرال .
27 – Islam and New Laicism: Planning for New Secularism in Iran
28 – Nécessité du néo-laïcité pour réduire la discrimination entre hommes et femmes en Iran
29 – Transition du gouvernement islamique en Iran et programme visionnaire pour l’avenir
30 – Développement humain et l’économie malade en Iran