old woman_01

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

old woman_01

old woman_01سنگواره هایی برفی

سنگواره هایی شیشه ای

زیر پای ننه سرمای یلدایی من!

سنگواره های متشعشع آفتاب

با دستانی که آلوده اند به روال دلگرم پرده ی بینوای چشمانی خمار و مه گرفته

دستانی که کشیده اند مهربانی را بر کمر خمیده ی ننه سرما…

دستانی پر نسیم، دستانی پر خروش، دستانی پر پراکنده

دستانی پر ز خستگی چروکیده سرد زندگی!

زیر بخار قصه های گرم کرسی گذشته ها

در پی زمهریر یخبندان و نفس مادربزرگ جان!

نفس همه ی مادرهای سرمازده ی ما

که در تیرگی بی پایان کشدار یلدا

رخت معانی می پوشاند

به پولک های تا نخورده ی لای کتاب…

رخت تعبیر می پوشاند

به آوای غزلهای رنج کشیده ی حافظ عشق…

که بهار به یک پول سیاه نمی ارزد

بی تو و آن یخین تاجت

بی تو و آن الماسهای سفید برف آکنده ات

که بی تو و آن زمستان مادربزرگانه…

بنفشه های خوش رنگ متالیک اول فروردین

چیزی می شوند اندازه ی

نقاشی های رنگی پلاستیکی روی یک سطل آشغال

… وسط سفره ی هفت سین

مازیار سعیدی/ نیویورک

شب یلدای ۲۰۱۱

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.