نوری علا و جدایی خواهان این سروده ی استاد شهریار را بخوانند و اگر مهر ایران زمین در دل دارند ، به آن بیاندیشند .

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

استاد شهریار سراینده خردگرای روزگار ما

چوخواهددشمنیبنیادقومیرابراندازد    نخستآنجمعراازهمپریشانوجداسازد

چوتنهاکردهریکرا،بهتنهاییبدوتازد  چناناندازدشازپا،کهدیگرسرنیفروزد

نوری علا و جدایی خواهان این سروده ی استاد شهریار را بخوانند و اگر مهر ایران زمین در دل دارند ، به آن بیاندیشند .

نوشته ی نیما فرمین دکترای حقوق

از دانشگاه حقوق مونت پلیه ـ فرانسه

چرانوریعلاازیاوهگوییدستبردارنیست؟

پیشگفتار :

در فرهنگ ایران زمین ، اندازه نگهداشتن نشانه ی خردمندی است . در گذر زمان در زبان پارسی مردم آن را با فراز های گوناگون بازگو کرده اند :

ـ اندازه نگهدار که اندازه نکوست .

ـ پایت را به اندازه ی گلیمت دراز بکن .

ـ در گفتگوهای مردم کوچه و بازار، مردم به یاوه گویان می گویند ” برو عمو به اندازه ی کوپونت حرف بزن” .

من به نوری علا زبانزد نخستین را می گویم ، مردم آزاده ی ایران ، که از زیاده گویی های او به ستوه آمده اند ، می توانند یکی از این زبانزد ها و یا زبانزد های دیگر در این زمینه را به او بگویند ، شاید به خود بیآید و دست از این نابکاری ها بردارد .

خمینی با کشتار مردم آن چنان بیم و هراس در دل های مردم انداخت ، که بیش از 3 میلیون ایرانی برای رهایی از بیداد و ستم او از کشور گریختند و در کشورهای جهان سرگردان شدند .

بسیاری از آنان ، نامردمی ها و بیداد ملایان دزد و دغل را برای آگاهی مردم جهان بازگو کردند . پاره یی از این نوشته ها بسیار ارزنده ارزنده و آموزنده بود . در میان این تنی چند به سان نوری علا ، بی آن که در زمینه ی حقوق اساسی شناختی داشته باشند ، نظریه پرداز حقوق اساسی شده ، سخنان و نوشته های آنان به ارزش های بنیادی دموکراسی آسیب می رساند . فرایند آنان سرگردانی و به بیراهه کشیدن مردم ایران بوده و جلوی همبستگی و یک پارچه شدن مردم را برای برپایی یک جنبش مردمی میگیرد . در این نابه سامانی ها تنها ملایان دزد و دغل از آن بهره مند می شوند .

ژان ژیکل ، استاد ممتاز حقوق اساسی در دانشگاه حقوق پاریس 1 ( پانتئون ـ سوربن ) درباره ی حقوق اساسی می نویسد ، ” حقوق اساسی از میان ما و برای ما هستی یافته است ، حقوقدانان و شهروندان یکسان از آن ها بهره مند می شوند . ولی اگر گوهر ارزش های بنیادی حقوق اساسی و رویدادهای سیاسی سرسری و به دور از شناخت دانش حقوق اساسی بررسی و ارزیابی شوند ، علت وجودی بن مایه های حقوقی ناشناخته می ماند . او می افزاید ، ارزش های بنیادی حقوق اساسی و پدیده های سیاسی باید در الگوهای پذیرفته شده ی حقوقی از سوی حقوقدانان به کار برده شود . »

بدون شک ایرانیانی هستند ، که ندانسته به این کار می پردازند ، ولی تنی چند سر سپردگان و مزدوران ملایان ، که در پوشش دموکراسی ( حکومت مردمی ) با سخنان و نوشته های نابخردانه برنابودی آن کمر بسته اند . نمونه بازر این گروه اسمعیل نوری علا است . او پس از ناکامی در حکومت بیداد فرقه شیعه ( در صدا و سیمای ایران با بستن شش لول به کمر ه همراه چند تن از فداییان اسلام نگهبان صادق قطب زاده بود) راهی فرنگ شد . از آن جا که در یک خانواده ی دینمدار چشم گشوده و تنها شناخت او روضه خوانی ( داستان های مرده پرستی ) است ، برای خود نمایی چندی کارشناس پندارهای ویرانگر فرقه شیعه شد و چون مردم از خواندن و شنیدن پندارهای مردم ستیز او خشمگین شدند و سخنان به دور ازخردمندی او خریداری نداشت ، دکان دینمداری را بست و یک شبه کارشناس حقوق اساسی شد .

یک بار در نوشته یی با برنام ( نوریعلاازحقوقاساسیچهمیداند؟ ) از او خواستم ، چون از الفبای حقوق شناختی ندارد ، اگر مهر ایران زمین در دل دارد ، به سخنان به دور از خرد خود در زمینه ی حقوق اساسی پایان دهد و به او یادآور شدم دموکراسی بر حاکمیت مردم است . تنهاملایانملیرادرچمشریعتبهکارمیبرند.

ولی او با پر رویی ، که تنها در نزد ملایان دیده می شود ، هم چنان همان یاوه گویی ها را بازگو می کند و در پوشش دموکراسی ، برنابودی آن کمر بسته است . این نابکاری گویای خودفروختگی او به حکومت ملایان است .

او به سان پدران دینمدار ( روضه خوان ) خود ، بر این پندار است ، که از نخستین روز زاده شدن ، عالم کشف بوده و از علم لدنی برخوردار و نیاز به فراگیری ندارد و به گفته ی خمینی اهریمن همه ی دانش ها در قران است . به همین انگیزه به خواندن بخش کوچکی از آن در مکتب خانه پدرانش بسنده کرده است . نوشته های نارسا و نادرست او نشان می دهد که از زبان پارسی و دانش حقوق بی بهره است . او بی آن که از بن مایه های حقوقی اساسی شناختی داشته باشد ، با انباشتن واژه های تازی ، فرنگی و شمار کمی واژه های زبان پارسی ، به دلخواه خود بن مایه های حقوقی می سازد ، به گونه یی که هم مردم و هم خودش از آن چه نوشته ، چیزی نمی فهمند . در این نوشته چند نمونه از افاضات ( بهره مند گردانیدن های ) این ملای بی عمامه و دستار فرقه شیعه را بازگو می کنم .

1 ـ در همایش شهر بوخوم در آلمان با همکاری چند بهایی و جدایی خواه نشستی برپا و شماری از ایرانیان آزاده که از نیرنگ های او آگاهی نداشتند ، به این گردهمایی آمدند ، وی برنام این همایش را ( پیمانعصرنو ) گذاشته بود ، که کمترین پیوندی با این نشست نداشت . در این نوشته نیرنگ او را آشکار می کنم .

نوری علا بر این پندار است که اگر بر هر واژه یی فروزه هاینویاسبزرا بیافزاید ، می تواند بر نادانی های خود سرپوش گذاشته و دانشمند نمایی کند . چند نمونه از تراوش های چنته خالی از دانش او را بازگو می کنم : سکولار نو ، سکولار دموکرات سبز ، سکولار دموکرات های سبز .

2 ـ برای نشان دادن یاوه گویی ها و سخنان به دور از دانش او تعریف دموکراسی ، سکولار و جمهوری ساخته و پرداخته ی او ، هم چنین الگوهای ( تعریف ) پذیرفته شده حقوق اساسی را بازگو می کنم .

الف ـ او دموکراسی در حقوق اساسی را چنین تعریف می کند :

دموکراسیمعادلمدرنملتدمووکراسیمفهومحاکمیترااستفادهمیکنیم .

با نگری کوتاه به تعریف دموکراسی ، در نوشته های حقوق اساسی ، به نادرستی های ادبی و حقوقی نوشته ی نوری علا پی می بریم .

تعریفدموکراسیدرحقوقاساسی : اینواژهازدرهمآمیختندوواژهیدموس ( مردم ) وکراسی ( حکومت ) ساختهشدهودرهمینچمدرحقوقاساسیکشورهایبزرگجهانپذیرفتهشدهاستوبرابرپارسیآنحکومتمردمیمیشود

بنمایهدموکراسیدرحاکمیتمردمبرمردموبرایمردماست ” . اینتعریفرانخستینباربریکلیسوسپسآبراهاملیکلنرییسجمهورامریکابازگوکردودراصل 2 قانوناساسیفرانسهباهمینفرازپذیرفتهشدهاست .

زیرادرحقوقاساسی،حکومتمردمی ( دموکراسی ) برپایهیفرضحاکمیتمردماستونهحاکمیتملی . ولیفرضحاکمیتملیدرحکومتشاهیپذیرفتهشدهوازآنجاکهحکومتشاهیدرایرانبهزبالهدانتاریخافتادهاست،اینفرضدرحقوقاساسیایراندیگرجایگاهیندارد . در بند 6 این نوشته نشان می دهم ، که او و دکانداران دین واژه ی ملی را در مفهوم ” شریعت” به کار می برند و پافشاری نوری علا در کار برد این واژه برای خوشایند ملایان و فریب مردم ناآگاه است .

بـسکولاریسمدرفرهنگکهنایرانزمین،جایگاهینداشتهاست. زیرا در این فرهنگ دوگوهر خرد و بینش که در نهاد انسان است ، هرکس را یاری می دهد تا از میان نیک و بد ، نیکی را بر گزیند و اندیشه ، گفتار و رفتار خود را سامان دهد . در زندگی اجتماعی ، هرکس با ارج نهادن به سخنان خردمندانه ی دیگران با مهرورزی گوش فرا می دهد و با خرد انجمنی هم پرسی و رایزنی برای برآورده کردن نیازهای زندگی و آبادانی کشور ، پیشنهادها و برنامه هارا می سنجد ، پس از آزمودن بر می گزیند .

در فرهنگ ایران فرمانروایی و فرمانبری که نشانه برتری جویی است و واژه های باور ، اعتقاد ، ایمان و سرنوشت ، که نابودکننده خرد و بینش مردم بوده و ، ساخته و پرداخته فرقه شیعه برای به زنجیرکشیدن مردم است ، در فرهنگ کهن ایران زمین جایگاهی نداشته است .

خدایان پنداری ، یهوه خدای یهود ، روان پاک ترسایی و الله اسلام هیچ چیز را به والایی نمی سازند و کسی که با خرد و بینش خود رایزنی نمی کند ، برای انجام هر کاری چشم به راه آنان است ، هنگامی که ناکام می شود ، دکانداران دین به دروغ به نوید در بهشت پنداری می دهند .

پـسکولاریسمازدیدگاهحقوقاساسی

سکولاریسم در کشوری پیش می آید ، که دکانداران دین برای تاراج هستی مردم و کشور در بنیادهای سیاسی ، اجتماعی و زندگی مردم دخالت می کنند .

سکولاریسماندیشهیسیاسیاستوبرپایهیآندکانداراندین ( خاخام،کشیشوملا ) نبایددربنیادهایسیاسی ( دولت،مجلسودادگاهها ) واجتماعی ( انجمنهایمردمی ) دستاندازیکنندونبایددوبارهدرآرزویدستاندازیبهارزشهایبنیادیدموکراسیباشند .

انقلابیون فرانسه نشان دادند ، یگانه راه پایان دادن به دست اندازی دکانداران دین به این بنیاد ها و رهای مردم از بیدادآن ها ، زور است . جنبش مردمی فرانسه پس از پیروزی بر شاه و کوتاه کردن دست های ناپاک کشیشان همه ی اموالی را که با نوید به رفتن بهشت ، نیرنگ و دروغ های دیگر از مردم گرفته بودند از آنان پس گرفتند . جلوی تبلیغ پندار های فریب دین و تفتیش افکار مردم را گرفتند . این یگانه راهی است که مردم آزاده ی ایران در پیش دارند ، تا این لکه ننگ را از سرزمین کهن ایران زمین پاک کنند .

بنابراین به روشنی می بینیم سکولاریسم نخستین گام برای برپایی دموکراسی است . دومین گام تضمین حقوق بنیادی ( برابری و حقوق آزادی های شهروندی ) و حق حاکمیت آنان ( حق نامزدی برای گزینش در بنیادهای سیاسی و اجتماعی و حق رای دادن به نامزدهای برخاسته از میان مردم ) است . سومین گام نوشتن قانون اساسی برپایه ی این ارزش های بنیادی و برپایی حکومت جمهوری است .

نوریعلاکهازارزشهایدموکراسیکمترینشناختیندارد،برایدانشمندنماییندانسته،سکولاریسمراجداازدموکراسیمیداندودههاواژهدرهمآمیختهدیگرساختهاست،کهدرحقوقاساسیهیچیکازآنهاپیشینهندارد : براینمونهایجادسکولاریسمودموکراسی،انحلالطلبی،انسانسکولاردموکراسی،نیرویسکولاردموکراتایران،الترناتیوساز،مالکیتملتبرسلطنت،ملکمشاعشهروندی،بازتولیدکننده،بازتولیدکنندهیاستبداد،رفراندمملی،انسانمدار،باورهایایمانی،دینیومذهبیوعقیدتیهرکساموریشخصیوحداکثرگروهیاست . نوری علا با این نوشته های به دور از خردمندی خود را بیش از پیش در نزد ایرانیان بی آبرو کرده است و نشان داده است ، که در هیچ کاری اندازه نمی شناسد و بی آن که از زبان پارسی و الفبای حقوق اساسی شناختی داشته باشد ، با پر رویی همه چیز را به ابتذال کشیده است .

فرومایگانی به سان نوری علا ، شهریار آهی مشاور رضا پهلوی و ده ها خودفروخته ی دیگر در کنفرانس های استکهلم ، واشنگتن و بروکسل ، که به هزینه های این کشور ها ، برایسازشومماشاتباملایانوشرکتدرانتخاباتنمایشیآنان ” به راه انداختند و به شرکت کنندگان که بیشترین آن ها مزدوران ملایان در پوشش جبهه ساختگی اصلاح طلب ، جنبش فریب سبز ( که رفسنجانی ، موسوی و کروبی به راه انداخته اند) و مامورین وزارت اطلاعات در پوشش روزنامه نویس آمده بودند .

در درازای کنفرانس به آنان آموزش برای سازش و مماشات و گردن نهان به انتخابات نمایشی ملایان دادند . شگفتی در این است ، که شورایسازشومماشاترضاپهلویباملایانوشرکتدرانتخاباتنمایشیآنان ، با همان برنامه ها به هزینه ی ملایان و یاری مزدوران آنان انجام شد . رضا پهلوی اعتراف کرد که با یاری و کمک های مالی آنان ( پولی که ملایان از خزانه ی کشور تاراج کرده اند ، این شورای فریب را به راه انداخته است . رضا پهلوی هنگام به راه انداختن شورای سازش نوری علا یار دیرینه خود را رها کرد .

نوری علا که در کنفرانس پوشالی واشنگتن دوره ی سازش و مماشات با ملایان و شرکت در انتخابات نمایشی آنان گذرانیده ، امیدوار بود ، که با شیوه های تازه یی که فراگرفته بهتر از گذشته می تواند مردم را فریب دهد ، از این که رضا پهلوی او را رها کرده بود ، در تلویزیون صدای امریکا رضا پهلوی را سرزنش کرد و بر آن شد ، برای چشمی هم چشمی با او ، به همراه بهاییان و جدایی خواهان ( که در بالا از آنان با نام انحلال طلب یادکرده ) پیمان بسته و با آنان کنگره ی مبتذل ملی دموکرات سکولار به راه اندازد به همین انگیزه نخستین همایش خود را با نام پیمان نو آغاز می کند و تنی چند ایرانیان نا آگاه به این نیرنگ ها به این همایش می آیند .

نوری علا جمهوری را چنین تعریف می کند ::

جمهوریمعنایفارسیبدیعترکیبجموهورراکنارهمبگذاریم . درمفهومکنونیسازمانمللیاشبهمعنایآناستکهدرهرکشورعضوسازمانمللمردمبهعنوانشهرونداناینکشورزندگیمیکنندکهمجموعازنومردپیروجوانمذهبیلامذهبزادهشدهدرمیاناقوامونژادهایگوناگونبازبانوفرهنگمختلفبهصورتییکجاویکپارچهملتخواندهمیشودوبهلحاظاشتراکمشاعدرشهروندیمالکوصاحباینکشورندوحقدارندکهدرتعیینسرنوشتوبرنامههاوفعالیتهایکشورشانهیچنفروقدرتمافوقارادهیآنانقرارندارد . ازایندیگاهجمهوریرامیتوانبهصورتقراردادیهمانجمعشهروندانوملتدانستکهارادهیخودراازطریقصندوقهایرایودرانتخاباتگوناگونآزادانهومنصفانهبرگزینشنمایندگاناجراییوقانونگذاریاعلاممیدارندوشخصاولقوهیمجریهکشورخودرارییسجمهورکشورمیخواندرییسیکهمقیدبهقانوناساسیکهدموکراتیکاستکهبدستنمایندگانمردمبدونوجودهرگونهمذهبواییولژینوشتهشدهومطابقآنمدتخدمتاینرییسجمهورمحدودومعیناستآقابالاسرینداردودربرابرمردممسیولوجوابگواست . “

نوری علا در این بحر طویل و با داستانسرایی در نادانی و بی سوادی ، ملایان دزد و دغل را رو سپید کرد .

تعریفجمهوریدرحقوقاساسی :

جمهوریبنیادسیاسیاست،کهبرپایهیارزشهایبنیادیدموکراسی (برابری،آزادیهایشهروندیواجتماعی ) وحقحاکمیتشهروندان ( حقنامزدیبرایگزینشدربنیادهایسیاسیوحقرایدادنبهنامزدهایبرخاستهازمیانآنان ) درقانوناساسیپیشبینیوتضمینشدهاست،هستیمییابد . “

4 ـ نوری علا ، برای خوشایند رضا پهلوی ، برای نخستین بار در جهان در زمینه ی نوشتن قانون اساسی کارش به یاوه گویی هذیان گونه یی کشیده می شود و این اراجیف را بازگو کرده است :

«مابایدمشکلاصلیخودرادرذهنیتخودجستجوکنیم . منمعتقدمکهاولقانوناساسیرابنویسیموسپسمردماگرخواستارشاهیشدند،عنوانقانوناساسیمشروطهرابهآنمیافزاییمواگرانتخابیراخواستند،عنوانقانوناساسیجمهوریرا . وبامخالفینانحلالطلب ( واژهیمندرآوردیاو ) همپیمانشویموباالترناتیوسازیمردمسکولاردموکراسیرابهوجودآورندتامارادرراهحاکمیتملیبرایانجامانتخاباتآزادیاریدهند » . پس از این که رضا پهلوی او را رها کرد ، تنها راه کار سوم که همانا ، پیمان بستن با بهاییان و جدایی خواهان است و به همین انگیزه برنام همایش را بر پیمان با آنان گذاشته وبرای فریب مردم ناگاه در این نشست ، واژه ی عصر را به آن افزوده است .

افزوده برآن ، نوری علا نمی داند ، که تنها در حکومت مردمی ( دموکراسی ) قانون اساسی هستی می یابد .. نوشتن قانون اساسی در حکومت های بیداد شاهی و حکومت های فاشیست ( ایتالیا ، نازی و ملایان ) و حکومت های خودکامه ،که در آن ها ارزش های بنیادی حقوق اساسی جایگاهی ندارد ، سخنی زیاده است و برای فریب مردم ناآگاه و ساه دل نوشته می شود .

در این گردهمایی برای این که بهاییان و جدایی خواهان او را رها نکنند ، نوشتن قانون اساسی هذیان گونه و دگرگونی پذیر را که برپایه فرصت طلبی است ، به گفتگوی دیگری واگذار می کند .

  5 ـ نوری علا ، برای فریب مردم ، به دست آویز  دموکراسی برآن است ، که پندارهای فریب فرقه شیعه  پدران تازی خود را گسترش دهد .

او پیش از  بازگویی آرمان های این گردهمایی ، برای خوشایند بازاری ـ مذهبی ها ، موضوع سخن را به فراموشی سپرده و از پیروزی مشروطه سخن به میان  آورد و با این سخن ناستوده نشان داد ، که ادعای او به دموکراسی فریبی بیش نیست . برای نشان دادن نادرستی این سخنان بی آزرم و مردم ستیز او  ، نخست به گونه یی کوتاه ، نیرنگ ملایان را در نابودی گوهر دموکراسی و به ابتذال کشیدن قانون اساسی ایران ، در نخستین جنبش مردمی بازگو می کنم :

در دوره ی ترکان قاجار از قوم مغول ، مردم آزاده ی ایران ، در میان دو بازوی بیدادگر و مردم ستیز شاه و ملا به ستوه آمده بودند ،  زندگی و مرگ آنان در دست این نابکاران بود :

ازیک سوی ، شاه ، فراشباشی ها ، دیوانیان در پایتخت و شاهزاده های قاجار در استان ها و شهرهای کشور .

ازسوی دیگر  ملایان پول پرست ، که خود را حاکم شرع می دانستند و برای دست یافتن  به هستی مردم ، هرکس که از انجام اشتهای پایان ناپذیر آنان خودداری می کرد ، با دادن فتوا به کفر والحاد او را گردن می زدند و همسر ، دختران و اموال او را از آن خود می کردند و برای ترسانیدن مردم از کیفرهای بدنی آویختن به چوبه دار ، سنگسار ، بریدن دست و پا و کور کردن ، دندان شکستن و شلاق زدن فروگذار نمی کردند و فراشباشی ها این کیفرهای غیرانسانی را با خون آشامی اجرا می کردند ، مردم در یک جنبش مردمی  بپاخاستند و خواهان کوتاه کردن دست ملایان پول پرست و خون آشام از دادگاه ها شده و خواستار ( عدالتخانه)  شدند

دنباله ی بخش نخست  

انگشت شمار اندیشمندان ایرانی مستشارالدوله و میرزا ملکم خان که به فرنگ رفته بودند و با اعلامیه حقوق بشر وشهروند مردم فرانسه و قانون اساسی سال 1793 برپایه ی دموکراسی آشنا شده بودند ، پس از بازگشت به کشور  بازیافته های خود و نوشته های فتحعلی آخوند زاده و میرزا آقاخان کرمانی پیشگامان جنبش مرد می را در انگشت شمار روزنامه ها چاپ و پخش کردند  و رهبری مردم را بردوش گرفتند ، درکشوری که   شمار کمی از مردم که به مکتب خانه رفته بودند و با دشواری می توانستند روزنامه ها را بخوانند و از سوی دیگر گرفتار خرافات و پندارهای ویرانگر فرقه شیعه بودند ، رهبری جنبش مردمی کارآسانی نبود . پس از جانفشانی ها و ستم وآزار بسیار ، انگلیس که منافع خود را در حکومت شاهی می دانست و با برپایی دموکراسی در حکومت جمهوری که رهبران مردم خواستار آن بودند ، نا هم آوا ( مخالف ) بود ، با میدان دادن به ملایان سرسپرده ، از شاه بی جربزه قاجار خواست ، برای این که بر سرقدرت بماند ، برای آرام کردن و فریب مردم  مجلسی برپا کند . شاه نابکار قاجار نوشت ، مجلسی از شاهزاده های قاجار ، مالکین ، ملاها و بازاریان برپا شود و با این نوشته مردم آزاده ی ایران از حق حاکمیت ( گزینش  در مجلس و حق دادن رای بی بهره شدند و به سان گذشته گرفتار ملایان و مالکین بیدادگر شدند .

به اشاره ی انگلیس سه ملای دزد و دغل محلاتی ، نایینی و ثقت الاسلام در فتوایی حکومت مشروطه را توجیه کرده و آن را با سنت اسلام هم آهنگ دانستند و شاه اسلام پناه را برای پاسداری از پندارهای فریب فرقه ویرانگر شیعه پذیرفتند .

با این فتوای ملایان دغل ، نویسندگان قانون اساسی ناگزیر شدند ، به جای قانون اساسی ،  قانون اساسی را  مشروط به همسانی با پندارهای فرقه شیعه بنویسند  و با  نام ننگین مشروطه ، مردم را با همه جانفشانی ها که از خود نشان داده بودند از برابری و آزادی های بنیادی و حق گزینش در مجلس و حق رای دادن بی بهره کردند و مردم ناگزیر ( مجبور)  شدند ، به نامزدهای شاه و ملایان رای دهند و نقش آنان پس از این رادی دادن زوری پایان می گرفت

نویسندگان قانون هنگامی که پی بردند ، آنچه تصویب کرده اند ، آیین نامه داخلی مجلس است ، ناگزیر قانون سال 1791 فرانسه را که برپایه حکومت شاهی بود با نام متمم قانون اساسی نوشتند . در هنگام نوشتن متمم قانون اساسی ، ملایان با اندیشمندان که خواهان برابری مردم و آزادی اندیشه ، قلم وگفتار بودند به مخالفت برخاستند . ملایان جنایتکار و دزد می گفتند ، در اسلام مساوات وجود ندارد . مرد و زن ، مسلم ، سنی کافر ، کافر ذمی ، پیروان دین های دیگر باهم برابر نیستند ، با آزادی اندیشه ، قلم ، گفتار و جلو گیری از تفتیش افکار  مخالفت می کردند  و خواهان  احکام اسلام در امر به معروف و نهی از منکر شدند . در این میان. ملایان برای راندن اندیشمندان از مجلس ، از ملا خراسانی خواستار فتوای کفر و الحاد برای حسن تقی زاده نماینده تبریز شدند .  ملا خراسانی که نگران خشم و برپایی دوباره ی مردم بود ، به جای فتوا به کفر و الحاد ، فتوا به فساد مسلک سیاسی و منافات مسلک حسن تقی زاده  با اسلام داد .

حسن تقی زاده در آن هنگام در تبریز بود ، از این فتوا و نامردمی ملایان مرده پرست آگاه شد و پیش از این که او را از ایران بیرون کنند ، خود روانه ی فرنگ شد . ملایان دزد و دغل برای برکناری میرزا ملکم خان ، ادعا کردند ، اسلام آوردن او مصلحتی است ، با این نامردمی و خودکامگی ملایان ، میرزا ملکم خان ناگزیر شد که از کشور بیرون برود . از این پس ، ملایان یکه تاز میدان شدند . هنگامی که مشروط بودن قانون با احکام اسلامی مورد بررسی قرار گرفت ملا نوری ، خواستار شد برای همسانی قانون با احکام و سنت اسلامی دست کم 5 ملا  پیش از تصویب قانون ، به همسانی قانون با احکام دین رای دهند و این پیشنهاد در اصل 2 متمم پذیرفته شد . ملایان به آن بسنده نکردند ، و در اصل های 27 بند2 و 71 و اصل  الحاقی به متمم فانون اساسی، بر پندارهای ویرانگر فرقه شیعه پافشاری کردند و اصول قانون اساسی را  در باره اسلام و مذهب رسمی برای همیشه تغییرناپذیر دانستند .

6 ـ  ملایان در هنگام نوشتن قانون اساسی با پافشاری به پندارهای مردم ستیز فرقه شیعه بیش از 50 بار واژه های ملی ، ملت و ملتی را که در چم (معنای ) شریعت است به کار بردند . برای نمونه مجلس مقدس شورای ملی . بازاری ـ مذهبی ها نیز این واژه ها را  در همین چم بکار می برند . نوری علا در کار برد آن در نوشته ها ، از ملایان پیشی گرفت و آگاهانه با دلبستگی که به پندارهای فرقه شیعه دارد ، بی آن که از این کار ناشایسته ننگ داشته باشد ، برای فریب مردم ساده دل و نا آگاه  به دست آویز دموکراسی ، بر نابودی آن کمر بسته است . .

 

این است پیروزی مشروطیت نوری علای ایرانی ستیز !  

پشتیبانی نوری علا از رضا پهلوی دوست داشتنی او و ناسزا گویی به ایرانیانی که چهره ی او را در این دوستی مصلحتی آشکار کردند و همکاری او با مزدوران ملایان در پوشش اصلاح طلب ساختگی و جنبش فریب سبز در کنفرانس واشنگتن ، هنگامی که رضا پهلوی او را رها کرد ،  برای نشان دادن سر سپردگی خود به ملایان با نام مبتذل و ناهمسان با ارزش های بنیادی دموکراسی ” کنگره ی ملی دموکراسی ـ سکولار” ، با همکاری ملایان و بهاییان ( دو فرقه همزاد جهان میهنی ) و چندتن از جدایی خواهان چهره ی ناپاک و ایرانی ستیز خود را آشکار کرد و نشان داد که   برای رسیدن به پول با اهریمن هم سازش می کند .

هم اندیشی نوری علا با بازمانده های بازاری ـ مذهبی ها به سان فرهنگ قاسمی پسر ابو الفضل قاسمی و نامزد نخستین انتخابات نمایشی در ایران و هم نشینی با مشیری مامور خبر پراکنی بازاری ـ مذهبی ها در تلویزیون اجاره یی پارس و ده ها تن دیگر چهره ی انیرانی خود را  به همگان آشکار کرد .

     

در شگفتم ، ایرانیانی که در این گردهمایی آمدند و به نابکاری و ایرانی ستیزی او پی بردند ، چرا به او پروانه دادند ، نامشان را در زیر این نوشته ی مبتذل بنویسد . هنوز هم دیر نشده است و برای این که مردم آزاده ی ایران  آنان را در این نامردمی سرزنش نکنند ، می توانند از این سد چهره ی گرفتار در پندارهای فریب دینی بخواهند ، نام آنان را از این نوشته  سراپا خیانت به کشور و بی مهری به مردم آزاده ی ایران بردارد .

  

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.