راست همین است که می گوئید، آقای صفایی

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

در مورد جایگاه هنری و انسانی مرضیه، بانوی آواز ایران، هیج کسی شک ندارد. اگر شکی بود، به یقین، کم نبودند کم آوردندگان عرصه ی « هنر» که بر او می تاختند و همه ی حضور بی شمار آدمیان شرکت کننده در مراسم این عزیز در خارج از کشور را، به حساب تبلیغات مجاهدین می انگاشتند. اما، چون شکی در جایگاه بلندای هنری و انسانی مرضیه نیست، شیوه ی دیگر پیشه کردند. تحریم. تحریمی «هنرمند»انه. به خود مرضیه کاری نداشتند، به اندیشه ی او و انتخابش، گیر دادند. از منظر آنان، این بانوی بزرگوار، چه خوب کرد که در سن هفتاد سالگی، مقابله با استبداد پیشه کرد، اما، چرا به ما نپیوست. یعنی مرضیه، حق مبارزه دارد، حق انتخاب ندارد. انتخابش را ما باید انتخاب می کردیم. این یعنی، عدم تحمل نظر مخالف، حتی در محدوده مخالفین حکومت مستبد زن ستیز، هنر ستیز، متحجر، نابهنگام، ……… و انسان ستیز. به گمانم، هر نظری که در باره مجاهدین داشته باشیم، سخن هادی خرسندی، باید سخن ما باشد. او در همین مراسم گفت: « ما بایت کارهایی که باید برای مرضیه می کردیم و نکردیم و مجاهدین کردند، ممنون آنها هستیم.» و این واقعیتی است که انکار ناپذیر است. بماند که مرضیه در انتخاب سیاسی اش، عمق مخالفت با دستاربندان، پایداری و پیگیری عملی منتخبین خود را به یقین مد نظر داشته که به آنها پیوسته است. آقای صفایی، من نیز، مثل شما سپاسگزار همه ی هنرمندان، از جمله کسانی که شما نام بردید، هستم. به یقین اینان، به مرضیه و انتخاب سیاسی اش، توأماً احترام گذاشتند. دمکراسی غیر از این نیست. والا، تنها به هم نظران خود احترام گذاردن، احترامی نمی آفریند. ماندن این رژیم، از پراکندگی ماست.

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.