امروز پنج شنبه ۰۱ مهر ۱۴۰۰

ساعت ۱۷:۵۰

 
تلویزیون رنگین کمان

دکتر منصور بیات زاده، و به خاطر سپاسگزاری از حضور هموطنان ارزشمند ما در خاکسپاری

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=130372

لینک کوتاه

همبستگی برای ایران، برنامه ای از امین بیات بخش سی و هشت
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان، بنیاد آزادی اندیشه و بیان ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰

قبل از هر چیز میخواهم از دوستان ورفقائیکه قبول زحمت کرده و از راههای دور و نزدیک و آنهم در شرایط سخت و درد ناک کرونا در به خاک سپاری خاکستر پیکر دکتر منصور بیات زاده عزیز حضور یافتند صمیمانه سپاسگزاری کنم، گر چه آنروز ما در شرایطی نبودیم که از حضور هموطنان با وفا و گرامی شخصا تشکر بعمل بیاوریم ، بدینوسیله سپاس و تشکر ما را بپذیرید، تا باشد که در شادیهای شما شرکت، کنیم، یاد بیات زاده برای ما همیشه گرامی، میماند.
قبل از سرنگونی رژیم پهلوی در درون سازمانها ی مختلف سیاسی ایران از آنجمله بخش کنفدراسیون جهانی که عده ای از ما (جناح بیات زاده) در آن عضویت داشتیم در رابطه با مراجعت به ایران بحث و تبادل نظر بسیار جدی درجریان بود، همچنین درارتباط با این بحث بود که با ایجاد جبهه دمکراتیک ملی ایران بیک جمعبندی رسیدیم، و بدنبال آن طرح پیشنهادی که تنظیم شده بود از سوی چند نفر از اعضاء کنفدراسیون به ایران منتقل شد، در آن دوران با عده ای از جمله زنده یاد محمود راسخ افشار، افرادی که از ایران حامل پیام بودند تماسهائی بر قرار شد، و سعی شد در ایجاد جبهه دمکراتیک ملی ایران همکاریهای نزدیکی انجام گیرد، اینکه گفته میشود بیات زاد در ایران به عضویت این جبهه در آمد درحقیقت پیشنهاد این جبهه و زمینه ایجاد آن در خانه بیات زاده ریخته، شد.
بعد از سرنگونی رژیم وابسته به امپریالیسم شاه توده های زحمتکش جامعه ایران در کنار شخصیت های معروف و وطن پرست آن دوران برای نمونه زند یاد شکرالله پاک نژاد” جبهه دمکراتیک ملی ایران “را تاسیس کردند، و یکی ازمعروفترین آکسیونهای این جبهه تظاهرات علیه حجاب اجباری بود که مورد حمایت نیروهای سیاسی آن دوران قرار نگرفت، و همچنین بعد از سرنگونی ما بین گروههای “کمونیستی” ، “کارگر” ، “چپ” و “وحدت کمونیستی” تشکیلاتی بنام ” اتحاد چپ” بوجود، آمد.
“سازمان اتحاد چپ”
در این سازمان رهبری بصورت کمیسیونی انتخاب میشد، در کمیسیون بین المللی آن دکتر منصور بیات زاده بعنوان یکی ازاعضای کمیسیون انتخاب شده بود، دکتر بیات زاده مسئولیت سیاسی سازمانی داشت که در خارج از کشور با همکاری عده ای دیگر از دوستان و رفقای آن دوران اقدام به تشکیل سازمان “جبهه دمکراتیک ملی” و” اتحاد چپ” کند.
در آن دوران در بحثهائیکه در کنفدراسیون به آنها دامن زده میشد یکی اینکه چگونگی تصمیم گیری برای عضویت در ” جبهه دمکراتیک ملی ایران” بود و در کنگره بر گزار شده آقایان دکتر بیات زاده و دو نفر دیگر به عنوان رهبری انتخاب، شدند.
در کنفدراسیون در نشریه ی ایران رپورت که دکتر بیات زاده در انتشار آن سهم بسزایی داشت و در مخالفت با کاندیداتوری رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران اعلان موضع شد و آن به اینصورت بود که چون ما قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را قبول نداریم در نتیجه برای اجرای این قوانین ضد ایرانی کاندید معرفیف، نمیکنیم.
در آن زمان ازجانب عده ای از ایرانیان عضو کنفدراسیون چندین شماره از نشریه “اتحاد چپ” تکثیر و پخش شد، که کلیه زحمات آن بوسیله دکتر منصور بیات زاده انجام، میگرفت.
و همچنین در خارج از کشور، برای ایجاد سازمان اتحاد چپ چندین جلسه بر گزار شد که حتی نمایندگانی از ایران در آن جلسات حضور داشتند، که در این جلسات بود که پایه و زمینه یک سازمان سوسیالیستی در خارج از کشور ضرورتش احساس شد که از لحاظ تشکیلاتی شبیه به کنفدراسیون باشد و بر خوردار از فراکسیونهای مختلف چپ در آن عضویت داشته باشند ، دکتر منصور بیات زاده در امر تشکیل این نظریه بصورت تشکیلاتی و نظری بسیار فعال، بود.
سازمان مبارزه برای ایجاد جنبش مستقل کارگری
این گونه بحثها مدتهای طولانی ادامه داشت تا اینکه در ایران تشکیلات جبهه دمکراتیک ملی ایران مورد هجوم وحشیانه جمهوری اسلامی قرار گرفت و رهبران آن دستگیر شکنه و اعدام شدند و از هم پاشیده شد و همچنین در سازمان “اتحاد چپ” نیز انشعاب رخ داد که بعد ازاین انشعاب بود که در ایران سازمان “مبارزه برای ایجاد جنبش مستقل کارگری” و با انتشار نشریه ای بنام ” جنبش کارگری” انتشار می یافت که این نشریه توسط دکتر منصور بیات زاده در خارج ازکشور باز نشر می یافت که حتی برای مدتی “اتحاد چپ” و” جنبش کارگری” مشترکا توسط دکتر بیات زاده چاپ و پخش، میشد.
در آنموقع در ارتباط با چگونگی فعالیت در خارج از کشور نظرات متفاوتی به افکار عمومی ارائه میشد، و حتی جزوه ای تحت نام ” جنبش دانشجوئی بر سر دو راهی” انتشار پیدا کرد که بالاخره تصمیم بر این گرفته شد که سازمان هوادار سازمان مبارزه برای ایجاد جنبش مستقل کارگری در خارج از کشور تاسیس شود و دکتر منصور بیات زاده و یارانش در امر تشکیل و بر پائی این سازمان هوادار زحمات شبانه روزی فراوانی انجام دادند و در آن دوران رفقای ایران که در خارج بودند و در بحثها حضور داشتند و بیان میکردند که اعضاء سازمان هوادار بطور معمول و با معرفی بیات زاده آتوماتیک زمانیکه به ایران بر گردند در سازمان مبارزه برای ایجاد جنبش مستقل کارگری میتوانند بفعالیت سیا سی خود ادامه، دهند.
تا اینکه در ایران رهبری این سازما ن دستگیر، زندانی ، شکنجه و عاقبت اعدام شدند، و عده ای به بهانه های مختلف از جمله مسئله جنگ از سازمان انشعاب کردند و گروهی بنام “اسپارتاکوس” را تاسیس نمودند که در این رابطه این دوستان بنا بگفته بعضی رهبران سازمان ضربه ی بزرگی به بدنه تشکیلاتی”سازمان مبارزه برای ایجاد جنبش کارگری” زدند و خود هم کاری انجام، ندادند .
دکتر منصور بیات زاده مرتب کمک مالی فراوان به تشکیلات “سازمان مبارزه برای ایجاد جنبش مستقل کارگری” میکرد که یکبار خودمن مبلغ هنگفتی رابه ایرا ن بردم، علاوه برکمک مالی،سیاست کلی ومحوری به سازمان تکیه او بر مبازات طبقاتی،و درتضاد با سرمایه داری، و موضع سازش ناپذیری او با احزاب وابسته از جمله حزب توده خط کشی مطلق داشت، مدافع بدون چون و چرای طبقه کارگر ایران، بود .
آموزش های دکتر بیات زاده
آنچه را من از دکتر بیات زاده آموختم :آموزشهائیکه من از دکتر بیات زاده گرفتم و بمن در طول زمان صحت آنها ثابت شد، مواضع و نصایحی بود که بیات زاده در مورد نداشتن استقلال نیروهای وابسته به بیگانه از جمله مواضع و استراتزیک کمیته مرکزی حزب توده که تنها با تحلیل بررسی حمایت از دولت شوروی در دورانهای مختلف بوده است، موجودیت حزب توده و افراد وابسته به آن در واقع بازتابی بود از منافع ، احتیاجات سیاستهای دولت شوروی در رابطه با ایران و میتوان در زمانهای مختلف سیاست و روابط دولت شوروی با حکومتهای وقت در ایران پی به فهم و تشخیص مشی “حزب توده” برد، امروز نیز پس از سالها هنوز سیاست گذشته را دنبال میکنند، اعضاء و رهبری و کادرهای بالای “حزب توده” عادت کرده اند که در ازای مزدی که دولت شوروی سالیان سال به آنها داده است، دنباله روی سیاست روز آن زمان ” اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی” باشند، بعد از انقلاب مردم ایران نیز این دارو دسته خوش خدمتی خود را به روسیه ادامه دادند و از دولت ارتجاعی مذهبی و ضد ایرانی آخوند ها نیز بی شرمانه پشتیبانی کردند ، زیرا روسیه چنین، میخواست.
در حقیقت اعضاء این حزب در گذشته معتقد بودند که شوروی خواهان استقلال ایران است ، و بهمین دلیل به شاه کمک میکردند و میگفتند شاه مستقل است و همین سیاست نوکر منشانه را در مورد جمهوری اسلامی ایران بکار بردند و گفتند که جمهوری اسلامی ضد امپریالیست است و همیشه بدنبال بند و بست با هیئت حاکمه اسلام آخوندی بوده اند وبزرگترین خیانت را بمردم ایران انجام دادند و به استمرار این حکومت کمک نمودند و از جنایات جمهوری اسلامی بدون قید و شرط پشتیبانی کردند، بیات زاده به ما درس اخلاق و سیاست ضد بیگانه را یاد داد ، امروز به روسیه، چین هم اضافه شده است، یکی از عمده اختلافات بیات زاده با بخشی از رهبران سازمانهای گذشته درهمین ارتباط بوده، است.
البته نسبت به نظرات دکتر بیات زاده باید در دو مقطع به آنها بر خورد کرد:
1-در دوران شاه و مبارزات کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور .
2-در دوران پس از سرنگونی و در نظام جمهوری اسلامی.
17.05.2021

Amin.bayat@googlemail.com
https://facebook.vom/amin.bayat.9
https://rangin-kaman.net

Facebook Comments
نظرات
  1. ن ر از تهران
    19 می, 2021
    پاسخ

    بعد از سرنگونی رژیم وابسته به امپریالیسم شاه توده های زحمتکش جامعه ایران در کنار شخصیت های معروف و وطن پرست آن دوران برای نمونه زند یاد شکرالله پاک نژاد” جبهه دمکراتیک ملی ایران “را تاسیس کردند، و یکی ازمعروفترین آکسیونهای این جبهه تظاهرات علیه حجاب اجباری بود که مورد حمایت نیروهای سیاسی آن دوران قرار نگرفت، و همچنین بعد از سرنگونی ما بین گروههای “کمونیستی” ، “کارگر” ، “چپ” و “وحدت کمونیستی” تشکیلاتی بنام ” اتحاد چپ” بوجود، آمد.

    اصلا شما چپی ها خجالت نمی کشید. صد هزار رحمت به شاه و امپریالیستها. ببینید چه گندی زدید که با حکومت ضد بشری اسلام و محمد تفخیذکار و بچه باز و قاتل همدست شدید. واقعا ایکاش یک رگ در تن و پیکر شما ها می بود. همان بهتر در همان کشورهای امپریالیستی بمیرید تا این نوشته ی احمقانهتان موجب خنده دیگران بشود. شماها که در خوابید. دیگران را می گویم. بیخود نیست پدر تریاکی من در این جنوب تهران در زیر زمین خانه دارد از دود خفه می شود، چرا که هیچ کارگری هیچ برزگری و هیچ فقیری دیگر نخواست چپ بودنش را باور کند. چپ ایران یک کاریکاتور و باعث حجالت چپهای جهان است. اگر در ایران چپی وجود می داشت زمینه ی فعالیتش چنان مهیا ست که در تاریخ نمونه ندارد. اما چپی ها و توده ای ها و چریکها و مجاهدین چنان به ایران و ایرانی خیانت کردند که نمونه اش در تاریخ کمیاب است.
    این شعارهای خیانتکارانه و جاهلانه روی نوارها پدر احمق و خائن من به ایران و ایرانی ست که گاهی گوش می کند.

    خمینی، فدائی، مجاهد، کاگر ، برزگر ـ ما با هم متحد می شویم ـ تا برکنیم ریشه سلطنت!
    شما ریشه ی سلطنت را نکندید! شلوارهاتان را کندید تا به امامت خمینی کل روحانیت و آیت الله ها و طلاب و مداحان بهتان تجاوز جنسی و حیاتی بکنند. و کردند! شما چپها در این کار خارج از انتظارتان موفق شدید! چرا که با همدستیتان سلطنتی پایه گذاری شد که در بیشرفی و نیرنگ و حقه بازی و خوانخواری فقط با خلافت علی خونآشام قابل مقایسه است.
    من در این نیمه ی شب ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه به شما چپی های داخله و خارجه می گویم :
    ساکت ! بروید خجالت بکشید !
    شاه هزار بار از شما چپی ها ایرانی تر بود. چه چپی ها امروز و چه چپی های دیروز !
    من امیدوارم این پدر احمق تریاکی و خائن من که از افراد سرشناس فدائیان و از دوستان روسپی حقیر و نابزرگوار فرخ نگهدار است زنده باشد و بازگشت یک حکومت لائیک سکولار و سوسیال لیبرال دموکرات را ببیند. چرا که همه ی اینها را ایران لازم دارد. و یک پرسش از شماها چرا در چین و کره شمالی و کوبا نرفتید پناهنده شود !؟ مگر نمی گوئی کمونیست هستید و چپی ! عجب دروغگوئید ! همچنانکه بیشرفان اسلام پناه و متشیع هم به جای رفتن به کربلا و نجف و عربستان و سوریه با غارت ایران بینوا رفته اند به لندن و نیویورک و پاریس و اروپا و…و نه به بلا اسلامی که مرگ بر همشان…

ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما