امروز جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸

ساعت ۱۶:۳۴

 
آخرین اخبار

سالی که گذشت و سالی که میآید

4 ماه گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=121343

لینک کوتاه

علیرضا ثقفی

برای مردم تحت ستم و کارگران و زحمتکشان به خصوص در منطقه ای از جهان که ما زندگی میکنیم، سالی که گذشت یکی از دردناکترین سالها بود. در اوائل این سال، کشورهائی مانند یمن و سوریه و عراق همچنان کشتارهای دسته جمعی را تجربه میکردند و به دنبال آن با فرو کش نسبی در گیریها، مردم ایران با تحریمها گسترده بین المللی و غارت اموال و دارائیهایشان از جانب حکومتگران، به یکباره دریافتند که در ظرف چند ماه زندگی شان به یک چهارم سقوط کرده است که به معنی این است که سرمایههای کل کشور به یک چهارم افت کرده است. امری که برای زندگی مردم کمتر از یک جنگ نیست.

اما با همه این احوال مشخص و مسلم است که سرمایه داران و قدرتمداران، چه در سطح منطقه ای و چه در سطح جهانی، در وحشت از شبحی مدام بر افزایش نیروهای سرکوبگر تاکید دارند و مدام در فکر از دیاد نیروهای امنیتی و زندانها و بازداشتگاهها هستند. سرتاسر نظام سرمایه داری از شبح نیروهای مخالف در هراس قرار گرفتهاند. از ایران که در آن حکومتگران از مبارزات کارگران و زحمتکشان در هراسی مهلکاند و هر روز با بگیرو ببندهای کارگران و آزادیخواهان آن را به نمایش میگذارند تا اروپا که شبح جلیقه زردها را بر سر دارد و از آمریکا که رئیس دولتش فریاد میزند که سوسیالیسم دارد میآید و دیوار مرزها هم نتوانسته است برای او خواب راحت به ارمغان بیاورد. 1 آنها در ترس از آنکه ارامش مالکیت در مخاطره قرار گیرد، همواره خواب آشفته میبینند. وحشت از چه دارند؟ از قدرتگیری کارگران و زحمتکشان؛ از این که آرامش مالکیت در هم بریزد و از این که صاحبان قدرت و ثروت و حاکمان سرمایه از تخت فرو بریزند.

شکست سیاستهای ناسیونالیستی که به نوعی در بدیل جهانی سازیارائه شد ، توسط جناح راست سرمایه داری برای مقابله با بحران بر نامه های نئو لیبرالیستی مطرج شد ؛که خود را دربن بست جدائی انگلستان از اتحادیه اروپا (برکزیت، brexit)، شکست سیاستهای ترامپ در دیوارکشی به دور امریکا و یا شکست سیاستهای ماکرون که اعتراضات جلیقه زردها را به دنبال د اشت و…

اما در ایران : حتی اگر همین فردا در آمریکا تغییراتی صورت بگیرد و تحریمهای ایران لغو شود و بر جام به جای خود باز گرددو… مشکل مردم ایران با حاکمیت سرمایهها، حاکمیت اسلامی و یا حاکمیت سلطنتی حل نخواهد شد. برخی تازه آشنا شده با اقتصاد و درس خواندگان دانشگاهی اخیرا به این نتایج رسیدهاند که اگر نئولیبرالیسم بر کنار شود و سیاستهای نئولیبرالیستی کنار گذارده شود گویا که مشکلات اقتصادی حل خواهد شد. به اینان به روشنی میتوان گفت که اولا “اوغور به خیر” تازه متو جه شدهاید که چه خبر است؟ در حالی که فعالان چپ و کارگری بیش از بیست سال است که این سیاستها را افشا و بررسی کردهاند و اکنون که تشت رسوائی آن از بام افتاده است، از پشت کوه درآمده اید و میخواهید میداندار شوید.

ابتدا به این تازه به دوران رسیدههای اقتصاد باید گفت که سیاستهای نئولیبرالی جدا از سیاستهای کل نظام سرمایهداری نیست. و هم اکنون برخی از ان سیاست ها نظیر حذف گمرک وبرخی خصوصی سازی ها از جانب را ستگرایان هم به زیر سوال رفته است .آنها نا آگاهی خود را آن جا به نمایش میگذارند که گویا نئولیبرالیسم از نظر آنان یک سیستم اقتصادی است. در حالی که بر آنان که اقتصاد علمی میدانند روشن است که اقتصاد نئولیبرالیستی همانند اقتصاد کینزی ، اقتصاد رقابتی و یا انحصاری و یا… یک برنامه اقتصادی سرمایه داری برای مقابله با مشکلات هر مقطعی است که نه چندان آگاهانه و برنامه ریزی شده بلکه از سر اجبار اتخاذ میشود . آنگاه که بن بستهای بزرگ شدن صنایع خود را نشان میدهد و ضرورت ایجاد بنگاههای عمومی، با گسترش نهادهای مردمی و دموکراتیک همراه نمیشود، بن بستهای سرمایه داری را با فرار از مسئولیت دولتی میخواهند حل کنند و آنگاه چند به اصطلاح متخصص سرمایه داری، طرحهای مکتب شیکاگو و یا فریدمنها را میدهند تا برای مدتی با شوک درمانیها، بیمار را از به اغما رفتن باز بدارند؛ اما به زودی در مییابند که این بیمار کارش به انتها رسیده است. سیاستهای نئو لیبرالی که خصوصی سازی و باز کردن گمرکات و حذف سو بسیدهای دولتی و…است، تنها یک برنامه سرمایه داری برای مقطعی خاص است که تغییر اساسی در حاکمیت سرمایه داری بوجود نمی آورد. اما این به اصطلاح مشاطه گران سرمایه داری با جدا کردن نئولیبرالیسم از کل نظام سرمایه داری میخواهند تهاجم به این نظام را تنها به تغییر چند برنامه ساده محدود کنند و باز روز از نو، نظام سرمایه داری را حفظ کنند. انا ن با گفتن مطلب عجیب و غریبی همانند آنکه : کلیتی به نام غرب وجود ندارد و سو سیال دموکراسی سو ئدی با لیبرالیسم آلمانی متفاوت است ونو لیبرالیسم امریکائی با دو لت رفاه کینزی تفاوت دارد و…..در حقیقت اصل هماهنگی نظام سر مایه داری را میخواهند بپوشانند .خود را به نادانی میزنند که نظام استثمار گرایانه سر مایه داری در عربستان هم به انگونه استثمار میکند و در افریقا به نوعی و در آمریکا به نوعی دیگرو این امر ضرورت این نظام است که در همه جا یکسان نباشد تا آنکه ارزش اضافی بیشتری تو لید کند .آنان درک نمیکنند که کارگری که در قدیم با بیل و کلنگ و چکش و داس کار میکرد، ارزش اضافی تولید میکرد و کارگر امروزی در به اصطلاح دوران نئو لیبرالیستی با کامپیوتر، سی ان سی و دستگاههای اتوماتیک هم کار میکند و ارزش اضافی تولید میکند؛ و این هر دو، در نظام سرمایه داری رخ می دهد که اساسش سود محوری است. آنها با گفتن این که اسلام با نئو لیبرالیسم هماهنگ شده در حقیقت از این امر فرار میکنند که بگویند اقتصاد اسلامی همان اقتصاد سرمایه

داری است و به آن رنگ و لعاب میدهند تا اکنون که شکست سیاستهای اقتصادی بر همه آشکار شده است، آن را تنها به گردن نئولیبرالیسم بیاندازند و نظام سرمایه داری را از آن رها کنند.

اما هنوز هم همانند آن موج سومیها و پایان تاریخیها میخواهند بگویند که دیگر نه کارگر، کارگر است و نه سرمایهدار سرمایهدار، و هر روز تلاش میکنند تا این مرزهای طبقاتی را به نوعی منکر شوند، در این برهه با تمام توان میخواهند بگویند که این سیاستهای نئولیبرالیستی است که محکوم است .

اما در این میان بن بستهای نظام سرمایه داری هر روز رساتر خود را مینمایاند. از آن میان بن بست جنگهای خاورمیانهای که گمان میرفت بخشی از مشکلات نظام سرمایه داری را تخفیف دهد و انرژی ارزانتر، خون تازه ای به رگهای این نظام وارد کند اما با کاهش قیمت نفت و بی ثباتی کشورهای منطقه قدرت خرید سلاح هم کاهش یافت و دیگر از قرار دادهای صدها میلیادی خبری نیست و هنوز هم مشکلات بحرانهای سرمایه داری حل نشده باقی مانده است. برای ادامه جنگ رمقی نمانده و به بن بست رسیده هیچ راه حلی هم برای هیچ طرف و جود ندارد. پیروزی هر یک به معنای شکست دیگری نیست و اکنون با آرامشی در صحنههای نبرد توجیه میکنند که داعش تمام شده است. در حالی که اکنون کورهای سیاست هم میدانند که هیچ کدام از قدرتهای بزرگ برای شکست داعش نیامده بودند، بلکه با همکاری هم آن را ساختند تا لشکرکشی را توجیه کنند و هر یک جایگاه جدید خود را بیابد.

اکنون که جبهههای جنگ کمی آرام گرفته و گردو خاک آن کمی خوابیده است به یاد آن دعوای لوطیهای قدیم و شاغلامهای محلهها میافتیم که گاه برای تعیین قلمرو باج خواهی خود، نوچههایشان را به جان یکدیگر میانداختند و دعوا درست میکردند و ای چه بسا در این میان چند نفر هم زخمی و یا کشته میشدند اما پس از آرام گرفتن دعواها قلمروهای جدیدی برای نفوذ تعیین میکردند. پس از چند سال جنگ و خونریزی و کشتار مردم و زنان و کودکان و بیش از یک میلیون کشته و میلیونها بیخانمان و شهرهای نابود شده، اکنون سوریه به عنوان قلمرو جدید روسیه fبه صورت توافقی به رسمیت شناخته میشود و عراق در قلمرو نفوذ آمریکا قرار میگیرد و …

اما با همه این احوال، در جبهه کارگران و زحمتکشان و مردم تحت ستم تغییری حاصل نشده است و این جبهه همچنان با کلیت نظام سرمایه داری از هر نوعش، چه امپریالیسم شرقی یا غربی و چه اروپائیاش. چه وابستگان سلطنتی و یا اسلامیاش هم چنان در جبهه مقابل قرار دارد و نبردشان در جبهههای جدید ادامه مییابد. چرا این چنین است ؟

واقعیت آن است که سودبران نظام سرمایه داری و تسلیم شدگان به فرهنگ مسلط هیچ باوری به نیروی خود و یا نظمی دیگر ندارند و خود از این خان نعمت سرمایه بهرهها میبرند. آنها اگر نئولیبرالیسم را زیر سوال ببرند اما کلیت نظام سرمایه داری و سودمحوری را زیر سوال نمیبرند. آنان خود به بخشی از نظام ستمگرانه تبدیل شدهاند که برابری انسانها را رویائی غیرقابل دسترسی میدانند. آنان به حقوقهای دریافتی و دونرهای نظام سرمایه داری عادت کردهاند و به بن بستها به عنوان مشکلی زودگذر مینگرند و حکومتها را مقصر میدانند و گمان میبرند که با تغییر کابینهها مشکل حل میشود. درست همانند آن سطحینگرانی که گمان میبردند با رفتن حکومت سلطنتی و بدون تغییر اساس روابط استثمارگرانه، برابری به ارمغان میآید. اما به زودی دانستند که باید سیستم

اقتصادی و اجتماعی تغییر کند و در لجنزار گل نمی روید.

بار دیگر نظام سرمایه داری در ایران ودر سطح جهان در بن بست قرار گرفته است. بر نیروهای آینده ساز است که با تمام توان در همبستگی و همراهی بکوشند و کل نظام سرمایه داری را به چالش بکشند. از سیاستهای نئو لیبرالیستی تا کینزی و استعماری و نو استعماری، تا فرهنگ مسلط خودمحوری و سودطلبی.

-1https://www.bultannews.com/fa/news/594453/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-

%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85- %D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما