معرفی

رشوه خواری و دزدی در ایران مورد تأیید تمام دولتهای جهان است!!

2 ماه گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=125570

لینک کوتاه

محمد علی مهرآسا

بحث رشوه خواری و دزدی در ایران موضوعی نیست که در پنهان و خفیه مانده باشد؛ و چنان علنی است که خواجه حافظ شیرازی نیز پس از شش سده که از مرگش می گذرد، ممکن است از آن آگاه باشد و به راز و رمز این هنر ظریف متصدیان حکومت اسلامی ایران وقوف داشته باشد. برای این که شدت رشوه خواری و دزدی در حکومت آخوند و علمای دین اسلام روشن شود، نیازی به جستجو و مطالعه و کنکاش نیست. زیرا مسئله کاملاً  حل شده و جواب درست نیز در دسترس عموم است. باید دزدی و رشوه خواری را مانند یک فعل صرف کرد تا کمی از زیبائی اش پیدا شود:

من دزدم – تو دزدی – او دزد است – ما دزدیم – شما دزدید – ایشان دزدند. درسراسر میهن اسلامی می درخشد.

یعنی آن کس که نمی دزدد راه دیگر پیدا کرده که حاصل زحمات ملت را بچاپد. و چون بالاخره یک کار اداری را شاغل است و با مردم سر و کار دارد، به جایش رشوه می گیرد تا از همکاران زرنگ خود پس نیفتد و کم نیاورد. مدتهاست که همگان رشوه خواری و دزدی را در میان دولتیان از کارمند جزء تا وزیر، یک امر بدیهی و عیان می دانند و به آن اشاره ها دارند. حتا برخی می گویند که دربان دم در اداره نیز تا وجهی نستاند اجازه ورود به ارباب رجوع نمی دهد!

یکی از این بزرگ رشوه خواران در دستگاه اسلام ناب محمدی، آخوندی بوده است با سی زرع عمامه و بیست سانتی متر ریش که رشوه ای گرفته است که با توجه به دزدی های پسران خامنه ای چندان زیاد و چشمگیر نیست! این طفلک تنها 500 هزار یورو که معادل 650 هزار دلار است رشوه دریافت فرموده و به اروپا گریخته است. زیرا یکی از کارمندان همان دستگاه قضائی ایران چون سهمش را نداده و در تقسیم دزدی و رشوه خواری سهیمش نکرده اند، گزارشی منتشر کرده و چندین نفر دزد و رشوه خوار را با نام و نشان و مبلغ بلعیده شده ذکر کرده و به آگاهی جهان رسانده است.

این رشوه خوار مورد اشاره ی راقم این سطور، معممی است به نام «غلامرضا منصوری» که در ضمن قاضی دستگاه دادگستری آخوندی بوده است و رشوه را در شغل قضا دریافت فرموده است.

قاضی غلامرضا منصوری زمانی که دزدی و رشوه خواری اش برملا شد میهن را ترک کرد و به آلمان گریخت و مقیم آنجا شد. اما چون آلمان حکومتش به شدت دموکرات و مردمسالار است، آخوند ترسید و خیال کرد که امکان گرفتاری خواهد داشت و بهتر است مکان امن تری را انتخاب کند. به همین سبب به کشور رومانی رفت که تنها کشور اروپائی است که به ظاهر ملتش در نظر عامه مردم به مسلمان مشهورند و کشوری اسلامی به حساب می آید؛ که البته این اسلام ظاهری است و مردمش در زمان حکومت کمونیستی که چند دهه حکمفرما بود، چنان مغزشوئی شدند که از اسلام چیزی به خاطر ندارند.

اما آخوند طماع و دزد ملت نجیب ایران، سرانجام کشور رمانی را برای زندگی برگزیده است تا هم در کشوری اسلامی باشد و هم به علت وجود همین عمامه و عبا او را دستگیر و تحویل ندهند. اما بیچاره نمی دانست که گند کارهایش چنان بوئی می گستراند، که هیچ کس یارای جلوگیری از آن بوی گند و خموش کردن شعله ی افروخته را نخواهد داشت!

آخوندغلامرضا منصوری در کشور رومانی در هتل محل اقامتش مرده و پلیس جسد بی جانش را پیدا کرده و به سردخانه سپرده است. اما قضیه بغرنج و غامض این است که آیا او را کشته اند و یا با رغبت خویش، خودکشی فرموده است. جراید ایران مرگش را خودکشی نوشته اند. البته واضح است که جراید ایران با نگاه به تصمیم و دیدگاه دولتشان، امکان این که کشتنش توسط مأموران ایرانی را نادیده بگیرند و مرگ این آخوند را به خود کشی ربط بدهند فراوان است.

اما در این میان و در رابطه با چنین اتفاقی روزنامه اطلاعات درون ایران که توسط مشتی خرفت و بی سواد اداره می شود اظهار نظری فرموده است که به قول مردم عوام مرغ پخته را به خنده وامیدارد! اطلاعات در شماره روز 21 ژوئن یعنی یکم تیر ماه 1399 خورشیدی شکر خورده و قند ریخته است و نوشته است:

«پلیس رومانی باید ضمن ارائه مدارک و مستندات خودکشی قاضی منصوری، در باره علت محافظت ناصحیح از او که منجر به مرگش شده است توضیح دهد!»

من نادان تاکنون نمی دانستم که مسافر وارد شده از کشوری به کشور دیگر آن هم گریخته از دست اجرای عدالت، باید تحت مراقبت دولت آن کشور باشد و چندین کارآگاه چیره دست مرتب مراقب احوالش بوده و چندین پرستار سلامتی نیز او را تحت نظر داشته باشند که صدمه ای به وجود مبارکش نرسد! و اگر خدای ناخواسته ناخوش شد به فوری پزشک را بر بالینش حاضر کنند تا معالجه را بیآغازند و مسافر را از هر کشوری که هست تا برگشت به میهنش در امان نگه دارند.

ملای دزدی شیعی از طبقه چهارم هتلش خود را به زمین پرت کرده و در جا مرده است. کارآگاه شهربانی رومانی از کجا می دانست که این دزد و رشوه خوار چنین دسته گلی را می خواهد به آب دهد تا چند تن پلیس را برای حفظ جانش در اتاق محل اقامت حضرت آخوند مقیم سازد که 24 ساعت مواظب رفتار این دزد ابله باشند. آخر نویسندگان اطلاعات اندکی شعور نیز برای شغل شما از واجبات است!

این قاضی بیدادگر سابقه خود را در دادگستری ایران به یاد داشت و می دانست که چه دسته گلی به آب داده و چه شیرین کاری هائی فرموده و چه عدالتی را گسترانده است آنگونه که از کارهای رشوه خواری اش تنها خواجه شیراز بی خبر بود. بنابراین یقین داشت هم دولت اسلامی در پی اش روان است تا مثلاً گوشمالش دهد؛ و هم مردمی که ستم این دادگر را به چشم و گوش دیده و شنیده اند آرزومند فنایش هستند!

در ویکی پدیا شرح حال این دزد به درک واصل شده را به تفصیل نوشته و از دزدی هایش قلم به فراوانی زده است. اما من بخشی از آن نوشته را اینجه بازنویسی می کنم تا شما خوانندگان پی به ماهیّت دین اسلام و مذهب شیعه که چنین معرف و مبلغی دارد ببرید. ویکی پدیا نوشته است:

«او سابقه صدور احکام سنگین برای برخی فعالان رسانه ای و سیاسی در اواخر دهه هشتاد و اوائل دهه نود در کارنامه خود داشت. متهم به مشارکت در باند رشوه خواری در قوه ی قضائِیّه بود. پس از تشکیل دادگاه “اکبر طبری” معاون اجرائی صادق لاریجانی رئیس قوه قضائّیه، نامش بر سر زبانها افتاد و مشخص شد در خارج کشور به سر می برد. به گفته مقامات قضائی او در مرداد ماه 1398 از کشور خارج شده بود»

«سپس گزارشی راجع به بازداشتش در رمانی منتشر شد. اما قاضی شهر بخارست پایتخت رمانی تصمیم به آزادی او گرفت… تا این که در سی خرداد خبر پیدا شدن جسدش در بیرون از هتلی در شهر بخارست خبرساز شد»

آنچه مایه اعجاب و در ضمن تأسف است آخوند بودن این دزد در وهله نخست، و قاضی بودنش در مرحله بعد است که با این لباس که خودشان آن را کسوت پیامبر و علی می شناسند و معرفی می کنند، در شغل قضاوت به دزدی و رشوه خواری مشغول بوده است. با توجه به این امر مهم بی هیچ گونه تردیدی آنچه را که راجع به دزدی و ثروت اندوزی ی پسران خامنه ای می گویند و می نویسند اغراق نیست و با واقعیّت کامل تطبیق دارد.

حضرت ولی امر مسلمین ایران نیز بر همین قاعده رفته است و از دزدی و رشوه خواری ثروت نجومی اش را به دست آورده است.

ای وای به حال ملت گرسنه و بدبخت ایران که با انقلابش در سال 1357 خود را به جهنم سوزان درافکند و درمانده ابدی شد! بدبختی در این است کسانی که امروز از تنگ دستی و گرسنگی در هلاکند و از وضع اجتماعی ایران در سوز و گدازند، 90% شان در آن فتنه هیچ دخالتی نداشتند و کسانی هستند که بعد از آن بدبختی به دنیا پا گذاشته اند! چرا این نسل به خاطر حماقت گذشتگانش باید بسوزد و از ناچاری تنها راه چاره را در خودکشی بجوید و دریابد که مرتب در ایران اسلامی ادامه دارد؟!

کالیفرنیا       دکتر محمد علی مهرآسا            20/6/2020

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما