علی صدارت
… حرکت خودجوش مردم ایران در استقلال و آزادی، که از سال ۵۷ الگوی کشورهای دیگر شده است، و اکنون، بهار را به کشورهای عربی به ارمغان آورده است، آقای خامنهای را در سال ۸۸ وادار به عکسالعمل در نماز جمعه، و اعلان ِ صریح جنگ به مردم ایران کرد. با خشونتی که، روزافزونی ِ آن لازمۀ بقای این رژیم است، و با خطای مرگبار ِ رهبر، شعار خشونتبار “حفظ نظام و اسلام، از اوجب واجبات است” به شعار خشنتر”حفظ خامنهای از اوجب واجبات است” بدل گردید و رانتخوران ِ جنایت کار ِ ذوبشده در ولایت مطلقه، در کهریزکهای سراسر ایران، به سلاخی ملت ایران پرداختند.
عرایض خود را با یادی از زندانیان سیاسی شروع میکنم.
بیش از سه دهه است که در چنین روزهایی، کسانی که از طرف حاکمین بر ایران به سازمان ملل متحد، فرستاده میشوند، نمایندۀ واقعی نظرات و عقاید ملت ایران نیستند. بیش از سه دهه است که حقوق ذاتی ملت ایران با خشونت و توحّش، نقض، و ملت شریف ایران در زندانهای رسمی و نیز سیاهچالهائی غیر رسمی و مخفی، در تمام ایران شکنجه و اعدام میشوند. بنا بر نامۀ ۲۲ اسفند ۱۳۵۹ آقای بهشتی به آقای خمینی، طرفداران اسلام به مثابه بیان خشونت و زور و قدرت، در اقلیت بوده و با گذشت این بیش از سه دهه، اقلیتی که امروزه آنها را تشکیل میدهد، متشکل از نه معتقدان، بلکه ساندیسخواران و رانتخوارانی است که برای منافع خرد و کلان ِ خود به تجاوز به ایران و ایرانی مشغولند و هر روزه به ابعاد آن، با بیشرمی، میافزایند.
بیش از شش سال پیش، عدهای از مردم ایران، مجددا، در حصار انتخاب میان بد و بدتر، در رأی گیری شرکت کردند و نام کسی که امسال نیز، به ناحق، به سازمان ملل فرستاده شده است، با تقلب، از صندوقهای رأی بیرون آورده شد. در سال ۱۳۸۸، رژیم ولایت مطلقه فقیه با استفاده از صدا و سیمای سراسر دروغ و تزویر و سایر امکاناتِ رسانهای وابستهاش، مردم را مجددا در تنگنای ِ زندان ِ انتخاب، از میان چهار کاندیدای مورد تأیید خود ِ نظام قرار داد. رژیم ولایت مطلقه، نتیجۀ شکستخوردۀ نمایش ِ انتصابات فرمایشی را هم تاب نیاورد و با خشونت و تقلبی وسیعتر، بدترینها را به مردم ایران تحمیل کرد.
حرکت خودجوش مردم ایران در استقلال و آزادی، که از سال ۵۷ الگوی کشورهای دیگر شده است، و اکنون، بهار را به کشورهای عربی به ارمغان آورده است، آقای خامنهای را در سال ۸۸ وادار به عکسالعمل در نماز جمعه، و اعلان ِ صریح جنگ به مردم ایران کرد. با خشونتی که، روزافزونی ِ آن لازمۀ بقای این رژیم است، و با خطای مرگبار ِ رهبر، شعار خشونتبار “حفظ نظام و اسلام، از اوجب واجبات است” به شعار خشنتر”حفظ خامنهای از اوجب واجبات است” بدل گردید و رانتخوران ِ جنایت کار ِ ذوبشده در ولایت مطلقه، در کهریزکهای سراسر ایران، به سلاخی ملت ایران پرداختند. دو تن از کاندیداها در خانۀ خود به ناحق، زندانی و در همین زمان، هفتاد و دو ملیون تن ایرانی در خانۀ بزرگ خود به ناحق زندانی هستند. از همۀ آن کسانی که مقاومت پیشه کردهاند قدردانی، و پایمال شدن حقوق آنها را تقبیح میکنیم.
ولی همۀ کاندیداهای انتخاب نشدۀ نمایش انتصابات ریاست جمهوری، ایستادگی نکردند. کسی که در مقام ریاست سپاه، مسئولیت بزرگی در کشته و زخمی و معلول شدن جوانان ایران در استفادۀ ابزاری از آنها در موجهای انسانی در جنگ عراق دارد، باز هم جانب قدرت را گرفت و برای حفظ رژیم، به مردم ایران پشت کرد. وی اکنون به زندانی ِ سیاسی، درس دین و اخلاق میدهد که از “خودانتحاری!!” بپرهیزد. بسیاراند از ایرانیان، که در زندانهای غیر انسانی رژیم ولایت مطلقۀ اسلام فقاهتی، که حتی اعتصاب غذا کردنشان، این آخرین تیر ِ ترکش ِ مقاومتشان هم، به گوش کسی در آن طرف دیوارها، نمیرسد.
ای همۀ هموطنان در بندِ ما، همۀ ما، در هر کجای دنیا که هستیم، شما را فراموش نمیکنیم و دلهای ما برای آزادی شما میتپد.
ای نیروهای سرکوبگر! رژیم جمهوری اسلامی، رژیمی است که رئیس جمهور قلابیاش به وزرای کابینۀ حکومت خودش هم رحم نمیکند. این یک رژیمی است که رهبرش به رئیس جمهور ساختۀ دست خودش هم رحم نمیکند. این یک رژیمی است که پیوسته و به سادگی حتی به حذف همکاران شما پرداخته است. همانطور که بعضی سران اطلاعاتی را، که روزی در روی زمین چون خدایگان گام برمیداشتند، به دلایل واجبی در زندان کشتند و بعد خودشان، در مراسم یادبودش، سعید جان سعید جان نثار روحش کردند و در همان حال، همسر و همدستانش را شکنجه میکردند و میکشتند….. به زودی به شما هم رحم نخواهند کرد. فرصت آغوش رئوف هموطن را تا دیر نشده از دست ندهید. در آینۀ کشورهای عربی، سرنوشت نزدیک و آیندۀ محتوم خود را به وضوح ببینید و تا فرصت هست، حر شوید و به دامان وطن بازگردید.
اکنون در این رژیم که بر اساس خشونت و تضاد و تخریب و حذف استوار است و برای بقای خود مجبور است، پیوسته، به ابعاد جنایتها و فسادهای خود بیفزاید، دستساختۀ رهبر با خود ِ وی، مقابل شدهاند. رئیس قوّۀ اجرائیۀ نظام ولایت انحصاری، در حدی مادون و پست تر از حتی یک تدارکاتچی رسیده است که حتی حق انتخاب همکاران خود را هم ندارد. آیا او خیلی بعید میداند که مشابه همان رفتاری را با وی بکنند که او با وزیر خارجهاش کرد و آبروی نداشتۀ رژیم جمهوری اسلامی را بیشر از پیش برد؟ ای کسانی که با تهدیدهای کودکانۀ خود برای گفتن اسرار، خود را مضحکۀ خاص و عام کردهاید. ای همۀ دروغپردازان رژیم جمهوری اسلامی، حر شوید و به دامان هموطن بازگردید. فسادهای این رژیم، حیات ملی ایران را تهدید میکند و فقط یک رقم اختلاس به هزارها میلیارد رسید و این تازه قسمت کوچکی از رانتخواری های رژیم مافیایی ِ نظامی-مالی است و شما هنوز به تهدیدهای توخالی مشغولید. کارنامۀ دزدی ِ دو دوره ریاست جمهوری شما، در نقض حقوق فردی و ملی ایرانیان، در کهریزکها، شکنجهها و اعدامها و فسادها و رانتخواریهای کلان، توسعۀ خشونت و تخریب در ایران و منطقه و در دنیا، و تخریب محیط زیست،…. هر روز سنگینتر میشود.
ای کسانی که در ایران و هر کجای دنیا، با شرکت در مراسم و ضیافتهای این رژیم، دانسته و ندانسته، به اعتبار بخشیدن به این رژیم، به بقای این رژیم، کمک میکنید، و من شرم دارم که شما را ایرانی بخوانم، به خود آئید، کبابی که میخورید گوشت تن شرحه شرحه شدۀ هموطنان شماست. خوب و با دقت در جامی که مینوشید بنگرید، این شربت، خون هموطنان شماست که در جبههها و زندانها زیر سختترین شکنجهها، شهید شدهاند. با پرهیز از هرگونه رانتخواری و با خالی گذاشتن ِ عرصهای از عرصههای فعالیت این رژیم، سرنوشت بهتری را برای خود و فرزندان خویش رقم بزنید.
راز بقا و شاهرگ حیاتی رژیمهائی چون رژیم جمهوری اسلامی ایران، تولید بحرانی بعد از بحران دیگری است:
با اشغال سفارت امریکا در ایران، در واقع این مردم ایران بودند که توسط طرفداران ِ اسلام ِ بیان ِ خشونت، به گروگان گرفته شدند. بهانۀ مبارزه با شیطان بزرگ، وسیله ای شد برای سرکوب مردم ایران و اشاعۀ خشونت در منطقه و دنیا. جنبش خودجوش بالقوۀ مردم ِ بقیۀ کشورهای دنیا و بهار عرب، که امروزه شاهد شکوفائی آن هستیم، با خشونتگستری رژیم جمهوری اسلامی، در آن زمان مهار شد.
آقای هاشمی رفسنجانی، پیوسته و با بیشرمی، با دروغپردازیهای قبیح خود، به وجدان ملی ایران اهانت کرده است، و در خاطرات خود، به عبور از بحرانهای خودساخته اعتراف میکند. او که در بحران ۱۳۸۸، برای حفظ نظام جمهوری اسلامی، همدست آقای خامنهای و سایر کسانی که سقوط رژیم را مخالف منافع شخصی خود میدانند، گشت، اکنون برای پاک کردن کارنامۀ سیاه خویش در مسئولیتهای سنگینش در بحرانهایِ گروگانگیری و جنگ و کشتار ملت ایران، به اشاعۀ ضدِ اطلاعاتِ جدیدی دست زده است. بعد از گذشت بیش از دو سال از جنبش خودجوش مردم ایران، بر مردم ایران روشن و مبرهن گشته است که این شخص و نیز همۀ چهرههای سیاسی که نظریۀ استحاله و اصلاحات و حفظ نظام جمهوری اسلامی را به انحاء و درجات مختلف ترویج میکنند، در واقع، هر یک از آنها، منافع شخصی خویش را پاسداری میکنند و از فروپاشی رژیم، متضرر میشوند.
هموطن! “دوران طلائی امام” دروغی بس عظیم است!
آقای خمینی حمله به مام وطن را نعمتی بزرگ خواند! در حملۀ عراق به ایران، آقای یاسر عرفات که برای مذاکرات، به عراق رفته بود، آقای صدام حسین را همچو طاووسی که در کاخش میخرامید تصویر کرد که میگفت کار ایران در عرض یک هفته تمام است! و دهها خبرنگار را برای ضبط این پیروزی بزرگش! به عراق دعوت کرده بود. بعد از شروع حملۀ عراق به ایران، فرماندهان ارتش دلیر ایران، توانائی نیروهای نظامی ایران را برای اولین رئیس جمهور ایران آقای بنی صدر، در حد چند روز مقاومت توصیف کردند. شجاعت و فداکاری ارتش وطنپرست و نیروهای مسلح ایران توسط آقای عرفات، نه یک حماسه که به عنوان یک معجزه، تحسین شد.
نیروهای مسلح ایران! بر شما چه رفته است که تیغ به هموطن میکشید؟ ای نیروهای سرکوب که شما را در شرایطی قرار دادهاند که به خواهر و برادر خود در کهریزکهای ِ سراسر ایران، تجاوز میکنید، و یا از این جنایتها، با دیدۀ اغماض میگذرید، سرنوشت همپالکیهای خود را در آئینۀ بهار عرب ببینید. با توجه به عوامل داخلی و خارجی امروز، و با علم ِ به شرایط کنونی دنیا و افکار عمومی جهان، این رژیم، زودتر از آنچه فکر میکنید، رفتنی است. میدانید که بن علی در عرض چند هفته، علی رغم حمایت اروپا ساقط شد؟ و آقای مبارک را نمیبینید که علیرغم حمایت خارجی و بسیجیها و لباسشخصیپوشهای شمشیر بدستش در میدان تحریر، بیش از چند روز مقاومت نکرد و الان وی را، در قفس کرده و به دادگاه میآورند؟ به آغوش مردم بازگردید! به فرزندان خویش رحم کنید! و در پایان دادن به خشونتها، در کنار مردم، برای امنیت و آزادی فرزندان خویش در وطن از شر رژیم جمهوری اسلامی، مبارزه کنید.
رژیم ولایت مطلقۀ فقیه، آرزوی حملۀ نظامی دیگری به ایران، که برایش نعمت بزرگ دیگری است را، در سر میپروراند. بحران ساختگی اتمی، خشونتِ دیگری است که رژیم جمهوری اسلامی بر علیه شهروندان صلحدوست ایران و شهروندان دهکدۀ جهانی بکار میبرد، و بدین وسیله، مردم ایران را در لبۀ پرتگاه دیگری نگاه داشته است. حملۀ به ایران ، بهترین بهانه برای رژیم جمهوری اسلامی برای افزایش خفقان و سرکوبها و بسط بیشتر خشونت در سراسر دنیا خواهد بود.
آیا رژیم جمهوری اسلامی، فاجعههای اتمی چرنوبیل و ژاپن را برای ایرانیان خواب دیده است؟ میبینیم که ملتهای دیگر دنیا، در فشار آوردن به دولت خود برای از رده خارج کردن انرژی اتمی، موفق بودهاند. هموطنان! با بازیافتن اعتماد به نفس خویش، ما هم، چون مردم کشورهای دیگر، میتوانیم دولت خود را به فرمان ملت درآوریم.
ابعاد بیکفیتی این نظام، هر روزه گستردهتر میگردد. صدام حسین، مشابه تجاوز به ایران را، به کشور کویت نیز روا داشت و طبق مصوبات بینالمللی، به آن کشور غرامت جنگی پرداخت میکند. دولت جمهوری اسلامی که همۀ پایههای مردمی و مشروعیت داخلی خود را از دست داده است، ناگزیر از محور کردن قدرتهای خارجی، در سیاست داخلی ایران شده است و حقوق ملی ایران را در مقابل پای این و یا آن قدرت خارجی، ذبح شرعی میکند. عدم مطالبۀ غرامات جنگی؛ بذل و بخشش دریاچۀ خزر؛ به هدر رفتن حوزههای نفتی ِمرزی ِ مشترک با کشورهای همسایه؛ بحرانسازیهای دائمی و روش ستیز و سازش مبتنی بر موازنۀ وجودی در سیاست خارجی و داخلی؛ در آتش جنگ و یا در شرایط جنگی نگاهداشتن ایران و منطقه؛ بیلیاقتی و ناتوانی از دریافت درآمدهای نفتی و یا واردات جنسهای بنجل از چین و سایر کشورها و تخریب صنایع و تولیدات داخلی ایران؛ در تقابل و ستیز قرار دادن ادیان و مذاهب و اقوام؛ آلودهسازی و تخریب محیط زیست؛ افزایش آسیبهای اجتماعی،….. تنها قسمت کوچکی از بیکفایتیهای دولت جمهوری اسلامی است.
در این برهۀ سرنوشتساز از تاریخ وطنمان، کم هزینهترین و کوچکترین قدمی که برای خود و فرزندانمان میتوان برداریم، منزوی کردن رژیم است در همۀ عرصههائی که آنها برای گرفتن مشروعیت به ما مردم نیاز ِ ابزاری دارند. میبینیم که چگونه ولایت مطلقۀ فقیه، اخیرا با تبلیغ دروغین ِ انعطافپذیری خود، که در واقع، عجز خود را به اثبات میرساند، دست به تلاش مذبوحانۀ جدیدی زده است تا شاید بدین وسیله زمینه را برای “انتخاباتِ” تقلبی ِ دیگری، فراهم سازد. او و نظام او، به گدائی از مردم برای شرکت در انتخابات تقلبی افتادهاند و روشهای مغزشوئی شما را برای شرکت در انتخابات و گرفتن مشروعیت، ادامه میدهند. حق خود را اعمال کنید! نگذارید که دوباره، با شرکت در انتخاب بین بد و بدتر، حق و حقوق شما، به کمک خودتان، پایمال شود. برازندۀ ما و فرزندان ما، خوب و خوبتر است. به خود و به تمام دنیا بگوئید که شما از جنس این رژیم نیستید. فریاد دادخواهی خود را به افکار عمومی ایران و جهان برسانید! از لبیک گفتن به دعوت ولّی مطلقۀ فقیه، سر باز زنید. در رایگیریهای ِ همیشه تقلبی این رژیم، نه الان و نه هیچوقت، شرکت نکنید! عرصۀ جنبش و مبارزه را شما خود انتخاب کنید. در روزهای رأیگیری، تا میتوانید حتی از خانههای خود هم بیرون نیائید و خیابانها را خالی بگذارید. انزوای این رژیم را در مقابل افکار عمومی ایران و دنیا، به نمایش بگذارید. اجازه ندهید که شما را از جنس احمدینژادها و خامنهایها بدانند.
بیائیم تا که همگی، همۀ امکانات فردی و جمعی ِ خود را بکار اندازیم و از ۲۳ بهمن تا تاریخ انتخاباتِ تقلبی آینده، ۱۲ اسفند ۱۳۹۰، با تبلیغاتی وسیع، لزوم تحریم گسترده و همگانی ِ انتخابات تقلبی را به یکدیگر، گوشزد کنیم.
عرایض خود را با یادی از زندانیان سیاسی تمام میکنم.
نیویورک، پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۰، برابر با ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱.