امروز سه شنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۹

ساعت ۰۸:۳۸

 
سخن روز

۲۴- متن سخنرانی فرهنگ قاسمی در میدان لوکزامبورگ بروکسل پارلمان اروپا

5 ماه گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=123631

لینک کوتاه


سخنرانی فرهنگ قاسمی در میدان لوکزامبورگ بروکسل پارلمان اروپا

خانم ها، اقایان

اگر ما اینجا گرد آمده‌ایم برای این است که از مبارزات مردم، به ویژه جوانانی دفاع کنیم که هزار هزار، در جای جای ایران، از شمال تا جنوب از شرق تا غرب یک پارچه، علیه نظام‌ توتالیتر و حکومت دینى جمهوری اسلامی به پا خاستند، جان باختند، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، به زندان های وحشتناک رژیم جنایتکار افتادند و هر روز زیر شکنجه های دژخیمان قرار دارند.
اگر ما امروز از اقصی نقاط اروپا و حتی از کانادا در اینجا گرد‌هم آمده ایم برای اینست که به طور استوار و با مشتی گره کرده دادخواه ملت ایران باشیم؛ و با صدای بلند بگوییم در حکومت اسلامی نه تنها حق آزادانه پرسش و انتقاد وجود ندارد، بلکه در آن حاکمیت ضد انسانی، جائی برای تظاهرات و اعتراضات ِ مردم باقی نمانده و اگر مردمان دست به اعتراض و اعتصاب و نافرمانی بزنند پاسخ آنان غیر از شلیک مستقیم در مغزشان، سرکوب وحشیانه، کشتار گروهی، زندان، شکنجه و تبعید نیست.
ما اگر در اینجا گرد هم آمده‌ایم برای این است که بگوییم؛ این بار نخست نیست که رژیم جمهوری اسلامی دست به کشتار مردم می زند، بلکه این شیوه و روش همیشگی او بوده است؛ ما می خواهیم صدای مردمان زیر ستم خود باشیم؛ می خواهیم با صدای بلند به شما نمایندگان ِ مردمان ِ اروپا بگوییم، ایران بزرگ، جایگاه نخستین تمدن جهان و تدوین کننده نخستین سند حقوق انسانی، دچار یک طاعون بزرگ، به نام جمهوری اسلامی، همزاد عقب مانده‌ترین سنن و رسومات جامعه انسانی، شده و چهل سال است که این طاعون آنرا می‌خورد و مردمان آن را می‌کشد.
ما اگر امروز در اینجا در سرما زمستان و زیر باران گرد‌هم آمده‌ایم برای این است که بگوییم جنبشی که از هفته آخر آبان‌ماه ۱۳۹۸ ( اواسط ماه نوامبر ۲۰۱۹ ) به دنبال گران شدن قیمت “بنزین” در ایران سر بلند کرد به عنوان یکی از جنبش های مهم سالهای ِ اخیر علیه جمهوری اسلامی در تاریخ ثبت شد، جنبشی خودجوش، مستقل و غیر وابسته به عوامل جمهوری اسلامی حاکم در ایران، همینطور مستقل از قدرت های خارجی بود. ادعای رژیم در مورد وابستگی این حرکت به بیگانگان به همان اندازه نادرست است که ادعای برخی از افراد مخالف رژیم که می خواهند آن را به خود منسوب سازند. آری می خواهیم بگوییم درست است که این حرکت اجتماعی علیه گرانی بنزین شروع شد، اما در واقع این گرانی جرقه‌ای بود برخاسته از صبر مملو از فقر، فساد، ناامیدی، استبداد، جهان ستیزی، نابسامانی در مدیریت جامعه، ناکارآمدی سیستمیک، گرانی افسار گسیخته، ‌بیکاری، نابرابری و ناامنی اجتماعی و فردی، که به جنبشی همه‌گیر تبدیل شد. این اعتراضات با آرامش، و با استفاده از تجربیات گذشته، در فضایی غیر ِ خشونت‌آمیز قد راست کرد و همانطور که حدس زده می شد توسط عوامل خودِ رژیم به خشونت و به خرابکاری های سازمان‌یافته کشیده شد تا بتوانند جنبش مدنی و آرام و خشونت پرهیز مردم را با خشونتی جنایتکارانه سرکوب کند.
ما اگر امروز در اینجا هستیم برای اینست که بگوییم، عکس العمل مردم بیگناه، در برابر خشونت رژیم، به هیچ‌وجه با رفتار خش و غیر انسانی حاکمیت قابل مقایسه نیست؛ اگر بخشی از اعتراض کنندگان، در برابر خشونتی که از سوی رژیم اعمال شد به دفاع از خود پرداختند، از حق ِ طبیعی ِ خود استفاده کردند که در پاراگراف سوم ِ مقدمه اعلامیه بین المللی حقوق بشر آمده است.
ما در اینجا گرد آمده‌ایم برای اینست که بگوییم، ملت ِ نجیب ِ ایران انساندوست و خشونت پرهیز است و به هیچ عنوان، اقدامات ِ دفاعی مردم را نمی‌توان با خشونت‌هایی که از طرف عوامل رژیم، ماموران ِ سپاه و بسیج و حشد الشعبی و فاطمیون … که در ویدئوهای مستند دیده شده اند مقایسه کرد.
ما اگر در اینجا گرد آمده‌ایم برای این است بگوییم، که رژیم ِ حاکم بر ایران، حتی، از حاکمیت دیکتاتوری ِ عقب گرای ولایت فقیه اسلامی باز هم عقب گرا تر شد و به خلافت مطلقه استبدادی اسلامی تازه ای نزول کرد و خامنه‌ای جنایتکار دیکتاتور مطلق العنان آن شد. امروز او مدعی می‌باشد که بر جنبش مردم پیروز شده‌است! این ادعای خامنه‌ای از نظر علمی بی اساس است، زیرا با خشونت ممکن است به سرکوب موقتی جامعه‌ای دست یافت، اما هرگز هیچ دیکتاتوری با خشونت و سرکوب نمی تواند بر هیچ جنبش اجتماعی پیروز شود. از نظر سیاسی هر جنبش اجتماعی مرحله‌ای از رشد جامعه است. با این حرکت مردمی آن رشد در متن جامعه به وقوع پیوست و آن خشونت و عمل سرکوب گرانه در کارنامه پر از نامردمی ‌ِ جمهوری اسلامی به ثبت رسید.
آری امروز، رشد اجتماعی و مبارزه علیه رژیم وارد مرحله تازه‌ای شده است که به نظرم راه درست و مطابق با شرائط را خود کشف خواهد کرد. بی تردید این کشف با آنچه که تاکنون شاهد بوده‌ایم یکی نخواهند بود، باید کوشید در حد امکان عاری از انتقام جویی و خشونت باشد و مطمئن هستم با نیروی انسانی دانش‌پژوه و فرهیخته و با تجربیاتی و تدابیری که در آن جامعه فعال وجود دارد غیر از این نیست. و این ملت پاس دارنده منشور جهان جهانی حقوق بشر خواهد شد.
آری خانم ها، آقایان، نمایندگان پارلمان اروپا، ما در اینجا جمع شده‌ایم تا با صدای رسا اعلام کنیم که مردم ایران جمهوری اسلامی را نمی‌خواهند.
در خاتمه به عنوان رئیس کمیسیون حقوق بشر فدراسیون دانشگاهها و مدارس عالی اروپا و به عنوان کسی که که بیش از ۴۰ سال در زمینه دفاع از حقوق بشر مبارزه کرده است، به اعضای پارلمان اروپا، به مسئولین ذی نفوذ دولت های اروپایی، و مقامات مسئول حقوق بشر پارلمان اروپا هشدار می دهم که وقت آن رسیده است تا دست از حمایت این رژیم خونخوار بردارید و از مبارزات ایرانیان برای جمهوری ایران بر اساس آزادی، دموکراسی، استقلال، رعایت حقوق انسانی و لائیسیته دفاع کنند؛ گسترش خشونت دولتی در ایران و افزایش هرج و مرج و عدم رعایت اصول انسانی برای همه از جمله کشورهای اروپایی زیان بار است. و من اطمینان دارم که نجات ایران از استبداد کمک زیادی به پالایش خاورمیانه از استبداد، ارتجاع، آوارگی و جنگ خواهد شد و صلح را در منطقه و جهان تضمین خواهد کرد.
نه به فقر، استبداد و حکومت دینی
زنده باد آزادی، استقلال و جمهوری ایران

 1.مرکز بهداشت جهانی ( OMS یا WHO)  خشونت را تحت عنوان «استفادهٔ عامدانه از نیروی جسمی یا قدرت، به صورت تهدید آمیز یا واقعی، علیه خود، دیگری یا گروه یا جامعه‌ای، که موجب آسیب، مرگ، آسیب روانی، عقب افتادگی رشد یا محرومیت می‌شود یا احتمال این رخدادها را بسیار بالا می‌برد» می داند.

2.Seulement pour mémoire

La Charte internationale des droits de l’homme se compose de 5 textes : la Déclaration universelle des droits de 1948, simple résolution de l’ONU, et deux Pactes internationaux de 1966 qui donnent une forme juridiquement obligatoire aux droits reconnus : droits économiques, sociaux et culturels (PIDESC) et droits civils et politiques (PIDCP) ; deux Protocoles facultatifs complètent enfin le PIDCP : le premier permettant les réclamations individuelles (entré en vigueur le 23-03-1976) et le deuxième pour l’abolition de la peine de mort (entré en vigueur le 11-07-1991)

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما