انتقاد نخبه های سیاسی ترکیه به انتخابات دروغین ایران

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

غلام رضا خواجوی

دولت ترکیه  یکی از هم پیمانان همیشگی رژیم اسلامی ایران در طی سه دهه ی اخیر بوده است و طی این سالها رسانه های ترکی وانگلیسی زبان شناخته شده در این کشور مطالب سیاسی واقتصادی خود را منطبق با سیاستهای رژیم ایران در اختیار مردم ترکیه قرار می داده اند . رسانه های این کشور در ماههای اخیر موضع گیری شدیدتری علیه رژیم ایران داشته اند. از سوی دیگر وضعیت نابسامان سیاسی کشور سوریه (مزدور رژیم ایران) و اصطکاک دولت ترکیه با سوریه به نفع امریکا واروپا موجب شده است تنشهای رسانه ای دولت ترکیه ودولت ایران روز به روز بیشتر وشدیدتر شود.

روزنامه ی زمان که یکی از روزنامه های راستگرای ترکیه است در تاریخ (۲۰/۰۶/۲۰۱۳) مطلبی را به قلم (Bulent kenes) (بولنت کنش) علیه رژیم ایران نوشته است که طی آن به شدت رهبر ایران (آیت الله خامنه ای ) از سوی این روزنامه مورد انتقاد شدید قرار می گیرد ونویسنده ی این مطلب تاکیید می کند که انتخابات ریاست جمهوری در ایران کاملا فرمایشی است وهم رئیس جمهور انتخابی (حسن روحانی ) و هم ۶۷۷ نامزد انتخاباتی که پس از حسن روحانی قرار دارند همگی از مهره های گماشته شده ی شخص رهبر هستند و قدرت رئیس جمهور در نظام اسلامی ایران دقیقا صفر است وبه بیان ساده تر ریاست جمهوری وظیفه دارد هر آنچه را که رهبر (آیت الله خامنه ای ) به وی دیکته می کند مو به مو اجرا کند و …

در زیر گزیده ای از این تحلیل سیاسی طولانی را می خوانید:

ترجمه از ترکی به فارسی :

غلام رضا خواجوی

………………………..

نویسنده ی روزنامه ی زمان پیرامون انتخابات ریاست جمهوری می نویسد:

انتخابات ریاست جمهوری در ایران به کلی بی فایده و حتی فرمایشی – انتصابی است و پست ریاست جمهوری در این کشور بیشتر شبیه به دکور است ورئیس جمهور هیچ اراده ای از خود ندارد و توسط قدرت مرکزی (آیت الله خامنه ای) خط ومش می گیرد (البته همانگونه که با حمایت رهبر رئیس جمهور منتصب می شود نه با انتخاب آزادانه ی مردم !!!).

در بخش مهمی از این مطلب نویسنده اشاره به چگونگی انتخاب شدن حسن روحانی به پست ریاست جمهوری اشاره می کند و می گوید:

از مجموع ۶۷۸ نامزد انتخاباتی ۵۱% کل آرا از آن حسن روحانی شده است و تنها ۴۹% برای ۶۷۷ نامزد انتخاباتی دیگر باقی می ماند و چنین درصدی برای رئیس جمهور کنونی ایران رقم بسیار بالایی به شمار می آید. اما با این وجود اگر عمقی مساله ی انتخابات ایران را نگاه کنیم مهم نیست که چند درصد رای داده شده است (چون درصدها با هر تعداد افرادی به دست می آیند!!!) اما مساله ی مهم این است که واقعا چه تعداد از ملت ایران به پای صندوقهای رای رفته اند و آزادانه رای داده اند؟

به بیان دیگر از لحاظ تحلیل سیاسی وبررسی آماری از انتخابات دروغین پیشین وانتخابات شک برانگیز اخیر می توان به این نتیجه رسید که توده ی مردم ایران به خاطر نفرت از قاتل بزرگ (محمود احمدی نژاد – رئیس جمهور پیشین) به پای صندوقهای رای رفته اندو به گونه ای خواسته اند با انتخاب حسن روحانی از چنگال احمدی نژاد خلاصی یابند و از وی انتقام گیری کنند.

در واقع مردم بی دفاع ایران که خود را در حال غرق شدن در سیاستهای نادرست احمدی نژاد می بینند به حسن روحانی پناه می آورند.

بنابراین نظام اسلامی حاکم بر ایران سرانجام انتخابات فرمایشی خود را تحت هر شرایطی بود به انجام رسانید.

اما از کجا می توان فهمید که در ایران انتخاباتی وجود ندارد و همه چیز فرمالیته و انتصابی است؟

از آنجا که از ۶۷۸ نامزد سیاسی ۶۷۰ نفر آنهااز فیلتر رهبری عبور نکردند از سوی شخص (خامنه ای) مورد تایید قرار نگرفته ومستقیما رد شدند !!!

حتی کروبی و رفسنجانی هم که در حبس خانگی هستند از طرف مجمع تشخیص مصلحت نظام حق انتخاب شدن برای این دوره را نداشتند. به همین دلیل به چنین سیستمی که در ایران حاکم است نمی توان یک سیستم دموکراتیک گفت.

مردم ایران که ظلم وشکنجه ی سال ۲۰۰۹ را دیدند تنها دو راه پیش رو داشتند.

نخست آنکه انتخابات را به کلی بایکوت کنند.

دوم اینکه در میان نامزدهای انتخاباتی به کسی که به نسبت دیگر نامزدها لیبرالتر به نظر می رسد ناچارا رای بدهند . زیرا به خوبی می دانستند در صورتی که انتخابات بایکوت شود خواه یا ناخواه رژیم رئیس جمهوری را انتصاب می کند!

حال آنچه قابل تامل است این است که حسن روحانی رئیس جمهورجدید ایران چه چیزی را می تواند در این کشور تغییر بدهد؟

خیلی ساده و مختصر هیچ چیز!

چونکه در نظام جمهوری اسلامی حاکم در ایران رئیس جمهور فرد بسیار ضعیفی است و هیچ اراده ی مستقلی از خود ندارد و این حقیقت به تمام مردم ایران طی این سالها ثابت شده است و قدرت وی در چنین سیستم حکومتی تقریبا نزدیک به صفر است!

به همین جهت اینجانب به عنوان یک تحلیلگر سیاسی خارجی و خارج از مرزهای ایران (که البته سالهاست مسایل سیاسی ایران را دنبال می کنم) بر این باور هستم که اگر حسن روحانی (رئیس جمهور جدید ایران) در صورتی که فرد بسیار روشن فکر و آگاه به مسایل سیاسی واقتصادی واجتماعی ایران و حتی جهان هم باشد باز هم قضیه هیچ فرقی نمی کند و ایشان به هیچ عنوان نمی تواند با اراده ی مستقل خود برای بهبود وضعیت مردم ایران گام موثری بردارد.

در ضمن نباید فراموش کنیم که در سیستم سیاسی ایران کسی که رئیس جمهور می شود نه با اندیشه ی مستقل خود بلکه رهبر و افراد دارای نفوذ ونزدیک به وی خط و مش سیاسی را به او می دهند و به بیان بسیار ساده رئیس جمهور موظف است هر آنچه را که رهبر به وی دیکته می کند (خوب یا بد) مو به مو اجرا کند!

به همین خاطر من معتقدهستم که از رئیس جمهوری که با حمایت رهبر به این پست رسیده است واز شخص رهبر دستور می گیرد نباید انتظار معجزه داشت (اگر چه ۵۱% از کل آرا را هم به خود اختصاص داده است!).

به طور خلاصه دموکراسی دروغین ایران را بررسی وتحلیل نمودن کاری به جز اتلاف وقت نیست!

ترجمه به فارسی از روزنامه ی ترکی (زمان)

غلام رضا خواجوی (فعال مطبوعاتی )

تاریخ انتشار مقاله درروزنامه ی زمان: ۲۰/۰۶/۲۰۱۳

به قلم: (Bulent kenes) (بولنت کنش) – سردبیر روزنامه ی زمان

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.