قدرت سیاسی ایران در آشوب

تکنولوژی انترنتی و تغییر هویت و اومانیسم در جامعه: جلال ایجادی

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

قدرت سیاسی ایران در آشوب

جامعه شناسان و فیلسوفان متعددی، با فراگیر شدن تکنولوژی در جامعه، از دگرگونی هویت انسان سخن می گویند. دیروز فیلسوف آلمانی گونتر آندرس از «ماشین و فرسودگی انسان» و امروز متفکرانی مانند ژان میشل منیر، زاویه گوشه، میلاد دواهی، پیتر اسلوتادک، شری تورکل، دومینیک بولیر، از «فرا اومانیسم»، «اومانیسم تکنولوژیکی»، «انسان تکنولوژیک»، «انسان افزوده شده»، «انسان ابزار شده»، «انسان ساده»، «ترانس اومانیسم»، «فرا انسان، پایان انسان»، «تکنولوژی و پایان انسانیت»، گفتگو می کنند. رابطه میان تکنیک مدرن و انسان چگونه قابل بررسی است؟ آیا مدل تکنولوژیکی انترنتی و علمی مدرن به اومانیسم پایان داده و ما در سرآغاز پیدایش انسانی هستیم که نه طبیعت، بلکه دانش و تکنولوژی ساختار هستی شناسانه او را تعیین می کند؟ واقعیت آنستکه که دانش و تکنولوژی که از بیرون ارگانیسم عمل می کرد، امروز وارد بیولوژی انسانی شده و بطرز روزافزون، جسم و روان و رفتار انسانی به تبعیت ماشین مدرن درمی آید. پس از دوران صنعتی، ما در دوران ژنتیک و «نوروسیانس» یا علوم عصب شناسی و مغزشناسی و نیز نانوتکنولوژی و تکنولوژی انترنتی قرار گرفته ایم و امروز پرسش اساسی اینجاست که انسان، فلسفه زندگی و اخلاق اجتماعی چگونه قابل تعریف هستند؟

تکنولوژی انترنتی در ایران و جهان:

از انقلابهای صنعتی تا نیمه سده بیستم، ماشینیسم اقتصاد سرمایه داری را در جهان پیروز ساخت و انسان را به مصرف کننده شیفته و خودپرست مدرن تبدیل نمود. در دهه هفتاد میلادی بود که تکنولوژی های مدرن مانند الکترونیک و ربات ها و کامپیتوتر وارد صنایع و نظام مدیریت صنعتی شد و در پی آن ما شاهد دگرگونی های بیسابقه ساختاری در کل اقتصاد و تولید سرمایه داری جهانی شدیم. سازماندهی کار دگرگون شد و حرفه های سنتی بسیاری نابود شدند و تخصص های نوین و مهارت های شغلی کاملن تازه جای فعالیت های پیشین را گرفتند. تکنولوژی انترنتی موج عظیم بعدی بود که تمام جهان را به هم ارتباط داد و جهانی شدن اقتصاد و بازار و مدیریت را یکپارچه نمود و جامعه انسانی و روان انسانی را بطرز شگفتی تکان داد. علم و تکنولوژی انترنتی نه تنها کل اقتصاد را دگرگون نمود بلکه جامعه را به دو جامعه واقعی و مجازی تقسیم کرد و ساختن انسان را میسر نمود و انسان را در آغاز فصل جدیدی قرار داد. در دوران جدید مرزها شکسته شد، همه کشورهای وارد این شبکه محکم ناپیدای جهانی شدند و شبکه اطلاعات یک پارچه بین المللی در همه جا در دسترس قرار گرفت و در ضمن امکان کنترل و وارسی همه انسانها کامل شد.

تکنولوژی انترنتی با شبکه های اجتماعی و اپلیکیشن های متعدد ارتباط شنیداری و دیداری را به مرحله بیسابقه رساند. آغاز کار «شبکه های اجتماعی» انترنتی به سال ۲۰۰۰ میلادی باز می گردد و هم اکنون میلیاردها نفر از مردم جهان هر روز با اتصال به شبکه های اجتماعی با یکدیگر در ارتباط هستند. گفته می شود روزانه ۵ برابر جمعیت انسانهای روی زمین، پیام الکترونیکی در فضای شبکه های اجتماعی مبادله می شود. تا سال ۲۰۰۷ عملا هیچ اپلیکیشنی در دنیا وجود نداشت اما به یکباره امروزه بیش از ۲۵ میلیارد اپلیکیشن در دنیا دانلود می شوند. این رشد نه تنها زندگی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و تمدنی را تغییر داده بلکه در ضمن در بستر اپلیکیشن ‌های متعدد، منشا کارآفرینی های گسترده و تغییر سترگ در محتوای شغلی و تخصص های حرفه ای و نیز روحیه و روان انسانی بوده است.

در سال 1993 میلادی ایران به اینترنت جهانی وصل شد. در ایران علیرغم محدودیت های متعددی که توسط حکومت تحمیل شده است، با توجه به روند فزاینده نفوذ دیجیتالی شدن، طبق پیش بینی مرکز مطالعات استراتژیک تا سال ۱۴۰۰ کشور ما در میان۶ کشور اول جهان از نظر تکنولوژی دیجیتالی و زندگی دیجیتالی قرار می گیرد. در یک گزارش براساس طبقه بندی اتحادیه جهانی مخابرات، ایران از نظر بهره مندی اینترنتی در میان 187 کشور جهان در رتبه 87 قرار می گیرد. برمبنای این رده بندی که تا پایان سال ۲۰۱۴ میلادی محاسبه شده ۳۵ درصد استفاده کنندگان اینترنت در ایران را قشر جوان تشکیل می دهند و میانگین زمان صرف شده برای اینترنت نیز ۵۲ دقیقه در هفته است. اما باید افزود در مورد بهره مندی انترنتی، ما با یک پدیده فزاینده دیگر مواجه هستیم. با افزایش ابزارهای تکنولوژیکی ارتباطی در کشور و توسعه اینترنت بر بستر سیستم موبایل، استفاده جوانان از اینترنت در کنار شبکه های اجتماعی، با سرعت بسیار چشمگیرتری نسبت به آمار اعلام شده در حال افزایش است و گفته می شود ایرانی ها رتبه سوم را در استفاده از مجموعه شبکه ها، در جهان به خود اختصاص داده اند. در سال 2014 میلادی بیش از 83 میلیون مشترک موبایل در ایران وجود داشت و بنابر آمارش کابران، این امر ضریب نفوذ اینترنت را 55 درصد افزایش می دهد. این امر بیانگر نفوذ تکنولوژی در ایران و دینامیسم اجتماعی و سیالیت فرهنگی در جامعه ایرانیان می باشد. سیستم موبایل با گوشی‌های هوشمند اسمارت و مجموعه شبکه های انترنتی، ایرانی ها را به کل جهان وصل کرده و رفتارهای فرهنگی و اجتماعی بومی و بین المللی را بهم نزدیک نموده است. علیرغم استبداد و بوروکراسی و علیرغم کم رشدی اقتصادی، توسعه انترنتی و شبکه های اجتماعی همه سدها را می شکند و همه جا نفوذ پیدا می کند. 

در باره گونه های فضای مجازی که در ایران مورد استفاده کاربران اینترنت به ویژه جوانان قرار می گیرد، مرکز ارتباطات آننبرگ دانشگاه پنسیلوانیا نیز مطالعه ای را انجام داده که از پویایی کاربران ایرانی در شبکه های اجتماعی حکایت دارد و این امر نشان می دهد در کنار مسائل سرگرمی و تفریحی، میزان عظیمی از سخن ها و گزاره های مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و دینی نیز در فضای مجازی از سوی کاربران ایرانی مبادله می شود. در تحلیل از 500 سایت، آنچه که مورد علاقه کاربران ایرانی است، به ترتیب در سه دسته قابل ارزیابی است: یکم، اخبار و رویدادهای گوناگون. دوم، سرگرمی ها و بازیها و تفریح های انترنتی. سوم، وب سایت های مربوط به خدمات و اپلیکیشن ها و فروشگاههای اینترنتی. برپایه بررسی انجام شده از سوی این مرکز تحقیقاتی، پیام رسانهای وایبر، تلگرام، واتس اپ، و شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام و فیس بوک در میان کاربران ایرانی دارای محبوبیت هستند. البته در این میان برخی شبکه های اجتماعی داخلی نیز کاربران بیشتری را نسبت به شبکه هایی مانند یوتیوب و توییتر به خود اختصاص داده اند. شبکه های اجتماعی در یک میدان بزرگ رقابتی، صنعت مخابرات و درآمدزایی اپراتورهای موبایل را تحت تاثیر قرار داده اند و حتی گفته می شود اپلیکیشن های پیام رسان، به زودی بازار اپراتورهای مخابراتی را تسخیر می کنند. طبق مطالعات مرکز ارتباطات آننبرگ دانشگاه پنسیلوانیا، با رونق شبکه های پیام رسان موبایلی در ایران، از رونق سایر شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک کاسته شده و با وجودی که گفته شده تا سال ۲۰۱۴ نزدیک به ۵۸ درصد کاربران اینترنتی در ایران عضو این شبکه اجتماعی بودند، اما سایت آنالیزکننده ترافیک وب «الکسا»، فیس بوک را یکصد و شصت و پنجمین سایت محبوب برای کاربران ایرانی می داند. سیستم «واتس اپ» در جهان دارای 600 میلیون مشترک است ولی در ایران خیلی از افراد به تلگرام و وایبر علاقه دارند. در جامعه ما هم اکنون تنها ۵ میلیون نفر عضو واتس‌اپ هستند، حال آنکه شبکه پیام رسان تلگرام بیش از 20 میلیون نفر کاربر دارد. البته آمارها از دقت علمی برخوردار نیستند ولی یک گرایش عمومی را نشان می دهند و آن عبارت از وجود سامانه های ارتباطی جدید در تمام بخش های جامعه مانند اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، سیاسی می باشد.

با دوران صنعتی استفاده از تکنیک و فراورده های صنعتی توسعه بزرگی پیدا کرد و بعنوان نمونه براساس آمار سال 2010 تعداد کل خودروهای مورد استفاده در جهان به یک میلیارد میرسد. ولی در دوران کنونی سرعت رشد تکنولوژیکی و بهره مندی از فرآورده های تکنولوژی انترنتی سرسام آور است. در جهان انترنتی در هر ماه در دنیا یک و نیم میلیارد جمعیت جهان به فیس بوک وصل هستند، یک میلیارد نفر از یوتوب استفاده می کنند، 300 میلیون نفر به گوگل رجوع می کنند، 260 میلیون نفر از لینکدین استفاده می کنند، 230 میلیون پیام تویتری ارسال می کنند، 150 میلیون به اینستاگرام وصل هستند.(سایت چالانژ 3 فوریه 2014). تعداد پیامک های انترنتی که در سال 2016 ارسال میگردند به 215 میلیارد عدد تخمین زده می شود. در جهان بطور متوسط افراد نزدیک یک ساعت از زمان خود را در روز به فیسبوک اختصاص می دهند و در آمریکا یک پنجم وقت افراد به بهره مندی از موبایل های اسمارت واگذار می شود. 

تمامی این مکالمه ها و ارتباط های انترنتی، چهره جهان و کارکرد اقتصاد و جامعه تغییر داده است. نفوذ انترنتی و مجموعه شبکه های اجتماعی، بطور ژرف الگوی مکالمه و گفت و شنود و نیز رفتارهای فردی و خانوادگی را متاثر ساخته و پرورش و روحیه افراد را دستخوش دگرگونی کرده است. علوم جامعه شناسی و روانشناسی و روانکاوی در دانشگاههای معتبر و مراکز تحقیقاتی علمی این پدیده های را مورد بررسی قرار داده و برآنند که دگرگونی ها تنها به اقتصاد محدود نمی شود بلکه افزون بر آن، انسان در آستانه یک جهش رفتاری و روانی بزرگ قرار گرفته است.

دورشدن از جهان واقعی و پایان «من اجتماعی»:

هنگامی که در جهان انترنتی گردش میکنید صحنه های متنوع و شگفتی را می بینید و انگار کشش اصلی میلیونها انسان ترک زمین و جامعه و زیست در دنیای دیجیتالی است. گویا تمایل و فرهنگ و اراده انسانها خواستار دوری از جهانی است که هستی انسانی را می رنجاند. انسانها در روابط مستقیم از یکدیگرمی گریزند و به دنیایی که خود می سازند وارد می شوند. افزون برآن به نظر می رسد در دنیای واقعی، مناسبات انسانها دلچسب نیست، سیراب نمی کند، مایوس می کند، خشن است، سرد است، و به همین لحاظ افراد از همدیگر دور می شوند تا در شبکه های انترنتی مناسبات مطمئن تر و گرم تری گیر بیاورند. روشن است همه انسانها چنین گرایشی را در خود بروز نمی دهند ولی در جهان جمعیت روزافزونی وجود دارند که ساکن دنیای انترنتی می شوند. گریز از دنیای واقعی دیروز در ادبیات و فیلم های «سیانس فیکسیون» ممکن بود و هم اکنون در زندگی فردی و در زمان حاضر این گریز امکانپذیر است. به پیرامون خود نگاه کنیم و دنیای شبکه های اجتماعی را بررسی کنیم.

  

اعضای یک خانواده هنگام غذاخوردن  در یک رستوران مرتب در حال نگاه کردن به موبایل خود هستند، به عبارت دیگر فرد در کنار افراد دیگر است ولی ارسال پیام دوستانه و خانوادگی روی شبکه های اجتماعی و نگاه به عکس ها، مشغولیت فکری اصلی افراد است، آنها جمع هستند ولی تنها زندگی می کنند. در محیط کار اغلب تلفن های موبایل باز هستند و با زنگ رسیدن هرپیام، چشم ها و دست ها بسوی موبایل جهت میگیرند و رفلکس و واکنش ابتدایی بطرز اتوماتیک بسوی ابژه، کشیده می شوند و در این حالت فعالیت شغلی گاه به جنبه برابر یا فرعی تبدیل می گردد. گاه در مترو دسته های جوانان بشکل گروهی وارد می شوند، نکاتی با خود ردوبدل می کنند، ولی همگی دارای موبایل هستند و توجه اصلی اشان جای دیگر است، آنها با افراد دور پیام مبادله می کنند. در جلسات حزبی فعالان سیاسی اغلب با تلفن موبایل مشغول نگاه کردن پیام های خویش بوده و یا مشغول نوشتن تند یک پیام هستند. افراد زیادی در هنگام تماشای تلویزیون مشغول تبادل نظر دیجیتالی با چند نفر می باشند. در دانشگاه اغلب جوانان دانشجو در سرکلاس با تلفن همراه هستند و اغلب به درس استاد رگه رگه گوش میکنند. در این لحظه تمرکز فکری دانشجو موجود نیست، استاد پریشان است، دانشجویان دیگر دستخوش حواس پرتی هستند؛ برای مقابله کردن دانشگاه مقرارت جدید برای ممنوع کردن موبایل می گذارد و استاد به مقرارت اداری و تنبیهی تکیه می کند تا کمی نظم لازم درسی رعایت شود. ولی رفتار دانشجویان به یک عادت نیرومند و ناخودآگاه تبدیل شده است و قدرت نهاد دانشگاهی و اتوریته استاد در ذهنیت دانشجو پاک شده و نفوذ خود را از دست داده است. یک مورد دیگر، به یک دانشجو سال چهارم که هنگام درس موبایل خود را در برابر چشمانش گذاشته بود گفتم موبایل خود را ببندید و در کیف خود بگذارید. دست اش کمی موبایل را لمس کرد و دوباره موبایل را در برابر خود قرار داد، باو گفتم اگر موبایل را نبندید آنرا ضبط کرده و به بخش اداری می فرستم. دانشجو گفت نه استاد این کار را نکنید من گریه خواهم کرد. گفتم چرا؟ گفت باید با مادرم در ارتباط باشم. گفتم مادر شما بیمار است یا کار حساسی با شما دارد؟ گفت نه، ولی موبایل من باید باز باشد. 

این موارد چگونه قابل تحلیل هستند؟ در این لحظات ذهن واقعیت بلافاصله را ترک می کند و در دنیای انترنتی به سفر می پردازد و مناسبات غیرمحسوس را جانشین مناسبات انسانی زنده می کند. بقول «شری تورکل»، روانشناس و جامعه شناس آمریکایی، نرم افزار های کامپیوتری، اپلیکیشن های انترنتی  و  گوشی‌های هوشمند اسمارت، برای فکرکردن ما، به اشیا لازم روانشناسی روزمره ما تبدیل شده اند و به ما اجازه می دهند تا به فضای سایبری صعود کنیم. این اشیا هویت ما را دگرگون ساخته اند. آنها هویت ما را به چند تکه تقسیم نموده و به بازیگران یک بازی متصل بهم، تبدیل کرده اند. این اشیا فریبنده اند و جذب می کنند و هر زمان که بطلبند توجه و ذهنیت ما را به خود کاملن معطوف می کنند. در واقع دیگر ممکن نیست که «من وایبری» و «من اجتماعی» به آشتی برسند، روندی که آغاز شده به دفع پرشتاب «من اجتماعی» می انجامد. به گفته «شری تورکل»:«زندگی روی صفحه دیجیتال به یک فلسفه روزمره تبدیل می شود.» بقول او مکالمات روزمره و رو در رو به سبب وجود سنگین موبایل های مدرن و گوشی ها هوشمند، از بین می روند.(رجوع شود به «هویت در عصر انترنت»، «تسخیر مجدد مکالمه»). یک موسسه تحقیقاتی آمریکایی، «پی ای دابلیو»، در گزارشی بتاریخ اوت 2015 نشان می دهد که 92 درصد امریکایی ها دارای یک موبایل هستند، 80 درصد آنها برآنند که بیشتر روابط اجتماعی ایشان متکی بر موبایل است، 67 درصد آنها پیوسته و بدون وقفه در حال مشورت با آن هستند، و بالاخره 44 درصد در هنگام خواب موبایل را در کنار خود نگه می دارند. به گفته «شری تورکل» جامعه شناس آمریکایی، تمام حواس فرد مرتب توسط این تکنولوژی و پیامهای آن جذب شده و زندگی عاطفی، سکسی، اجتماعی، حرفه ای کلاسیک ما و حضور ما در زندگی واقعی، بطور فزاینده محدود می شود. من دیجیتالی بر من اجتماعی غلبه می کند.

وابستگی پاتولوژیک قمارباز را بیاد بیاوریم. قماربازی که در کازینو فعال است دارای رفتار غیرارادی است، مرتب احساس کمبود دارد، باید خود را به یک ماشین قمار بچسباند و پولهای خود را به ژتون تبدیل کرده و آنها را به داخل ماشین ها بیاندازد. او در پنجه عادت و رویا و ترس گرفتار است. دنیای او در خارج از کازینو نیست، دنیای او حتا افراد دیگری که به ماشین ها چسبیده اند نیست، دنیای او ماشین جلوی چشمان اوست و تمام احساس و واکنش های خودکار او به همین ژست در برابر ماشین محدود می شود. همینگونه حالت شیفتگی میان فرد و صفحه نرم افزار یا موبایل نیز اتفاق میافتد. این ژست و حالت زمانی که 100 تا 150 بار در روز و شب تکرار می شود بیان روند ناخودآگاهی است که ما را از فعالیت های دیگر جدا کرده و ما را زیر کنترل ماشین قرار می دهد، این کنترل عاطفی و روانی است. «شری تورکل» در کتاب «تنهایان، باهم» می گوید ما بیش از پیش دارای تکنولوژی هستیم ولی هر چه جلوتر می رویم مناسبات انسانی ضعیف و ضعیف تر می شود. از دیدگاه او استفاده انبوه و افراطی کامپیتوترها منجر به نابودی روابط باز و محبت آمیز اجتماعی می شود. زمانی که مادری مشغول شیردادن به کودک خود است و همزمان با آن پیامک های خود را با سرعت می نویسد و ارسال میکند، بطور مسلم کودک خود را از مناسبات عاطفی و مکالمه ای خود محروم می کند. هنگامیکه دانش آموزان روی فیس بوک پیام های انتقام جویانه و خشن علیه دوستان و همکلاسی های خود ارسال می کنند، آنها در حال انتقام گیری هستند و از اثرات مخرب پیامها آگاه نیستند. اینگونه افراد در برابر صفحه نرم افزاز، ماسک بر چهره زده، احساسات خود و رفتار صمیمانه خود را از دست می دهند، آنها فاقد ظرفیت و توانایی درک فرد دیگر می شوند. بگفته شری توکلر: توانایی فهم دیگری بمعنای آنست که فرد خود را در جای فرد دیگر قرار دهد و فکر کند که فرد دیگر دارای چه احساسی است، این ظرفیت فهم دیگری دارای پایه نورولوژیک و داروینی می باشد. ما این ظرفیت را در یک محیط تکنولوژیکی دیجیتالی از دست می دهیم زیرا دیگر به یکدیگر نگاه نمی کنیم. به اکران خیره می شویم و دیگر امکان تجربه فیزیکی فهم احساس دیگران را نداریم. او می افزاید: ابزاری مانند لبتاب و اکران موبایل یک چیز بی طرف نیست بلکه معمار حالت درونی ماست و آنرا شکل می دهد و انتخاب پراکنده و تند و بافاصله را به روش ما تبدیل می کند. این اکران شکل نارسیسیک را برجسته کرده و تنهایی ما را بین چند فرد تقسیم می کند و ما افراد را تکه تکه مصرف میکنیم.

روشن است که تحقیقات شری تورکل  ما را به نتیجه گیری های اجتماعی و روانشناسانه و آنتروپولوژیکی بیسابقه سوق می دهد و این فکر را تقویت می کند که انسان در آستانه یک ورطه آنتروپولوژیک قرار گرفته و از هستی اومانیستی خود می گسلد. البته اندیشه شری تورکل مورد پسند همه متفکران نیست. فیلسوف فرانسوی «استفان ویال» در کتاب خود «هستی و اکران، چگونه دیجیتال ادراک را تغییر می دهد؟» (2013 نشر پوف، پاریس)، می نویسد دیدگاه شری تورکل همیشه به اعماق پراتیک های نسل جدید توجه ندارد. هنگامیکه جوانان سرهای خود را در درون اکرانها نموده اتد چه بسا آنها در حال خواندن یک رمان هستند و یا مشغول گفتگو با عاشق خود هستند و یا در حال بازدید یک موزه هستند. بنابراین محتوای پیامها همیشه بی محتوا نیست. بعلاوه تنها مکالمه مستقیم نیست که میتواند با محتوا و با ارزش باشد، بلکه مکالمه با تلفن و فکس و شبکه های اجتماعی نیز می تواند ارزش باشد و دارای جنبه عاطفی و احساسی باشد. جامعه شناس فرانسوی «آنتونیو کاسیلی»، در اثر خود «روابط دیجیتالی، بسوی شکل جدیدی از همزیستی اجتماعی»، (انتشارات سوی 2010)، می افزاید پراتیک های دیجیتالی خود نیز متحول شده و متمدن تر می شوند و افراد در استفاده از این وسایل مدرن در محیط اجتماعی مانند مترو یا مکانهای عمومی دقت بیشتری می کنند. می توان گفت که تکنولوژی های مکالماتی جنبه انسانی بخود گرفته و اجتماعی تر می شوند. جامعه شناسان دیگری مانند «باری ولمان» و «جان بارگ» برآنند که پیوندهای دیجیتالی صمیمانه و رفیقانه و سرگرم کننده هستند و ما نمی توانیم آنها را غیرواقعی تلقی نمائیم. این پیوندها بر زندگی ما بعد جدیدی میدهند و نوع جدید از مناسبات را می گشایند. این دو محقق می گویند شبکه ای مانند فیس بوک «سرمایه اجتماعی» اعضای خود را قدرت می بخشد زیرا انسانهایی که تنها هستند می توانند یاران قدیمی خود را پیدا کنند و از انزوا خارج شوند.

علیرغم این انتقادها، شری تورکل می گوید زندگی شخصی یک زندگی سیاسی است زیرا زندگی انترنتی هم خصوصی است و هم اجتماعی است و این زندگی توسط کاربران دیگر کنترل می شود و مورد تحلیل قرار میگیرد. جوانانی که روی انترنت حرکت میکنند گاه دارای رفتار دیجیتالی قابل انتقاد توسط جامعه هستند، ولی برای آنها ممکن است هزینه بالایی نداشته باشد. اما فراموش نشود در خیلی از موارد آنها برای رفتار دیجیتالی خود هزینه گرانی را می پردازند. جامعه رفتار آنها را محکوم کرده زیرا در تناقض با سیاست اجتماعی ارزیابی می نماید و جامعه قادر است دشواری های جدیدی برای او بوجود آورده و آزادی او تهدید کند. اگر جوانان دوستان فیس بوکی خود را مورد خشونت و تهمت قرار می دهند، چه بسا بنوبه خود فشارهای سهمناکتری آنها را تهدید خواهد کند. قدرت فقط در اختیار حمله کننده نیست بلکه قدرت جابجا می شود. بهرحال پرسش مرکزی «شری تورکل» اینستکه آیا گفتگو ومکالمه مستقیم از یکسو و از سوی دیگر دنیای پیامک ها و پیامگیری شبکه ها، با همدیگر خوانایی و هم آهنگی دارند یا نه؟ آیا مکالمه الکترونیکی یک تهدید برای بشریت بشمار نمی آید؟ از نظر او، مکالمه شخصیت ساز است، زیرا اندیشه مستقل و تنظیم اعتقادات شخصی را فراهم می کند، ولی مکالمه الکترونیکی اندیشه ورز نیست و مناسبات انسانی را می شکند و خطرات زندگی را دوچندان می نماید.

دو زندگی و پریشانی و تنهایی انسان:

در دنیای کنونی دو زندگی مجزا و تودرتو، ترسیم می شوند: زندگی واقعی و زندگی انترنتی و دیجیتالی. زندگی دوم با اکران آغاز میشود و بر زندگی اول غلبه میکند. زندگی دوم از زندگی اول کاملن جدا نیست ولی منطق و هویت خاص خود را دارد. این دوگانگی ویژه این دوران از تمدن ماشینیسم است. بحث بر سر محکوم ساختن ماشین و دانش و حمایت از تحجر و عقب گرایی و مذهب گرایی نیست، بحث ما نقد جامعه شناسانه از تحولات کنونی جامعه انسانی است. مشخصات زندگی دوم کدامند؟ در زندگی دوم، فرد دنیای مجازی خود را ساخته و اغلب احساس و آرزو و فانتاسم خود را در درون آن تنظیم می کند، این دنیا از دنیای واقعی بریده است و یا بموازات آن قرار داشته و به فرد اجازه می دهد که با ماسک بر چهره حرفهای واقعی و دروغین و آرزوها و یاس های خود را بازگو کند. زندگی دوم پرجوش و خروش است و با اضطراب و امید و خطر همراه است.

در زندگی فیسبوکی، بسیاری از افراد نام خود را تغییر میدهند، عکس دوران جوانی را می گذارند یا هیچ عکسی نمی گذارند و جنبه مخفی بخود میگیرند؛ در این زندگی افراد دو نقش را بازی میکنند، گاه از خود واقعی میگویند و گاه از خود کاذب حرف می زنند؛ در این زندگی انترنتی احساس و سکس و اعتقاد و سلیقه و فانتاسم افراد به یکدگر نزدیک میشوند و افراد آروزها و اضطراب ها و شکنندگی های خود را بازگو میکنند؛ آنها از تابوها و بیماری ها و سرخوردگی های خود حرف میزنند، آنها از سیاست و فلسفه و هنر و ادبیات خود سخن می گویند؛ در پشت اکرانها افراد گاه با عصبانیت به یکدیگر ناسزا می گویند و تهمت میزنند، گاه افراد جدیدی را برای دوستی دعوت می کنند، گاه اشخاصی را سانسور کرده یا از صفحه خود حذف می کنند؛  برخی ها برای ازدواج و دوست یابی دعوتنامه می فرستند و برای یکدیگر دسته گل پست میکنند و بوسه های انترنتی می فرستند؛ افرادی از شبکه ها استفاده کرده ابراز محبت می کنند و در روندی مرموز و ناپیدا، احساس انسانی/انترنتی خود را تقویت نموده و عاشق می شوند؛ افرادی از همین راه دیجیتالی وارد بازار کار می شوند و به مبادله تجربه و تخصص حرفه ای می پردازند؛ برخی ها گروهای ویژه سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و دینی و فرقه ای درست می کنند تا قوی شوند و ایجاد فشار کنند و تناسب قوا را تغییر دهند؛ برخی ها در شبکه ها وارد بازی قمار می شوند و هم بازی گیر می آورند و به رقابت می پردازند، برخی دیگر به ترویج دین و تبلیغات فرقه ای اقدام می کنند و برخی دیگر با حرص فراوان به بورس بازی مشغول می شوند؛ در همین زندگی دوم شبکه های روسپیگری سرویس می دهند، شبکه های مافیایی و قاچاق و جنایی طرح های متقلبانه و تبهکارانه و توطئه گرانه سازماندهی می کنند و چپاول اشخاص و فاسد نمودن شهروندان و ترور برخی را تعقیب می کنند؛ در دنیای انترنتی تروریسم اسلامی و گروههای تبلیغاتی اسلامی، ایدئولوژی مرگبار خود را با قدرت تبلیغ کرده و با سرعت یارگیری می کنند و طرحهای بمب اندازی و آدمکشی را سازماندهی می کنند؛ در همین شبکه ها قم و ریاض و واتیکان به مقابله جویی پرداخته و نقشه تصرف اذهان را در جهان می گسترانند. در همین شبکه ها دولت ها به جنگ سایبری علیه یکدیگر دست زده و سازمانهای اطلاعاتی کشوری به شکار مخالفان دست می زنند؛ در همین شبکه ها جنگ اقتصادی بین المللی در جریان است.

در این دنیای دیجیتالی پرخشونت و پر تضاد و پرهیاهو، همه چیز سرعت گرفته است. با تکنولوژی انترنتی، حوادث با تندی و سرعت بیسابقه فضا را پرکرده اند و نابسامانی های دنیای واقعی را دوچندان نموده اند. دنیای واقعی از خشونت و تبهکاری سرشار است ولی دنیای انترنتی به تمامی خصومت ها و تبهکاری ها و فسادها ابعاد بیسابقه داده اند. در ضمن در همین فضای مجازی آدمهایی که از تنهایی و پاتولوژی های درونی رنج می برند روبافزایش است. پاتولوژی های جدید در عرصه روانشناسی و روانکاوی، با تکنولوژی انترنتی ابعاد برجسته ای پیدا کرده اند. انسانها ناتوان از پیدا کردن آرامش در جهان واقعی، در جستجوی ناکجا آباد تکنولوژیکی هستند که درمان و چاره ای باشد. روان پریشان انسانها چگونه آرامش می یابد؟ در این دوران، خانواده های گسیخته، دوستی های شکننده جهت دار، نهادهای اجتماعی ناموثر، کشیش های غیرقابل اعتماد، انسان را در تنهایی خود رها می کنند. این انسانهای رانده شده به تکنولوژی پناه می برند، ولی درمانی در دسترس نیست.

اعترافات دیجیتالی و بحران اومانیسم:

شبکه اجتماعی مانند فیس بوک یکی از رسانه های مجازی فعال برای طرح اعترافات است. انسانهایی که خود را در زندگی اجتماعی آزاد نمی بینند و فرد مورد اعتمادی پیدا نمی کنند، در صفحه شبکه های اجتماعی کلام خود را باز میکنند. آنها کسی را در اکران خود نمی بینند ولی به ناشناسی که رازهای او را احتمالن پنهان نگه می دارد، بطرز ناخودآگاه اعتماد می کند. یکسری تحقیقات روی شبکه های اروپایی و آمریکایی نشان میدهد که اغلب اعترافات دربرگیرنده رازهای شخصی و خصوصی افراد است. اعتراف به خیانت نسبت به همسر، اعتراف به تمایل به خود کشی، اعتراف به فانتاسم سکسی و بولهوسی های جنسی، اعتراف به همخوابگی با خواهر و مادر یا پدر و برادر، اعتراف به همخوابگی چندنفری، اعتراف به دلهره های مکرر، اعتراف به عشق سرخورده، اعتراف به اضطراب روانی، اعتراف به تنهایی، اعتراف به اندوه ناشی از مرگ یک فرد، اعتراف به خطا و گناه، اعتراف به بیماری های خطرناک، اعتراف به اعتقاد نژادی، از جمله اعترافات روی صفحه فیس بوک و دیگر شبکه ها می باشد. در زمان ارتکاب «خطاهای» فردی، اخلاق رایج در جامعه، افراد مسئول را عذاب می دهد و آنها در احساس و ناخودآگاه خود دستخوش پشیمانی هستند. راز را در دورن خود نمی توان دفن کرد و هر لحظه احساس های پس رانده به ذهن هجوم می آورند و فرد را شکنجه می دهند. انسانهایی که نگران و مضطرب می باشند نیازمند به گفتن هستند. ولی آنها نزد هرکسی نمی توانند رازگوئی کنند بنابراین به اکران پناه می برند. در برابر اکران، آنها قیافه کسی را نمی بینند، چه بسا سرزنشی نمی شنوند، آنها فکر میکنند در امنیت هستند و رازشان را آشنایان نخواهند شنید و بنابراین خود را به تکنولوژی و افراد ناشناخته آنسوی اکرانها می سپارند تا صلح درونی خود را بدست آرند. آنها برای احساس سبکی و آسودگی باید با کسی حرف بزنند و خود را درمان کنند و برای این هدف خود را به ماشین دیجیتالی می سپارند. مناسبات انسانی پاره شده در جامعه واقعی و فردگرایی و اگوئیسم سنگین موجود، فرد را بی پناه می کند ولی فرد همیشه به کسی نیاز دارد تا حرف دلش را بزند و به همین خاطر در انزوای خود و با نوعی اعتماد، با کاربران دیجیتالی روی می آورد.

البته این مناسبات خارج از خطر برای زندگی شخصی و اجتماعی نیست ولی ذهن به آبستراکسیون دست زده، خطرها را کم اهمیت تلقی نموده و «فضایی خودمانی» بوجود می آورد و رازها را بر ملا می کند. هستند کسانی با بازگوئی های اعترافات آسوده میشوند و حتا می بینند که کسان دیگری مانند آنها دچار همین گونه حالت ها می باشند. ولی افرادی هم پس از انجام اعتراف به بحران اضطرابی فرو می روند زیرا بناگهان درمی یابند که «ربات تراپوتیک»، ربات درمان دهنده، می تواند به آنها «خیانت» کند. آنها دستخوش تناقض و «گناه» می شوند ولی در آخر به این نتیجه می رسند که به «کمونوته انترنت» می توان اطمینان کرد، زیرا دربرگیرنده افراد ناشناس چهار گوشه جهان می باشد. در موارد بسیاری، پیام ها و تفسیرهای ناشناسان در پای مکالمات اعترافی آنها، صلح شکننده آنها را برهم می زند و فحاشی ها یا سرزنش ها، منبع آشوب روانی جدید برای فرد اعتراف کننده می گردد.

روشن است در موارد دیگری اعترافات بیان شده، آسودگی خاطر تولید می کند، آدمهایی که هر چه در دل دارند بیرون می ریزنند و مورد سرزنش قرار نمی گیرند، به احساس مطبوعی میرسند و این احساس رجوع آنها را به ماشین تقویت می کند. برای اینان محبت ماشینی افراد ناشناس بر محبت انسانی دنیای واقعی می چربد. دنیای دیجیتالی با جهان واقعی ارتباط دارد ولی منطق مستقل خود را دارد. همچون کهکشانی که افراد در آن در حال شناور هستند و با هیچ شیئی برخورد نمیکنند. ادمها از اجبارات سنگین زندگی روزمره واقعی جدا شده و پاره هایی از هستی خود را قسمت میکنند و به نمایش درمی آورند. نمایش روان خود برای آنها احساس سبکی تولید می کند. در واقع دیگر اندیشه های آنها نیست که هدایت می کند بلکه پولسیونها و احساس ها و عقده ها، موتور حرکت انها می شود.

انسانها هم سود می برند و هم مسخ می شوند و به چیز دیگری تبدیل می شوند. این آدمهای تکنولوژیزه شده، در روندی قرار می گیرند که از اومانیسم کلاسیک دور می شود. انسانها در احساس و رفتار خود و هویت خود تغییر یافته و معیارها و ارزش های آنها دگرگون شده و علیرغم عبور آنها در دو جهان، ویژگی و خصوصیات جهان دیجیتالی بر ذهن و دنیای فردی اشان آرام آرام و خرد و خرد غلبه می کند. 

در صفحه فیسبوکی یک کاربر ایرانی، در «انشا یک دانش آموز» با موضوع «آیا فیسبوک خوب است؟» چنین می آید:

«به نظر من فیسبوک چیز خوبی است. در فیسبوک همه آدم ها خوبند. همه چیزهای خوب و با مزه مینویسند. من فامیل های فیسبوکی خود را بیشتر از فامیل های واقعی ام دوست دارم. مثلا دایی عزت که به قول بابایم اخلاقش خیلی گند است و زورکی جواب سلام ما را میدهد کلی جوک های خنده دار در فیسبوک میگذارد و ما را میخنداند یا عمه اقدس که چشم دیدن هیچکدام ما را ندارد یک پا شاعر شده است و مرتب از مهربانی و گذشت حرف میزند. من نوشته های عمه اقدس را خیلی دوست دارم. زن عمو خدیجه همش از طبیعت و حفظ اون میگه اما مامانم میگه پس چرا پوست پفک رو تو خیابون میندازه، دایی محسن هم حرفای قشنگ واسه حیوونا میزنه و میگه باید به اونها غذا بدیم و نازشون کنیم، اما خودم دیدم با لگد یه گربه رو زد. زهرا خانم همسایه بالاییمون خانم جلسه، آیه و حدیث و دعاهای خوبی توی فیسبوک میذاره و همش از خدا تشکر میکنه اما پیش مامانم که میاد همش شوهرشو نفرین میکنه و غیبتشو میکنه. به نظر من بهشت جایی مثل فیسبوک است همه با هم خوبند و حرف های خوب میزنند. وقتی بزرگ شدم میخواهم با یکی در فیسبوک عروسی کنم و صبح تا شب با او در فیسبوک زندگی کنم. ای کاش همه بتوانیم با هم در جایی مثل فیسبوک زندگی کنیم.»

آینده پرابهام و انسان دیجیتالی:

در موازات زندگی واقعی خود ما در دنیای انترنتی هستیم. چگونه این دنیای دیجیتالی را تشریح کنیم؟ آیا با انترنت در دنیای انسانی هستیم؟ اگر جنبه انسانی بیانگر احساس هم سرنوشتی و احترام متقابل میان انسانهاست، آیا دنیای دیجیتالی خالی از ارزشهای انسانی است؟ ما زمانیکه به دنیای ادبیات سیانس فیکسیون و فیلم ربات ها توجه میکنیم میان قهرمانان ربات و ماشین، جدال و جنگ و نیز همپیمانی و همکاری و همیاری دیده میشود. بازی های ویدئویی در شبکه انترنت سرشار از جنگ و فتنه و رقابت و عشق و سکس است. حال انسانهایی که در شبکه های اجتماعی انترنتی فعال هستند و در فیس بوک زندگی فعال دارند، به ربات ها نزدیکترند یا آنها با آدمهای واقعی زندگی جاری و مستقیم انسانی، پیوند عمیقتر دارند؟ اگر چه دنیای واقعی با علم بشری دنیای دیجیتالی و انترنتی را ساخته است ولی دنیای دیجیتالی نیز به ساختن دنیای واقعی کمک میرساند. در طول تاریخ بشری رابطه انسان با ابزار تکنیکی و ماشین و تکنولوژی رابطه ای تنگاتنگ و متقابل بوده است. اگر انسان ابزار را ساخت، بقول چارلز داروین ابزار هم انسان را انسان کرد. امروز تکنولوژی و علم، انسان را میسازد، تولد او را تعیین می کند، جسم او را مانیپولاسیون می کند، تربیت او را دگرگون می کند، او را از جامعه کلاسیک می گسلد، او را به گروهای اجتماعی مجازی وصل می کند، روحیه و روان او را منقلب می کند، تنهایی و پریشانی او را بعد جدید می دهد و او را در دنیای دیجیتالی رها می کند. این انسان، انسان همیشگی نیست. ما باید فرهنگ انترنتی را با دقت تعریف کنیم، ما باید رفتار مطیع خود را از تکنولوژی انترنتی توضیح دهیم. جامعه شناسی در بررسی خود از جهان و الگوی انترنتی، معضلات جدیدی در برابر ما قرار می دهد، این معضلاب پیچیده، از یک جامعه پرخطر و از آغاز یک تمدن دیجیتالی حکایت دارند. پربلماتیک ها و پارادیگم ها تغییر یافته اند، ما نیازمند مقوله های جدید فکری و فلسفی می باشیم. 

ما آگاهیم که اثرات انترنت و شبکه ها عظیم و فزاینده اند. انترنت و موبایل ها زمان را در مقیاس خرد وکلان کوتاه کرده و سرعت را به انکشاف بیسابقه  کشانده اند، مدل مدیریت اقتصاد جهانی و سازماندهی کار و تولید بطور بیسابقه متحول شده است، رای دادن و تغییر قدرت سیاسی و توطئه گری و ایجاد بحران و دلهره بین المللی با انترنت به امر ساده ای تبدیل شده است، انسانها با انترنت با تمام جهان در ارتباط هستند، انتقال اخبار و کتاب و اسناد و عکس در یک لحظه به تمام جهان ارسال می شود، مدیریت بنگاههای تولید صنعتی و خدماتی و مشاورتی با تکنولوژی مدرن بطور بنیادی تغییر یافته است، بهبود تکنولوژیکی سیستم خبری و اطلاعاتی برای بشریت خدمات گسترده ای فراهم نموده است، سرعت در کسب شناخت و نوآوری باندازه بیکرانی رشد کرده است ، افزایش ثروت بشری باعتبار انترنت ابعاد بیسابقه پیدا کرده است و جهان هرگز به این اندازه ارزش مادی تولید نکرده است.

در همان زمان قدرت کنترل دیجیتالی بر تمامی زندگی شهروندان و نهادها غلبه یافته است. تارعنکبوتی شبکه ها در جامعه و مغزها تسلط می یابند. کتاب «1984» از «جورج اورول» ترسیم آینده جامعه ای است که در آن قدرت توتالیتاریسم و تخریب آزادی های فردی و کنترل و جاسوسی شهروندان یک قاعده فراگیر است. نمایش فیلم «اسنودن» از «اولیور استون» در نوامبر 2016 نشان میدهد که چگونه سازمان «سیا» با شبکه انترنتی نه تنها دولت ها بلکه تمام خانواده ها و انسانها را در جهان کنترل می کند. میشل فوکو می گفت با ایجاد یک گروه اجتماعی مستقل، قدرت دولتی مدرن در پی محدود نمودن کنترل است و بعنوان نمونه مسئولان یک زندان زندانیان را کنترل می کنند، ولی در نهایت نوع معماری زندان اجازه می دهد تا زندانیان نیز همدیگر را کنترل کنند، در دولت مدرن هر شهروندی پلیس خود می گردد. حال تکنولوژی های انترنتی بر همه دنیا و مغز هر شهروند سلطه می یابد. این سلطه بر مغز تنها یک کنترل برای کسب اطلاعات نیست بلکه روند تغییر الگوی اجتماعی، روان آدمی و ارزش های بشری است. (ادامه دارد).

جلال ایجادی

جامعه شناش، دانشگاه پاریس

منابع برای این نوشته:

Dominique Boullier , « sociologie du numérique », éd : Armand colin, 2016

Sherry Turkel, « seuls ensemble », éd : l’échappée, 2011, 2015

Sherry Turkel, « les enfants de l’ordinateur », éd : Denoël, 1986

Xavier Guchet, « pour un humanisme technologique », éd : Puf 2010

Milad Doueihi, « pour un humanisme numérique », éd : Seuil, 2011

Jean Michel Besnier, « Demain, les posthumains », éd : Pluriel, 2009

Jean Michel Besnier, « L’homme simplifié », éd : Pluriel, 2012

Peter Sloterdijk, « les règles pour le parc humain », Mille et Une Nuits, 2000

Gunther Andres, « l’obsolescence de l’homme », 2 tomes, éd : Ivrea/Fario, 2002/2011

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.