امروز پنج شنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۱

ساعت ۱۸:۱۹

 
مقالات

نخبگان در خدمت بیگانگان

5 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=108300

لینک کوتاه

محمود دلخواسته

کوشش دیگری و از نگاهی دیگری است تا نشان دهم که چگونه می شود که وطن ما، از شکستهای ایران از روسیه ببعد، فوج فوج نخبگان وابسته و در خدمت قدرتهای خارجی ایجاد می کند و اینگونه راه مداوای بیماری قدرت زدگی و حقارت زدگی اشان را یافت:

“از آنجا که اندیشه راهنمای نخبه گرایی و نیز اصالت بخشیدن به قدرت آمریکا، که در ذهنیت آنها قدر قدرت است، ساری و جاریست، اوباما را مسئول شکست جنبش سبز معرفی می کنند. چرا که در بستر چنین باوری، مردم، ناتوان و در واقع هیچکاره می باشند و این ابر قدرت آمریکاست که اگر اراده کند می برد و اگر اراده کند نگاه می دارد و اگر اراده کند می آورد. به همین علت است که توانا به تجزیه و تحلیل دینامیسم و اندیشه راهنمای جنبش سبز نیستند، چرا که در اینصورت نیاز دارند که مردم را و نقاط ضعف و قوت جنشی را که بطور خود جوش ایجاد کردند به حساب بیاورند. اگر امضا کنندگان رها از این نوع نگرش بودند آنگاه در شفافیت کامل می توانستند ببیینند که علت شکست جنبش سبز نه عدم حمایت اوباما و یا شدت سرکوب رژیم، بلکه خود را زندانی گفتمان اصلاح طلبی کردن و بدنبال رهبرانی افتادن که ایده آلشان دوران طلایی امام بود و اجرای بدون تنازل قانونی اساسی ولایت مطلقه فقیه و اینگونه از قبل خود را محکوم به شکست خوردن کرده بود. جنبشی که از قبل اعلام می کند که رژیم ولایت مطلقه فقیه را مقبول می داند و رهبری آقای خامنه ای را می پذیرد و بنابراین شعارش نه <حق من کو؟> که <رای من کو؟> می باشد، به رژیم و بدنه آن پیام می دهد که هیچ نگرانی از سرنگونی نباید داشته باشد و هر بلایی را که بخواهد می تواند بر سر آنها بیاورد و اینگونه است که بدنه رژیم اگر هم تصمیم به خروج از رژیم بگیرد هیچ محلی را برای به آنطرف رفتن نمی بینند. درست بر عکس انقلاب بهمن که نظامی فراری، که خود یکی از آنها بودم، نیک می دانست که در صورت فرار، جای او بر قلب و چشم جامعه می باشد و جامعه او را در بر خواهد گرفت.

اگر اینگونه به تحلیل برای یافتن دلایل شکست جنبش دست زده بودند آنگاه متوجه می شدند که وقتی بخشی از جنبش با اوباما پیام می دهد:”اوباما یا با ما یا با اونا” در واقع از خود و تواناییهای خود غافل شده است و چشم به جهت گیری رئیس جمهور آمریکا دارد، در غیر اینصورت شعارش “اوباما نه با اونا و نه با ما” می شد. چرا که وقتی جنبشی با چنین شعاری دست به جنبش می زند، هم به خود و هم به قدرتهای جهانی می گوید که این جنبش به تواناییهای خود عارف و در استقلال و آزادی است که عمل می کند و اجازه دخالت قدرتهای خارجی را به آن نمی دهد.”

“خود را آلتر ناتیو دموکراتیک معرفی کرده که در پی مشروعیت و حمایت گرفتن از ترامپ می باشد ( یعنی همان کاری که اقای رضا پهلوی زودتر از اینها در نامه ای به ترامپ انجام دادند.) و می گویند:” ما از دولت جدید می‌خواهیم که از ایرانیان طرفدار دمکراسی که هدف‌شان جایگزین کردن رژیم خمینیست تهران با یک حکومت مبتنی بر دمکراسی لیبرال است، پشتیبانی کند.” این درخواست و نفس تماس نشان می دهد که مقصود نامه نویسان، قدرت است و سخن گفتن از دموکراسی بهانه است و “مقصود تویی و کعبه و بتخانه بهانه”، چرا که اگر هدف استقرار نظامی دموکراتیک بود و از آنجا که این مردم هستند که نظام دموکراتیک را می سازند و در اختیار می گیرند، بنابراین راه استقرار مردم سالاری از مردم می گذرد و نه از کاخ سفید. باز به بیان دیگر، با این نامه، دم خروس خود را نشان می دهند و اینکه هدف و منظور آنها از نامه ای انباشته از چاپلوسی و تملق به دشمن آزادی و دموکراسی، این است که از ترامپ می خواهند که به آنها نقش چلبی و کارزای را واگذار کند. یعنی همان نقشی که قبلا امثال آقای محسن سازگارا در پی آن بودند.آنها در بازی کردن نقش چلبی و کارزای بپذیرد.”

“مردم سالاری بیش از هر چیز یک فرهنگ است که در جریان مبارزه در فرد فرد مردم و تغییر در نظامهای ارزشی و نرمهای جامعه می باشد که روی می دهد و البته این تغییر از درون است که رخ می دهد و همانگونه که تجربه می گوید، دموکراسی را ولو به ضرب پیشرفته ترین ارتشهای جهان نیز نمی تواند حقنه جامعه ای کرد. بدون چنین تغییری حتی استقرار دموکراتیک ترین قانون اساسی و نظام سیاسی، جامعه و فرهنگ و سیاست را دموکراتیک نمی کند. بر عکس آن را نیز در حال حاضر و بخصوص در آمریکا شاهدیم که به علت روی برگرداندن بخش بزرگی از جامعه آمریکایی از ارزشهای دموکراتیک، دموکراسی در این کشور با بحران روبرو شده است و نیز شاهد رشد جریانهای نژاد پرست ضد دموکراتیک در اروپا می باشیم.”

نخبگان در خدمت بیگانگان

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما