سیاسی

موانع دموکراسی در ایران 1 حسن بهگر

12 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=405

لینک کوتاه

در قرن نوزدهم از دموکراسی به معنای امروزی خبری نبود نزدیک به 36,6% (7/1 میلیارد )از جمعیت کره زمین توسط یک نوع حکومت یعنی پادشاهی اداره می شد و 30,2% مستعمره بودند. در سال 1950  /  31% (2,4 میلیارد نفر)  دارای  نظام دموکرات شدند .ایران نیز از آن جمله کشورهایی بود که با انقلاب مشروطیت  به این قافله پیوست ولی با کودتای 1299 رضاخان متوقف شد . در نهبضت ملی کردن نفت به رهبری دکتر مصدق  ضمن قطع دست  دخالت خارجی  کوشش شد تا به ارمان های مشروطیت جامه ی عمل بپوشانند که با کودتای 28 مرداد از این راه بازماند .

 

انقلاب سال 57  که از دیکتاتوری شاه به ستوه آمده بود نیز به چاه  استبدادسیاه  مذهبی سقوط کرد و ایران به دموکراسی و آزادی دست نیافت.  اما از سال 1990 روند دموکراسی شدن در جهان شدت گرفت به نحوی که در 1997 از 191 کشور در جهان 117 کشور دارای رژیم دموکراتیک بوده اند.( آمار خانه آزادیhttp://www.freedomhouse.org/template.cfm?page=1    Freedom House) (منظور از نظام دموکراتیک معنای حداقلی بنا به مفهوم  سیاسی  آن یعنی برقراربودن رقابت و مشارکت در انتخابات توسط گروه های سیاسی و برابری حقوقی مردم  است که به این نظام ها حقانیت  بخشیده باشد.)

کارشناسان برای برقراری دموکراسی پیش شرط هایی قایل شده اند از آن جمله پیش شرط اقتصادی که با غنی شدن مردم و بالا رفتن سطح در آمد و سوادآموزی و گسترش شهرنشینی و همه گیر شدن رسانه های همگانی برخورد نظریات گوناگون سیاسی را همراه دارد که منجر به دموکراسی می شود.

گروه دیگر بر فرهنگ سیاسی مردم تکیه می کنند که همراه با اصلاح دینی ( پرتستانیسم) باشد تا فردگرایی تقویت گردد و ارزش های دموکراتیک از قبیل تکثر ( پلورالیسم ) و رواداری و تساهل تبدیل به نیروی اجتماعی شود زیرا انسان هایی که در این بستر پرورش یافته باشند صلاحیت رسیدن به دموکراسی را دارند و آن را پاس می دارند.

برخی شکل گیری وحدت ملی ، استقرار حکومت مرکزی و فعال شدن گروه و احزاب را عامل عمده می دانند که منجر به استقرار دموکراسی خواهد شد .

و سرانجام گروهی که تاثیرات خارجی  و شرایط بین المللی را عمده می کنند که با پیش رفتن اجباری به سوی جهانی شدن خواه ناخواه جوامع پا به دموکراسی می گذارند.

تصور می کنم که هیچ یک از نظریات بالا به تنهایی با رخدادها و وقایع تاریخی مطابقت ندارند؛ به اصطلاح معروف شرط لازم هستند ولی شرط کافی نیستند.  ملت ها  در مطابقت با شرایط جغرافیایی و مسایل خاص  مربوط به خود راه به دموکراسی یافته اند .  برای نمونه درآمد سرانه یکی از شاخص هاست  که بایستی حتما بیش از هزار دلار  باشد که می دانیم در هندوستان  که کشور فقیری است هنوز بدان دست نیافته است است ولی مدت هاست جزو کشورهای دموکرات بحسا ب می آید . اما به نظر می رسد نقش الیت ها و روشنفکرها در همه ی این کشورها مشترک و انکارناپذیر است. یک مقایسه تطبیقی بین کشورهایی که گذار دموکراتیک داشته اند روشنفکران را قلب تپنده این گذار معرفی می کند زیرا گرچه توده ها نقش انقلابی و موثر برای پایین کشیدن رژیم دارند ولی فقط این روشنفکران و تحصیلکرده ها هستند که می توانند یک رژیم دموکراتیک را جانشین رژیم دیکتاتوری و استبدادی بنمایند.

اما اگر بتوان  فهرستی  اجمالی از   موانع دموکراسی در ایران گردآورد شاید به شرح زیر باشد:

  • استبداد
  • حکومت دینی
  • درگیری های قومی
  • نیروی نظامی :
  • نبود آزادی مطبوعات و دیگر رسانه های همگانی
  • نبود آزادی گروه ها و احزاب سیاسی
  • نزاع دینی
  • درآمد نفت
  • نبود برابری زن و مرد
  • تاثیرات خارجی و شرایط بین المللی :

 

ادامه دارد

behgar@iranliberal.com

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما