haleh sahabi_01

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

haleh sahabi_01

دلت می خواست چون باران طراوت را بیاوازی
به جان زندگی شوری ز سرسبزی بیندازی

رَوی تا ریشه ی خفتن،و رغم رسم ناگفتن
ندایی سازی و با آن سرودی نو بپردازی

سرودی ناب و نورانی،پیام آور از ایرانی
که می بایست برخیزد،به هر ترفند و اعجازی

و بی ترسی ز پیدایی، تمام ات بود شیدایی
مگر مکر سیه کاران،عیان سازی به ابرازی

به گاه خفتِ هر لاله، به نورت همچنان هاله
کنی روشن حقیقت را،به پستوی ستم تازی

و این خاک سترون را،غبارین روی میهن را
بپاشی بذر روییدن، کسالت را براندازی

ترا سرشاخه ها بشکست،بهارت شد خزان یکدست
چو دیدت دشمن میهن که چون سروی سرافرازی

ولی از خاک گلگونت،ندای لاله می خیزید
به هر جا هستی و رفتی،رشادت را می آوازی

ویدا فرهودی
خرداد ۱۳٩٠

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.