اراده کنیم تا سید علی را بدنبال بن علی و مبارک بفرستیم ( راز برچیدن استبداد)

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

فرید راستگو

کمتر از یکماه پس از فرار بن علی و بدنبال قیام پر خروش مردم تحت ستم مصر، مبارک  کاخ ریاست جمهوری را جمعه ۲۲ بهمن ترک کرد.
برکناری مفتصحانه مبارک از ریاست جمهوری موجب انفجار شادی درمصر شد و مردم رها شده از دیکتاتوری به پایکوبی پرداختند. تمامی انسانهای آزاده جهان با دیدن جمعیت قاهره که غرق و سرمت در شادی بودند ،به وجه آمدند و به تحسین مردمی پرداختند که اراده کرده بودند تا بر اهریمن کشورشان پیروز شوند و پیروز هم شدند.

مردم مصر ۱۸ روز یعنی ۴۳۲ ساعت در خیابان ماندند و ۱۸ روز یکصدا بانگ برآوردند مبارک باید برود، و در کمتر از ۳ هفته مبارک رفت. چون مردم مصر با هدف سقوط رژیم مبارک نه اصلاح او دست به مبارزه زدند . آنان با تعیین چنیین هدف روشنی و بدنبال جنبش خودجوش و همگانی خود توانستند رئیس جمهور مادام العمر کشورشان را که سی سال تمامی حقوق انسانی و آزادیشان را زیر پا گذاشته بود و ثروت آنان را به یغما برده بود، سرنگون سازند.
راز برچیدن استبداد در تونس و مصر را در دو عامل ۱) هدف روشن مبارزاتی یعنی سرنگونی نظام و ۲) اراده خلل ناپذیر مردم این دو کشور برای رسیدن به هدف، باید جستجو کرد. اراده ای که می دانست خواستن توانستن است. اراده ای که به قدرت خود و به پوشالی بودن حکومت های دیکتاتوری و استبدادی پی برده بود. تونسی ها و مصری ها، پی برده بودند که تنها محور موفقیت شان اراده شان است و هیچ مانع و سدی نمی تواند جلو عزم و اراده آنان را برای آزاد سازی خود و میهن شان از دست دیکتاتور بگیرد و از مسیر منحرف سازد.
مردم به جان آمده و اسیر تونس و مصر آگاه شده  و از خود پرسیده بودند که آیا داشتن آزادی حق طبیعی آنان نیست؟ آیا محروم شدن از حقوق انسانی خود و بی عدالتی، ضد طبیعت انسان نیست؟ از همین رو بدنبال پاسخ به این سئوالات است که اراده کردند تا هم آزاد شوند و هم از آزادی خود دفاع نمایند. یعنی مردم این دو کشور عزم خود را جزم کردند و با شکوه تمام، وارد صحنه مبارزاتی شدند و از میدان بدر نرفتند تا از حقوق انسانی خویش دفاع نمایند. زیرا هرگاه ملتی اراده کند تا از حقوق ذاتی خود دفاع نماید هیچ چیزی قادر به ممانعت از آن نیست. در این لحظه مردم به قدرت لایزال خود پی می برند و لباس ترس را از تن بیرون می آورند و ترس را به بیت و مقر دیکتاتوری که می خواهند سرنگون سازند انتقال می دهند.
ملت های تونس و مصر اراده کردند تا ترس از خیزش بر ضد رژیم دیکتاتور خودکامه را از خود برانند. مستبدین که ترس از قدرت مردم در لانه شان سکون کرده بود از وحشت به سرکوب و ارعاب هر چه بیشتر روی آوردند و با کشتار و ترور در جلوگیری از پیشرفت جنبش تلاش نمودند، اما موفق نشدند چون مردم از میدان بدر نرفتند.
تشدید سرکوب توسط سرکوبگران، لباس شخصی ها و اراذل و اوباش بن علی و مبارک سودی نبخشید و خللی در اراده مردم این دو کشور ایجاد نکرد و مردم این دو کشور مصمم تر از گذشته با هدف سرنگون کردن راس نظام به قیام خود ادامه دادند و به هدف خود هم رسیدند. رفتن شتاب زده مستبدانی چون بن علی و مبارک، جهانی را به حیرت وا داشت؛ و احساسی بجز شادی و خوشحالی به مردم این دو کشور و آزاد اندیشان جهان دست نداد.
با فرار بن علی و مبارک، دو رژیم دیکتاتوری که یکی بمدت ۲۳ سال و دیگری به مدت ۳۰ سال مردم این دو کشور را چپاول، غارت و اسیر کرده بودند، پایان یافت. و بقول راجر هاردی تحلیلگر مسایل خاورمیانه،در بی بی سی، مرکز تحقیقاتی وودرو ویلسون واشنگتن " چقدر در اشتباه بودیم. وقتی ناآرامی ها در تونس شروع شد، بیشتر کارشناسان از جمله خود من می گفتیم زین العابدین بن علی، مرد قدرتمند تونس که سال ها زمام امور این کشور را در دست داشته، این ناآرامی ها را سرکوب می کند و می ماند. وقتی که بن علی به طور ناگهانی از تونس فرار کرد و ناآرامی های این کشور به مصر کشید، بیشتر کارشناسان، از جمله خود من، گفتیم مصر تونس نیست و حسنی مبارک قدرتمند که سالها بر مصر حکمرانی کرده، ناآرامی ها را سرکوب می کند و می ماند. وقایع چند هفته اخیر، با همه پیش بینی ها و انتظارات در تناقض بود و باعث شد حتی کارآزموده ترین ناظران هم در پیش بینی اینکه منطقه به کجا می رود، ناتوان باشند."
چه چیزی باعث شده که امثال راجرهاردی چنین بگویند؟  این تحلیل گران بر خلاف آزادیخواهان به اراده و قدرت مردم ایمانی ندارند. چون از قدرت و توانائی مردم غافل اند و به توان توده ها در واژگون سازی حاکمیت استبداد، باور ندارند. آنان حتی نمی توانند تصور کنند که ملت ها اگر اراده کنند، قادر و توانایند فقط با اراده خود و نه هیچ چیز دیگری، رژیم های خود کامه را به راحتی درهم کوبند.
 اگر مردمی اراده کنند تا لباس ترس از تن بیرون آورند و به قدرت خویش باور داشته باشند هرگز اسیر اقلیتی جانی و خونخوار که قدرت خود را از اطاعت پذیری مردم کسب کرده اند نمی شوند.
اگر مردم اراده کنند ،بی شک اقلیت زورگو و جنایتکار حاکم در مقابل قدرت شان زانو خواهند زد و فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد. متاسفانه اکثریت مردم جهان به این موضوع آگاه نیستند که اراده و قدرت لایزال مردم در یک کشور، بالاترین قدرت و اراده است و بالاتر از اراده مردم قدرتی وجود ندارد. اگر افراد هر جامعه و کشوری ناباوری به قدرت خود را تبدیل به باورمندی به قدرت خود نمایند و از ترس بیرون بیآید و بپذیرند که حکومت های استبدادی پوشالی، ناتوان و بسیار شکننده اند، مطمئناً همین باورمندی باعث قدرتمند شدن مردم و نابودی دیکتاتورها و مستبدین فرومایه و کثیفی میشود که بدون ایجاد ارعاب و ترور قادر به ادامه حیات نیستند.
کافیست که مردم ایران بخواهند و اراده کنند تا لباس ترس را از تن خود بیرون بیآورند همین امر موجب وحشت سردمداران و پایوران رژیم فاسد و خیانت پیشه جمهوری اسلامی میشود و پایه های لرزان حاکمیت آنان را لرزانتر و سست تر می کند. غلبه برترس ودرهم شکستن فضای رعب، به منزله درهم شکستن طلسم اصلی مستبدین است که ارکان قدرت را به لرزه می افکند. نافرمانی اجتماعی دربرابرفرمان حکومتی وحضور در خیابانها، با هدف سقوط نظام ولایت مطلقه فقیه برهبری سید علی خامنه ای، سرنگونی نظام را بدنبال خواهد داشت و سرنوشت ما ایرانیان را رقم خواهد زد.
هنگامی که مزدوران و چماقداران مبارک در دوم فوریه با اسب و شتر جهت کشتار و ایجاد رعب و وحشت به شهرهای مختلف از جمله میدان تحریرهجوم آورند و با چاقو و شمشیر و دشنه و اسلحه گرم در قاهره، اسکندریه، سوئز، منصوره و … به جان مردم افتادند و به آنان حمله ور شدند؛ اگر مردم قاهره اراده نمی کردند تا استقامت کنند و خیابانها را ترک می کردند و میدان تحریر را رها می کردند، یقیناً بازنده اصلی بودند و امروز شاهد فرار مبارک نبودند و جمعه ۲۲ بهمن در همان میدان به رقص و شادی نمی پرداختند. آنان اراده کردند به ترس خود غلبه نمایند و ترس را به کاخ ریاست جمهوری فرستادند و این چنین استقامت و پایداری نمودند تا مبارک را ساقط سازند. او را ساقط و سرنگون ساختند و پیروز شدند.
آری هیچ قدرتی قادر نیست با اراده ملتی که تصمیم گرفته است در استقلال و آزادی زندگی کند مقابله نماید. اراده موتور محرکه اصلی موفق شدن در هر امری از جمله مبارزه است. موتوری که در هر انسانی موجود است و هر فرد را در مسیر زندگی و مبارزه اش به پیش می برد. از زمانی که به این واقعیت پی ببریم دیگر هیچ ترسی بر ما مستولی نمی شود. از دستگیری، شکنجه و اعدام هراسی نخواهیم داشت. انسان با اراده که می خواهد در استقلال و آزادی زیست کند و بر سرنوشت خود حاکم گردد، بیمی از چیزی ندارد و حتی از دست دادن خانواده و شغل و تحصیلش او را به هراس نمی اندازد.
انسان با اراده و آزاده از آن می ترسد که با اطاعت از قدرت و زندگی ننگین در کشوری استبداد زده مبدل به حیوان فرمانبرداری شود که هیچگونه استقلال و آزادی و اراده ای از خود ندارد و در ظاهر انسان ولی در باطن از یک گوسفند مطیع تر است.
انسان آزاده و با اراده از چیزی ترس ندارد و مستبد را تحمل نمی کند و در محدوده او به مبارزه بر نمی خیزد و دلش به اصلاح مستبدین خوش نیست بلکه خواهان سرنگونی و ساقط کردن آنان و رژیمشان است و هیچ ملاحظه و تو جیهی برای حفظ استبداد و نظامش ندارد. چون می داند در محدوده استبداد جز اطاعت و بردگی چیزی در انتظارش نیست پس هدف اصلی خود را ساقط کردن نظام استبدادی قرار می دهد تا با بازیافت آزادی خویش استعداد ها و توانائی های خود را رشد دهد و هر چه بیشتر در آرامش و بهروزی زندگی کند.
دیکتاتورها هیچ انگیزه و قصدی برای ترک قدرت و رفتن ندارند.  آنها تنها زمانی قدرت را ترک می کنند که مجبور شوند. انسان با اراده و آزاده هر جا که ممکن باشد بر علیه حاکمیت دیکتاتورها و مستبدین وارد عمل میشود و ضربه ای بر پیکر پوسیده حاکمیت آنان می زند. زیرا او می داند مستبدین، دیکتاتورها و دیگر قدرت پرستان ننگ بشریت هستند و موجب سلب آزادیشان و رواج دهنده فساد، فحشاء، ناامنی، فقر، گرسنگی، بیکاری و بی عدالتی و نابودی انسان و محیط زیست شان می شوند.
انسان آزاده و با اراده رعب و وحشت به خود راه نمی دهد و از خطر نمی گریزد، پایداری می کند و بر حق خود می ایستد تا مبادا لحظه ای دیکتاتورها و مستبدین و ایادیشان بخود بباورانند که ترس بر او مستولی شده است. چنین انسانهائی از رهبرانی که هویت خود را از رژیم استبدادی موجود گرفته اند و نمی خواهند اساس آن برهم بخورد و در حفظ نظام کوشا هستند و یا نهایتاً خواهان سهم خود از قدرت هستند فراتر می روند.
لابوئسی مبارز ضد استبداد فرانسوی قریب پنج قرن پیش گفته است "  انسان شجاع برای بدست آوردن آنچه می خواهد از هیچ خطری باک ندارد. انسان آگاه از تحمل هیچ رنجی به خود نمی هراسد. تنها ترسوها و تن لش ها نمی توانند سختی را به جان خریده و به آن چیزی که آرزویش را دارند دست بیابند.  لش بودن آنها همه ی جرات عمل  کردن را از جانشان بدر می برد"
بنابراین بارزترین مشخصه انسان که او را از سایر موجودات زنده متمایز می کند قدرت فکر و اراده او است. یکی از شاخه های اراده مردم خروش مردم بر ضد مستبدین است که اکنون موجب جنبش های خود جوش مردم منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا شده است. این جنبش ها ،نوعی بالندگی و پویائی در آغاز هزاره سوم است که موجب شده است تا چیدمان بساط دیکتاتوری در منطقه استراتژیک خاورمیانه دگرگون شود. به نحوی که کمتر از یک ماه سلطه دو دیکتاتور با سابقه از سر دو ملت برچیده شده است و نشانه ها و تحرکات موجود بیانگر حرکتی بسیار وسیع در کوتاه کردن دست سلطه گران دیکتاتور که خود را " خودی" و مردم را "غیرخودی" می نامند، دارد. بروشنی می توان دریافت که شیوه مبارزه ایکه می توان آنرا "جنبش همگانی و خود جوش" و یا انقلاب های مجازی ( فیس بوک، تیوتر، یوتیوب، ایمیل و …) نامید.،الگوئی بسیار مطلوب و مدبرانه برای نسل جوان بعنوان اثرگذارترین نیروی محرکه این انقلاب ها در جوامع تحت سلطه دیکتاتوری محسوب می شود.
پس همچون مردم تونس و مصر اراده کنیم و لباس ترس را از تن بدر آوریم؛ با هدف سرنگونی بساط استبداد رژیم جمهوری اسلامی، خود را برای رسیدن به آزادی و استقرار دمکراسی آماده سازیم.  
برخیزیم، با اراده قوی خود موجب انقلابی جدیدی در خاورمیانه شویم تا سید علی و نظام ننگین اش را بدنبال بن علی و مبارک بفرستیم.  و بقول آقای بنی صدر " شما مردم اگر بیرون بیایید و بایستید و بگویید ما این حکومت را نمی خواهیم و بطور شفاف به حاکمیت جمهور مردم بله بگویید، می بینید که پیروز خواهید شد!"
پیروز و سرافراز باشید
Fa_rastgou@yahoo.com
 

                                           جامعه رنگین کمان

.
 

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.