جنگ آمریکا و اسراییل علیه مردم ایران و وظایف مبرم جمهوری خواهان ملی و سکولار لاییک
مهمان: منوچهر صالحی لاهیجی
مجری برنامه: اسفندیار خلف
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان، بنیاد آزادی اندیشه و بیان ۵ فروردین ۱۴۰۵
https://open.spotify.com/episode/6FMLiIa5rbiZMaoP6wd24k?si=SJLLJhDcTkmE2bEkv67hAg

7 پاسخ
مقاله ای مهم در گویا منتشر شده زیر عنوان
مرد سایهها در تهران؛ فردی که غرب نادیده گرفته
news.gooya.com/2026/03/post-107913.php
حتما بخوانید !
بله بسیار مهم و درست است. نگاهی کارشناسانه و آگاه به کارنامه احمد وحیدی دارد. یکی از ماموریتهای او البته قتل یهودیان در هر کجا که امکاناتش باشد بود. او از سال ۱۳۶۷ وارد سازماندهی گروههای مختلف تروریستی بود، او حتا از چندین مجاهد تواب زندانی نیز کمک گرفت که البته در اینجا مورد بحث نیست. اما از همان سال ۶۷ برابر با حدود ۱۹۸۸ کم و بیش او گروههائی را برای ترور به اروپا، همه کشورها و خصوصا آلمان و فرانسه و انگلیس و اتریش و بلژیک فرستاد. در آن زمان حسین موسویان در آأمان برنامه ریز و پدر خرج تروریستها بود. نخست او با سفارت فرانسه در پاریس همکاری داشت و برنامه قتل شاپور بختیار را ریخت و در سال ۱۹۹۱ سرانجام او را با آدمی به نام کتیبه و برومند و کسانی دیگر کشتند. قتل فریدون فرخزاد در المان و و کشتار رستوران میکونوس که اگر درست یادم باشد با حدود یک ماه تفاوت در سال ۱۹۹۲ انجام شد را همه و همه به فرماندهی احمد وحیدی بود، خامنه ای او و سه نفر دیگر از نزدیکان و زیر دستان او را نابغه خطاب میکیرد. گاهی حتا دو نفری با هم در خلوت گفتگو میکردند. جالب است دانسته شود که برای مسلمان بُسنی بیش از ۲۰۰۰ پاسدار فرستادند، وقتی در پائیز سال ۱۹۹۵ جنگ بسنی به پایان رسیده بود وحیدی به خامنه ای پیش نهاد داد تا پاسداران هر طور شده در همان اروپا پراکنده شوند. در اینجا با به ذبونی و ضعف شخصیتی اروپائیان خصوصا آلمان و فرانسه اشاره کنم. او پیشنهاد داده بود تا حتا اگر میتوانند به آلمان و اتریش و فرانسه و بلژیک بروند و پناهندگی بگیرند. آنها اکثرا موفق شدند خودشان را وارد این کشورها بکنند. من یادم است که یکی از آنها ماموریت داشت تا چند نفر را در پاریس بکشد. از میان آنها رضا پهلوی و برادرش بود و فرح پهلوی بود، دیگری ابوالحسن بنی صدر و یک زرتشتی به نام کسرا وفاداری و آدمی به نام رضا مظلومان. وحیدی از اینکه بنی صدر دریافته بود که در خطر است بسیار ناآمید شده بود. اما کسی که خواسته بود بنی صدر را بکشد و نتوانسته بود، اما توانسته بود کسرای وفاداری را بکشد و گویا به زن او نیز تجاوز کرده بود. در هر حال قتل یهودیان امریکای جنوبی صددرصد کار او و شبکه او بود. من در آینده اخبار جدیدی را ارائه خواهم داد.
آگاه از درون از تهران
طاها
چرا آمریکا از اسرائیل که حتا ۲۰ میلیون هم جمعیت ندارد دفاع میکند ! شما اصلا وقتی محمد را حضرت محمد مینامید، و دلیل دخالت ایران و نیابتی ها قرآن می آورید و توجیه میکنید ! می فرمائید آمریکا در کدام کشور دموکراسی آورد ه !؟ مگر شما اینک در عراق یا سوریه زندگی میکنید !؟ حاج آقا چرا مزخرف میگوئید. من صددرصد جمهوریخواهم. اما شما و امثال شما با درایاتتان شاه ایران دوست را سرنگون کردید و من نادان دوازه ساله را هم به خیابان آوردید تا بگویم «مرگ بر شاه» ! حالا شما و این سایت شده اید اصلاحطلب شاید هم اصلا همین حکومتاسلامیخواه ! واقعا حجالت آور است. مگر نه این است که مقیم آلمان هستید ! اگر در تهران زندگی میکنید خب دست کم راستگوئید. اما اگر در آلمان زندگی میکنید و برای من که در آن سوی میدان شوش و نزذدیک شهر ری زندگی میکنم نسخه می پیچید واقعا شرم بر شما باد ! این حکومت اسلام ضد بشر حتما در دو روز بیشار از پنجاه شاید ۸۰ هزار نفر از جوانان ایذران را کشته. من که پدر ایران زندگی میکنم دارم می بینم چطور کردم ایران از حمله ی اسرائیل و آمریکا خوشحالند حتا اگر زیر بمبهای آنان کشته و زخمی میشوند. فرزند ۱۷ ساله من همسر من همسایه ی من هزار بار بدبختانه برای حمله های اینان کف میزنند. من واقعا متاسفم، گریان هستم که چگونه ممکن است این مردم از حکومتی که بر آن خود را تحمیل میکند اینچنین دشمن باشند ! چگونه !
چطور ممکن است که ایران را با عراق و سوریه و افغانستان مقایسه میکنید. آقای منوچهر صالحی لاهیجی شما بسیار اشتباه میکنید ! من نمیدانم چطور شما این دروغها را سر هم میکنید ! کدام هواپیما را ایران سرنگون کرده ! شما اصلا اسلامیست هستید. خواهید دید ! من هم کردستان بودم، اصلا اینطور نیست ! کردها اصلا در پی تجزیه و فدرالیسم نبوده و نیستند. حاج عبدالله مهتدی اصلا طرفدار ندارد ! با این رژیم چطور میتوانید وارد گفتگو میشوید ! چطور شما محو اسرائیل و پرچم سوزی ۴۷ ساله هم پرچم اسرائیل و هم پرچم آمریکا را در نظر ندارید…اصلا مگر میشود با اسلام ضد بشر که ۱۴۰۰ سال است جنایت میکند و آدم می کشد و تجاوز میکند و غنیمت میگیرد وارد گفتگو شد. ننگ بر شماها که اصلا مردم ایران را نمی فهمید. خاک بر سر من که تا پایان مزخرفات احمقانه ی شما را شنیدم. و شما احمقانه ترین سخن را در پایان گفتید که ما یک کشور یک دولت یک ملت را قبول نداریم. این حاج منوچهر صالحی لاهیجانی اصل و اساس حرفش عقده ای و نادانی و عدم تحلیل درست از امروز ایران است. خواهید دید که اینبار ده برابر ده مردم به خیابان خواهند آمد. عدم فهم شما پیرسالگان از جامعه امروز وحشتناک است، اما نه برای دیگران برای خودتان.
من برایتان متاسفم. شماها از ملایان جنایتکار متحجر ترید، اگر چه جنایتکار نیستید.
پزشک پ الف اینک از تهران هستم از مرز ترکیه براتان این نظر را فرستادم، اما …
جناب سایت rangin-kaman.net نخست بگوین که سخنان این آقای منوچهر صالحی لاهیجی و آقای اسفندیار خلف معلوم نیست برای کدام جامعه و کدام کشور است. گوئی شماها از اصحاب کهف باشید !!! و اما حتما دیدید که اطلاعات دقیقی در مورد آخرالزمانی و همجنسگرائئ حاج سید مجتبی خامنه ای در چند جا منتشر شده. دوباره ترمپ از قول پزشکان این موضوع را در تلویزیون عنوان کرده:
news.gooya.com/2026/03/post-107916.php
ببینید
من پزشک پ الف از تهران هستم که اینک از مرز ایران و ترکیه به ایرانی ها رسیدگی میکردم و اینک دوباره به حومه تهران بازگشتم، دو هفته پیش شاید ۱۸ روز پیش برای شما نظری در این مورد را فرستادم. اما متاسفانه نمیدانم که شما آنرا منتشر کردید یا نه. آنقدر زمان و رویدادها تند می گذرند که… اگر منتشر کردید واقعا افتخار کنید که حتا پیش از ترامپ آمریکائی این شما بودید که موضوع آخرالزمانی را و این خبر را با این نظر منتشر کرده اید. در هر حال من آنرا نگه داشتم و دوبار براتان می فرستم.
این نظر من است و بود !
هفت شهر فتنه را آخوند گشت
و ین شما اندر پی یک ائتلاف !
همچنان سرگشته و بی اتحاد !
همچنان سر خورده و بی اعتماد،
در پس نا ائتلاف، و اتحاد
این امام مجتبی ظاهر شده
چون امام پانزدهم در رختخواب !
سید سعید طوسیم پا در رکاب!
می زند هندل بر این عالیجناب !
گاه از پشت و گهی بر پیش او !
میدواند موش در سوراخ غار !
این آقای سید مجتبی خامنه ای واقعا وارث پدر است. ایشان از نظر جنسی همانند پدرشان مرددوست و مرد طلب هستند.
اینرا پزشکان آنگلیسی و آلمانی سکسولوگ در لندن تشخیص داده و به رسمیت شناخته اند. از طرفی پزشکی که دوستی در لندن او را دیده و آقا مجتبی را در لندنمورد آزمایش قرار داده بوده با نوعی شوخطبعی در جمع ما دانشجویان آن موقع گفت که آقای خامنه ای، و بگفته ایشون، یعنی آقا مجتبی، آقا زاده نیست و برای خودش آقا ست. همین جمله حکایت میکند که حضرت آقا میداند که فرزندش همانند خودش هموسکسوال است و میخواهد مرد بودنش را بهش تحمیل و حقنه کند. همه ی ما رابطه سیدعلی خامنه ای را با خزینه ی حمام منصوری مشهد و مردان قلچماق آن حمام که کشیک می کشیدند تا آن کودک را که به او اسدعلیجون می گفتند را نوازشش کنند، اینرا همه میدانیم، همچنین رابطه ی او را با سعید طوسی و چند نوجوان حرم نیز ازش آگاهیم. دیگر اینکه اگر حتا به عکسهای کودکی سیدعلی خامنه ای نگاه کنیم و لب و لوشه ی او را ببینیم و ادا و اطوارهای او را از نوجوانی تا جوانی و تا میانسالی و پیری نگاه کنیم تا آنجا که خودش را حقیر میداند و از جسم ناقضش و اندک آبرویش با قر کمر حرف میزند و با نوعی افاده و رقص دست و سر و گردن…همه از نوعی همجنسگرائی و مرد دوستی او یعنی خامنه ای حکایت دارد که البته اصلا گناهی نیست. گناه خامنه ای جنایتکاریش است و این دق دلیش، که سر مردم تسویه میکند. و اینکه در ایران بسیاری را به جرم همجنسگرائی کشتند ! حال برگردیم به آقا مجتبی که ایشان وارث همجنسگرائی پدر است. در حقیقت زهرا حداد عادل، دختر حداد عادل جنایتکار و عروس خامنه ای جنایتکارتر ، و سید مجتبی پسرش همانند بودند، هر دو مرد طلب بودند. و زهرا خانم که خواهان یک مرد درست حسابی بود واقعا بازنده بود. حداد عادل، ناعادلانه دخترش را فقط به خاطر پول و مقام مجبور به قبول مردی کرد که حتا یک بار هم آن زن را ارضا نکرده بود. اصولا حزن و اندوهی که در چهره سید مجتبی می بینیم، سرافکنده گی و ناآمیدی ای که در چهره او می بینیم همه حکایت از این موضوغ یعنی عدم نعوظ نزد ایشان ست و خواست دخول از مقعد ! برای همین حاج مجتبی و زهرا حداد عادل، همسرش را چهار بار برای آبستن کردن حاجیه خانم فرستادند به انگلیس. در انگلیس پزشکان هر چه کردند سودی نداشت. سرانجام قرار شد تا از اسپرم نگهداری شده در یخچالهای مخصوص استفاده شود، اما چون معلوم نبود که آن فرزندی که نطفه اش بسته می شود شبیه خانواده ی حداد عادل یا خامنه ای باشد یا نباشد، همه شک داشتند. حتا عکس صاحبان اسپرم هم رضایت آنها را جلب نکرد، لاجرم آقا مجتبی حاجیه خانم حدادعادل را طلاق داد تا بشود از نظر شرعی اسپرم یکی از محافطین که شباهتهائی با آقا سید مجتبی داشت و در لندن به همراه آقا سید مجتبی بود استفاده بشود. البته آنها وانمود کردند که این لقاح بدون دخول بوده که جای شک دارد، در هر حال هر دو لقاح توسط یکی از بادیگارهای همراه ایشان که از دوستان علی لاریجانی ست انجام شده ولی آن بادیگار چندی پیش به طرز مشکوکی در گذشته. بی شک و شبهه او را برای نابود کردن پدر اصلی و شیاءی که باعث بی آبروئی میتوانسته بشود، در حقیقت آلت ارتکاب بی آبروئی آن زن و شوهر را کشته اند. در هر حال اگر این آقا مجتبی در یک کشور آزاد و در یک خانواده انسانی و آزاداندیش می بود اینک ترانس و یا یک خانم بسیار مفیدی می بود. ولی این از بدشانسی ما مردم و حتا خود او ست که ایشان و پدرش و پدرزنش از جنایتکارترینهای تاریخ ایران و جهان هستند چرا که سید مجتبی را با اینهمه جنایتکاری بار آوردند. در پایان حضرت آقا در زمان جنگ گفته بود: خصوصا نگذارید آقا مجتبی اسیر شود که خطرات بدنی برایش دارد، بگذارید شهید شود، چون حضرت آقا میدانست شهید شود حتما مرد طلبش که از چهره اش پیداست عود خواهد کرد. و صدام با او را با جلو دوربین آوردن و به او خندیدن آبروی نظام را خواهد برد. کاری که ۴۰ سال بعد توسط ترامپ و نتانیاهو دارد دارد انجام میشود.
پزشک پ الف از تهران
حاج آقا آینده ی ایران را اینها می سازند و میفهمند و نه تو مومیائی صد سال پیش بخوان اینرا ! در ضمن بسیار متاسفم که آن دوست ارجمند وقت مرا برای شنیدن و خواندن این سایت به هدر داد ! در ضمن او به من گفت که شما خواب هستید !
news.gooya.com/2026/03/post-107931.php
ایران در آستانه یک دگرگونی بزرگ، از امیدِ ملت تا افقِ یک گذار مسئولانه، نگار کرامتی
ایران امروز در یکی از حساسترین و تعیینکنندهترین مقاطع تاریخ خود ایستاده؛ نقطهای که نهفقط سرنوشت یک حکومت، بلکه آینده یک ملت را رقم میزند. در چنین شرایطی، آنچه در فضای بینالمللی گاه بهعنوان «تهدید علیه ایران» روایت میشود، در واقع بیش از هر چیز، چالشی متوجه ساختار حاکمیتی است نه ملت ایران. تمایز میان ایران بهعنوان یک کشور و نظام سیاسی حاکم، امروز به یک واقعیت کلیدی در فهم تحولات بدل شده است.
در این بزنگاه، مطالبه مردم دیگر به اصلاحات محدود یا جابهجایی چهرهها خلاصه نمیشود، بلکه به خواستی روشن و بنیادین رسیده: تغییر ساختاری.
تجربه سالهای گذشته نشان داده که تغییر افراد، بدون دگرگونی در ماهیت سیستم، راهگشا نیست. جامعه ایران، با آگاهی برخاسته از دههها زندگی در این شرایط، بهخوبی دریافته که اصلاحات ظاهری تنها به تعویق بحرانها میانجامد، نه حل آنها. از همینرو، خواست ایرانیان، عبور از کلیت این ساختار و حرکت بهسوی نظمی کارآمد و نوین است
در همین چارچوب، تحولات اخیر در سطح بینالمللی از جمله افزایش فشارها بر نهادهای کلیدی قدرت برای بسیاری از ایرانیان نه بهعنوان تهدیدی علیه کشور، بلکه بهعنوان تلاشی در جهت مهار ساختارهایی تلقی میشود که سالها منبع بیثباتی در داخل و منطقه بودهاند. در این میان، نقش ایالات متحده و اسرائیل در مقابله با این بیثباتیها، از نگاه افکار عمومی ایران، قابل توجه و تأثیرگذار ارزیابی میشود.
همزمان، حضور و طرح موضوع ایران در مجامع مهم بینالمللی از جمله نشستهای اخیر در ایالات متحده مانند
نشاندهنده آن است که مسئله ایران، دیگر صرفاً یک موضوع داخلی نیست، بلکه به یکی از محورهای گفتوگوی جهانی درباره امنیت، ثبات و آینده منطقه تبدیل شده است.
در ادامه این روند، فراخوان برای گردهمایی ایرانیان در واشینگتن دیسی در روز یکشنبه پیشرو، نقطهای مهم در نمایش همبستگی ملی و صدای مشترک ایرانیان در صحنه بینالمللی است. این حضور، صرفاً یک تجمع نیست؛ بلکه پیامی روشن از سوی ملتی است که خواهان تغییر، ثبات و آیندهای متفاوت است.
در داخل، مردم با مجموعهای از بحرانهای همزمان مواجهاند: تورم افسارگسیخته، بیکاری، فساد ساختاری و محدودیتهای اجتماعی.
در چنین فضایی، نگرانی درباره آینده کشور، به دغدغهای مشترک میان ایرانیان در داخل و خارج تبدیل شده و این نگرانی، نه از سر ضعف، بلکه ریشه در دلبستگی عمیق به سرزمینی دارد که شایسته آیندهای بهتر است.
با این حال، نشانههای امید نیز آشکار است. تجمعات گسترده ایرانیان در شهرهای مختلف جهان، بیانگر ارادهای جمعی برای تغییر است. این همبستگی فرامرزی، شکاف میان داخل و خارج را از بین برده و حس یک ملت واحد را تقویت کرده و در این میان، نقش نسل جوان ایرانی خارج از کشور برجسته است؛ نسلی که توانسته روایت ایران را با زبانی قابل فهم برای جهان منتقل کند و ضرورت تغییر را بهگونهای مؤثر مطرح سازد.
در دل این تلاشها، یک محور مشترک دیده میشود: تأکید بر وجود یک آلترناتیو مشخص برای آینده. بسیاری بر این باورند که حضور یک چهره شناختهشده و مورد اعتماد میتواند روند گذار را مدیریتپذیرتر کرده و از بیثباتی جلوگیری کند
در این چارچوب، شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان تنها چهره مورد اعتماد مطرح است؛ نمادی از امکان یک گذار کمهزینه، با تأکید بر وحدت ملی و پرهیز از خشونت.
با اینهمه، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ وحدت ملی و تمرکز بر منافع بلندمدت ایران است. آینده این سرزمین، نه به یک فرد، بلکه به اراده جمعی یک ملت گره خورده است
ایران در آستانه تغییری بزرگ قرار دارد؛ تغییری که میتواند آغاز فصلی تازه در تاریخ آن باشد. مسیری دشوار، اما ممکن اگر با عقلانیت، همبستگی و نگاه به آینده طی شود.
2
حاج آقا بازنشسته شوید، بازنشسته ی بازنشسته ! می فهمید !؟ آینده ی ایران را اینها می سازند و میفهمند و نه تو مومیائی صد سال پیش بخوان اینرا ! در ضمن بسیار متاسفم که آن دوست ارجمند وقت مرا برای شنیدن و خواندن این سایت به هدر داد ! در ضمن او به من گفت که شما خواب هستید !
و این هم دومین !
تا این حکومت سرنگون نشود، نه ایران و نه منطقه هرگز رنگِ آرامش به خودنخواهددید، کوروش گلنام
فریب زانو زدن و قول و قرار آنچه از حکومت اسلامی باقی مانده است را نباید خورد.
ماهیت حقیقی این حکومت ضد انسان و تمدن همین است که در این سه هفته جهان شاهد آن بوده اند: موشکباران همه کشورهای منطقه حتا کشورهایی که سالها به عنوان میانجی به حکومت یاری رسانده بودند!
معبار انسانی و اخلاقی در هیچ زمینهای در این حکومت وجود ند ارد. سه هفته ایران زیر بمباران شدید است ولی مردم تا آنجا که شدنی است، زندگی عادی خود را دارند. زندگی زیر بمباران آسان نیست ولی دادهها نشان میدهد بیشترین شمارمردم این سختیها را در راه نابودی این حکومت ضد انسانی به جان خریده و از هر ضربهای که میخورد موجی از شادی در میان مردم ایجاد میشود چون میدانند نه اسراییل و نه آمریکا در پی آزرا رساندن به آنان نیستند و این جنگ، جنگ با حکومت اسلامی تبهکار است نه با مردم ایران. روشن است که هم آمریکا و هم اسراییل سود ویژه خود را نیز دارند.
تهدید به زدن نیروگاههای برق و انرژی بزرگترین اشتباه است
من امیدوارم آمریکا هرگز به این تهدید خودعمل نکند زیرا اگر چنین اشتباهی انجام شود، در حقیقت مردم مجازات میشوند و همه بار سختیها بر دوش مردم خواهد بود. آمریکا و اسراییل باید هر چه زودتر به حل مشکل تنگه هرمز یپزدارند و اجازه قلدری و باجگیری بیشتر به آنچه از حکومت اسلامی باقی مانده است را ندهند.
حکومت نیروهای سرکوبگرش را هر جا که توانسته به میان مردم برده تا پوشش انسانی برای آنان درست کند چون جان انسان هابرای آنان ارزش ندارد. ارزش تنها ماندن در قدرت است.
یک نکته تأسفباردیگر هم برای همه جهانیان روشن شد. این جنایتکاران همه سرزمین ایران را سوراخ سوراخ کرده و آسیبها فراوانی به طبیعت ایران وارد آوردهاند. حکومت با درندگی ، پنهان از چشم مردم هرکار که دلش خواسته با سرزمین ایران انجام داده و کوششش کرده که ساختمانها، کارگاهها و پایگاههای زیرزمینی خطرناک خود را در کنار مجتمعهای شلوغ مردمی ایجاد کنند. همآن شیوهای که به تروریستهای حماس نیز آموزش داده است.
مردم درون ایران جز همآن چند درسد دزد و میهنفروش که خود را به این آخوندها و سرداران ضد ایرانی فروختهاند، همه خواستار نابودی این حکومت هستند و برای فروپاشی و پایان آن روزشماری میکنند.
مذاکره
این روزها یکی از مهم ترین بحثها مذاکره بین آمریکا و حکومت از هم گسیخته اسلامی است که روشن نیست چه کسی در آن حقیقتن رهبری دارد.
آیا مجتبا خامنهای اصولن زنده است یا به شدت زخمی و جایی پنهان مداوا میشود؟
آیا قالیباف از پناهگاه خود مهره اصلی پشت پرده شده است؟ روشن نیست. وضع به گونهای به هم ریخته است که آخوند کلهپوکی چون رسایی شده است سخنگو و با بلاهت نمایانی که دارد به علی دایی یورش برده و خواستار حمله به اینترناشنال شده است!
حکومت که برای زنده ماندن به هر دری میزند، دیوانه وار به هر جا موشک شلیک کرده و این بار با چنین نادانی همه منطقه را به دوستان اسراییل مبدل کرده و راه “پیمان ایراهیم” را به خوبی گشوده است؛ اینک پنهانی دست به دامان روسیه، پاکستان، ترکیه و مصر برای پادرمیانی شده است و واژگونه گندهگوییها، پشت پرده آماده دادن امتیازهایی به آمریکا و ترامپ شده است که نامش” تسلیم بی چون و چرا” است.
اگر مذاکرهای قرار است یاشد
آمریکا دو شرط روشن دیگر نیز بگذار:
یک. مذاکره رو در رو و بدون واسطه باشد؛
این سیستم کودکانه و پُر هزینه حکومت اسلامی که گونهای راه فرار برای پنهان کردن ماهیت مذاکره ها است، باید بسته شود.
دو. شفافیت در همه زمینهها
این حکومت از شفافیت گریزان است، به همین جهت در همه سالهای مماشات با این دایناسورها، شرط نخست آنان همیشه این بوده است که”مذاکره باید پنهان باشد”.
شفافیت و اجازه خبرنگاران برای قرار گرفتن در متن مداکره و دادن گزارش.
این دو شرط راه را برهمه سیستم حقهبازی، فرار از حقیقت، پروپاگاندا و دروغگویی آنها بسته وآن را فلج خواهد کرد. امیدوارم آقای ترامپ روی این دو شرط پافشاری کند و نپذیرد مذاکره رو در رو و شفاف نباشد.
اکنون حکومت در وضعیت مرگ وزندگی قرار داردکه برای مذاکره پاپیش نهاده. فریب گنده گویی و تهدید های آنها را نباید خورد که کفگیر به ته دیگ خورده است و ذخیرههایشان رو به پایان است. نگاهی به وضع اقتصادی ایران نیز وحامت وضع آنان را آشکارتر میکند. نبایدمجال داد که دوباره با دسیسه و فتنهای جان سالم بدر برند. امیدوارم کار ی را که آمریکا و اسراییل به درستی آغاز کردهاند درنیمه راه و هنگامی که به نتیجه نهایی نزدیک شدهاند، رها نکنند.
پشت چهره در نما تسلیم ناپذیر ولی نشانههای دیگر ی نهفته است
آنچه از رهبران حکومت و دستگاه گرداننده آن باقی است همچنان با دهان بزرگ و مغز کوچک ادعا ها دارند ولی از درخواست از دیگران برای پا درمیانی وبر مبنای گفتههایِ ترامپ پذبرفتن شرط های اصلی او، حکایت از مؤثر بودن ضربههای کشنده بر زیرساختهای تولید موشک و پهباد ، ته کشین ذخیره موشکی و پهبادی و ویرانی گسترده پادگانها و مراکز نظامی حکومت و ریزش هر روز بیشتر نیروهای سرکوبگر دارد. اگر چنین نبود اینچنین به دست و پا نمیافتادند.
آنکه این حکومت تبهکار را خوب شناخته است
آنکه این حکومت تبهکار وترفندهای آن را خوب شناخته است، اسراییل است که کشندهترین ضربهها را به این حکومت وارد آورد و با کشتن آدمکش وضد ایرانی روانی آخوند خامنهای ایرانیان را برای دَِمی هم که باشد خشنود و خندان کرد. هنوز روشن نیست توانسته باشند تکههای جسدش را هم یافته و یا او را در گوری نهاده باشند. البته همه آرزو داشتیم این جنایتکار نفرتانگیز تاریخ ایران را دستبند به دست در زندان و دادگاه ببینیم که نشد ولی نابودیاش به هر روی از لحظه های شیرین تاریخی برای مردم ایران شد.
نگارنده سدبار دیگر این را تکرار میکند که: ” تا این حکومت سرنگون نشود نه ایران و نه منطقه هرگز رنگ آرامش به خود نخواهد دید.”
در ضمن آقایان
مهمان: منوچهر صالحی لاهیجی
مجری برنامه: اسفندیار خلف
شما اینرا ترجمه کن و برای ترامپ بفرست تا بدستش برسد !
آقای فرهنگ قاسمی و
مهمان: منوچهر صالحی لاهیجی
و
مجری برنامه: اسفندیار خلف
میدانید نادانها دو گروهند ! گروهی که امیدواری میدهند، چرا که به نادانیشان آگاهی دارند !
و گروهی نادانند و ناآگاه که نادانند ! پس نومیدکننده هستند ! بدبختانه شماها همگیتان و چپها در گروه دوم هستید. اگر نبودید در این ۴۷ سال کاری کرده بودید که ایران و ما در این وضعیت نباشیم. جایتان در ایران خالی ست. شما «باشرفانی» که دهه هاست در عزای مصدقید و شماها که دهه هاست در جشن حماسه ی سیاهکل سرگرمید !
بله شماها و آن بیشرفان مجاهد تروریست و همدستان تیرباران فرماندهان ایراندوست رژیک پادشاهی ایران و برادران و خواهران صدام حسین میخواستید دست کم در حد ادعاهاتان کاری بکنید.
تیتر زده اید :
جنگ اسرائیل و آمریکا با ملت ایران و وظایف مبرم جمهوریخواهان ملی سکولار و لائیک
اما آیا ملت ایران این جنگ را با خودش میداند !؟ واقعا نه ! من در ایران هستم و شخصا ضد جنگم ! اما مردم ایران نه !
پرسش دیگر من این است که «مبرم» یعنی چه !؟
شما که حتما باید هشتاد سال داشته باشید، در این ۴۷ سال چه کردید !؟ پیش از آن چه میکردید. چرا هیچ کاری نکردید که حالا به «وظایف مبرم» افتاده اید !؟ این فرمان شما را چند نفر میخوانند ؟ چند نفر با آن موافقند. مردم ایران میخواهد به هر قیمت ایران را از دست حکومت اسلام، و نه حتا جمهوری اسلامی، نجات دهد !؟ آیا اینرا میفهمید یا نه !؟ اینکه با عصبیت و عدم شناخت روز و روزگار و جامعه ایران و این نسل چیزی بنویسید و خودتان را ارضاء کنید چه سودی دارد ؟! هیچ !
خواهش میکنم پاسخم را در همین پیج بنویسید !
با احترام از ایران