سخنان حسن مکارمی: وضعیت کنونی جنگ و موضع اپوزیسیون جمهوریخواه

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

جمعه ها با شما بحث آزاد
حزب جمهوری‌خواه سوسیال دموکرات و لائیک ایران (عضو رسمی جبهه ملی ایران)
موضوع: وضعیت کنونی جنگ و موضع اپوزیسیون جمهوریخواه
سخنران: حسن مکارمی
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان بنیاد آزادی اندیشه و بیان ۱۴ فروردین ۱۴۰۵

آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، صرفاً یک درگیری نظامی یا یک تنش گذرا نیست؛ بلکه با پدیده‌ای پیچیده به نام «جنگ» مواجهیم که لایه‌های عمیق روانی، اجتماعی و سیاسی را دربر می‌گیرد. جنگ، پیش از آنکه در میدان‌های نبرد شکل بگیرد، در ذهن‌ها آغاز می‌شود؛ در ادراک ما از ناامنی، در اضطراب جمعی، و در نوع مواجهه ما با آینده.
جامعه ایران در شرایطی قرار گرفته است که می‌توان آن را وضعیت تعلیق و بی‌اختیاری نامید. مردمی که نه در شکل‌گیری این شرایط نقشی داشته‌اند و نه در کنترل آن سهمی دارند، ناگهان خود را در میانه معادلاتی می‌بینند که پیامدهای آن مستقیماً بر زندگی‌شان سنگینی می‌کند. این وضعیت، به‌تدریج می‌تواند منجر به فرسایش روانی، کاهش اعتماد اجتماعی و شکل‌گیری نوعی بی‌حسی جمعی شود؛ وضعیتی که در آن، واکنش‌ها کمرنگ و امیدها فرسوده می‌شوند.
در چنین بستری، نقش و مسئولیت نیروهای سیاسی، به‌ویژه اپوزیسیون جمهوری‌خواه، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. اپوزیسیون نمی‌تواند صرفاً به بازتاب احساسات یا اتخاذ مواضع شتاب‌زده بسنده کند. آنچه امروز ضروری است، اتخاذ موضعی روشن، سنجیده و مسئولانه است؛ موضعی که بر پایه منافع مردم ایران و حفظ تمامیت سرزمینی شکل گرفته باشد.
باید با صراحت گفت که جنگ، هر نامی که بر آن گذاشته شود، در نهایت هزینه‌های خود را بر دوش مردم عادی می‌گذارد. از این‌رو، هیچ نیروی سیاسی مسئولی نمی‌تواند یا نباید به توجیه آن بپردازد یا به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، زمینه‌ساز مداخلات خارجی شود. تجربه‌های تاریخی بارها نشان داده‌اند که تغییرات تحمیلی از بیرون، نه‌تنها به استقرار دموکراسی نمی‌انجامند، بلکه اغلب زمینه‌ساز بی‌ثباتی‌های عمیق‌تر و طولانی‌تر می‌شوند.
از منظر من، راه برون‌رفت از این وضعیت، نه در تکیه بر نیروهای بیرونی، بلکه در تقویت ظرفیت‌های درونی جامعه است. ما نیازمند بازسازی اعتماد اجتماعی، گسترش گفت‌وگوی ملی، و حرکت به‌سوی شکل‌دهی به یک گفتمان دموکراتیک و سازمان‌یافته هستیم. بدون این عناصر، هر تغییری اگر در ظاهر مثبت به نظر برسد پایدار نخواهد بود.
همبستگی ملی، در چنین شرایطی، نه یک شعار، بلکه ضرورتی حیاتی است. جامعه‌ای که درگیر تفرقه و بی‌اعتمادی باشد، در برابر بحران‌های بزرگ، آسیب‌پذیرتر خواهد بود. از این‌رو، باید تلاش کنیم تا بر مشترکات تأکید کنیم و از افتادن در دام دوقطبی‌های فرساینده بپرهیزیم.
در نهایت، باید تأکید کنم که آینده ایران، نه در میدان‌های جنگ، بلکه در آگاهی، بلوغ سیاسی و اراده جمعی مردم آن رقم خواهد خورد. اگر بتوانیم این سه عنصر را تقویت کنیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که مسیر گذار به سوی جامعه‌ای آزاد، دموکراتیک و انسانی، از دل همین شرایط دشوار نیز گشوده شود.‌

آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، صرفاً یک درگیری نظامی یا یک تنش گذرا نیست؛ بلکه با پدیده‌ای پیچیده به نام «جنگ» مواجهیم که لایه‌های عمیق روانی، اجتماعی و سیاسی را دربر می‌گیرد. جنگ، پیش از آنکه در میدان‌های نبرد شکل بگیرد، در ذهن‌ها آغاز می‌شود؛ در ادراک ما از ناامنی، در اضطراب جمعی، و در نوع مواجهه ما با آینده.
جامعه ایران در شرایطی قرار گرفته است که می‌توان آن را وضعیت تعلیق و بی‌اختیاری نامید. مردمی که نه در شکل‌گیری این شرایط نقشی داشته‌اند و نه در کنترل آن سهمی دارند، ناگهان خود را در میانه معادلاتی می‌بینند که پیامدهای آن مستقیماً بر زندگی‌شان سنگینی می‌کند. این وضعیت، به‌تدریج می‌تواند منجر به فرسایش روانی، کاهش اعتماد اجتماعی و شکل‌گیری نوعی بی‌حسی جمعی شود؛ وضعیتی که در آن، واکنش‌ها کمرنگ و امیدها فرسوده می‌شوند.
در چنین بستری، نقش و مسئولیت نیروهای سیاسی، به‌ویژه اپوزیسیون جمهوری‌خواه، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. اپوزیسیون نمی‌تواند صرفاً به بازتاب احساسات یا اتخاذ مواضع شتاب‌زده بسنده کند. آنچه امروز ضروری است، اتخاذ موضعی روشن، سنجیده و مسئولانه است؛ موضعی که بر پایه منافع مردم ایران و حفظ تمامیت سرزمینی شکل گرفته باشد.
باید با صراحت گفت که جنگ، هر نامی که بر آن گذاشته شود، در نهایت هزینه‌های خود را بر دوش مردم عادی می‌گذارد. از این‌رو، هیچ نیروی سیاسی مسئولی نمی‌تواند یا نباید به توجیه آن بپردازد یا به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، زمینه‌ساز مداخلات خارجی شود. تجربه‌های تاریخی بارها نشان داده‌اند که تغییرات تحمیلی از بیرون، نه‌تنها به استقرار دموکراسی نمی‌انجامند، بلکه اغلب زمینه‌ساز بی‌ثباتی‌های عمیق‌تر و طولانی‌تر می‌شوند.
از منظر من، راه برون‌رفت از این وضعیت، نه در تکیه بر نیروهای بیرونی، بلکه در تقویت ظرفیت‌های درونی جامعه است. ما نیازمند بازسازی اعتماد اجتماعی، گسترش گفت‌وگوی ملی، و حرکت به‌سوی شکل‌دهی به یک گفتمان دموکراتیک و سازمان‌یافته هستیم. بدون این عناصر، هر تغییری اگر در ظاهر مثبت به نظر برسد پایدار نخواهد بود.
همبستگی ملی، در چنین شرایطی، نه یک شعار، بلکه ضرورتی حیاتی است. جامعه‌ای که درگیر تفرقه و بی‌اعتمادی باشد، در برابر بحران‌های بزرگ، آسیب‌پذیرتر خواهد بود. از این‌رو، باید تلاش کنیم تا بر مشترکات تأکید کنیم و از افتادن در دام دوقطبی‌های فرساینده بپرهیزیم.
در نهایت، باید تأکید کنم که آینده ایران، نه در میدان‌های جنگ، بلکه در آگاهی، بلوغ سیاسی و اراده جمعی مردم آن رقم خواهد خورد. اگر بتوانیم این سه عنصر را تقویت کنیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که مسیر گذار به سوی جامعه‌ای آزاد، دموکراتیک و انسانی، از دل همین شرایط دشوار نیز گشوده شود.‌

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.