سیاست

طرح “رفراندوم” یا “همه پرسی” و تجارب گذشته و حال

2 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

آیا خزان عربی به ایران خواهد رسید و در “جزیره آرامش” طوفان بپا خواهد شد؟
https://rangin-kaman.net/?p=117469

لینک کوتاه

امین بیات

اخیرا نوشته ای تحت عنوان “بیانیه فراخوان برگزاری رفراندوم جهت تعیین نوع حکومت آینده ایران” با امضاءپانزده نفر از افراد سرشناس در ایران و خارج کشور(خانمها نسیرین ستوده- شیرین عبادی- خانم نرگس محمدی و آقایان پیام اخوان- جعفر پناهی – محسن سازگارا- محمد سیف زاده- حسن شریعتمداری- حشمت الله تبرزدی- ابوالفضل قدیانی – محسن کدیور – محسن مخملباف – محمد ملکی – محمد نوریزاد- کاظم کردوانی)انتشار یافته است. همچنین روحانی در روز 22 بهمن در طی سخنرانی خود برای برون رفت از بن بست و معضلات عدیده ای که جمهوری اسلامی و روحانی با آنها روبروست، عوامفریبانه پیشنهاد همه پرسی” کرد. در آذر ماه سال 1383 نیز فراخوانی با امضاء7 نفر(خانم مهر انگیز کار-علی افشاری- رضا دلبری- محسن سازگارا – اکبر عطری – محمد ملکی- عبدالله مومنی) با همین مضمون و به ضرورت رفراندوم برای آگاهی به افکار عمومی ، انتشار دادند. در ارتباط با فراخوان هفت نفر در ایران و خارج از کشور مورد استقبال و حمایت و مخالفت عده ای قرار گرفت و مقدار چشمگیری امضا نیز جمع آوری شد، همچنین تعداد بیشماری از طیفهای مختلف از جمله سلطنت طلبها- و نیروهای سیاسی چپ ، ملی و دمکرات ، از آن پشتیبانی و مخالفت خود را ابراز داشتند، امروز نیز بازار بحث و گفتگو در میان همان طیفها به اضافه عناصر ی از درون رژیم تنور” رفراندوم” را گرم گرم کرده اند. همچون گذشته سئوالهای بسیاری مطرح میشود از جمله اینکه این بار نیز بازی سیاسی است؟ انتلاف میان جمهوریخواه و سلطنتت طلب است؟ طرحی است از جانب بیگانه؟ هدف از رفراندوم چیست؟ آ یا طرح از کانون داخل رژیم است و ترفندی جدید؟ یا طرحی خارجی؟ چرا رژیم اصلاح پذیر نیست و چرا رفراندوم ؟ چرا هر دو روی” رفراندوم” را مردم نمی بینند؟ آیا اپوزیسیون بی برنامه است؟ آیا رفراندوم شعاری برای فریب دوباره مردم است؟ آیا شیوه رفراندوم ابزاری دمکراتیک برای نا فرمانی مدنی است؟ و بالاخره چرا امروز بر اندازی کلیت نظام نه و فردا بعد از این رژیم برگزاری رفراندوم بله. تعجب در این است که با آگاهی بر اعتراضات میلیونی مردم در دیماه امسال در خیابانهای صد شهر ایران که فریاد زدند ما جمهوری اسلامی نمیخواهیم و بیش از سی نفر گشته توسط وزارت اطلاعات رژیم و باز داشت بیش از پنجهزار نفر که بخش زیادی هنوز در زندان میباشند، عده ای فراخوان رفراندم میدهند و توضیح نمیدهند که چه هدفی دارند. اما آقای روحانی برای فرار از دست واقعیت طرح عوامفریبانه ” همه پرسی” را طبق اصل 59 قانون اساسی به حریف سیاسی خود پیشنهاد میکند، مخاطبین روحانی معلوم است چه کسانی هستند که در درون رژیم با این طرح مخالفند، نوشته ها ی عوامل قلم بدست نظام این واقعیت را بخوبی نشان دادند، و حتا اظهار داشتند که این طرح مشکوک است. روحانی برای کسب دوستی و اشتراک بیشتر در پیشبرد سیاست نئو لیبرالی حکومت و حفظ نظام اسلامی این طرح را پیشنهاد کرده تا طرف مقابل را بترساند از نتیجه چنین “همه پرسی”یعنی نه به جمهوری اسلامی یا آری به این نظام، به زبان دیگر طرح صورت مسئله برای حل اختلافات میان خامنه ای ، سپاه و اطلاعات است ، و این خود نشان از آن دارد که تفاوتی ماهوی با هم ندارند و بر سر حفظ نظام تفاهم داشته و بخوبی وحشت از اجراء مواد مندرج در این قانون اساسی دست پخت خود دارند، وهمچنین به معترضین در خیابانها برسانند که خواستهایشان را در دستورکار دارند، تا افکارشان از ادامه اعتراضات فاصله بگیرد. جالب است که پس از طرح عوامفریبانه روحانی گروه پانزده نفره که اکثر قریب باتفاق آنها جزء شاخه خجالتی اصلاح طلب و حامی آنها در گذشته و امروز هر کدام بنوعی بوده اند، البته تکلیف محسن سازگارا از همه بیشتر معلوم است، از یکطرف در خط پیاده کردن اهداف نئولیبرالی و در محافل امپریالیستی پرسه میزند و حقوق میگیرد و از طرف دیگر گذشته او و مخملباف در خوش خدمتی به نظام خمینی شهره خاص و عام بوده و هست، طرح خود را در تکمیل طرح روحانی بسرعت انتشار دادند که 8 نفر از ایران و 7 نفر از خارج کشور آنرا امضاء کرده اند. قابل ذکر است که در دیماه امسال در هیچکدام از 100 شهر ایران برای مردم مسئله “همه پرسی” مطرح نبود بلکه یک صدا مسئله رد کلیت نظام برای مردم درسرلوحه شعارهایشان چشمگیر بود وعکس العمل روحانی و 15 نفر “اصلاح طلب” و حامیانشان نشان وحشت آنها از براندازی دارد. مردم خسته ولی مصمم ، وآگاه از عملکرد جنایتکارانه چهل ساله رژیم ، آگاهانه با شعار رفرمیستی “همه پرسی” آنهم با بودن رژیم جمهوری اسلامی در قدرت ، هیچگونه مشارکتی نمی بینند، یعنی مسئله بر چیده شدن بساط ملاها مستقیما در دستور کار آینده مردم و نیر و های متشکل جامعه قرار گرفته و “رفراندوم” را به معنی خواست طبقه متوسط جامعه، رفرمیستی در چهار چوب نیروهای مسالمت جو ارزیابی میکنند، چون میدانند و دریافته اند که با نظام جمهوری اسلامی مسالمت دیگر بی معنی است. طرح “رفراندوم ” روحانی نشان از تایید بن بست سیاسی – اجتماعی – اقتصادی رژیم دارد و توسط خود دولت و با مراجعه به همین قانون اساسی اسلامی خونبار کار را به اینجا و امروز کشاندند، اما طرح محسن سازگارا، مخملباف دارای دو جنبه است، ادامه طرح نئو لیبرالی دولت روحانی و دومی اغفال عناصری از درون آنهم بعلت نا آگاهی و قرار گرفتن مستقیم زیر فشار روحی و سیاسی از جانب وزارت اطلاعات و نشان دادن عکس العمل بعنوان مخالفت میباشد. مفهوم بر گزاری رفراندوم آنهم در نظام جمهوری اسلامی ایران که دارای پرونده خونین چهل ساله علیه مردم ایران از کلیه اقشار جامعه میباشد و بدلیل اینکه جنایات بیشماری مرتکب شده است و در حال حاضر کلیتش مورد نفرت اکثریت مردم ایران میباشد ، طراحان طرح رفراندوم بدون اینکه بر خورد اصولی و کلی نسبت به رژیم بنمایند تنها به تبلیغات در مورد تغییرات در قانون اساسی بسنده کرده و سر پوش روی عملکرد غیر انسانی در مورد زندگی میلیونها کارگر و زحمتکشان در ایران و میلیونها بیکار ، گذاشته اند. و یکبار دیگر قصد فریب افکار عمومی را دارند. طبیعی است که در ایران مبارزه اقشار مختلف در راستای منافع هر قشر برای خود پیش میرود و در اینکه جناح هوادار سرمایه داری هم همچون جناح کارگری و زحمتکشان از این رژیم هر کدام به فراخور حال و شرایطشان صدمه دیده اند ، شکی نیست ولی این کجا و آن کجا ، کارگر نان شب ندارد اماهواداران سرمایه و حکومت برای سرمایه بیشتر میتوانند با اندک ترحمی که از طرف جناح روحانی فرضا بشود و رفرمکی انجام بگیرد که تا بحال فقط وعده بوده است، راضی شوند و حتا صف بندی خود را امروز هم علیه منافع کارگران روشن کرده اند و تنها به منافع خود می اندیشند و برای طبقه زحمتکش پشیزی ارزش قائل نیستند و بدنبال جلب نظر افکار عمومی چه داخلی و چه خارجی برای برون رفت رژیم از بن بست میکوشند و آگاهانه از بیان سرنگونی و ادامه راه انقلاب 57 طفره و سر باز میزنند. افرادی مانند محسن سازگارا، مخملباف مهره های شناخته شده اول انقلاب در سپاه و اطلاعات جمهوری اسلامی درداخل و خارج از کشور به تبلیغ ” رفراندوم” وخواست تغییرات جزئی و ادامه اصلاحات همت میورزد، جالب است در میان امضا کننده گان فردی بنام کاظم کردوانی هم گنجانده شده ، ایشان زمانیکه از ایران از دست ظلم همین رژیم به خارج فرار کرد حاضر نبود در محافل سیاسی حضور یابد و وقتی از او سئوال میشد چرا؟ میگفت من سیاسی نیستم ، حالا دست نشانده فردی چون سازگارا در کنار مخملباف نشسته و مبلغ حاکمیت سرمایه آنهم از نوع نئولیبرالیش، روشن است که این جریانات آب به آسیاب حفظ نظام میریزند و الی چه دردی دارند که با مردم ایران که در همین دیماه گفتند ما رژیم جمهوری اسلامی نمیخواهیم ، همراه نمی شوند . اینگونه افراد برای اینکه به نان و آب برسند، دست بدامن جناح بورژوازی اخته شده ی ایران با تفسیر و تحلیلهای آبکی خود آلت دست و صحنه گردان معرکه ای چون “رفراندوم ” از نوع سازگارا میشوند که تا کنون کلیه افرادیکه با طرح “رفراندوم” در صورت بودن این رژیم ، با شکست روبرو شده و پس از چندی دو باره سر از جائی در آورده و تکرار مکررات “همه پرسی” را مطرح میکنند و هیچوقت به ادامه انقلاب 57 تکیه نکرده و نمیکنند ،چرا؟ رفراندوم در سال 57 توسط جمهوری اسلامی و آنهم با به رای گذاشتن آری به جمهوری اسلامی با 98% آرا مردم فریب خوردند و به جمهوری اسلامی رای دادند، چون محتوای این جمهوری برای مردم روشن نبود. در آذر ماه سال 58 نیز رفراندومی دیگر برای قانون اساسی، رژیم بر گزار کرد که بیش از 75% رای آورد که البته هیچگونه اعتماد و اعتباری به صندوقهای رای در این نظام دروغ و ریا نباید داشت. در دوران رئیس جمهوری آقای بنی صدر در مورد اختلافش با مجلس نیز برای برون رفت از بحران آن زمان مطرح کرد که ” سالم ترین راه بدون بحران این است که همه موافقت بکنند به مردم مراجعه بکنیم و با رای عمومی آنچه باید بشود، بشود.” دیدیم که خمینی و رژیمش قبول نکردند و نتیجه کار بنی صدر چه شد. خاتمی هم در دوران زمامداری خود که میخواست از مقام آبدارچی بالاتر برود نیز همین پیشنهاد را کرد “تحقیق و تفحص در مورد انتخابات” که آن زمان از طرف” شورای نگهبان” رد شد. احمدی نژاد هم از این ترفند استفاده کرد برای طرح یارانه ها، طرح او نیز ناکام ماند. درست است که در ایران و رژیم اسلامی بصورت ظاهر سه قوه از هم جدا و حاکم است و امور کشور را در دست خود دارند ، اما در اصل 57 قانون اساسی آورده شده که هر سه قوه زیر نظارت و امر “ولایت فقیه” قرار دارند، یعنی هر سه قوه بدون رابطه با هم فقط در برابر “ولی مطلقه فقیه” مسئولند، و به این ترتیب مردم ایران صغیرند و آخوند شیادی چون روحانی با آشنائی به این مضمون روشن قانون اساسی رئیس جمهور ایران شده است. دفاع و حمایت از” همه پرسی” قبل از سرنگونی رژیم و در حیات رژیم جمهوری اسلامی ترفند جدید و کار عناصریست که در نهایت حافظ نظام میباشند و طفره رفتن از بیان ساختار نظام آینده و جانشین نیز خود حکایت دیگریست جدا از مردم. بالاخره هر از گاهی محللی پیدا میشود یا گروهی بعنوان محلل میخواهند راست و چپ را با چسب اسکاچ بهم متصل کنند ، برای خود طراحان نیز مسئله “رفراندوم ” روشن نیست، بهتر نبود کمی فکر در مورد پیش شرطهای این طرح بگفته خودشان نا پخته و با عجله ، میکردند، برای خود حد اقل روشن میکردند که براستی بدنبال چی هستند؟ آیا واقعن بند ناف شما طراحان از “اصلاح طلبان ” نا گسستنی است؟ و از براه انداختن چنین بازار مکاره ای چه هدفی دارید؟ شما نمیدانید که بنیان تئوری اصلاح طلبان دولتی با اعتراضات میلیونی دیماه ورق خورده و “اصلاح طلبان “دولتی شکست خورده و بتاریخ پیوسته اند؟ اندیشه ای که از اول نادرستی آن در طی دوران طولانی تنها برای فریب مردم بوده است، امروز اکثریت مردم با دادن خسارت مالی و جانی فراوان دریافته اند که مشتی آحوند شیاد و “اصلاح طلب ” دروغین برآنها حکومت میکنند، ودر یک کلام ترس مبلغین رفراندوم در نظام جمهوری اسلامی از ادامه انقلاب و اهداف او نیست؟ سعی و تلاش 15 نفر آیا آگاهانه برای جلو گیری و به حاشیه کشاندن یا به فراموشی سپردن افکار عمومی در ارتباط با شعار “مرگ بر دیکتاتور” که اصلی ترین شعار مردم در دیماه بود ،نیست؟ آیا اگاهانه سعی نکرده اند در مقابل این شعار رسا و روشن شعار “رفراندوم” را عوامفریبانه مطرح کنند . میدانیم که جمهوری اسلامی در طول زمان حکومت ننگین خود بارها از “همه پرسی” استفاده کرده و در عمل بازی با افکار عمومی بوده تا مسئله بحران را در زمان مشخص از سر بگذراند،رفرنادوم امروز برای چی؟ چه چیزی در ایران شرایط برگزاری آنرا دارد، آیا احزاب آزادند، کارگران سندیکای مستقل دارند، آیا رسانه ها آزادند در نوشتن و بیان حقیقت، آیا حقوق اولیه شهروندی رعایت میشود؟ آیا این عمل 15 نفر در راه خدمت به رژیم و ماندگاری او نیست؟ همه چیز توسط رژیم در ایران نفع و سرکوب میشود، قانون اساسی نظام منشاء همه نابسامانیها و فساد و سرکوبها و سوء استفاده ها است اما این خانمها و آقیان بدون اینکه به محتوای ننگین قانون اساسی رژیم اشاره بکنند از دولت و ولایت مداران رژیم میخواهند که اجازه دهند رفراندم برگزار شود و از مردم میخواهند که بدون اطلاع داشتن از محتوای قانون اساسی جدید به پیشنهاد نظامی به شکل “دمکراسی سکولار پارلمانی” رای بدهند، مسخره نیست برای خود 15 نفر وپشتیبانان آنها و سئوال برانگیز نیست که چه کسی یاچه ارگانی یا دولتی همه پرسی را برگزارمیکند؟ البته که برایشان روشن است که رژیم استبدادی و تروریستی جمهوری اسلامی باید ناظران بین المللی را به ایران بیاورد و بدست خود بساط چهل ساله جهل و جنایت را منحل و بر چیند، راستی اگر به نیروی مردمی دیماه اعتقادی ندارند و یا ترس بر آنها غلبه نکرده نمیخواهند به پشتیبانی و وعده های امریکا عمل کنند؟ سازمان ملل ،آمریکا، ، داستانهای صدام، قذافی، سوریه ،عراق و… فراموش شده؟ از طرفی بیان میکنند که نظام اصلاح پذیر نیست و از جانی دگر فر یاد میزنند که البته شیوه مبارزه ما با رژیم شیوه مسالمت آمیز است، شاهکار سازگارا – مخملباف و کردوانی و…برای حفظ ساختار نظام استبدادی و آنهم از نوع مذهبی آن بنظر من اهانت به معترضین در یکصد شهر ایران در دیماه امسال بود که از مسالمت آمیز بودن این مبارزه خانمها و آقایان گذر کردند و سازگارا و شرکاء او میخواهند آب رفته را برگردانند،و شعار درست مردم بستوه آمده خطاب به دو جناح رژیم ،دیگه تمامه ماجرا، را به حاشیه جامعه بکشانند،آیا این دستور بیگانه پرستان نیست یعنی نئوکانها؟ چطور میشود به افرادی که در گذشته از مهره های کلیدی و ازطراحان کشتار ، شکنجه و اعدام بوده و همچنین عضوسازمان سرکوبگر مجاهدین انقلاب اسلامی، مبلغ “ولایت فقیه” و از فیلم سازانی که زیر نظر “سازمان اطلاعات و امنیت ” فیلم بنفع رژیم ساخت ،مخملباف پاسدار بوده، شکنجه گر بوده و همکار لاجوردی، اعتماد کرد؟ گذشته از همه اینها ، آیا هموطنان 15 نفره که رفراندوم درنظام جمهوری اسلامی را پیشنهاد میکنند نمیدانند که باید دوسوم رای مجلس اسلامی یعنی سپاه، و رای شورای نگهبان، و توافق” رهبر ” یعنی خامنه ای را باید یدک بکشند؟ نظام سرکوبگر اسلامی ایران طی چهار دهه ی گذشته با وحشیانه ترین شیوه ها نتوانسته مردم را از گرفتن حقوق خود منصرف کند، امروز که دستگاه بگیر و ببند و ایجاد وحشت در جامعه در همه زمینه ها شکست خورده و با بحران ساختاری و نا کار آمدی خود روبروشده و ترس مردم هم ریخته شده، رژیم با نیروئی مردمی زیر چهل سال با تجربه در خیابان روبروست، این نیرو به این نتیجه رسیده که اولا از رژیم برگشته رای اعتمادش به رژیم را رسما پس گرفته، سر خورده اما معترض و امید وار، ارتش بیکاران،گرسنگان و… را در حال سازماندهی برای بر چیدن کلیت نظام روز شماری میکند ، هیچ نیروئی قادر به جلو گیری از این ارتش نیست و نمیتواند دراز مدت اورا سرکوب کند، و هیچ نیروئی حتا بظاهر خارج از رژیم قادر نیست با هر ترفندی حتی با داشتن التزام به قانون اساسی ، نظام فاسد و جنایتکار آخوندی را حفظ کند. بهر حال میتوان نتیجه گرفت که نظام پوسیده و خرافاتی جمهوری اسلامی مشروعیت خود را در کلیه زمینه ها در مقابل زنان، جوانان، کارگران، معلمان،کارمندان، کشاورزان، اقوام و… بطور چشمگیری از دست داده است. همانطور که دیکتاتوری فردی و وابسته شاه با بگیر و ببند و داغ و درفش ساواکش نتوانست جلوی اعتراضات مردم به ستوه آمده را بگیرد و عاقبت سرنگون شد، شک و تردید نکنید که جنایتکاران وزارت اطلاعات و امنیت، سپاه و بسیج هم نخواهند توانست جلوی سقوط رژیم خامنه ای و روحانی را بگیرند، البته افراد و نیروهائی هستند که هنوز باور ندارند رژیم در سراشیب سقوط قرار گرفته و هر از گاهی ترفندی نو به بازار سیاست عرضه میکنند و این نوع آخرش (15 نفر) ازهمه مسخره تر بود ،ترفندی ارزان برای جلو گیری از حرکت میلیونی مردم در مقابل حاکمیت بود. تا به اینجای قضیه بنظر میرسد بخشی از حاکمیت به نفع ” ولایت فقیه” رضایت داده ، اما قشر آگاه درخیابان خواهان فردای بهتر است و دریافته اند که با ماندن حتا لاشه ی رژیم غیر ممکن است به آزادی و دمکراسی دست بیابند ، دریافته اند که با قوانین اسلامی و خرافات نمیتوانند به جامعه مدرن برسند وجامعه نیازمند تحول عمیق فرهنگی – سیاسی میباشد، راه برون رفت و خلاصی از این شرایط مشقت بار و گذر از بحرانها با نفع کامل سیستم نظام دینی و بر کناری اجباری هیئت حاکمه ممکن است. چگونه میتوان با وجود یک حکومت تمامیت خواه که دیکتاتوری بر تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن حاکم است و سیاست خشونت و سرکوب و ایجاد رعب و وحشت و روش قهر آمیز جزو ذاتی وجود کل سیستم او است ، و در نتیجه مردم را از حقوق اجتماعی خود که شامل: آزادی اندیشه و بیان و قلم،برابری حقوق زنان با مردان ، حقوق اقلیتها، حقوق انتخاب مذهب ، حق پوشش ، و در ساده ترین شکل مدنی آن حق انتخاب آزاد، حق پرسش گری از حکومت و از حق اعتراض به روش مسالمت آمیز خواهان تغییرش شد.آنهم با فراخوان سازگارا ، مخملباف و… تعجب من در اینست که چطور افرادی خوشنام مانند خانمها(عبادی-ستوده و نرگس محمدی) حاضر شده اند با شکارچیان جان انسان و شکنجه گرو… فراخوان مشترک امضاء کنند، آیا این هم ترفند وزارت اطلاعات و امنیت نیست تا عده ای را بد نام کنند؟

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما