تلاش برای همسازی، همگامی و همگرایی جمهوری خواهان

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

همینطور که مشاهده میکنید ما در اینجا با دو وجه یک پدیده یعنی شکل پذیری اپوزیسیون و راهکارهای آن روبرو هستیم. ( من در اینجا اپوزیسیون را به معنای عام آن بدون استفاده از صفت خاص و یا پیشوند و پسوند معین بکار میبرم ). اگر چه نقش ویژه جمهوری خواهان در تمام این گفتگو برجسته است. خب این دو وجه مشخص همسازی و همگرائی میتوانند سبب دو گانگی یا پارادوکس برای اپوزیسیون هم بشوند، یعنی میتوانند از یکسو با کنار هم قرار دادن تجربه تاریخی، ضرورت اجماع و نیاز به همسازی، همکاری مشترک را ممکن کنند و از طرف دیگرهم میتوانند با جمعبندی و تکیه بر امتیازیافتن تجربیات ناسازگار گذشته، تفرقه را تبدیل به مظمون اصلی دیسکورس کنند و پایه های همکاری را یکسره چوبین کند.
غرض از باز تعریف خصوصیت های این دو وجه ویژگی های همکاری آن است که اگر انتخاب هویت با محتوای فعالیت های میدانی همخوانی و هماهنگی نداشته باشد، انگاه هویت ها تنها واژگان هایی میشوند که بر روی کاغذ باقی میمانند و خاک میخورند.

اما علت اساسی تاکید بر تکثر، چه در شکل صف بندی نیرویی و چه در قالب تنوع نظری، علیرغم ناهنجاری های ممکن نهادینه شده در آن، یک چیز است و آن هم توانمند کردن همیاری ها و هماهنگی های جمعی در رسیدن به هدف غائی، یعنی پیروزی بر ظلم حاکم. اما برای آنکه این توانمندی انسجام پیدا کند نهایتا باید از چند خصلت بهره مند باشد:
۱– تضمین امنیت: یعنی ایجاد چتر حمایتی برای عناصر شرکت کننده از طریق به نمایش گذاردن تکثر نیرو در مقابل دشمن و حضور در میدان؛
۲- فرایند ها: افزایش قابلیت دست یابی به موفقیت های سیاسی از طریق بکار گیری امکانات تبلیغاتی، لابی گری، ارائه پیشنهادات و تزهای مشخص و مشروعیت یافتن به کمک همگون کردن گفته ها و عملکرد ها؛
۳- اعتبار یافتن در میان محافل و نهاد های بین المللی؛
۴- قدرت بخشیدن به امکان بر قراری تماس ها با نهادهای مختلف صنفی-اجتماعی کشور بمنظور همه گانی تر کردن و سراسری تر کردن دامنه مبارزه .

برای ادامه مبحث شاید یاد آوری بعضی عوامل بازدارنده همسازی و همگرایی بی مناسبت نباشد:
۱- اولین و محرک ترین عنصر جلو گیر، خود خواهی ها و یا کیش شخصیت رهبران و عناصر تاثیرگذار در  تشکیلات است؛
۲- سکتاریسم حاصل از خود بینی بیش از حد و قائل نشدن فضا برای آن دیگری؛
۳- اختلافات ایدئولوژیکی. صرف مخالف بودن با سیستم و یا رژیم بهانه ای کافی برای همسازی و همگرائی نیست، چرا که نقطه عزیمت ها ی نا متقارن خروجی های متفاوتی را رقم میزنند، مثلا جمهوری خواهی در تقابل با سلطنت طلبی؛
۴- بی اعتمادی بر سر پذیرش و انتخاب رهبری آینده به سبب ناروشنایی ها و ابهامات پس از دوران گذار؛ این بند بخصوص از آنجهت اهمیت پیدا میکند که سازمانها و تشکیلات شرکت کننده، برسر مقوله تشخیص اینکه آلترناتیواز کجا آغاز میشود نظرات متفاوتی داشته باشند.
۵- عدم آمادگی جنبش های اجتمایی در همکاری و حمایت از راه کار های سازمان ها و تشکیلات سیاسی.

   اما شرط موفقیت در چیست؟

باید به یاد داشت که شکل و کاربرد شبکه های سیاسی تفاوت زیادی با شبکه های محفلی مثل انجمن قلم، سینه کلوب، کانون های ادبی و هنری و امثالهم دارد، چرا که این محافل به رغم مجامع سیاسی، فارغ از تکلیف سیاسی عمل میکنند. بنا بر این، برای ایجاد اعتماد و بمنظور جلب نیرو به درون شبکه های سیاسی، دانش تشکیلاتی، آشنایی رسانه ای، داشتن مانیفستی قابل توجیه، نقشه ای روشن و شفاف برای آینده، مسولیت پذیری و انعطاف پذیری، عواملی پر اهمیت و لازم بشمار میایند. به کلام دیگر، امروز، بر خلاف گذاشته، ارائه یک طرح خوش بین، خوش کلام و منسجم پاسخگوی لازم برای تغییر نیست. آلترناتیو برای تغییر باید شامل بینش و آینده نگری با شاخصه های رشد دانایی و فرهیختگی اجتماعی شهروندان همراه و همزاد باشد. اینجا است که جمهوریخواهان اگر نتوانند خود را با اینگونه تعدیلات همزمان و هماهنگ کنند واز ارزشمندی های این نهادها بی خبر و دور باشند نمیتوانند به وظیفه تاریخی خود عمل کنند. مانیفست تغییر جمهوری خواهان باید بینشی آینده نگر داشته باشد و نه راه حل جایگزینی.

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.