nasreddin 01

ملا نصر الدین و خرش!

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

nasreddin 01

nasreddin 01آقاى ملا نصر الدین و پسرش از راهى میگذشتند . ملا سوار خر بود و آقا زاده اش لنگان لنگان پشت سرش راه میرفت .

خلایق گفتند: عجب پدر بى رحم خود خواه بى عاطفه ى پدر سوخته اى !!خودش سوار خر است و فرزند بیچاره اش را وا داشته تا پیاده پشت سرش راه برود

ملا از خر پیاده شد و آقا زاده اش را سوار خر کرد و خودش به دنبال شان راه افتاد .

خلایق گفتند : عجب پسر بى معرفتى ! خودش سوار خر شده و پدر پیرش را پیاده به دنبال خودش راه انداخته !!

پسر ملا از خر پیاده شد و دو تایى ، پیاده پشت سر خر راه افتادند .

خلایق گفتند : چه آدم هاى خرى ! خر دارند اما پیاده مى روند !

ملا و پسرش پریدند روى خر و دو پشته سوار شدند .

خلایق گفتند : چه آدم هاى بى رحمى ! دو تایى سوار خر شده اند و دارند خر بیچاره ى زبان بسته را هلاک مى کنند !
حالا حکایت ماست :
چند وقت پیش ، ما بى احتیاطى کردیم و دو کلام حرف حساب در باره ى آقایان و خانم هاى مجاهد نوشتیم وگفتیم ما همه چیز دیده بودیم اما رییس جمهور مادام العمر ندیده بودیم .

عده اى براق شدند و مثل والده ى گلبدن خانوم کلى فحش و فضیحت حواله مان کردند که : فلان فلان شده ى سلطنت طلب ! چرا چیزى در باره ى ارباب خودت آقاى نیم پهلوى و شرکا نمى نویسى ؟؟

دیدیم اى داد و بیداد ، این آقایان هنوز یک کهنه ى نفتى سر انبرشان ندیده اند دارند دنیا را به آتش مى کشند ، اگر فردا پس فردا خودشان را جا کنند آنوقت ببین چها کنند !!؟؟
آمدیم دو کلام در باره ى آقاى نیم پهلوى و منتظر الوزاره ها نوشتیم و گفتیم : این آقایان هنوز بقال نشده ترازو زنى یاد گرفته اند . باز هم کلى فحش و فضیحت نثارمان کرده اند که : مرتیکه ى مزدور کمونیست بى وطن وطن فروش ! چرا به اسب آقاى نیم پهلوى گفته اى یابو ؟؟!!
آمدیم دو کلام در باره ى حزب کمونیست کولیگری ایران نوشتیم و گفتیم : این آقایان انگار اندک مندک چغندر زردک شده اند ! اما دور از جان شما همه ى رفقاى اسبق و سابق و لاحق ، عینهو آب دهن آ سید ابوطالب یقه مان را چسبیدند که : مرتیکه ى ساواکى !! خیال میکنى ما نمیدانیم که شما در رژیم گذشته از عوامل و عناصر موثر ساواک بوده اى و فرزندان خلق هاى مان را شکنجه میداده اى ؟؟
آمدیم دو کلام در باره ى ساواکیان و کیا بیاى امروزى شان نوشتیم . باز هم کلى فحش و فضیحت نثارمان فرمودند که : فلان فلان شده ى اسلام زده ى عرب تبار !! اگر یکبار دیگر از این غلط هاى زیادى بکنى و از این شکر ها میل بفرمایى همه ى مدارک و اسنادى را که درباره ى همکارى ات با رژیم خونخوار جمهورى اسلامى داریم و پول هایى را که از آنها گرفته اى ! از باى بسم الله تا سین والناس افشا خواهیم کرد و آنوقت است که دیگر باید بروى گورت را گم کنى !
در مانده شدیم و با خودمان گفتیم : آقا ! ما بعد از چهل سال مهترى حالا دیگر ماشاالله هزار ماشاالله توبره گم نمى کنیم . دو کلام هم در باره ى جمهورى نکبتی اسلامى نوشتیم و برخى از این مشایخ محاسن دراز را مختصرى قلقلک دادیم .

چشم تان روز بد نبیند ، آقایان اسلام پناهان ضمن اینکه زنده و مرده مان را جنبانیدند ادعا کردند که میدانند کجاى مان میسوزد و چرا میسوزد ! در حالیکه بینى و بین الله ، ما خودمان هنوز نمیدانیم کجا مان میسوزد !!
حالا ما مانده ایم معطل که چه خاکى بر سرمان کنیم ! زن مان معتقد است که ما بهتر است برویم همان کشک خودمان را بسابیم و باغ خودمان را شخم بزنیم و توى معقولات دخالت نکنیم .

از آن طرف ، برخى از دوستان دور و نزدیک هى باد توى آستین مان میکنند و میگویند : بنویس آقاى گیله مرد ! لنگش کن آقاى گیله مرد !
حالا که ما با پاى خودمان به سلاخ خانه رفته و توى بد انشر و منشرى گیر کرده ایم ، محض رضاى خدا میشود به ما بفرمایید گیله مردى که ما باشیم باید چه خاکى به سرمان بکنیم ؟؟!!
ضمنا به قول حضرت سعدى :
ما خود افتادگان مسکینیم
حاجت تیغ بر کشیدن نیست .

برگرفته از سایت گیله مرد

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.