برداشتهای “سپید و سیاه” و تَ َعصبها خشکاندیشیهای فلسفی، جزمانگاشتهای دینی

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

ر. رخشانی

گوته در “رنگآموزهها”1 (یعنی در فرضیه ِی رنگها ِی خود 1810) چنین بحث میکند که نور مطلق به خود ِی خود نامریٔی، کورکننده و غی ِرقاب ِل رو َیت است. بینایی و رو َیت، تنها در بازی امواج و در برهم ُک ِن ِش2 سایه و نور، یا در درهم باز ِی3 شفاف با ِک ِدر (یا آشکار با پنهان) نمایان میشود.

“رنگها سایههایاند، درجا ِت سایهوا ِر گوناگو ِن شفافیت که از میا ِنشان، اموا ِج نو ِر نا َمریٔی به تدریج آشکار میشوند.” بدین معنی، به باور گوته، در رنگ رابطهی فیزیولوژی ِک بنیادینی بین چش ِم ما و دنیا ِی مادی برقرار است و “رنگ چیزی ست که از درو ِن آن رویت آغاز میشود، یعنی بارقهی بینایی، که اث ِر آن رابطهی فیزیولوژیک است.” او مینویسد : “رنگها درجا ِت اموا ِج سایه در نور اند، مطابق با رابطهای بیش و کم. در سفید کمترین میزا ِن سایه و در سیاه بیشترین میزا ِن آن است.4 ” اما اگر دنیا ِی نو ِر مطلق- مانند آفتا ِب کورکننده و خیرهکننده – نامریٔیست، به باور گوته، “دنیا ِی سیاه و سپید نیز همچنان غی ِرمشخص، َب َدوی، نیمهنامریٔی و بندرت قاب ِل رویت است.5”

“اثرآنرابطه”را،یعنیبارقهیبینایییاقابلی ِترویترا،آغازیدیرتراست،درآنجاکهاولینوآخریندرجا ِتبیشیو کمی، ماتی و ناشفافی ، با امواج کاهش و افزایش مییابند و در آن هنگام که سپیدی بمرور تیره و سیاهی بتدریج روشن می شود و سایهها آغاز میگردند.

در آغا ِز بینایی، تنها نخستین شک ِل رویت، یعنی هاله یا آتمسفری نیمهنامریٔی، که َب َدویترین یا گذراترین شک ِل دیدن است، یعنی نیمنگاهی لحظهوار و کوتاه، نیمهدریافتی َب َدوی و یا نظری اجمالی بیش نداریم6. بدین مفهوم، هرچه فاصله از “سیاه و سپید” بیشتر، دنیا قاب ِل رویتتر و مشخصتر شده، انحنا ِی اجسام و چیزها و اشیأ دیدنی تر میشوند؛ و اَشکال، لبهها، مرزها و سطو ِح ماد ِی چیزها، به نور سایه یا به روشنایی رنگ میپاشند؛ و هرآنچه نیمه واقعی، نیمهنامریٔی، کورکننده، یا سایها ِی َب َدوی و غی ِرقاب ِل رو َیت بود، دیدنی و قاب ِل رو َیت و واقعیتر میشود.

با چنین برداشتی؛ ما نیز در تَ َعصبها، خشکاندیشیها، جزمانگاشتها، توهمات و “برداشتها ِی سیاه و سپید7” خود، “انسانها ِی به زنجیرکشیده در انتهای غاری” (تمثیل افلاطون) بیش نبوده و نیستیم که “سایهها ِی َب َدوی را با واقعیات اشتباه گرفته و میگیریم.8”

1 Die Tafeln zur Farbenlehre und deren Erklaerungen. Johann Wolfgang von Goethe. Hardback, Goethe Institute, Los Angeles, 1994. 2

برداشتهای “سپید و سیاه” و تَ َعصبها خشکاندیشیهای فلسفی، جزمانگاشتهای دینی

Interaction 3

Interplay 4

Die Tafeln zur Farbenlehre und deren Erklaerungen. Johann Wolfgang von Goethe. Hardback, Goethe Institute, Los Angeles, 1994. 5

Die Tafeln zur Farbenlehre und deren Erklaerungen. Johann Wolfgang von Goethe. Hardback, Goethe Institute, Los Angeles, 1994.

برای مبحث مدرن تر از نور و طیف الکترومغناطیسی ر. ک. به

Rakhshani, R. Origins of Modernity, Even Development in the Evolution of Science and Technology. Charleston, SC, CreateSpace, 2011. Pages 133-145 and Pages 406-417.

7

متاسفانه بنظر میرسد که بخش بزرگی از ما اندیشمندان، دچار شیزوفرنی فرهنگی، در مرز میان توهم و حقیقت گیر کرده و معلق هستیم. یعنی بین حقیقت “آنچه هستیم” و خیال و توهم “آنچه باید باشیم” سرگردانیم. خیال میکنیم “آنچه باید باشیم” هستیم، در حالیکه “آنچه هستیم” نباید باشیم

8

6

بدین معنی، بنابر “رنگآموزهها” یا “فرضیه ِی رنگها ِی” گوته9، آفرین ِش دیدن و رو َیت را مراحلی سهگانه است: گذاری از نو ِر مطل ِق کورکننده یا گذاری از روشناییای غی ِرقاب ِل رویت میکنیم؛ تا به هاله و یا آتمسف ِر “سیاه و سپیدی” گذرا و نیمه نامریٔی و غی ِرمشخص میرسیم؛ و بالاخره به رنگها و به طرحها ِی مشخ ِص اجسام گذر میکنیم، یعنی به آنجا که سپید به مرور تیره؛ و سیاه به تدریج روشن میشود؛ و ما به دنیا ِی اموا ِج رنگها وارد میشویم10، یعنی به جایی که به قول ژیل دلوز11 “هزاران فلا ِت” دیدنی داریم؛ یعنی به دنیا ِی مشخص و آشنایی که در آن قابلی ِت شناسای ِی واقعیات12 را مییابیم13.

Plato, The Republic, Book VII, pg. 259. Translated by Benjamin Jewett. 9

Goethe’s Theory of Colors. Johann Wolfgang von Goethe. Charles Lock Eastlake (Translator.) Published by Read & Company, 2024. 10

R. Rakhshani, Selected Poems, pg. 277, Published by CreateSpace, An Amazon subsidiary, 2014. 11

Deleuze, G. and Guattari, F. Mille Plateaux: Capitalisme et Schizophrenie II, Paris, Minuit, 1980. A Thousand Plateaus. Translated by Brian Massumi. Minneapolis, University of Minnesota Press, 1987.

13

12

جایی که با شناخت واقعیات، حقیقت را در مییابیم، خشک اندیشیها محو میشوند و از صمیم قلب میخندیم تا آدمیت انسانی ما آزاد گردد

Rakhshani, R. Origins of Modernity, Even Development in the Evolution of Science and Technology. Charleston, SC, CreateSpace, 2011. Pages 412 and 413.

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.