جناب دکترابراهیم یزدی حقوق ملت را مطالبه کنید نه منفعت دولت را

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

مازیارشکوری گیل چالان

 باسمه تعالی

جناب دکترابراهیم یزدی، دبیرکل محترم نهضت آزادی ایران

با عرض سلام واحترام

مدت زمانی ست دورادورجویای احوال شریف بوده ومضافا مواضع حضرتعالی را که پس ازمدت زمانی سکوت مجددا اظهارداشته اید دنبال میکنم. اما آنچه موجبات ارسال این مکتوب را فراهم نموده حاوی انتقاد اتی به مواضع روزهای اخیرحضرتعالی پیرامون شرایط کنونی کشورمیباشد که ضروری یافتم به محضرشریف عرضه دارم. ازآنجا که شخص شما معلم قرآن ما بودید امیدوارم ازارسال این مکتوب دل آزرده نشوید. پس با احترام معروض میدارم:

اخیرا گفتگویی با روزنامه آرمان داشتید که طی این گفتگوشرایط  موجود را به نفع دموکراسی دانسته و دراین بیان فرموده اید:

«روحانی لنگ لنگان به جلو خواهد رفت اما در نقطه‌ای قرار گرفته است که خواه ناخواه بقای همه در این است که او بماند. هیچ آلترناتیو دیگری ندارند. آقای روحانی در جایگاه مهم تاریخی قرار گرفته و همه نیرو‌ها هم در این رابطه در وضعیت حساسی هستند برای پیشرفت راهی نداریم که بپذیریم روحانی راهش را ادامه دهد. روحانی هم با درک بالایش و به تناسب هجده میلیون رای حرف بزند و مطالبه کند»

اولین نکته که باید یاد آورشوم اینکه اصلا قراربراین نیست که روحانی درجهت حقوق ملت مطالبه ای ازحاکمیت جمهوری اسلامی داشته باشد. چرا که اگراصل برمطالبه حقوق ملت ازحاکمیت ولایت فقیه باشد رئیس جمهورمی باید دربرابرجمهورملت متعهد بوده وخود را وکیل ملت درجهت اجرایی نمودن مطالبات آنان بداند. حال آنکه آنچه درساخت حقیقی وحقوقی جمهوری اسلامی به گونه ای برجسته مشهود  است اینکه رئیس جمهورنه دربرابرملت، بلکه فقط وفقط دربرابرقدرت قاهره که رأس آن ولایت مطلقه فقیه مستقرگشته ودرتمامی اعضا وجوارح وشریان های آن جاری وساری است متعهد است. نگاهی به قانون اساسی وعملکرد رهبرجمهوری اسلامی دقیقا مهرتأییدی برهمین مدعا میباشد. مضافا مناظرات کاندیداهای ریاست جمهوری که ازسیمای حکومتی جمهوری اسلامی به سمع ونظررسید بیانگرهمین واقعیت بود. مگرغیرازاین بود که مناظرات فقط امتحان ایدئولوژیکی بود ازتمامی کاندیداهای ریاست جمهوری؟

واقعا براین باورید که شیخ حسن روحانی قصد برمطالبه حقوق ملت دارد؟ ازحضرتعالی با این سوابق بعید به نظرمیرسد.

اما نکته ای دیگردراین باب اینکه،  براین مهم اشاره کرده اید که روحانی لنگ لنگان به جلوخواهد رفت ودرنقطه ای قرارگرفته است که بقای همه ما درآن است. همچنین عنوان داشته اید که رژیم آلترناتیوی جزروحانی ندارند.

ابتدا دراین خصوص که فرموده اید آلترناتیوی جزروحانی ندارند باید متذکرشوم که کاملا صحیح به تحلیل نشسته اید. چرا که دقیقا اشاره داشته اید که شیخ حسن روحانی درشرایط کنونی آلترناتیوحاکمیت بوده نه برآمده ازحق حاکمیت ملت والبته این بخش ازفرمایش حضرتعالی درتناقض با بخش های دیگرفرمایشات حضرتعالی قرارمیگیرد که معتقد بوده اید شرایط کنونی به سرمنزل دموکراسی خواهد رسید. این درشرایطی ست که جامعه کنونی ایران برسردست یابی به دموکراسی همواره با قدرت قاهره رژیم ولایت فقیه دست به گریبان است. آری کاملا صحیح خبرداده اید چرا که هشت ماه قبل ازانتخابات ریاست جمهوری یازدهم دستگاه دیپلماسی ولی فقیه رژیم برای مذاکرات پنهانی با دول غربی به تکاپوافتاده بود وحضرتعالی که تخصصتان درحوزه سیاست، روابط خارجی می باشد علم به این مذاکرات دارید. بی شک حضرتعالی ازافشاگری روزنامه لیبراسیون درمورد افشای مذاکرات محرمانه عمان مطلعید. به نقل ازلیبراسیون مذاکرات مذکورمابین جمهوری اسلامی وامریکا به وقوع پیوسته که علی اکبرولایتی ریاست هیئت ایرانی مذاکره کننده را برعهده داشته وعلی اکبرصالحی وزیرخارجه وقت هم درمذاکرات حضورداشته، همچنین سرپرستی تیم مذاکره کننده امریکایی با ویلیام برنزبوده، مضافاجک سالیوان مشاورجوبایدن، پونیت تالوارمشاورارشد اوباما درخاورمیانه هم درتیم مذاکره کننده امریکایی حضورداشته اند. پونیت تاولردرمورد مذاکرات عمان مدعی شده است درتابستان دوهزارودوازده ومجدد درمارس دوهزاروسینزده درعمان با هیات ایرانی ملاقات کرده ومذاکرات پس از انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری گرم شده است. البته نا گفته نماند که روزنامه لوموند هم درچندین مورد اخباری ازاین دست پیرامون مذاکرات پشت پرده هیئت ایرانی/ امریکایی منتشرنموده بود.

براین اساس آنچه را باید برآن صحه نهاد اینکه، حسن روحانی با پیشینه کاملا امنیتی ودیپلماتیک تنها آلترناتیوولی فقیه رژیم ایران بوده است. این همان جام زهری بود که اینبارخامنه ای میباید به سرکشیدن آن دربرابرطرف غربی تن میداد. اینکه روحانی میوه نامشروع مذاکرات پشت پرده عمان است به تیغ انکارمنکرنشود باید به اظهارات اخیرامیرمحبیان سردبیرخبرگزاری آریا با ویژه نامه نوروزی هفته نامه مثلث ومحرم سالیان درازبیت ولی فقیه را به عنوان شاهد خدمتتان تقدیم دارم. محبیان اینگونه پرده ازرمزورازانتخاب روحانی برداشته است، اواذعان داشته که:

«پروژه سیستم، انجام حرکتی حساب شده درحوزه تعامل بین‌الملل بود که تنها حسن روحانی با سوابق و نگاه امنیتی خاص تبحرلازم را دراین مورد داشت. وحضورسعید جلیلی درانتخابات خرداد نود ودورأی به روحانی را برای مردم معنی دارکرد. سیستم قصد داشت حرکتی حساب شده درحوزه تعامل بین‌المللی انجام دهد که نه احمدی‌نژاد می‌توانست این نقش را بازی کند ونه مصلحت بود کاربدست اصلاح طلبان بیفتد. طبعا روحانی با سوابق خود ونگاه امنیتی خاص تبحرلازم را دراین مورد داشت»

حال با این توصیفات که مسلم حضرتعالی هم ازآنها مطلعید چگونه مدعی میباشید که وضعیت کنونی به دموکراسی می انجامد؟ چگونه توصیه میکنید که روحانی با توجه به هجده میلیون رأی صحبت ومطالبه کند؟

بی شک ازاسرارنظام پیرامون مذاکرات پنهانی عمان وتصمیم سازی برای تحمیل شیخ حسن روحانی به ملت اطلاع کافی داشتید. چگونه وبه کدامین سبب ملت را به شرکت درانتخابات کذایی فرا خواندید؟

دراین باب لازم می آید نظرحضرتعالی را به نامه مورخه دوازدهم مهرماه سال شصت وهفت بنیانگذارفقید نهضت آزادی، مرحوم مهندس بازرگان به رهبروقت جمهوری اسلامی جلب کنم. بازرگان دراین نامه با برخواندن فشارهای تحمیل شده برنهضت آزادی وجامعه سیاسی ایران پیرامون شرکت ویا عدم شرکت نهضت آزادی درانتخابات خمینی را مخاطب قرارداده ومکتوب داشته بود:

« . . . ما حصل کلام وخلاصه آنچه مدعیان خواسته وپرداخته‌ اند اینست که اولاً نهضت آزادی ایران، با فلج شدن ازداخل ولکه‌ دارشدن درخارج، اسماً در صحنه سیاست وخدمت باقی بماند ولی عملاً منشاء اثر مثبتی نبوده حیات و حرکت چندان، جزدرزیرذره‌بین اطلاعاتی آنها وخنثی شدن قبلی کارها نداشته باشد. ثانیاً با تظاهربه اینکه  درجمهوری اسلامی ایران حزب قانونی مخالف (وشاید چند حزب دیگرو گروههای فرمایشی) حضوروفعالیت وامنیت دارند، بتوانند به تبلیغات نا درست سیاسی وانتخاباتی و خلافکاری اقتصادی و اداری و سیاسی خود جامه حق به جانب بپوشانند و نهضت آزادی وسیله برای فریبهای سیاسی و خیانت بشود.

درهرحال دوانتخاب پیش روی ما گذارده‌اند: حیات خفیف خائنانه یا توقف داوطلبانه و تعطیل شرافتمندانه.

طبیعی است که نهضت آزادی ایران، به رهبری و یاری خداوند وبه تائید ملت ایران، تن به ذلت وخیانت ندهد واگر چاره نباشد راه دوم را برگزیند. ولی لازم بود قبلاً به شخص جنابعالی وبه هموطنان شرافتمند اعلام نمائیم که گردانندگان پس پرده حاکمیت هستند که ما را واداربه تعطیل وتوقف می نمایند. تعطیل و توقفی که مسلماً بی صدا دردنیا وبدون تاثیر سوء برمردم ایران نخواهد ماند وسکوتی که بیش ازهرفریاد یا طوماروکتاب آبروی انقلاب ونظام ومتولیان را برده، آینده شومی را ارمغان خواهد آورد . . .»

نه فقط گمان، بلکه یقین میرود که بیان مرحوم بازرگان دراین نامه خطاب به خمینی کاملا واضح وفاقد هرگونه ابهام میباشد. مرحوم بازرگان به راستی ودرستی هشدارداد که اجازه نخواهد داد حاکمیت ظلم وجورازبودن اسم نهضت آزادی درصحنه سیاسی ونبود رسمش درداخل خفقان ودرخارج مشروعیت وتبلیغات حاصل نماید. حال شخص جنابعالی ونهضتی که ازآن مرد شریف به امانت نزد شماست چه کردید؟

دراینکه ازمیان دوگزینه حیات خفیف خائنانه وتوقف داوطلبانه وتعطیل شرافتمندانه که مرحوم بازرگان به خمینی گفته کدام را برگزیدید، همین کافی که به سخنان رهبرجمهوری اسلامی پس ازاعلام نتایج انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری رجوع نمایید. ولی فقیه ایران حضورگسترده مردم درپای صندوق های رأی را دلیل برصحت وسلامت انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد وهشت دانست واین حضوررا نشانه اعتماد ملت به نظام خواند. این حماسه را شما برای این آقا به ارمغان آوردید که به راحتی آنهمه خون های ریخته شده جوانان وطن درکوی وبرزن، درزندان کهریزک وهرجای ومکان دیگری را با این حیات خائفانه ای که برای خود وحماسه ای که برای اوآفردید پایمال کند. اکنون خامنه ای وروحانی با اعتماد بنفسی که شما برایش به ارمغان آورده اید اعدام ها را چند برابرکرده اند، بودجه سالیانه نهاد های امنیتی وحوزه های علمیه را به گونه نجومی افزایش داده اند.  

حضرتعالی عنوان کرده اید درشرایط کنونی با روحانی درحالت تعادل ناپایدارهستیم، واقعا اکنون تعادلی میان جولان دادن قوه قاهره بیت رهبری ومطالبات ملت می بینید؟ حد اقل یک نگاهی به افزایش سرسام آورآماروارقام اعدام ها درمدت زمانی که آن را تعادل پایدارمی نامید بیاندازید. این آمارها را اینجانب واحمدی نژاد ارائه نداده است که قابل انکارباشند. این آمارها آمارهای رسمی نهادهای حقوق بشری وشخص احمد شهید است. رئیس جمهوری را که شما با آن خواب رسیدن به دموکراسی را دیده اید حتی یک اعتراض کوچک هم به این وضعیت اسفناک نکرده است. با این وضعیت سودای نیل به دموکراسی درسرپرورانده اید؟

تا کنون کدامین اعلام موضع ازسوی رئیس جمهورمحبوب حضرتعالی درراستای احقاق حقوق ازکف رفته شهروندان بوده؟ مگرهمین حضرت ایشان به مناسبت نهم دی ماه اخیربیان نکردند:

«مردم زمانیکه احساس کردند به باورها وارزش های دینی واعتقادی آنها توهین شده وبیگانگان خیال دخالت درحوزه های اخلاقی واعتقادی آنان را دارند به حرکت درآمده، با حضورواجتماع‌ شان به بیگانگان پاسخ درخوری دادند. مردم برای حمایت ازجناحی خاص به میدان نیامدند، آنچه مردم را به حرکت درآورد دلدادگی مردم ایران به عاشورا وارزش‌های انسانی برآمده ازآن بود. مردم باهدف دفاع از اسلام، اهل بیت (ع) وانقلاب اسلامی به حرکت درآمدند، چون احساس کرده بودند به فرهنگ عاشورا اهانت شده وبیگانگان زمینه را برای مداخله مناسب یافته‌اند»

ازاین اعلام مواضع چه برذهن حضرتعالی متبادرمیشود؟ آیا اینچنین مواضعی دال برمحکوم نمودن اعتراضات مردمی درعاشورای سال هشتاد وهشت نمیباشد؟ با حضرت ایشان قراراست به دموکراسی برسید؟

ازاین نکته درگذریم. حضرتعالی با سابقه بیش ازپنج دهه مبارزات درعرصه سیاسی، چه درداخل وچه درخارج، براین مهم واقفید که یک رئیس جمهوردرگام نخست می باید تیم اجرائیش را مطابق با برنامه ها واهدافش شکل دهد. البته تیم اجرایی یک رئیس دولت علاوه براین میتواند نشانگرنیت باطنی وی درقبال برنامه ها واهدافش باشد. اکنون حضرتعالی بفرمایید با این سوابقی که درعرصه سیاسی دارید تیم اجرایی شیخ حسن روحانی حتی کمترین روح ورنگی حتی ازنام دموکراسی وحقوق شهروندی را دارا میباشد؟ مگروزرای پیشنهادی همین آقا نبودند که درصحن مجلس دردفاع ازخود وبرنامه های خود اعتراضات حقه ملت به نتیجه اعلام شده انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را فتنه خواندند؟ مگروزیردادگستری ایشان، جناب حجه الاسلام مصطفی پورمحمدی عضوکمیته سه نفره قتل عام زندانیان سیاسی وعقیدتی سال شصت وهفت نبوده؟ حالا چگونه باید به خود بقبولانیم که با چنین وزیری میتوان درجهت حقوق ملت ودموکراسی گام برداشت؟ اگربه یاد داشته باشید که مسلم به یاد دارید وقتی وزیردادگستری حسن روحانی درسال هشتاد وچهاربه عنوان وزیرپیشنهادی محمود احمدی نژاد برای تصدی پست وزارت کشورازمجلس رأی اعتماد گرفت به سبب جنایت علیه بشریت با اعتراض سازمان دیده بان حقوق بشرمواجه شد. حتی جواستورک، معاون بخش خاورمیانه دیده‌بان حقوق بشراعلام کرد:

«وجود اشخاصی با چنین سوء سابقه‌ای درسطح وزارت دردولت ایران کاملا غیرقابل قبول است. آنها باید بلافاصله ازپست وزارت کنارگذاشته شوند وتحقیقات قانونی درزمینهٔ این جنایات هولناک انجام شود»

مسلم علم به این نکته دارید که با چنین وزیردادگستری ای که خود یدی طولا درجنایت علیه بشریت دارد هرگزنمیتوان انتظارداد ستانی داشت. واقعا با این وزیرمیخواهید به دموکراسی برسید؟ واقعا نفع وبقای همه ما بودن همین دولت است؟

حال آنچه همچون رازی درمیان است اینکه، حضرتعالی تا پیش ازانتخابات ریاست جمهوری اخیربه مدت دوسال به تلفن های منزل وهمراه پاسخ نمی گفتید. اما واقعا چگونه درهنگام انتخابات سکوت را شکسته وباری دیگردفعتا به تکاپوافتادید؟ واقعا بروزوظهوردولت سازش وسرکوب علت قرارگرفت تا سکوت دوساله را بشکنید ومردم را به پای صندوق های رأی ندا دهید؟

اما اینکه حضرتعالی درفرمایشات اخیرتان اشاره به این مهم داشتید که جامعه ایران رفته رفته راه دموکراسی را می پیماید ودموکراسی را به درستی آموختنی معرفی نمودید. اما درارکان دموکراسی به سه رکن اشاره فرمودید وآن اینکه:

«یادگیری سه رکن دارد که اول این است که گوناگونی جامعه بشری را بپذیریم . خیلی‌ها هستند که تکثر را برنمی‌تابند و بسیاری مونولوگ بودن وتک‌ گفتاری را طالب هستند . . .»

باید به اطلاع حضرتعالی برسانم که هنوزکه هنوزاست این مونولوگ راست واستواربرجای خود مستقراست. به این نکته کاملا علم دارید که برای پذیرفتن تکثروچند گفتاری آنچه واجب می آید برکندن وپرهیزازسانسورمی باشد، بالاخص پرهیزازسانسوروقایع مسلم تاریخی. ازاین رهگذریک نمونه ازسانسوررا که سایت ندای آزادی، وابسته به نهضت آزادی ایران بکاربسته است به خدمت شریف میرسانم.

بیش ازیک سال قبل مقاله ای با عنوان “کدام یک، روزنامه نگاران یا حاکمیت؟” برای یکی ازدست اندرکاران سایت ندای آزادی ارسال کردم. مقاله مذکورفقط به یک علت درسایت منتشرنشد. علت این بود که فقط با اشاره ای کوتاه ازنقش اولین رئیس جمهوردرافشای سازش پنهانی اکتبرسورپرایزیاد کرده بودم. آنچه را دراین مورد مکتوب کرده بودم دقیقا اینگونه بود:

«سفیرسفارت آمریکا وگروگان گیری درابتدای انقلاب ایران اشاره کرد که درتاریخ سیاسی بانام **اکتبرسورپرایز** خوانده می‌شود. اکتبرسورپرایز درآمریکا طراحی وبا همکاری جناح کنونی حاکم برایران به مرحله اجرا درآمد و بعدها توسط دکترسید ابوالحسن بنی صدر از آن پرده برداشته شد»

 آنچه را دست اندرکارسایت وابسته به نهضت آزادی جهت انتشارمقاله شرط کرده بود چیزی نبود جزمحذوف داشتن نام بنی صدر. باید به حضرتعالی متذکرشوم سانسورچی محترم حذف نام بنی صدرتحت عنوان این واقعه تاریخی را سرسپردگی به نهضت آزادی ومرزبندی با اولین رئیس جمهورعنوان می داشت.

تا بدینجا باید خدمتتان متذکرشوم آنچه را حضرتعالی تکثروچند صدایی مینامید هنوزدرسایت های متعلق به نهضت آزادی ایران ظهورنیافته تا چه رسد درعرصه سیاسی ایران. البته آنچه نیک است اینکه حضرتعالی درمقام دبیرکلی نهضت آزادی هرچه سریعترجلوی این مشی سانسوررا بگیرید تا تحمل دیدگاه های غیروچند صدایی ابتدا ازسایت های نهضت آزادی به مخاطبان جلوه نماید. البته ناگفته نماند که دراینگونه موارد چند صورت متصوراست:

گمانه اول اینکه: این سانسورها با تصمیم مستقیم شورای مرکزی نهضت آزادی اعمال میگردد.

گمانه دوم اینکه: سایت مذکورمتعلق به نهضت آزادی نبوده وفقط ازنام نهضت بهره برداری مینماید که دراین حالت برعهده شماست که به عنوان دبیرکل نهضت به همگان اعلام دارید که سایت مذکورارتباطی به نهضت ندارد.

گمانه سوم اینکه: سانسورها خود سرانه ودرفقدان اطلاع شما وشورای مرکزی نهضت اعمال میگردد که دراین صورت هم شما درمقام دبیرکل نهضت مسئول بوده واکنون که ازاینگونه اعمال خلاف تکثرگرایی اطلاع حاصل کرده اید می باید دامان نهضت آزادی را ازاین پدیده شوم پاک نمایید.

ازهرروی حضرتعالی مسئول بوده ونه تنها انتظارمیرود بلکه مکلف هستید تا دربرابرچنین معضلاتی نقش سازنده ایفا نمایید.

اما دراین خصوص مورد دیگری را هم خدمت حضرتعالی معروض می دارم وآن اینکه: شخص شما نیک به یاد دارید که درزمان تصدی پست ریاست جمهوری توسط سید ابوالحسن بنی صدرحزب چماق به دستان چه جوی علیه آزادی های سیاسی واجتماعی ازجمله آزادی مطبوعات براه انداخته بود. همچنین به یاد دارید که تعطیلی غیرقانونی روزنامه میزان ارگان نهضت آزادی ایران به مدیرمسئولی مرحوم مهندس بازرگان درهمین جوضد آزادی رخداد. ایضا به یاد دارید که رئیس جمهوروقت، سید ابوالحسن بنی صدرچگونه یک تنه دردفاع ازانتشارروزنامه میزان برخواست ودرفضای سیاسی جامعه بارها وبارها به تعطیل کنندگان وچماق به دستان مهاجم به دفترروزنامه تاخت.

دراینجا لازم میدانم چند نمونه ازمواضع رئیس جمهوروقت درمحکوم نمودن تعطیلی روزنامه میزان را خدمت تان یاد آورشوم.

« دفاع ازروزنامه میزان دفاع ازیک گروه سیاسی نیست. گرچه این دفاع نیزمقدس است ووظیفه رئیس جمهور. بلکه دفاع ازخود انقلاب است . . . کسی که امروزبه روزنامه اومیریزید اولین نخست وزیرجمهوری اسلامی است. وقتی یک انقلابی به آنجا رسید وکوشید که تسویه حساب های سیاسی ورقابت ها رابرسرقدرت پیش برد، این انقلاب به جاهلیت بازگشته، به طرف خلافت اموی میرود . . . چگونه نا سزا گفتن به رئیس جمهوروحمله نقابداران به روزنامه میزان تشویق دارد؟؟؟؟؟»

روزنامه انقلاب اسلامی/ بیست وهشتم آبان پنجاه ونه

همچنین رئیس جمهوروقت، ابوالحسن بنی صدردرمورخه بیست ودوم فروردین سال شصت درنامه ای سید عبدالکریم موسوی اردبیلی را به عنوان دادستان کل کشورمخاطب قرارداده ودراعتراض به توقیف روزنامه میزان نهضت آزادی ومحدود نمودن آزادی بیان مینویسد:

« روزنامه میزان توقیف ومدیرآن زندانی می شود وپرونده آن را به هیئت نمی فرستید . . . با کمال تأسف بسیاراعتماد مردم به دستگاه قضایی به حداقل رسیده است . . . دستگاه قضایی که به حکم قانون اساسی باید دامنه آزادی ها را توسعه بدهد، برخلاف قانون دستورتوقیف مدیرروزنامه وخود روزنامه را می دهد . . .»

 به نظرنمیرسد این مواضع رئیس جمهوروقت را دراعتراض به توقیف روزنامه میزان ازیاد برده باشید. درهرحال شما مکلف هستید تا درجهت استقرارتکثرگرایی وبرکندن پدیده سانسوروقایع تاریخی را آنگونه که رخداد نموده به جوانان ودست اندرکاران سایت های نهضت آزادی منتقل وتفهیم نمایید.

همچنین پیرامون بیانیه اخیرنهضت آزادی ایران درمورد درخواست داوطلبانه انصراف شهروندان ازدریافت یارانه ها باید متذکرشوم که، دربیانیه صادره انصراف داوطلبانه شهروندان ازدریافت یارانه ها که ازحقوق شهروندان میباشد کاملا مورد خدشه است. چرا که قراربراین نبود که نهضت آزادی درجهت منافع حاکمیت ازشهروندان مطالبه نماید، بلکه ازابتدای تأسیس نهضت آزادی قراربراین استوارشد که تشکیلات نهضت آزادی تشکیلاتی باشد که آزادی وحقوق ازکف رفته ملت را دربرابرمنافع حاکمیت مطالبه نماید. مشی ومنش نهضت آزادی درگذشته مطالبه حقوق ملت بوده نه اینکه همچون بیانیه اخیرانصراف ازحقوق را ازملت مطالبه نماید. البته بیانیه صادره این درخواست را درراستای کمک به رفع مشکلات اقتصادی دولت تعریف نموده. اما گویا شما وهم سنگران گرامتان ازیاد برده اید که درشرایط کنونی که حقوق شهروندی ازسوی قدرت حاکمه به هیچ انگاشته شده، آماراعدام های فله ای، بازداشت های غیرقانونی، حمله به زندانیان بند سیصد وپنجاه اوین وموارد متعدد دیگردرنقض حقوق شهروندان به گونه ای تصاعدی سیرسعودی را می پیماید خیردراین است که نهضت آزادی به فلسه وجودی خود رجعت نموده وحقوق ملت را ازقدرت قاهره مطالبه نماید. همچنین نهضت آزادی میباید با نامه های سرگشاده تمامی موارد نقض حقوق ملت را یک به یک خطاب به رئیس جمهورمتذکروازایشان بخواهد تا علنا وبی پرده دربرابرناقضان حقوق ملت اعلام موضع نمایند. حضرتعالی نباید ازیاد ببرید که نهضت آزادی وبنیانگذارفقید آن همیشه با نامه های سرگشاده وبیانیه های رسمی رهبرانقلاب را مخاطب قرارداده وحقوق ملت را ازایشان مطالبه مینمودند.  

امیدوارم آنچه را که دراین مکتوب به شما بزرگوارمرقوم داشته ام موجبات دلخوری را فراهم ننموده وجسارت اینجانب را حمل بربی احترامی ننمایید.

ایام عزت برقرار

مازیارشکوری گیل چالان

ترکیه 

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.