سخن روز

لائیسیته در زنجیر

4 هفته گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=125379

لینک کوتاه


افسوس و صد افسوس که بخش بزرگی از آنچه که در انقلاب ۵۷ ارزش بود در جامعه امروز ضد ارزش شده‌است. امروز می‌توان گفت استناد به آن ارزش‌های ناپایدار برای تعیین راهکارهای مبارزه علیه جمهوری اسلامی غلط است. بطور مثال شعار “دین افیون توده‌ هاست” که در آن زمان یک شعار ضد انقلابی و شعار کمونیستی و کفر محسوب میشد، امروز دیگر آن مفهوم و اعتبار را ندارد، زیرا، مردم دیدند و می بینید که به نام دین چه بی‌عدالتی‌ها و استبداد‌ها و غارت‌ها و خیانت‌هائی بر آنان روا می‌شود.

همینطور، آورده‌ی”حکومت نعلین” زنده یاد بختیار، که یک شعار مصطلح در جامعه ایرانی و علیه حکومت آخوندی نیز بود، نمونه دیگر قابل ذکر است، زیرا هر روز اثرات ویرانگرانه حکومت نعلین را مردم با خون و پوست لمس می‌کنند. بطوریکه، با وجود نبود آمار درست در نتیجه عدم امکان تجسس درست و علمی، به نظر می رسد که قریب به اتفاق مردم ایران از دین و مذهب و شریعت بیزار و سرخورده شده‌اند.

متاسفانه، آن‌ روزها، یعنی در سالهای قبل و بعد از انقلاب ۵۷، بخش بزرگی از روشنفکران با رفتار  مماشات آمیز ِ خود، دو اشتباه بزرگ را مرتکب شدند.

۱- برخی توده‌های فریب‌خورده را دنبال کردند تا وجیه المله بمانند.

۲ – یک عده دیگر خود را سانسور کردند تا به انقلاب لطمه نخورد و رهبر یکی بماند!

نتیجه آن رفتارهای نادرست را دیدیم و باز هر روز و تا زمانی که این رژیم منحوس بر سر کار هست خواهیم دید. خمینی و بهتر بگویم سیاست خارجی پشتیبان او با وسیله قرار دادن بازرگان مردم و روشنفکران را فریب داد.

حقوقدان و روشنفکر روشن بین، مصطفی رحیمی، طی مقاله ی بزرگی نوشت ؛ چرا با جمهوری اسلامی مخالف هستم. وبو دیدیم که این کورفکران  بسیاری از جوانان پرشور و انقلابی ما را کشتند.

امروز، در جهانی با چهل و اندی سال تفاوت با آن زمان و انکشاف ارزش‌های نوین جهانشمول، اگر کسی در دام استدلال مقایسه‌ای ارزش های دیروز با ارزش‌های امروز بیفتد شاید در خطای کامل باشد. چنانچه Voltaire آورده‌‌ است : “مقایسه، دلیل حقیقت نیست”.

اما فراموش نکنیم که تجربه آموختن از گذشته با مقایسه متفاوت است. اولی اگر با علم و عمل انجام شود پروسه انکشاف رشد همگانی را بکار می اندازد و دومی اگر با متد علمی انجام شود می‌تواند درس‌های آینده باشد.

این یاد آوری‌ها را کردم تا به دنبال کوششی هائی که به نوبه خود، هرچه ناچیز، سالهاست، برای تفهیم و ترویج لائیسیته می‌کنم، بگویم: یکی از آن اصولی را که باید امروز گفت و تکرار و از آن دفاع کرد و آن را به میان مردم و ملت بُرد خود ِ واژه و همینطور مفهوم ِ درست لائیسیته است. به نظرم این موضوع در شرائط امروز ایران فوق‌العاده مهم و پر اهمیت می باشد و در این برهه از قلیان اجتماعی شانس فراگیر شدنش فراوان است.

معتقدم که ننگین ترین افراد بشری روشنفکرانی هستند که به دنبال عوام حرکت می‌کنند. زیرا اعتقاد دارم در یک جامعه سالم، نقش روشنفکران و مبارزان سیاسی اینست که راست گفتار و درست کردار باشند، خود را سانسور نکنند. یکی از این ناراستی ها تغابن سکولاریسم به لائیسیته است یعنی به جای لائیسیته از سکولاریسم دفاع کردن است، که دومی نقش و دخالت دین در حاکمیت را به درستی نفی نمی‌کند و در این سیستم نقش و دخالت دین در دولت باقی می‌ماند. هدف لائیسیته به هیچ‌وجه کوبیدن و زدودن دین نیست بلکه آزادی و برابری حقوقی ادیان و عقاید و نژاد‌ها و اقلیت ها است.  امروز باید گفت و ترویج و تکرار کرد، که لائیسیته جهان‌شمول است و در مفهوم سیاسی نه نتها بطور کامل دخالت «دین» و «دولت – نهادهای حکومتی» را اکیداً ممنوع میکند بلکه مخالف هر نوع تبعیض است، از همه‌ی آزادی‌ها جامعه انسانی و در همه زمینه‌ها دفاع می کند. پس درست است که روشنفکران و تلاشگران اجتماعی و سیاسی در انتخاب واژه لائیسیته همگرایی ( convergence) داشته باشند. نویسنده در “سخن روز” پیشین کوشیده است برخی از تفاوت های لائیسیته و سکولاریسم را به اختصار بیان کند.

روشنفکر واقعی به هیچ عذر و بهانه‌ای به ویژه به دلیل “ندانستن” عامه مردم، خود را سانسور نمیکند و از مسئولیت خود، که همانا روش کردن افکار عقب مانده و بیدار کردن اذهان در تاریکی ِ جهل خفته است، استعفاء نمی‌دهد. آموزش، گفتگو، تعامل و استناد به قوانین پیشرفته جهانی از جمله ابزار هائی هستند که باید در این راه بکار برد تا گره‌ها گشوده گردند و اذهان و افکار عمومی کشور روشن و آگاه شوند. کاری دشوار است اما ناشدنی نیست و هیچ جامعه‌ای با سهل‌انگاری به جائی نمی‌رسد و پیشرفت نمی‌کند.

به گواهی تاریخ دخالت دین و دولت در جهان و در ایران، نتیجه‌ای غیر از گسترش واپسگرائی و حاکمیت استبداد و فقر از خود به جای نگذاشته است. از جمله ما ایرانیان به دلیل این دخالت و بده و بستان دین و دولت و قدرت سیاسی ضربات زیادی را تحمل کرده‌ایم و در رفع این اشتباه بزرگ تاریخی به اندازه کافی کوشا نبوده‌ایم.

واقعیت اینست که جامعه ‌ای پیشرفت خواهد کرد که در آن فقر و استبداد، – با ارائه آرمان‌ها، کوشش ها و ایجاد جنبش های اجتماعی‌ – در برابر عدالت و دموکراسی عقب نشینی کنند و نسل مبارزه بداند و آگاه باشد که برای بدست آوردن استقلال، دموکراسی و آزادی سر این اژدهای دوسر را باید کوبید و باور بیاورد که در جهان امروز سر ناف سرکوب استبداد و فقر به  ارزش‌های لائیک وابسته است . 

استدلال ِ اینکه، این واژه لاتین است و عامه مردم آن را درک نمی‌کنند البته می تواند درست باشد، اما نباید سد راه شود و قفل سکوت را بر لب جویندگان حقیقت بزند. همانطور که دمکراسی و صدها واژه لاتین دیگر در اثر کوشش روشنفکران و تلاشگران فرهنگی، ادبی و سیاسی در زبان فارسی مفاهیم خود را یافتند و امروز مورد استفاده قرار میگیرند، لائیسیته نیز که یک ارزش جهان‌شمول است، می تواند و باید در اثر کوشش مردم آگاه و مسئول، به ویژه در فضای ارتباطی عصر حاضر سریع‌تر از حرکت برق و قوی‌تر از صدها ارتش نظامی و جنگی، جای خود را باز کند و راه را بر عقب ماندگی و حاکمیت دینی و گسترش  عوامفریبی ببندد.

آری:

 “رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم

شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی «حافظ»

فرهنگ قاسمی

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما