رسانه ها و حقوق سلامت: فریبرز رئیس دانا

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

reisdana-h1

برخورداری از سلامت و خدمات سلامت که شامل پیش گیری از بیماری ها ، انواع مداوا، دوره ی بارداری ، جراحی ، امکانات آزمایشگاهی و تشخیص خدمات بیمارستانی ، مصونیت سازی ، بهداشت و سلامت مواد غذایی ، تغذیه ی سالم و ضروری ، بهداشت روانی و شرایط زندگی آرام و به دور از فشارهای عصبی ، بهداشت محیط و در مجموع زیست جسمی و روانی سالم و طبیعی هر فرد انسانی می شود ، یک حق انسانی است . در ماده ۲۵ اعلامیه ی جهانی حقوق بشر ، تامین سلامتی و رفاه ، مراقبت های پزشکی ، تامین اجتماعی برای بیماری ، مراقبت های دوره بارداری و مراقبت های ویژه کودکان پیش بینی شده است . دراصل بیست و نهم قانون اساسی ایران برخورداری از تامین اجتماعی برای موارد مختلف از جمله پیری ، از کارافتادگی ، حوادث و سوانح ، نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی پیش بینی شده است و دولت نیز موظف به تامین این خدمات از محل در آمدهای عمومی شده است .
اما رسانه ها در هر جامعه فقط برخوردار از حق و آزادی بیان نیستند . این حق البته در همه ی جوامع ، که با تعابیر گوناگون به آزادی رسانه ای برخورد می کنند وجود دارد ، اعم از این که تا چه حد به طور واقعی رعایت می شود. اما به جز حق ، برای رسانه ها تکالیف انسانی و مردمی مهم وجود دارد ، اعم از این که این تکالیف و الزام ها در منش مطبوعات به میزان های متفاوت وجود داشته باشد یا نداشته باشد . مبرم ترین وظیفه ی ماهیتی رسانه ها آگاهی رسانی فراتر از محدوده های خبر رسانی است ؛ آگاهی رسانی در باره ی رنج ها و حقوق مردم ، تضییع این حقوق ، ریشه ها ، علل و عوامل این تضییع و نشان دادن راه های مقابله و پیش گیری رنج ها نادیده گرفته شدن انسان ها است . در موارد زیادی رسانه ها در این زمینه ها به وظایف خود عمل کرده اند و تاثیر مثبت اجتماعی به بار آورده اند و گاه هزینه های سخت و سهمگین از سوی صاحبان قدرت ضد مردمی به آنها تحمیل شده است . البته هنوز بخش اعظمی از مطبوعات و رسانه ها به بهانه های مختلف از این وظایف طفره می روند ، وقتی پای حق سلامت مردم و ضرورت کنش اجتماعی در این مورد به میان می آید این طفره رفتن ها خواسته و ناخواسته بیشتر می شود . در قلمرو رسانه ای ایران در در دوره های مختلف ، به ویزه در سال های پس از انقلاب شاهد خاموشی مطلق یا نسبی مطبوعات در این زمینه ها ، به ویژه حق سلامت ، بوده ایم ، مگر به استثنای تقریبا ۶ تا ۷ سال .
همه می دانیم که در سراسر جهان محرومیت های گسترده ، تبعیض های فراوان در زمینه ی انواع خدمات و برخوداری های سلامت وجود دارد . مردم آفریقا ، بخش بزرگی از آسیای جنوبی و جنوب شرقی ، قسمت های زیادی از خاورمیانه ، بخش های وسیعی از آمریکا لاتین در زیر خط نا برخورداری مطلق از خدمات بهداشتی قرار دارند . نا برخورداری نسبی برای حدود ۷۰ درصد مردم جهان وجود دارد . حتی در کشورهای پیشرفته ، مانند آمریکا و اروپا و استرالیا نیز نا برخورداری ها چشم گیرند .
در حالی که امید به زندگی در کشورهای پیشرفته به بالای ۷٨ سال بالغ می شود برای آفریقا بخش هایی از امریکای لاتین و آسیای جنوبی به طور متوسط ۴۵ و در بعضی جوامع ۴۰ سال است . میزان مرگ و میر کودکان در میان کشورهای جها ن به طرز عجیبی متفاوت است . بچه های فقیران زود زود می میرند . اندکی فقر و محرومیت، دیو مرگ و میر کودکان را به جان خانواده های رده های پایین جامعه می اندازد . بر اساس آمارسال ۲۰۱۰ با وجود کاهش نسبی مرگ و میر کودکان و افزایش واکسیناسیون سالانه در حدود ۶/۷ میلیون نفر از کودکان زیر پنج سال جان باخته اند که نیمی از آنان در آفریقا بوده اند آمار واقعی که در شمار آماری نمی آیند باید در حدود ۹ میلیون نفر باشد . در مدت زمانی که این مقاله را می خوانید ( در حدود ۱۵ دقیقه ) در حدود ۲۷۰ کودک زیر ۵ سال، بنابه آمار رسمی، جان داده اند که ۱۱۰ نفر از آنان در آفریقا می زیسته اند . شرم آور است که بدانیم در حالی که ثروتمندان برای انواع مراقبت ها و جراحی های زیبایی هریک صدها میلیون تومان خرج می کنند این کودکان به خاطر محرومیت از داروهایی که شماری از ما خیلی بیش از آن را در قفسه هایمان نگه می داریم و از تاریخ مصرف می گذرانیم جان می دهند .
با صرف یک میلیارد دلار می توان یک میلیون کودک را از مرگ رهانید . بنابراین صرف ۹ میلیارد دلار، یعنی با کمتر از ۱درصد بودجه ی نظامی کشور های جهان، می توان آثار سلامتی کاملی را پایدار کرد . مرگ و میر کودکان فقیر ۱٨ برابر بیشتر از هم سالان ثروتمند آنان است . فقط با اندکی صرفه جویی روزانه که داراهای جهان در کشورهای سرمایه داری صنعتی پیشرفته به دور می ریزند می توان این شکاف را به شدت کاهش داد. درموضوع مرگ و میر کودکان برابری جهانی البته معنا ندارد اما می توان به سلامت کودکان جهان اندیشید . در همین ایران ۶۰ درصد از خدمات سلامت نصیب ۱۰ درصد از جمعیت می شود و خدمات پزشکی۲۰درصد بالای جمعیت در حدود ۱۵ برابر ۲۰ درصد پایین است. حل این بی عدالتی به نفع کودکان فقیر تمام می شود .
آگاهی رسانی و وجدان سازی جمعی که همه ابعاد دولت و مردم و بخش خصوصی را در بر بگیرد از وظایف رسانه هاست که متاسفانه با محدودیت یا با بی خبری انتخابی روبرو می شود . بهای بعضی از داروها برای بیماری های صعب العلاج که توسط انحصارهای سرمایه داری دارو اداره می شوند و تحت تملک آنان است برابر با در آمد همه عمر یک یا چند خانواده فقیر است . بیش از نیمی از این داروها در سه سال اخیر از ۲۰۰ درصد تا ۵۰۰۰ درصد افزایش قیمت داشته اند. بهانه ی انحصار های دارویی همان بهانه ی حق مالکیت است. داروها و مواد غذایی تقلبی در سطح جهان به کشتار مردمان، باز به ویژه مردمان فقر ادامه می دهد. داستان شیر خشک نستله و شیر خشک چینی و داروهای بی ثمر را که انحصار ها از مدتها پیش از آن مطلع بوده اند همه می دانیم. پیران، زنان ، کم درآمد ها و کودکان قربانیان جنایت سود در زمینه ی سلامت هستند. رسانه ها باید دقیقاٌ این میدان های سود را نشانه بگیرند و بازبنمایند .
در مقایسه ی جهانی ، سطح نسبی سلامت در ایران بسیار پایین تر از سطح نسبی درآمد سرانه است.شمار تخت های بیمارستانی ناکافی اند وخدمات نامناسب است. شمار تخت ها به ازای هر هزار نفر در ژاپن(بالاترین) ۱٣.۷۵ ، روسیه ۹.۶۶، آلمان ٨.۱۷ ، تاجیکستان ۵.۴۱، سوئیس ۵.٣۱،آمریکا ٣.۱،ترکیه ۲.۴۱، درایران ۱.٣٨ و در اتیوپی ۰.٨و در کامبوج۰.۱ ( پایین ترین) است.شمار پزشکان از طریق رشد دادن کمی آموزش های پزشکی افزایش یافته است. بااین اوصاف خدمات پزشکی و پیراپزشکی کاملا در ایران نارسااند. در ایران به ازای هر ۲۰۰۰ نفر یک پزشک، در ایتالیا و کوبا تقریبا به ازای هر ۲۷۵ بیمار یک پزشک و در مالاوی به ازای هر ۵۰۱۵ نفر یک پزشک وجود دارد. ایران رتبه ی ۱٣٣ جهانی را دارد. هزینه های درمان بر دوش خانواده ها بطور فزاینده ای سنگینی می کند. با آن که طرح نظام جامع سلامت تاثیر هایی مثبت اما اندک بر هزینه ها و امکانات سلامت گذاشته اند. اما هنوز بخش مهمی از هزینه های درمانی بیمه شدگان (در حدود شصت درصد) بطور متوسط به عهده ی خود آنان است و صف های طولانی بیمارستانی آنان را سخت آزار می دهد.
سلامت امری انسانی و از حقوق بشر است؛ چیزی که در اعلامیه حقوق بشر نیزکمتر به آن پرداخته شده است. درست است که امکانات سلامت و درمان به سطح توسعه اقتصادی کشور ها بستگی دارداما این توجیحی برای تسلیم شدن به نا برابری و محرومیت ایجاد نمی کند. می توان عاقلانه تر و منطقی تر برخورد کرد اما درخواست فراگیر و رسانه ای کاهش هزینه های نظامی واقعی و جهانی به نفع بهداشت و سلامت عمومی درخواست انتقال جدی منابع و پزشکان بدون مرز از جهان پیشرفته به جهان محروم در خواست یاری از کشورهایی مانند کوبا، روسیه، ژاپن و ایتالیا برای به یاری مردم فقیر و محروم جهان آمدن، متعادل ترکردن خدمات درمانی در جهان و مبارزه برای سلامت از خواست های سیاسی است که می تواند پشتوانه ای جهانی بیابد.
رسانه ها هستند که باید با انگیره ی انسانی تفاوت در سطح سلامت و ضرورت عادلانه کردن آن را به مردم بشناسانندو آن را به انگیزه ی حرکت تبدیل کنند .در این جریانِ تحول خواهی انسانی، نقش رسانه های مستقل و جدی و رادیکال بسیار تعیین کننده است.سلامت بشر امری فردی نیست بلکه اجتماعی است هرچند حاصل آن متوجه فرد فرد ابنای بشر می شود. سلامت و درمان باید از دست انحصارهای سود جو، دولت های قدرت طلب، بازار خصوصی، طمع کاری و گروگان گیری جان انسان ها خارج شود. رسانه ها باید این وجدان اجتماعی جهانی و داخلی را برانگیزانندو سامان دهند. راسنه ها در این مورد باید پیوند های جهانی و تعهدی انسانی در قلمرو های شهری و منطقه ای و ملی داشته باشند. من از انجمن صنفی مطبوعات در خواست می کنم که این امر را وجهه ی همت خود قرار دهد و پیشگام شود و نیاز به سلامت همگانی چونان یک حق انسانی را به فریادی مدنی تبدیل کند .

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.