دولت های بی‌اختیار و تغییرات عمیق اجتماعی 

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

دولت های بی‌اختیار و تغییرات عمیق اجتماعی 

آیا ایران در قهقرای نابودی است؟ پرسشی که پاسخ دادن به آن دشوار است. حاکمیت اسلامی ایران نه تنها از نظر دیپلماسی، سیاسی، اقتصادی، بهداشتی و محیط زیستی مخرب ترین حاکمیتی است که در تاریخ ایران دیده شده است بلکه از نظر اخلاق سیاسی واقعا در قهقرای بی‌اخلاقی فرو رفته است.

اطاعت کورکورانه

آنجا که ارباب، یعنی سید علی خامنه ای برای تطهیر خود گماشتگان خود که همواره گوش به فرمان او بودند و از او اطاعت کورکورانه کرده اند را لگدمال می کند تمام خرابی های به گردن آنان میاندازد گماشتگان دم برنمی‌دارند، تنها می‌توان گفت که ارباب و نوکر با هم برای چاپیدن ملت ایران همدست بوده‌اند. در حکومت اسلامی ولی فقیه با تردستی هر از هشت سال یکی از دست پروردگان خود را با ساز و کرنا به عنوان رئیس جمهور به مسئولیت میگمارد. رئیس جمهورهای بی‌اختیار و دولت های نوکر مآب و دست نشانده که به هر سازی که ولایت فقیه میزند می‌رقصند و با خوش رقصی خود دست به همه خرابکاری‌های ممکن میزنند، جامعه را می‌چاپند سفره و جیب مردم را خالی میکنند، آزادی ها را کمتر و کمتر میکنند. آنگاه، بعد از هشت سال هم در نزد رهبرشان،  هم در نزد مردم ایران و هم در برابر چشمان جهانیان با رسوائی و ذلت و توسری خوری کنار گذاشته می شوند. در نهایت امر هم وزرا و هم رئیس جمهورهای این رژیم مورد نفرت ملت قرار می‌گیرند و خامنه‌ای در آخر کار همه خرابی ها را به گردن دولت می اندازد در حالیکه طبق قانون اساسی، هیات دولت و رئیس جمهور عوامل زیر فرمان خامنه‌ای و بیت رهبری و سپاه هستند. ادعای این رژیم به عنوان یک نظام جمهوری کلاً بی اساس و دور از واقعیت عینی است. رژیم حاکم در ایران به هیچ وجه جمهوری نیست بلکه یک رژیم خلافتی فاسد و متهم به کشتار و دزدی و غارت کشور ایران می باشد. 

نمایندگان مجلس شورای اسلامی

وضعیت نمایندگان مجلس هم به مراتب بدتر است. در این خانه که باید خانه نمایندگان واقعی ملت باشد یک نماینده‌ی واقعی وجود ندارد. همه دستچین غربال شده از صافی های گوناگون هستند. اگر چند نماینده واقعی در مجلس شورای اسلامی می‌داشتیم شاید از این خاموشکده صدائی در دفاع از مردم در دفاع از و ضعیت مرگبار کرونا،  وضعیت اقتصادی و مطالباتی کارگران زحمتکش در اعتصاب، از زندانیان سیاسی، در دفاع از حقوق بشر، در دفاع از دانشجویان و آموزگاران و استادان، در دفاع از بیماران و بیکاران و بیچارگان و … در می آمد! آنها که در این مجلس ها هستند مانند رئیس جمهورها نمایندگان واقعی مردم نیستند بلکه گوش به فرمان خامنه‌ای هستند و هستند تا جمهوری اسلامی بگوید مجلسی و انتخاباتی داریم و جمهوری اسلامی داریم. اما همه میدانند که اسلام با جمهوریت در تباین کامل است. این عناصر که خود را به عنوان نمایندگان مردم جای زده‌اند فقط آنجایند برای اینکه سهمی از این خوان یغما برگیرند و به هیچ وجه آنجا نیستند که دردی از دردهای مردم درمان کنند و گامی برای خدمت به مردم بردارند. شاهد بودیم که خامنه‌ای روز چهارشنبه ۶ مرداد در گفتارش همان کار را با روحانی کرد که هشت سال پیش با احمدی نژاد کرد و قبل از آن با موسوی و کروبی و خاتمی و … کرده بود. تمام کارنامه آنها را نادرست خواند و همه را با توسری به بازنشستگی فرستاد. این شیوه حکمرانی در حاکمیت های فردی و در نبود دموکراسی است. 

تحولات در اعماق

اما از سوی دیگر علیرغم همه این شرایط، در داخل جامعه تحولات عمیقی را مشاهده می کنیم که مهمترین آنها توجه مردم به یک نظام جمهوری و لائیسیته می باشد. مردم به درستی متوجه شده اند که در یک نظام مبتنی بر جمهوری واقعی، فقر کاهش و دموکراسی گسترش خواهد یافت. زیرا جمهوری اگر همراه با عدم تبعیض و دخالت دین در دولت نباشد جمهوری نیست. پس در ذهن آگاه و ناآگاه بسیاری از شهروندان ایران نظام آینده نظامی است مبتنی بر جمهوری و سوسیال دموکراسی و لائیسیته. اگرچه ریشه های نخستین  یک چنین جمهوری ئی در تاریخ ایران وجود داشته است، اما امروز فراروند تاریخی گرایش به آن، برای بخش بزرگی از شهروندان به یک ویژگی ملی تبدیل شده است.

در عین حال، هم میهنان ما کم و بیش می‌دانند که این خواست ملی به دنبال خود نگرانی‌هائی را برای مخالفان لائیسیته به وجود خواهد آورد. زیرا جامعه ما متاسفانه یک زیربنای دینی و مذهبی قوی و تاریخی دارد که فراروند گرایش به لائیسیته را طولانی میکند و با خود درگیری‌های اجتماعی را به همراه می آورد. اما در تجسس هائی که در این زمینه در جامعه ایران انجام گرفته ویژگی‌های مثبت بزرگی مانند: مقاومت بخش بزرگی از شهروندان در برابر مذهب، بیان آشکار پوچی مذهب و نترسیدن از بیان لامذهبی، دست رد زدن آشکار و نه گفتن به دخالت دین و دولت، بیان آشکار شکست تمام سیاست های حکومت مذهبی – از نظر آموزشی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، اکولوژیک. ورشکستگی ایدئولوژی اسلامی و حاکمیت دینی-  در این جهت مشاهده می شوند. 

به این تحولات عمیق باید باور داشت و برای تقویت آن کوشش کرد و باید دانست که روزی احتمال زیاد دارد نیروهای جمهوری خواه سوسیال دموکرات و لاییک و یا حتی نیروهای جمهوری خواه و لائیک مجبورند برای دفاع از حقوق و منافع ملی در برابر ارتجاع مذهبی قرار بگیرند بنابراین برای پیروزی در این نبرد بزرگ اجتماعی و سیاسی باید خود را آماده کنند. 

فرهنگ قاسمی سخنگوی جمهوری خواهان سوسیال دموکرات و لائیک ایران – همسازی ملی –  هفتم مرداد ۱۴۰۰ برابر با  ژوئیه۲۹ ۲۰۲۱

مطالب مرتبط با این موضوع :

27 پاسخ

  1. در حالی که رژیم نازیسلامی در حال خانه به خانته گردیدن بدنبال انسانهای تشنه خوزستانی ست. بسیاری در بیخیالی و بهت به سر می برند. گروهی نیز در ایران خودشان را برای آدینه آینده آماده می کنند. آما آیا یکبار برای همیشه می تاوان سریشی و چسبی درست کرد که این محله ها و این صدا ها به هم پیوندند و طوفانی از خشم سیستم نازیسلامی مستقر را در کشور کوروش و داریوش و زرتشت برچیند!؟
    امروز در خوزستان حکومت ضد بشری درست مثل نازها عمل می کنند حالا آن بیشرفانی که اسلام را رحمانی می نامند ببینند رحمانیت اسلامشان را. آنهائی که اندیشه نو را در این دین اهریمنی جستجو می کنند، هم خوب نگاه کنند. آن فیلسوف نازیسلامی که خمینی را مهمترین رهبر سیاسی جهان میداند ببیند. آن سید حرامزاده ای که ارشادگر هنر خاتمیستها بود سید عطاء الله مهاجرانی که حتا یک نقطه ی سیاه در کارنامه خامنه ای نمی ببیند.، ببیند! آن خاتمی حرامزاده و ضد بشر که ازحکومت میخواست تا مردم را ببخشد ببیند. آن سید جواد طباطبائی که خودش و دخترش در خدمت اسلام و حکومتش هستند ببیند با کدام حکومت همکاری می کنند.
    دوستان و همکاران این حکومت ضد بشر نازی و هیتلر امروز خامنه ای ببینند که با کدام حکومت همکاری می کنند. رشوه دهندگان و رشوه گیرندگان بدانند که دارند مکان و فضا و هوا را برای حتا دزدیهای خود نابود می کنند. مردم ایران باید یکبار برای همیشه روحانیت ملایان مداحان بلندگوهای مساجد و حسینیه را از جامعه پاک کنند. باید روحانیت در جامعه ی ایران نابود شود. نباید حتا یکنفرشان را در حالتی که امروز هست رها کرد. باید یا ایرانی شوند یا ایران را ترک کنند یا نابود شوند.این کاری تاریخی و واجب حیاتی ست! یک بار برای همیشه باید این مشکل را از سر راه ایران برداشت. بدنه سپاه و ارتش و بسیج جزو مردم ایران هستند باید به مردم بپیوندند. هر محافظ آیت الله و مداح و آخوند و وکیل مجلس و فرمانده باید مغز این بیشرفان ضد ایرانی که مغز ایران و ایرانیت را نشانه رفته انمد مکتلاشی کنند. باید جرات نکنند در محله ای زندگی کنند. باید این کار هر چه زودتر انجام شود. اینکه گروه گروه و تک تک بمیریم تا صد سال دیگر ادامه خواهد داشت. یکپارچه به خیابان آئیم از تهران پایتخت تا اسپهان و تبریز و یزد و کرمان و شیراز و کردستان و لرستان و خوزستان و سیاستان و بلوچستان و تا روستاها. باید روستائیان برای اعتراض به شهر بیایند باید این اعتراضها وارد مرحله ی انقلاب شود. اینبار انقلاب ایرانی. برای برپائی یک حکومت لائیک و سکولار و دموکراتیک. من امیدوارم یک جحمهوری لائیک در ایران برپا شود و از آنجائی که امروز رضا پهلوی و خاندان پهلوی مورد توجه بسیاری از ایرانیان است اولین رئیس جمهور ایران شود. خصوصا که گفته جمهوریخواه است همانند پدر بزرگش رضا شاه. اما اگر یک رفراندوم به پادشاهی رای داد من گردن خواهم نهاد. ایدون باد.من امیدوارم اگر با این نظر موافقید آنرا کپی کنید و برای فامیل و دوستان و آشنایانتان با تلفن و ایمیل بفرستید. من فرزند یک اصلاحطلبم و از ده سال پیش ضد این نطام و ضد اسلام و خصوصا اسلام سیاسی.

  2. با دورود و شب بخیر به شما گردانندگان این سایت. من این نظر را برای سایتی نوشتم و فرستادم اما اینک ساعتهاست که آنرا منتشر نکرده. در ضمن ما چند سال پیش به سایت شما می امدم اما ناگهان همه چیز قطع شد چرا که شما پیش از رنگین کمان دات اورگ بودید و حالا خانم من گفت که دات نت شده اید. مبارک است!
    و اما اصل ماجرا همان چیزی ست که حتا در این(مقصود آن) مقاله هم به عنوان چیز خوب ازش یاد شده و آن اسلام است. اسلام پیامبر و اسلام امیرالمومنین. بعثت و امامت و الی آخر. اما اسلام یکی ست و باطنش همین است. خشن، استبدادی و جهادگر و کشتارگر و شکنجه گر و زورگو و… شما تمامی نحله های اسلامی را بررسی کنید. از بسیجی و پاسدار و داعشی و طالبانی و بوکوحرامی و سلفی و مجاهدین خلقی مداحی و آخوندی و آیت الهی و…همشان خودشان را برحق میدانند و همشان دشمن خونی همدیگرند و همشان هم میگویند اسلام واقعی این نیست. شما بروید در ورودی یک مسجد دوربین مخفی نسب کنید و از هر مومنی که بیرون می آید بپرسید که اسلامی واقعی کدام است. هر کدامشان اسلام دیگری را اسلام نفی می کند و واقعی نمی داند. امروز درد بزرگ ایران و ایرانی مذهب اسلام است. از آنجا که اسلام با زبان خوش حاضر نیست دیگران را به حساب آورد لاجرم جامعه ی ایران بسوی یک خشونت بی لجام خواهد رفت. این همان چیزی ست که این حکومت اسلامی چه اصلاحطلب و چه اصولگرا برای ایران تهیه دیده. این نظام این اسلام این تشیع با برنامه برای نابودی ایران آمده و از نظر ملی با همه ی کشمکش هائی که بین این خودیها وجود دارد هیچ فرقی اساسی ای بینشان وجود ندارد. من در ۱۸ تیر دانشجو بودم. ما در کوی دانشگاه منتظر خاتمی بودیم اما او با رنگ پریده رفت نزد رهبری و آنجا سر سپرد. حالا هم این خاتمی ست که میگوید نظام باید مثلا مردم را ببخشد! این نظام باید مردم خوزستان را ببخشد که میگوید تشنه ام! ای وای تازه این خوب خوب خوبشان است. حالا شما فکر بقیه را بکنید. پدر من در اثر کرونای اسلام ناب و واکسن بیت رهبری مرد! او در آخرین سخنانش گفت: بچه ها من دارم میمیرم! حتما تعجب می کنید آنچه را می خواهم بگویم. با وجود اینکه خودتان میدانید من کافر و ملحد و بیدین و مرتد …همه اینها را با هم هستم اما امیدوارم این اسلام و این خامنه ای و این روحانیون و مداحان و این طلاب که این مردم نادان سرکارشان آوردند چند سال دیگر سرکار باشند تا این مردم اسلام ناب ناب ناب را تجربه کنند. این مردمی که با آوردن این حکومت اسلام ناب ایران را و منطقه را و جهان را ناامن کردند. این مردم باید تجربه شکست قادسیه و تحقیر آن زمانش را و توسری تاریخیش را باز تجربه کند!
    یادت زنده باد پدرم

    شهرام شفق از تهران

  3. دوستان انقلاب نوین ایران دارد وارد مرحله ای برگشت ناپزیر می شود. فقط نباید به سخنانی خود فر وخته هائی همچون زیدآبادی مهدی خلجی، BBCو الهه هیکس و سید ابراهیم نبوی و عباس عبدی و کلمه ای ها و زیتون و اصلاحطلبان و بیبشرف و حرامزاده ای همچون سید محمد خاتمی گوش داد و دلخوش داشت. اینان اصلا ایرانی نیستند. اینا اصالتا عرب و مسلمان هستند. البته من شخصا با عرب هیچ مشکلی ندارم اگر در کشور خودش باشد. حتا من ازش پشتیبانی هم میکنم. اما این عرب های مسلمان را اگر حتا پارسی هم حرف بزنند و کشور ما را اشغال کرده اند باید از ایران ریشه کن کرد. در اینجا می خواهم مطلبی را بنویسم و آن اینکه در سایتی دختر جوانی به نام شبنم نوشته که سید روح الله خاتمی پدر سید محمد خاتمی فرمانده ارازل و اوباشی بوده که در سالهای پیش از انقلاب جسد بهائیان را از قبر بیرون می کشیدند و آتش می زدند. در ابتدا من شوکه شدم و فکر کردم که این دختر دارد افترا می زند، چرا که با حیله گری این نامرد توانسته بود ذره ای از احساست مرا به سوی خود بکشد. رفتم و در سایتها دیدم که پدر این سید اصلاحطلب در بهائی کشی و بیرون کشیدن اجساد بهائی ها از قبر و آتش زدن آنها در شهرهای مختلف دستی دراز و قوی داشته. آن خردک شکی که داشتم بر طرف شد. چرا که دیدم نوشته ی آن دختر جوان ـ که خودش می گوید که جوان است ـ درست بوده. عجبا، ای مردم حالا بفهمید که این فقط طرفداران اصولگرای حکومت ضد بشری نیستند که ضد ایران و ایرانی هستند، تمامی اصلاحطلبان و اصولگرایان و مزدورانشان همچون سید عطا الله مهاجرانی، اربابش خاتمی، اکبر گنجی و کلمه ایها و زیتونی ها هم هستند. در اینجا بگویم زیتونی ها و کلمه ای ها حتا یک کلام از سم و نجاست اصلی که ایران ما را به این روز انداخته که اسلام باشد دم بر نمی آورند. هنوز اینها در سایتشان از آخوند و اسلام وقرآن و امامان همه آمکش کمک و مدد می گیرند و مرجع می تراشند. هنوز علی ابن ابی طالب خون خوار خونآشام را که طبق نوشته و کگفته و تاریخ خودشان بیش از صد هزار سر بریده را مرجع عدالت میدانند . اصولا امروز پس از ۴۳ سال جنایت بدن حتا یک لحظه وقفه کسی نمی تواند مسلمان بودن خودش را به رخ بکشد و بگوید ایرانی ست. کدیور و اشکوری و بازرگان و سروش و آن سروش دباغ و مهدی خلجی، تریا پارسی جاسوس و جاسوسان دیگرشان را باید همچون کفآبی نابود کنیم. ای هممیهن ای فرزندان من ای جوانمان میهن شماها دارید به ما پیران درس مروت و جوانمردی و شجاعت میدهید من از طرف نسل خودم از شماها پوزش می طلبم اگر چه من از الول طرفداری از این نظام را نکردم اما از آنجا که از آن جمعیتی که خمینی را فریاد می زد بهت زده بودم کاری نمی تاوانستم بکنم. با این حال شما پدران و مادران و پر بزرگها و مادر بزرگهاتان را ببخشید.
    الان ساعت یک بعد ازنیمه شب است و من تا حالا نخوابیدم تا صبح هم نخواهم خوابید. فقط اینرا بدانید با شعارهاتان، با فریادتان و با قدمهاتان در حال نوشتن تاریخ نوینتان هستید. به زودی پاسداران و بسیجیان و ارتشیان به شما خواهند پیوست. فقط با انسجام بین خودتان به آنها اعتماد به نفس خواهید داد. اگر شما متحد شوید آنها جرآت به شما پیوستن را پیدا خواهند کرد.باید بدانید که مسئله در اینجا، هرجا تناسب قواست. امروز ۹۵%مردم ایران ضد این حکومت و ضد این اسلام هستند. من خواهش میکنم مثل بسیاری از دوستان که سخنان مرا بکار بستند، نظرات من را اگر پسندید و یا هر نظر دیگر را کپی کنید و برای دیگران بفرستید. اینگونه با ارتباطات بدست حتاسربازان، درجه داران، پاسداران میرسد. برای همین من به پاسداران به بسیجی به محافظان ملایان آیت الله ها و خانه هاشان گوشزد میکنم واز آنجا که ۸۷ ساله هستم حتا امر میکنم و واجب میدانم تا برای حفظ تمامیت اجتماعی، روانی، تمامیت تاریخی و تمدنی، تمامیت هنری و تمایت ارضی ایران یک تیر در شقیقه ی هر آخوند و ملا وآیت الله و طلبه و مداح بنشانید.این واجب حیاتی ست!! باید هر ایرانی خانه های آنها را به آتش بکشد. این یک کار در راستای حیات ایران است. بر ایرانیان خارج از کشور است که امسال تعطیلاتٍ خودشان را فدای ایران کنند. این کمترین کاری ست که میشود کرد. پدران و مادران پیران و جوانان باید حتا با بچه هاشان به تظاهرات بروند. اینگونه آن شکاف عظیم در بدنه سپاه و بسیج عمیقتر خواهد شد. مرگ بر کل روحانیت و مداحان و سیستم کاست تشیع اعم از مداح و ملا و طلبه. زنده باد ایران و همه ی کشورها و ملیتهای منطقه. حتما کپی کنید و برای دیگران بفرسید. اگر این نظر را پسندید برای سایتهای دیگر و با ایمیل و تلفن بر هر کس می توانید بفرستید. آموزگار پیر از تهران

  4. جت الاسلام مسیح مهاجری – مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی نوشته:

    اگر مسئولان نظام جمهوری اسلامی در قوای سه‌گانه و تمام دستگاه‌های تابعه رفتار خود را بر مبنای عدالت اسلامی منطبق نمایند و از هر نظر به رعایت حقوق عامه مردم پای‌بندی نشان بدهند، گرایش مردم به آنها و به نظام و انقلاب اسلامی چنان خواهد شد که نه اینترنت، نه ماهواره و نه هیچ ابزار قدرتمند دیگری نخواهد توانست میان مردم ایران و مسئولینشان کمترین فاصله‌ای بیندازد.
    حاج آقا مردم امروز بریش و عمامه مسئولین می رینند. به قبر پیغمبرتان می رینند به ورق به ورق قرآنتان می رینند. شما ای حجت اسلام از عدالت اسلامی زر می زنید. پریروز دختر جوانی را دیدم که در خیابان می رقصید او میگفت که امیدوار است بر جنازه کثیف تو و رهبرت و آیت الله ها و مداحان و طلاب و قرآنها نیمه سوخته با جوانان و پیران میهنش برقصد. حاج آقا حجت اسلام بدجوری ترس جا عوض کرده.اگر تو رهبرت و یا هر آخوند دیگری مردید بدون محافظ تا سر کوچه بیائید. تو از فاصله بین مسئولین نامسئول و بیرشف و خاین و صد بشر و ضد ایرانی اما مسلمان و شیعه حرف میزنی. ما شما را نابود خواهیم کرد. همتان را! خواهید دید. ترا می بینم که با ریش بند انداخته و مینی ژوپ عازم کشور برادر انگلیس هستی. تو رهبر مخنثت رهبر لواطکارت رهبر ابنه ایت که همانند رهبر رهبرش و جد حقیرش اینکاره است و دکلباز. سعید طوسی لواطکار و ابنه ای و همه ی سعید های دیگر سعید محمد و سعید مرتضوی و…نیز با کلاه گیس و کت و دامن و سرخاب سفیداب به سوی همان کشورهائی که به دروغ و به حقه و به تقیه و تنقیه آنها را دشمن میدانستند و مرگ برشان می گفتند فرار خواهند کرد. اما حاشا به ما مردم که شماها را هر کجا باشید پیدا نکنیم. ما باید از همنوعان یهودیما یاد بگیریم که چگونه نازیها را در سراسر عالم شکار کردند.
    در اینجا ضمن تحسین و سپاسگزاری از ایرج مصداقی و دوستانش که آن حرامزاده فاسد و قاتل حمید نوری را دستگیر کردند درخواست می کنم تا در موقع سخن گفتن همچنان سطح سخنانش را با ادبیات و فصاحت و بلاغت بالا نگه دارد. در این مورد باید بگویم که هادی خرسندی هرگز از سطح بالائی برخوردار نبوده و نیست. شاید به زودی بتوان او را حجت الاسلامش نامید.
    مرگ بر اسلام و تشیع ضد بشر و نابود باد این فرقه آیت الله و ملا و طلبه و مداح. ای مردم قم ای مرذدم ایران به میدان آئیم ما مردم قم و هم مردم مشهد بسیار مسئولتر از شهرهای دیگر ایرانیم باید پیش قدم شویم
    من هم به نوبه ی خود این ایده ی خوب را پیشنهاد می کنم تا هممیهنان نطرات را کپی کنند و برای هر کس که نمره ی تلفنش و آدرس ایمیلش را دارند بفرستند.

  5. طبق پیامکهای رد و بدل شده قرار است پنجشنبه و جمعه در سراسر ایران تظاهرات اعتراضی برپا شود. در اینجا یک مئله مهم هست و آن اینکه چند نفر یک گروه تشکیل داده اند به نام شورای مدیریت گذار یا یک همچون نامی. در این گروه که حسن شریعتمداری تعزیه گردانش است تجز یه طلبان قسم خورده ای مثل ضیا صدالاشرافی هم هستند و البته خود شریعتمداری هم به غلظت حاج ضیا صدرالاشرافی نه دلش بر فدرالیسم لک می زند. من به عنوان یک سه شهرستانی، یعنی پدری تبریزی، مادری رشتی و در تهران زندگی کننده و با هر سه شهر در رفت آمدم و آستارا را هم خوب می شناسم به این شورای مدیریت گذار اخطار می کنم و هشدار میدهم که اولا با اساسنامه ای که نوشته اید ترمز همه گیری را هم در آن گذاشته اید و آن بوی «فدرالیسم» استو. فدرالیسم را توی گیومه گذاشتم تا بگویم که فدرالیسم همان تجزیه طلبی ست. و تجزیه طلبی یعنی دریای خون در ایران. بنا بر این من از حسن شریعمتداری درخوپاست می کنم تا این شورا را منحل یا باطل کند. من واقعا تعجب می کمنم که این آقایان چرا اینهمه آزموده را می آزمایند!!! شما بدانید که اگر در این شورا بوی تجزیه طلبی نمی آمد فورا کارش گرفته بود. اما بدبختانه ما هر روز شاهد آدمهای بی بنیه و کوته بینی هستیم که هر چند وقت یکبار اتحادی و کمیته ای و شورائی و جبه ای تشکیل می دهند و هنوز بر پا نشده از هم پاره می شود. برای همین نوعی خستگی و اضمحلال و کهنگی از وجنات همشان هویداست. بروید سخنان خانم شیرین عبادی که آن جایزه ستروگ را حرام کرد و یا سخنان شریعتمداری و یا شعله سعدی را گوش کنید خواهید دید که واقعا من مغرضانه سخن نمی گویم و نمی نویسم. به نظر من شما آقایان و شما خانم که بیشباهتبه مادر بزرگ من در تبریز نیستید دیگر وارد بحث نشوید. بگذارید همین جوانان سخن بگویند. این خانم مسیح علینژاد تنها دولت مرد میان شماهاست که یک تنها حریف آخوند و ملا و طلبه و مداح و وزارت اطلاعات رژیم شده. حیف و هزار حیف که رضا پهلوی نمی داند چه میخواهد. در ضمن دچار کیهان چاپ لندن هم هست که آن احمد رائفت و دیگران مثا سنگ هزار کیلوئی به پاهای اویند. او هراز چندی یک اعلامیه میدهد تا بگوید که زنده است و دیگر هیچ تا هرازچند دوباره. هممیهنان در بد گردابی گیر کرده ایم. بزرگترین شانس رژیم جنایتکار اسلام اهریمنی و تشیع شیطانی همین اپوزیسیون و همین مجاهدین و همین تجزیه طلبان هستند. من امیدوارم که چند نفری همچون همین خانم مسیح علی نژاد و ایرج مصداقی و مجتبی واحدی رضا پهلوی، دو سه نفر روزنامه نگار مجرب شاید مثلا مهدی مهدوی آزاد، و شاید دو حقوقدان که نامشان را به یاد نمی آورم و دو سه نفر از همین سایت رنگین کمان و…گروهی محکم و استوار تشکیل دهند و مرتب با تصویر و صدا با داخل کشور در ارتباط باشند. برای اینکار باید از ایرانیان خًیٍر تقاصای همکاری و همراهی پولی کرد و کمک گرفت. کسانی که نای حرف زدن ندارند و پیر و فرسوده شده اند باید این پرهیزکاری را داشته باشند که بازنشستگی خود را بپذیرند. در غیر این صورت نمی توان از آن الدنگ خونخوار رهبر مومنین جهان خامنه ای خونآشام ایراد گرفت. من یک ایراد هم به سایت شما بگیرم. ۶ یا ۷ ماه پیش هم براتان نوشتم که نمی دانم منتشر کردید یا نه. آن اینکه شما باید این سایتتان را در لیست گویا بگذارید. گویا امروز در ایران یک رفرنس است. شاید باید پولی از این بابت بپردازید خب این همه آدم که در سایت شما هستند همگی هم استاد دانشگاه و دکتر فلان و مهندس بهمان و…خب حتما آن اندک پول را می توانید فراهم کنید.
    در پایان سایت BBC شعبه بیت رهبری در لندن است آنرا افشا کنید. به این آقای RFI فرانسوی ناصر اعتمادی هم بگوئید وقتی حرف میزند فقط حرف بزند نه هندل! دارد دار دار ، دراد دادر دارد، دارد دار می کند. ای همه ادا و اصول برای چه! این همه مصنوعی حرف زدن برای چه، خب برادر من طبیعی حرف بزن!
    حتما پنجشنبه و جمعه را برای تظاهرات در سراسر ایران فراموش نشود. لطفا همه را با تلفن و ایمیل آگاه کنیم. یکپارچه به خیابان بیائیم!

  6. دو مسئله:
    یکم:
    اینکه از آنجا که اعلام به تظاهرات در روز پنجشنبه و جمعه اوج گرفته. حکومت میخواهد اعلام حکومت نظامی بکند. برای همین اگر چنین کرد باید دست کم همه بر پشت بامها :« مرگ بر حکومت اسلامی» را فریاد کنیم. لطفا چنانکه دوستی نوشته نظرات را برای دیگران به صورت پیامک بفرستید.

    بخشی از کتاب سلمان رشدی که خمینی حکم اعدامش را صادر کرد

    “از شیطان پوزش می‌طلبیم! نباید فراموش کنیم که ما فقط یک طرف داستان را شنیده‌ایم؛چون تمام کتاب‌های آسمانی را خدا نوشته .”
    چه کسی می تواند به این سئوال پاسخ دهد؟

    شما که شیطان را چیزی برای فریب و گمراهی انسان ها می دانید به ما بگویید:

    اگر شیطان بخواهد انسان ها را گمراه کند و برایشان کتابی بنویسد، آن کتاب را چگونه خواهد نوشت؟

    آیا می گوید: من شیطان هستم و این کتاب من است و شما باید از آن پیروی کنید؟ و یا اینکه برای فریب شما می گوید: من خدا هستم و این کلام من است…
    قدرت خدا بیشتر است یا شیطان؟

    اگر قدرت خدا بیشتر است، چرا بعد از 9 هزار سال و با فرستادن بیش از 124000 پیامبر به زمین هنوز نتوانسته صلح و آرامش را فراهم کند؟
    مسلمانی به یک زرتشتی گفت:

    چرا مسلمان نمی شوی؟

    گفت: اگر خدا بخواهد می شوم.

    مسلمان گفت: خدا می خواهد ولی شیطان نمی گذارد.

    زرتشتی گفت: من تابع قوی ترین آنها هستم حالا که شیطان قوی تر است!

    شما اعتقاد دارید که شیطان وجود دارد و وظیفه شیطان، حیله و فریب انسان هاست. از کجا معلوم که شیطان پیامبران را فریب نداده باشد و خود را جای خدا معرفی نکرده باشد؟ بعد از هزاران سال مشاهده می کنیم که انسان ها به اسم دین کشتار می کنند، سنگسار می کنند و کل کره زمین را جنگ و نفرت فرا گرفته!؟

    اگر خدا می خواست که انسان ها را هدایت کند، تنها با فرستادن یک مورچه به زمین می توانست صلح و آرامش را به ارمغان آورد.

    اگر شیطان در زمین حکومت می کرد چه می گفت:

    می گفت: در راه شیطان کشتار کنید و اگر به دین شما روی نیاوردند: بکشیدشان ومالک زنانشان در جنگ شوید. میگفت: هر که با شیطان نباشد گردنش را بزنید و انگشتانش را قطع کنید، دستها و پاهایشان بر خلاف جهت بریده شوند.

    می گفت: زنانی که از شما نافرمانی دارند را با زدن تنبیه کنید و زنانی که به شما خیانت کرده اند را در زمین چال کنید و با سنگ آنقدر بزنید تا کشته شوند….
    مگر شما مسلمانان نمیگویید باید تعقل کرد.

    مگر لازمه تعقل شک و تردید نیست؟

    پس چرا شک نمیکنید؟

    میدانید چرا شک نمیکنید، چون شیطان در کتاب قرآنش گفته شک در دین از گناهان کبیره است.

    هیچ کس به اندازه شیطان از وجود خدا آگاهی‌ نداشت و هیچ کس به اندازه شیطان به خدا نزدیک نبود و هیچ کس به اندازه شیطان به هوشمندی، عظمت و قدرت خدا ایمان نداشت ولی‌ در آخر، شیطان برای خدا تَرِه هم خُرد نکرد و از اطاعت سر باز زد

    میدانید چرا؟

    چون افسانه خدا و شیطان و کتابهای آسمانی سخن انسان است که با بی خِرَدی شروع شد و با بی خردی ادامه دارد…

  7. من بسیار خوشحالم که سلمان رشدی این همه رشد کرده و پیامبر اسلام را نامه رسان شیطان نام نهاده. واقعا خمینی دجال که همان امام جلق غایب بوده که پیدا شده. البته امام بعد از جلق. فتربون الله مع السارقین. و اما مردم ایران شاه بدبخت را که بهشان واقعا خدمت کرده بود. از سپاه بهداشت، سپاه دانش، سپاه ترویج و آبادانی، بیمارستان و پرورشگاه و کودکشتان و مهد کودک و آن همه خدمات همگی دست به یکی کردند و آن خدمت گذار خود را با خفت و تحقیر بیرون کردند. حالا این امت شهید پرور همینطور دارد در مراتع پرورش شهیدش، داوطلب شهادت پرورش می دهد. برای همین فرصت ندارد که یکپارچه پاچه را وربمالاند و برای سرنگونی این نظام مجنس قیام کند. پدران و مادران انقلابی آن قدر از عنقلابشان خوشحالند که همینطور غلاب انداخته تا از مرداب عن غلاب ماهی سید کنند اما در این مرداب غیر از کرم و غیر از زالو و غیر از عقرب و سوسک که دهانه غار حراء و چاه سامراء بیرون می زند هیچ چیز دیگری نیست. یکی از اوتاد فی القرآن الکیریم می گفت که این مرداب همان دهان حضرت مهدی ست که این طور گل و گشاد است. یکی از کافرین در خواب دیده بود که فریدون فرخزاد سوار یک سگ در بیانی ست. آن فرد میگوید از فرخزاد پرسیدم که این سگ کیست؟ پاسخم داد که این سگ را دست کم نگیر ایشون خود پیامبر اعظم است که برای تنبیه حضرت شیطان او را در کون سگ فرو کرده و شده ست این. در عالم خواب به فریدون گفتم فرد حیا کن. گفت. فاطمه زهرا در بهشت نام خودش را حیا گذاشته و نهر کس می تواند بکندش. اما من اینکاره نیستم. من در رنگین کمان دنبال یک مرد می گشتم که علی اکبر و قاسم و حضرت عباس آمدند. بعد در خواب به میدان بزرگی رسیدیم که همهخ از خمینی و رفسنجانی و امام خامنه ای و مدرس و مقدس اردبیلی و و همه آیت الله ها تشکر می کردند این طور بر این مبیبن ریدند و حالا حضرت الله باری تعالا همینطور هر قدر این نجاسات را میخورد به جای کم شدن ازدیاد می شود و این البته از معجزات نجاست زائی قرآن کریه است. خداوند عاقبت همه ی ما را ختم به خیر بکند. که ناگهان فریدون فرخزاد را دیدم که بر دوالجناح سوار بود و یک آدم بیسر افسار کش او. به فریدن گفتم: آقا فری این آدم بی سر کیه؟
    گفت ای بابا، این خود امام حسینه! خدا بهش گفته تو با این خریتت و با این بیشرفیت که علی اصغر شش ماهه رو بردی به جنگ باید دو دوره خلقت همین طوری بی سر بمونی و برای عمو فریدون پادوئی کنی! که ناگهان اما خامنه ای در حالی دو پای حاج سعید در ماتحتش بود ظاهر شد بیچاره روده اش آویزان بود. اما خشمناک مثل بیداری بیشرف و خونخوار. و چون کسی در دسترش نبود همینطور خون کون خودش را از لای پای حاج سعید طوسی نوازش می کرد و روی زبان سی سانتی متریش می مالید و می لیسید. ازش پرسیدم. امام خامنه ای این امام امت همیشه در صحنه این امام زمان ۱۴۰۰ با دوپای تا ران در مقعد چطور راه می رفت. و فریدون فرخزاد گفت : اْسکْت یعنی ساکت شود. و بعد دادامه داد که امام خامنه ای خودشون به خودش معجزه کردند برای همین الان ایشون اصلا ره نمیروند بلکه دارند پرواز می کنند. تازه در هر چند قدمی رهبری با مزاح همیشگی و شاعرانه و پرسشگرانه می فرمایند: حاج سعید توشی؟ و حاج سعید طوسی با خنده ای که انزال می ماند می گوید : ما ادراکه فیه. و انزالها و انزالکم. اینهما از اسرار قرآنی ست.
    و اما هممیهنان برای نابودی این این حکومت باید قیام کنیم. امروز بهترین موقع و این بهترین موضع است. مرگ بر اسلام و نابود باد تشیع. و نصیحتتان کنم تا نامهاتان همه را پارسی کنید. دست از محمد و علی و مهدی و قاسم و صادق و باقر و حسن و حسین و…بردارید. بله چه خوب شد که اسلام بیشرفی به قدرت رسید.
    زنده باد ایران، زنده باد اسرائیل، زنده باد آمریکا، زنده باد کشورهای منظقه و مرگ بر حکومتهای اسلامی و نابود باد اسلام که برای نابودی بشر آمده.

  8. من این نظرات وحشتناک را خواندم. لعنت بر خمینی و رفسنجانی و خامنه ای که مردم ایران و خصوصا اسلام عزیز را به این روز سیاه نشاندند. خوب است مسلمانان برای نجات این دین از دست این نظام شیطانی به پا خیزند. همچنین باید مردم خودشان همدیگر را آگاه کنند برای تظاهرات پنجشنبه و جمعه.

  9. آنچه را شهرام شفق نوشته تائید می کنم. شاید عصاره تمامی ماجراهای اسلام ناب باشد. اگر هر ایرانی هوشیار شود، بیدار شود که آخر چگونه ممکن است بر یک کشور با هزاران سال سابقه ی تمدنی آخوند و ملا و مداح و طلبه برش حکومت کنند، آن وقت حتما اتفاق خوبی خواهد افتاد. امیدوارم پنجشنبه و جمعه سر آغاز این بیداری همگانی باشد! من فکر می کنم که سم و زهر اسلامی شیعی چنان در کل سیستم خونی عصبی و تاریخی و روحی و روانی هر ایرانی، اعم از روشنفکر فیلسوف، شاعر و هنرمند و حتا آنهائی که می گویند لائیک هستیم ریخته اند که در ته ته ته وجودشان مثلا من ایرانی غیر مسلمان را آدم و یا داخل آدم و حتا پاک نمی دانند. برخوردی اینچنین را من در ترکیه هم تجربه کرده ام. حتما در جاهای دیگر هم همینطور باید باشد. من البته سرچشمه این این خشونت ۱۴۰۰ ساله را در خشونت شمشیر و گردن زدنهای شخص پیامبر و علی میدانم که همچنان توسط تمامی نحله های فکری و فرقه ای اسلامی ادامه دارند. در اینجا باید بگویم خشونت اسلامی و خونریزی و خونخواری این دین با همه ی دینها متفاوت است. در مسحیت هم و در یهودیت هم خشونت می شود. اما در خشونت اسلامی و خصوصا شیعی آن نوعی ارضاء جنسی نهفته است. اصلا خون ریختن چه «خودخونریزی» باشد، یعنی شهادت، چه دیگر کشی و گردن زدن کافر و نامسلمان و و حتا مسلمان غیر خودی باشد، جهاد نوعی ارضاء میل شهوی درش هست. اینکه مثلا برای مقتول و یا شهید و یا مرده حجله می گذارند این نشان از نوعی ارضاء حس شهوی و به قول آیت الله ها نوعی انزال و به آرامش رسیدن از پس عمل جنسی ست. اگر شما حتا به سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی هم بپردازید همین عایدتان می شود. اینرا من به عنوان توهین و تحقیر نمی نویسم بلکه تحلیل من نامسلمان از ماجراست.

  10. من آموزگار دبیرستانی در جنوب تهران بودم که البته جنوب تهران چنان بسوی جنوبی تر شدن پیش ر فته که مثلا میدان شوش دیگر فقط جنوب شهر تهران نیست و میدان خراسان هم نه! و اما من پیش از هر چیز از شما گلهگی کنم که نظرات را با کلی تاخیر منتشر می کنید. این تاخیر یا گاهی هم حذف به دینامنیسم کار شما لطمه مهمی می زند. من چنانکه یک بار دیگر هم نوشتم پدر بزرگ و حتا آقا بابا هستم و تمامی اهل خانه به سایت شما سر می زنند. آنها در جریان نظر نویسی من هستند. من حدودا فکر میکنم یک ماه پیش نظری نوشتم عنوان مقاله ی شما را بیاد ندارم اما واکنشی بود به اعتطرصات مردمی بال عکی. اما من دیگر نه آن مقاله را دیدم و نه پیدا کردم و نه نظرات را. من تنها نظر دهنده خانه و هر ماه یکبار و و بیشتر و کمتر هستم. چرا که اگر من گیر بیفتم و مرا بکشند بیش از ۸۰ سال زندگی کرده ام و اهمیتی ندارد. اما وقتی آنها می بینند که نظر پدر بزرگشان منتشر نشده یا با تاخیر منتشر شده که دیگر اثری ندارد از سایت شما دلسرد می شوند.
    و اما:
    نه! خانم محترم! نه! موهبت اصلی برای این حکومت ضد بشر و البته اسلامی سندروم اسلامی شیعی ست! عادت به توسری خوردن توسط اسلام است! ببینید چگونه مردم عادت توسری خوردن از طرف پادشاه فقید ایران را که آنهمه برای ایرالن کار کرد را نداشتند و توی روی او ایستادند و با خفت و خواری بیرونش کردند! اما اسلام و تشیع با شکمترها و تجاوزها و تخریبها و غارتها چنان آنان را به توسری خوری اسلامی عادت داده که از دست امیران غضب اسلام ناب به همان امیران غضب پناهنده می شوند. خصوصا به همان امیر مومنانی که طبق گفته ی خودشان و تاریخشان بیش از صد هزار نفر را گردن زده. پیامبرشان خودش با دست خودش سرها بریده. آری به اینان پناهنده می شوند. سندروم شیعی اسلامی را به خاطر بسپارید!
    عَادت سیلی اسلامی عادت به شمشیر اسلامی، عادت به امر به معروف و نهی از منکر اسلامی و خوب و خیر و مفید دانستن همه ی اینها.
    مردم ایران با دست خودشان و با کبیرت بیرحم تشیع و قرآن و آخوند و مداح و آیت الله کشور خودشان را و حتا خودشان را تخریب کردند. یعنی مردم ایران امروز ۱۴ مردا ،۱۴۰۰، ۱۱۵ سال کشورشان را غقب برده اند و خجالت هم نمیکشند. چرا که در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ مظفرالدین شاه قاجار ۷ ماه پس از دادگستری فرمان مشروطیت را صادر کرد. و حالا ببینید پس از ۱۱۵سال چه کسانی در شهرداری تهران جانشین چه کسانی میشوند. من که آموزگار بالای ۸۰ ساله هستم از دست این ملت که با دست خودش چنین بلائی برسر خودش آورد و اینک گوئی برای همیشه در صحنه ی خواب و خیال و خانه نشینی و توسری خوری ست احساس یاس و خفت و خواری میکنم. من همیشه از خودم میپرسم که کدام تحقیر کدام قتل عام، کدام ضدیت با بشر و ضدیت با ایران از طرف این حکومت الله میتواند این مردم را یکپارچه به خیابان آورد؟! کدام!؟ پاسخ خودم به خودم هیچ است! وقتی به این هیچ بزرگ میرسم با این سن و سال و تجربه نوه هایم را میبینم که چگونه مرا پند میدهند که که: آقاجون خواهی دید اینها همشان مرده اند اسلامشان،خودشان،کتابشان سنتشان فقط قبرستانها را با آدمکشانشان قرق کردند تا دفن نشوند، ولی خواهند شد. من فقط به امید آن روز زنده هستم و گر نه دیری میبود که خودخواسته ترک زندگی کرده بودم. در پایان من فکر میکنم که اپوزیسیون ایران و البته بدون تجزیه طلبان با متحد شود و هزار البته باید رضا پهلوی شدیدا به حساب آورده شود. چرا که من به عنوان یک انسان مستقل و ساکن تهران و به خاطر فرزندانم و فرزندانشان و نوه هایشان نفوذ رضا پهلوی را در جامعه حس می کنم. البته اینرا نمیز برسمیت می شناسم که او بیشتر از آنچه می نماید در ایران طرفدار دارد. گاهی مردم از بی تحرکی او عصبی هم میشوند . این ماجرا از زمان جمهوریخواه شدنش بسیار شدید شده. یعنی از یک طرف طرفداران پادشاهی و البته پس از یک شوک به او دلبسته اند و از دیگر سو جمهوریخواهان به او اقبال کرده اند. به نظر من حتنما باید چنین اتحاد و ائتلافی صورت بگیرد.

  11. بروید ویدیوها ی خودروهای نظامی و انتظامی را در سرتاسر تهران ببینید تا بفهمید این حکومت ضد بشری چقدر از مردم میترسد. مردمی که یک مدیریت منسجم قابل اعتماد ندارد و گر نه با یک بسیج عمومی کار این حکومت تمام میشود. اپوزیسیونی که همین طور شکاف اندر شکاف دارد. مدیریت شورای گذار تشکیل میشود اما ناگهان درش ادمهای تجزیه طلب حرف اول را میزنند. آنهائی هم که حرف دوم را میزنند لای طرح «تدریس زبان مادری» قایم میشوند. طوری حرف میزنند که انگار هر کس به زبان آذری یا لری یا کردی حرف بزند زبانش را خواهند برید. باید از این بی انصافان پرسید که اگر پارسها اینهمه خشن بودند که همچنان که اعراب دین همه را اسلام ناب محمدی کردند خب پارسها زبان همه را هم پارسی میکردند. من به تمامی جمهوریخواهان عدالت خواهان لائیکها و کلیه ی کسانی که به دموکراسی جمهوریخواهی لائیک داخل و خارج و از رضا پهلوی درخواست میکنم تا دور همین محورها جمع شوند و به جهان اعلام کنند که ما الترناتیو این نظام هستیم و با قدرت مدیریت. یک گردهمآئی مهم را هم تشکلیل دهند تا ما در ایران انگیزه به خیابان آمدن داشته باشیم. شما ببینید که امروزاین نظام ضد بشری در چه حالتی از ضعف قرار دارد. ماندن آن فقط از بی جنمی و ضعف اپوزیسیون است. آقای فرهنگ قاسمی لطفا به خود آئید شما میتوانید موثر باشید، این سایت شما آنقدر حاشیه ای شده که گویی فقط برای گردانندگانش رفع تکلیف است! آقایان و خانمها به خود آئید.

  12. بازار مکاره ایست من رفتم و سخنان کردوانی را هم خواندم و هم با احسان منوچهری در رادیو RFI فرانسه شنیدم. شما هم این کار را بکنید. اما پرسش اساسی و بسیار دوستانه ی من و بسیاری دیگر که از نوع حرف زدن این دو عصبانی میشوند و میشوم از شخص احسان منوچهری و ناصر اعتمادی این است که آقایان چرا اینهمه مصنوعی حرف میزنید. بروید کار آموزی کنید شما در فرانسه هستید. معلوم نیست چرا فرانسویها عادت دارند کار را بدست کاردان ندهند. حالا شانس آورده اید و با پارتی بازی پستی را بدست آورده اید دست کم بروید حرف زدن یاد بگیرید. حیف است! انگاری حتما میخواهید سخنوریتان را به رخ بکشید. برای همین غلو می کنید. واقعا نوع حرف زدن شما دو نفر آدمی را ناامید میکند و در میان بحث دگمه خاموش را فشار میدهد. اینرا فقط من نمی گویم. دوستان بسیاری و سالهاست که میگویند. چرا خودتان به نوع حرف زدن خودتان گوش نمی کنید تا طبیعی حرف بزنید و پرسش کنید.
    و اما در کوچه ی ما در جنوب شهر تهران نوشته اند:حلوای هر ایرانی به قبر پیامبر اعظم و ائمه علیهم السلام به خاطر این نظام اهدائیشان.

    آن نوشته را رنگ مالی کرده اند اما طوری رنگ رویش مالیده اند که باز هم درست خوانده میشود. مادر من میگفت فقط رنگش را عوض کرده اند. و من از خودم میپرسم که حلوا برای روز مرگ و چله و ساگرد است!.چرا بر ایرانی بودن این حلوا تاکید شده.آیا حلوا ریختن بر قبر این بزرگواران مشکل ما را حل میکند، آیا حلوائی که من می پزم و یا با سفارش بپزم به حل مشکل ما کمک خواهد کرد!؟ این گوی و این هم میدان برای پاسخ. من البته فکر می کنم این حلوا نوعی رشوه باشد.از این سایت کیهان و سویه ملی ایرانی آن بسیار تشکر میکنم.دستمریزاد

  13. آقا مآشاس از تهران. مقصود از از حلوا و پختن و اینها، حلوائیه که تو دل و روده ی ایرانی پخته شده باشه. یعنی در واقع دفع حاجت به قبور ائمه و پیامبر اعظم. آنهم برای خود را خالی کردن.

  14. همین پشت کامپیوترتان بنشینید و با نگاه کردن به صورت آخوندان و مداحان و طلاب جلق بزنید. آخر کاری بکنید. کدام مردم جهان چنین رژیمی را تحمل میکند که ما می کنیم. مثلا اگر اگر به خیابان آمده بودم آیا این همه کشته داده بودیم. همینطور دارم به صورت ذبونانه ای در خانه و بیمارستان میمیریم اما از ترس کشته شدن به خیابان نمی آئیم. مرگ ارزانی ما مردم توسری خور. آن آقای ف سخن نوشته که خارج نشین یک توهین شده. باید از ایشون پرسید کدام ملتی در جهان وجود دارد که پانزده درصد جمعیتش در خارج از کشور باشد و کشورش در اشغال ضد بشرانی همچون این نظام قاتل و تا این اندازه خنثی و سست. امروز تمام دنیا منتظر اقدام ایرانیان است. اما معلوم نیست ایرانیان را چه رسیده است که تا این اندازه در بیهوشی بهسر میبرند. به نماینده اتحادیه اروپا انتقاد می کنند که چرا رفته در جمع قاتلان شرکت کرده! خب اگر یک تظاهرات میلیونی شده بود که اینچنین نماینده ای به خودش اجازه نمی داد در آن جلسه سران نسل کشی شرکت کند. آقای ف سخن توجه داشته باش که کسی به تو نمی گوید خارج نشین خنثی! خارج نشین خنثی واقعا بیشمارند از این ۱۰ یا ۱۵ میلیون. هر کشوری دست کم بیش از ۱۰ میلیون شهروندش در بیرون از کشور می بود و تمامی کشورهای میزبان هم و خصوصا مردمانش با آنها همراه بودند و کشورشان زیر اشغال کثیفترین رزل ترین بیشرف ترین آدمکشترینها جهان یعنی ملایان بودند همه جهان را با خود همراه می کردند. اما کو آن همسازی ادعائی و آن ائتلاف سازنده. اصلا شما نگاه کنید ببینید افتراق را! نگاه کنید مجاهدین آدمخوارتر از ملایان را، تجزیه طلبان را فدرالیستهای پر دستکش دار را. یعنی با دستکش فدرالی میخواهند تجزیه طلبیشان را استتار کنند. اصلا طوری از ایران حرف می زنند که گوئی پارسها فاشیستهائی هستند که شهر های ایران را اشغال کرده اند. تمام بازار تهران و اصفهان و شیراز و تبریبز و یزد در دست تبریزی و اصفهانی و یزدی و کرمانشاهی و لرستانی ست. اقوام ایرانی که من هم از خطه ی آذربایجان هستم باید مشت محکمی بر دهان اینها بزنیم. اینان یا گول خورده و بیخردند و یا خود فروخته. واقعا دردناک است.

  15. دوستان صادقانه بگویم من سایت شما را نمی شناختم. فقط گاهی از کسانیکه در سایت شما می نویسند خصوصا جواد ایجادی دانشجویان فتوکپی ای به من میدادند که برای من اسلامشناس توپصیح واضحات بود که در هواپیما می خواندم. اما سایت شما را نمی شناختم. در هر حال حالا بگویم چرا شناختم! چرای آن این است که همین امشب یعنی در واقع دیشب چرا که الان در تهران ساعت ۴ و ۱۵ دقیقه صبح است من نظری را برای کیهان لندن نوشتم. اما چون انتقادی ست نسبت به محمد رضا شاه ممکنم است آنرا منتشر نکنند. برای شما نیز می فرستم اگر صلاح دانشتید آنرا منتشر کنید.

    آقایان خانمهائی که بیدرنگ و بی وقفه هی هی هی از حکومت پهلوی تمجید و تعریف می کنید، خواهش می کنم یکبار هم بفرمائید این حکومت ایده آل شما چرا سرنگون شد!؟ اگر تقصیر مردم بود، این تقصیر، تقصیر چه کسی بود. اگر مردم ایران نادان و نفهم بودند تقصیر چه کسی بود.اگر نمک نشناس بودند چرا نمک شناسی را یاد نگرفته بودند. چه کسی می گفت من اسلام پناه هستم، چه کسی برای مسافرت از زیر قرآن رد می شد،چه کسی خسرو گلسرخی را می آورد در تلویزیون نمایشش میداد و او از امام حسین به عنوان شهید خلقهای خاورمیانه یاد می کرد، و، آری و فردا اعلام میشد که دیروز او اعدام شده. آقایان و خانمها من البته حسرت زمان شاه را می خورم اما چرا هرگز به فکر این نیستید که از خود تان و اگر خودتان پاسخی ندارید از دیگران بپرسید که چرا چنین شد. چرا کودتای ۲۸ مرداد اتفاق افتاد، چرا با دکتر محمد مصدق آن گونه رفتار شد. چرا شاه گفت هر کس جزو حزب رستاخیز نیست پاسپورتش را بگیرد و از ایران برود. چرا جشنهای ۲۵۰۰ ساله را شاه با رفتن در شهرها و روستاها و با مردم خودش برپا نکرد. چرا کسی از میان شما دوستان شاه فقید مقاله در این مورد و با این اجزاء نمی نویسد!! من استاد دانشگاه هستم و اینرا در دانشگهای ایران گفته ام که اگر شاه این جشنهای ۲۵۰۰ ساله را مثلا در ۲۵۰۰ ساعت هر سال یک ساعت در شهرها و دهات ایران انجام میداد هرگز این انقلاب ننگین اتفاق نمی افتاد و ایران اینچنین در اشغال ملایان ضد بشر و ضد ایران قرار نمی گرفت. مسئله اصلی این بوده و هست و البته تا زمانیکه همین سایت کیهان از درج نظری اینچنینی امتناع کند وجود خواهد داشت به رسمیت شناختن البته تمامی ایران دوستی شاه محمدرضا هست اما برسمیت شناختن خرافاتی بودن او نیز هست. اینرا من نمی گویم خود محمدرضا شاه این آدم دوست داشتنی و ایران دوست می گوید. چرا شاهٍ مشروطه می بایست خرافاتی باشد و خودش را نظر کرده بداند. چرا باید از خرد گرائی فاصله بگیرد. چرا به زیارت می رود، چرا به مکه می رود و احرام می بندد!!؟؟ در دبیرستانی که من درس می خواندم عکسی از محمد رضا شاه وجود داشت که سینه لخت او پیدا بود و دستانش به صورت دعا نمایان. او اگر باوری نیزبه این دین خشن میداشت باید در خلوت خودش داشته باشد و نه اینکه حتا برای خبرنگاران تلویزیونهای خارجی هم آنرا مطرح کند. آنچه را می نویسم با احترام و دوستی و نه سرزنشی ست ! شاه ایران اصلا نمی بایست مسئله چشم آبی ها و در افتادن با قولهای بزرگ قدرت را مطرح کند، کوروش و داریوش و تمدن سرزمین ما زمانی ارزشمندیشان گل می کند و مطرح می شود که در میان مردم چنان رونقی داشته باشند تا پادشاه و یا رئیس جمهور آن احتیاج به برخ کشیدن آن نداشته باشد. چرا شاه از آخوند برای دعای سفر استفاده می کرد. حتما پاسختان با اغماضهای فراوان این است که مردم سنتی بودند! پرسش این است که با ده بیست سی و چهل پنجاه سال حکومت پهلوی و با آن درآمد عجیب پول نفت چرا مردم همچنان سنتی و متحجر مانده بودند. چرا شاه ایران اینهمه با آزادی احزاب و سندیکاها مخالفت کرد و با حجتیه ای ها و مساجد و حسینیه ها آن همه آسان گرفت… برای همه ی اینها من اول برای ایران و ایرانی بسیار سوگوارم و در ثانی برای شخص محمد رضا شاه و سرگذشت او بسیار دردمندم. شاه محمدرضا را انسانی شریف و ایراندوست می دانم که البته اشتباهات جانکاهی کرد که هم خودش را دربدر و خونجکر کرد هم خانم فرح را که من برایش بسیار احترام دارم و زمانی از دفاع کردم که هیچکس جرآتش را نداشت و این کار را کردم. و هم کل خانواده اش ایران را و هم کل خانواده پهلوی را به این دردسر عجیب و تراژیک و دراماتیک دچار کرد. شاه می توانست با پرهیزکاری و با سرعت بسیار با مردم وارد گفتگو شود. نه اینکه بسیار دیر هنگام بگوید صدای انقلاب شما را شنیدم. در هر حال شاه محمد رضا البته که قربانی قدرتهای بزرگ هم شد قربانی مردم ایران هم شد اما اسبابش را خودش فراهم کرد. اگر هم دیگران اسبابش را فراهم کردند محمد رضا شاه اسباب را با دستان خودش به کار بست. زند باد یادش، یاد آن مرد دوستداشتنی و سلام بر او و خانم فرح و فرزندشان رضا پهلوی. به امید پیروزی و آزادی کشور ایران و بازگشت شما خاندان پهلوی به ایران با عزت و احترام و البته همه ی ایرانیان.
    استاد دانشگاه از تهران

  16. جالب است که تمامی این اینترنت و فضای مجازی باعث شده که هر کسی پشت کامپیوترش خود ارضائی کند و حرفی چیزی نظری بنویسد و بعد هم برود بخوابد. ایکاش این همه امکانت کاذب و مجازی نبود تا اندکی، فقط اندکی، همچون کاست های و نوار صوتی زمان آن انقلاب ننگین که با همه معایبش درش کاردانی بود و هم کارکرد داشت به وجود آید. اغلب این امضاها را کسی نمی شناسد. بیخود نبود که هم شاه را کشتند هم بختیار را کشتند و هم هر کس سری داشت را، هر طور شده بود نابود کردند. واقعا که این حکومت ضد بشری اپوزیسیونش را هم اسلامیزه کرده. یعنی آئینه تمامی نمای صورت شر و بدون خیر خودش. این حکومت ضد بشری تمامی سجایای اخلاقی دوستی راستی جوانمردی فتوت انسانیت را با ساطور علی و شمشیر پیامبراز بیخ بن سر زده و البته گاهی در جائی هنوز ندائی و ناله ای به گوش می رسد. ایکاش هنوز امید، اخوان ثالث زنده بود. شاید به یادم بیاید آخر شاهنانه اش را:
    باز می گویند: فردای دگر
    صبر کن تا دیگری پیدا شود.
    کاوه ای پیدا نخواهد شد، امید!
    کاشکی اسکندری پیدا شود.
    امروز باید کسی و کسانی با درایت، با دانش، با شجاعت، با جنم، با هنر بلاغت و سخنوری با الهام از راسیونالیسم اروپائی وارد میدان شوند. با اتاق های فکر، با اتاقهای مجازی خودشان را برای اتاقها ی حقیقی آماده کنند. از پس آن باید شهر به شهر اروپا و آمریکا بروند و با کمک گرفتن از این خیل ایرانیان خارج از کشور و با ارتباط با داخل ایران و اجاره کردن سالن گردهمآئی های هزاران نفری تشکیل دهند. اخر مگر نه این است که میلیونها ایرانی در خارزج از ایرانند!!! اینکه هر ماه و هر سال یک گروه درست می شود یک روز فرشگرد است، یک روز جمهوریخواهانند، روز دیگر شورای مدیریت گذار است و… کار ساز نیست خصوصا که از حرفهای سطحیشان معلوم میشود چندان به چیزی که میگویند باور ندارند . از سازمان مخوف مجاهدین که مورد تنفر مردم ایران است که اصلا حرفش را هم نزنیم. تنها مخالفتی که باید ریشه ای نسبت بعضی جریانها داشته باشیم تجزیه طلبان و فدرالیستها و البته سازمان مجاهدین خلق هستند. بقیه تاندانسها همگی جایشان در ایران با موجود باشد و هست.حتا سازمان مجاهدین نیز با انحلال خودش و دست برداشتن از هدفهای ایدئولوگی اسلامی تروریستیش می تواند با نام نشان و اساس نانه ای نوین و بی لچک در ایران فردا فعالیت کند. من حتا به این حکومت ضد بشری اشغالگر ایران هم پیشنهاد می کنم که واقعا با یک همه پرسی و رفراندوم با حضور سازمانهای بین المللی و پیش از آن وحشت بزرگ که دودمانشان را بر خواهد انداخت حکومت را به ایران واگذارند. در غیر این صورت فردائی هولناک برای هم آنها و هم ایرانیان خواهد بود. زنده باد ایرانی آزاد و آباد، لائیک و دموکراتیک با عدالت اجتماعی و با رابطه ای خوب با همسایگانش و خصوصا با اسرائیل و با غرب و با شرق بر اساس منافع ملی. اسرائیل اگر با این حکومت دشمن است باید بداند که ایران و ایرانی در تمامیتش با او دوست است. اینرا یک مطلع از درون ایران می نویسد.

  17. خانم آقا این نظر را منتشر کن! نترس ! بابا نترس! ترا به ایران قسم نترس! بابا نترسیم. ما هشتاد میلیونیم. خامنه ای نباید بمیرد. او باید زنده در برابر میز دادگستری مردم قضاوت شود. تمامی آدمکشان و غارتگران باید در برابر دادگاهی مردمی مورد داوری قرار گیرند.
    ای مردم!
    ای ساین رنگینکمان ای خواننده گان سایتها این نظرات را کپی کنید و برای همه بفرستید. دست از مجاز و مجازی کاری بردارید، به حقیقت و اقعیت وارد شویم. به خیابان آئیم.
    سرتاسر ایران را گورستان کرده اند. سردخانه ها پر است، گورها پرند، گورها دسته جمعیند. یک پرسش اساسی هست و آن اینکه آیا اگر ایران یکپارچه بر پا می شد و این حکومت ضد ایرانی و اشغالگر را نابود می کرد آیا تلفاتش بیش از این بود.
    ای مردم ایران ای مردمان ایران در سراسر ایران و در خارج از ایران به پا خیزیم. حتا در پشت بامهاتان مرگ بر حکومت اسلام سر دهیم. این اسلام شر مجسم است. فکر کنیم، اندیشه کنیم! پرسشگر شویم: این اسلام در این هزار و چهار صد سال حتا یک روز خوش برمان هدیه نکرده است. بر هر ایرانی بر هر محافظ آیت الله و مداح و طلبه و فرمانده سپاه و فرمانده بسیج و واجب است تا یک گلوله بر مغز اینان بکارد. باید این یک هدف زنجیره ای باشد. باید سر تا سر ایران قیام کند. ای زنان ایرانی که ما قربانیان صف اول این اسلام نحس هستیم باید شبها بر بام خانه ها فریاد مرگ بر حکومت اسلام سر دهیم. باید تظاهرات میلیونی بر پا کنیم. امروز حکومت در حال جان کندن است باید این حکومت را سرنگون کنیم. این دستور تنها من که دختر ایران هستم نیست، این ایران است که فرمان میدهد، ایران در حاک جان کندن. ای مردهای ایران شماها که مظهر جوانردی و ناموس بوده اید. پس کجاست آن شجاعت و جوانتمنردی و عیاریتان، کجاست شهریاریان! آی شما میلیونها که در خارج هستید اینروزها که داستان آدمکشان در اروپا در جریان است، حالا که حمید نوری را از تاریکی بیرون کشیده اید، دستتان درد نکند پس حالا به خیابانها اروپا بیائید. ما زندانیان این نحوست را، ایران زندانی این بیشرفی را فراموش نکنید. درد ما را فریاد کنید. حتما در ایران خانواده دارید. بفکر آنها باشید.
    پدر من از خراستان به من میگوید که بزودی در سرتاسر ایران بین یک میلیون تا دو میلیون کشته خواهند شد. آما این مردم همچنان به مقدسات که قاتلان واقعی آنها هستند چسبیده اند. او میگوید و البته دیگران هم گفته و نوشته اند که تمامی گورستانهای خراسان مملو از اجساد است. سرخانه ها حتا روی زمین را هم فرش کرده اند. بدبختی اینه که تمامی اینها قراراست به بهشت رضا و بهشت رضوان بروند! اینها همه نشانه ها و نشان از بیهوشی مردمی دارد که به جای دخیل بستن به دانش و اندیشه ی بشری به کتاب موهوم دینی جعلی قرآن و تشیعی آدمکش، و به روحانی ضد بشر و مداح قاتل دخیل بسته و میبندند. شاید این محرم دو میلیون کشته بگیرد. شاید آن وقت این مردم بفهمند که کتاب واقعی دانش بشری است و نه قرآن بی کرامت و نه پیامبر بیرحم و علی ظالم. جالب است که قرآن رذل و خشن را قرآن کریم، پیامبر قتل و غارت و تجاوز و ازاله بکارت را پیامبر رحمت، علی مظهر شقاوت و ظلم و قصاب را علی مظهر عدالت، امام حسین مظهر سفاهت و بیخردی و حتا روانی را که بچه ۶ ماهه اش را با خود به جنگ میبرد را مظهر شهامت سرور آزدگان و خمینی مظهر بیشرفی و خونخواری را مظهر شرف مینامند.به مردمی که در تمامی بزنگاهها به نفع اسلام و این حکومت ضد بشری کمک کردند و همینک هم با در خانه ماندن و قیام نکردن و انقلاب نکردن این ذلت،این ظلمت و این مردگی را دامه میدهند باید دستخوش گفت.به پدران و مادرانی که بچه هاشان را به عدم اعتراض و تظاهرات دعوت میکنند و آنها را به سکوت دعوت میکنند هشدار میدهم که بزودی نوبتشان خواهد شد. ایران را فقط یک انقلاب دموکراسی طلب و لائیک و سکولار می تاواند نجات دهد. مردم ایران باید بداند که امروز تمامی شرایط برای یک انقلاب مهیا ست، تمامی جهان به گذشته رئیسی و سپاه پاسداران و بسیج و قتل عامها واقف شده. از نظر اقتصادی از نظر اجتماعی همه چیز برای کمک به یک انقلاب ریشه ای مهیا ست. فقط این مردم باید به خیابان بیایند. باید به صورت میلیونی به خیابان آمد. پدر من از درون این نظام مطلع است. او می گوید بدنه سپاه پاسداران بدنه بسیجیان کل ارتش مترصد فرصتند! ما مردم بلاید این فرصت را در سرتاسر ایران و در سرتاسر جهان برایشان فراهم کنیم
    من دختری هستم که در تهران مردگی می کنم

  18. خانم یا آقای محترم اگر خواستی نظر مرا منتشر کنید. خواهش می کمنم این نظر را منتشر کن، چون تصحیح شد.
    چرا شما مشکل اصلی و هزاره ای و تاریخی مردم ایران که اینک سرتاسر ایران را فراگرفته و آن اسلام است را در هیچ یک از جملاتتان مطرح نکردید. این البته عیب بزرگ چپ و راست لیبرال و رادیکال ایران است که در این سایت نیز دیده می شود. هزار حیف که چپ و سوسیالیست ایران نمی آموزد که اولین باب رهائی مردم در دانش و اندیشه ی راهنماست که همان خرد و راسیونالیسم است و آن به چالش کشیدن باورهای مذهبی ست که امروز در کوچه و بازار و تاکسی اتوبوس مترو مورد دیده و شنیده می شود اما چپ ایران که من هم جزوشان هستم نه می بیند و نه میخواهد این هدفش را میزان کند.
    پدر پیش از این چند نظر برای شما فرستاده. البته ما نمی دانیم که آیا منتشر شده یا نه. او الان در مشهد است…
    خانم آقا این نظر را منتشر کن! نترس ! بابا نترس! ترا به ایران قسم نترس! بابا نترسیم. ما هشتاد میلیونیم. خامنه ای نباید بمیرد. او باید زنده در برابر میز دادگستری مردمی قضاوت شود. تمامی آدمکشان و غارتگران باید در برابر دادگاهی مردمی مورد داوری قرار گیرند.
    ای مردم!
    ای سایت رنگین کمان خواننده گان سایتها این نظرات را کپی کنید و برای همه بفرستید. دست از مجاز و مجازی کاری بردارید، به حقیقت و اقعیت وارد شویم. به خیابان آئیم.
    سرتاسر ایران را گورستان کرده اند. سردخانه ها پر است، گورها پرند، گورها دسته جمعیند. یک پرسش اساسی هست و آن اینکه آیا اگر ایران یکپارچه بر پا می شد و این حکومت ضد ایرانی و اشغالگر را نابود میکرد آیا تلفاتش بیش از این بود.
    ای مردم ایران ای مردمان ایران در سراسر ایران و در خارج از ایران به پا خیزیم. حتا در پشت بامهاتان مرگ بر حکومت اسلام سر دهیم. این حکومت اسلام شر مجسم است. فکر کنیم، اندیشه کنیم! پرسشگر شویم: این اسلام در این هزار و چهار صد سال حتا یک روز خوش برمان هدیه نکرده است. بر هر ایرانی بر هر محافظ آیت الله و مداح و طلبه و فرمانده سپاه و فرمانده بسیج و واجب است تا خودش ببیند که او محافظ کیست! اگر محافظ ایران است باید بداند که ملا و آیت الله و مداح و فرمانده سپاه و فرمانده بسیج و وزیر و نزدیکان به نظام ضد ایرانی همه دشمنند. پس تصمیم بگیرند آن قطره ی مهروف را کجا بچکانند.باید این یک هدف زنجیره ای باشد که به تمامی محافظین سرایت پیدا کند. سربازلان باید بدانند که با این کارشان برای همیشه در تاریخ ایران جاودان خواهند شد. باید سر تا سر ایران قیام کند. ای زنان ایرانی که ما قربانیان صف اول این حکومت اسلام نحس هستیم باید شبها بر بام خانه ها فریاد «مرگ بر حکومت اسلام» سر دهیم. باید تظاهرات میلیونی بر پا کنیم. امروز حکومت در حال جان کندن است باید این حکومت را سرنگون کنیم. این دستور تنها من که دختر ایران هستم نیست، این ایران است که فرمان میدهد، ایران در حال جان کندن. ای مردهای ایران شماها که مظهر جوانمردی و ناموس بوده اید. پس کجاست آن شجاعت و جوانمردی و عیاریتان، کجاست شهریاریان! آی شما میلیونها که در خارج هستید اینروزها که داستان آدمکشان حکومت اسلام در اروپا در جریان است، حالا که حمید نوری را از تاریکی بیرون کشیده اید، دستتان درد نکند پس حالا به خیابانها اروپا بیائید. ما زندانیان این نحوست را، ایران زندانی این بیشرفی را فراموش نکنید. درد ما را فریاد کنید. حتما در ایران خانواده دارید. بفکر آنها باشید.
    پدر من از خراستان به من میگوید که بزودی در سرتاسر ایران بین یک میلیون تا دو میلیون کشته خواهند شد. آما این مردم همچنان به مقدسات که قاتلان واقعی آنها هستند چسبیده اند. او میگوید و البته دیگران هم گفته و نوشته اند که تمامی گورستانهای خراسان مملو از اجساد است. سردخانه ها حتا روی زمین را هم فرش کرده اند. بدبختی اینه که تمامی اینها قراراست به بهشت رضا و بهشت رضوان بروند! اینها همه نشانه ها و نشان از بیهوشی مردمی دارد که به جای دخیل بستن به دانش و اندیشه ی بشری به کتاب موهوم دینی جعلی قرآن و تشیعی آدمکش، و به روحانی ضد بشر و مداح قاتل دخیل بسته و میبندند. شاید این محرم دو میلیون کشته بگیرد. شاید آن وقت این مردم بفهمند که کتاب واقعی دانش بشری است و نه قرآن بی کرامت و نه پیامبر بیرحم و علی ظالم. جالب است که قرآن خشن را قرآن کریم، پیامبر قتل و غارت و تجاوز و ازاله بکارت را پیامبر رحمت، علی مظهر شقاوت و ظلم و قصاب را علی مظهر عدالت، امام حسین مظهر سفاهت و بیخردی و حتا روانی که بچه ۶ ماهه اش را با خود به جنگ میبرد را مظهر شهامت و سرور آزدگان، و خمینی مظهر بیشرفی و خونخواری را مظهر شرف مینامند. به مردمی که در تمامی بزنگاهها به نفع اسلام و این حکومت ضد بشری کمک کردند و همینک هم با در خانه ماندن و قیام نکردن و انقلاب نکردن این ذلت، این ظلمت و این مردگی را دامه میدهند باید دستخوش گفت.به پدران و مادرانی که بچه هاشان را به عدم اعتراض و تظاهرات دعوت میکنند و آنها را به سکوت دعوت میکنند هشدار میدهم که بزودی نوبتشان خواهد شد. ایران را فقط یک انقلاب دموکراسی طلب و لائیک و سکولار و عدالت طلب می تواند نجات دهد. مردم ایران باید بداند که امروز تمامی شرایط برای یک انقلاب مهیاست، تمامی جهان به گذشته رئیسی و سپاه پاسداران و بسیج و قتل عامها واقف شده اند. از نظر اقتصادی از نظر اجتماعی همه چیز برای کمک به یک انقلاب ریشه ای مهیا ست. فقط این مردم باید به خیابان بیایند. باید به صورت میلیونی به خیابان آمد. پدر من از درون این نظام مطلع است. او می گوید بدنه سپاه پاسداران بدنه بسیجیان کل ارتش مترصد فرصتند! ما مردم باید این فرصت را در سرتاسر ایران و در سرتاسر جهان برایشان فراهم کنیم
    من دختری هستم که در تهران مردگی می کنم و از همه میخواهم که اگر با این نظر من موافقند آنرا کپی کنند و برای دیگران بفرستند.

  19. پس از اینکه رهبری دستور ممنوعیت ورود واکسن را دادند و بعد از اینکه ایشون مثل سگی که از گاز گرفتن عقب نیشینی کند فرمود واکسن را از خارج وارد کنید و در عزای مردک احمقی که فرزند شش ماهه اش را با خود به جنگ میبر د گریبان چاک کنید و صواب ببرید
    امام حسینٍ احمقها!
    و
    و… در کوچه ما با خون کون نوشته اند:

    ریدم بریشت رهبری
    که تو خودٍ پیغمبری
    حتا از اونم رذل تری
    هم بچه باز ترتری،
    هم دکل بازانتری
    هم کون کشی، هم احمقی
    هم دونی هم کودنی

    تغذیه ات از کون بود
    گهگاه از اون هم دون بود
    حیض و نفاست نوش جان
    هم غایطت افطار و نان

    ریدم بریشت رهبرا
    ای شیعه، ای پیغمبرا!
    ریدم به فرق آن علی!
    گفتی که او هستش ولی!
    هم اولی هم آخری
    ریدم بریش رهبری
    ریدم به قبر جد تو
    دلگیر نشو ای رهبرم
    ریدم به قبر جده ات
    آن دختر پیغمبرت !

    ای رهبرم
    مخنثا !
    ریدم تو اون غار حرا !
    هم تو چاه توی چاه مستراخ،
    هم تو ی چاه سامرا؟
    دلگیر نشو ای رهبرم
    ریدم بریشت ای امام
    ریدم تو چاه جمکران
    تا تو بشی صاحب قران
    ریدم بر این قر آن تو
    ریدم به قبر فاطمه، ریدم بریش آن حسن ریدم بریش آن حسین
    تو هم برین ای رهبری به گیس و روی جده ات
    هم بریش پیغمبرت
    هم به قبور یازده
    هم به سواخ دوازده
    هم به الله و قرآن او
    هم سیرت، هم آدب او
    تو هم بریبن ای رهبرم
    در توی گیس همسرت، همخوابه ی پیعمبرت
    تو دهن حاج مجتبی
    هم توی آن عمامه ها،
    هم توی ریش بچه ها
    هم نوجوانان حرم
    در حال وصل، وطی و دخول
    هم در، به هنگام رکوع
    هم در سجود قمبلین
    هم در نزول انزلین
    تا با نفسهای عمین
    ها ها بکن تو بی دریغ
    تا دسته پوتین، شی جی پینگ
    این دسته ارزانی تو
    ریدم بریشت رهبرم اصل خود پیغمبرم
    تا همین امشب، والسلام
    تا فرداشب می بینمت

    از قم دوستدار رهبری لواطکار حکومت ضد بشری اسلام نجس

  20. من واقعا در شگفتم! ببینید این حکومت اسلامی با آنهمه ادب با آن همه ادبیات و شعر و جوانمردی و سخاوت و حیا و شرم و خجالت مردم ایران چه کرده تا چه درجه ای تخریب کرده تا چه درجه ای نابود کرد. که فحش و کلمات رکیک شده یک سلاح همگانی در تمامی جامعه. یعنی نه تنها تمامی مقدسات دیروز نابود شده، بلکه به همراه این نابودی یعنی نابودی دین، که به خودی خود و اگر درست با آموزش انجام شده بود می توانست بسیار مثبت باشد…به همراه این تخریب تمامی شئونات اخلاقی و ادبی و رعایت ها نیز از بین رفته. این واقعا فاجعه ایست. یعنی وقتی مردم ایران تمامی هوش و ذکاوتشان را بکار بردند، تمامی مسالمت خودشان را بر تغییر بکار بردند حتا خواستند با کسانی مثل موسوی و خاتمی هم شده، پلی بزنند به آن سوی حکومت اسلامی و این حکومت همه ی این اقدامالت و کوشش ها را این خواستهای مسالمت آمیز را با اسید کشتار و شکنجه و سر به نیست کردن پاسخ داد و از ریشه زد. این مردم، نومید از هر تحولی، به نظر من، انقلابی را آغاز کرده اند برگشت ناپذیر و البته با تب فحش با تب پرخاش و این برای شخص من بسیار دردآور است. چرا که تمامی خشونتهای بیکران با سخنان توهین آمیز و فحش آغاز میشود. واقعا من که کارمند هستم و هم مسافر کش این ناسزاهای با پشتوانه قوی را هر روز می بینم. در پایان بگویم که آنچه دیروز در سوئد اتفاق افتاد و آن مرد شلوارش را پائین کشید و باسنش را به مجاهدین نشان داد در امتداد و در راستای همین سقوط است که در این نظرات دیده می شود. مجاهدینی که در ایران هیچ جایگاهی ندارند و حیف که رهبرانشان تا این اندازه یا خائن هستند و یا درمانده اند، یا نفهمند که اگر بدون این پرچم مورد تنفر مردم مثل یک ایرانی به تظاهرات بیایند هزار بار موثر تر است. من امیدوارم این سازمان لچک بر سر روزی به خودش بیاید. و امیدوارتر که سمپاتیزانهای این سازمان این سازمان را تنها بگذارند تا خود به خود منحل شود. چرا که تمامی قربانیان این سازمان قربانی هم حکومت اسلامی بوده اند و هم قربانی سازمان مجاهدین خلق که او هم در پی حکومتی اسلامی ست. در خانواده ی ما یک جوان ۱۶ سال و نیمه را حکومت اسلام دستگیر و پس از یک سال و نیم شکنجه در سال ۶۷ یا ۶۸ اعدام کرده. این طفلک فقط اعلامیه مجاهدین را در کوچه دریافت کرده بوده و به خانه برده، پس از آن در یک تظاهرات سر پل چوبی دستگیر شده و وقتی به خانه اش رفته اند فقط سه اعلامیه مجاهدین را پیدا کردند… تمامی خانواده بارها از سازمان مجاهدین خواسته تا نام این بچه را در لیست مجاهدین قرار ندهند. اما آنها همچنان این کودک را که ما میدانیم دست کم نماینده ی صدها قربانی حکومت و مجاهدین است را در لیست مجاهدین ثبت کرده است. سازمان مجاهدین یکی از شگردهای اهریمنیش این بوده و هست تا تعداد کشته شده ها را با هر حیله ای شده بالا ببرد. می بینیم که سازمان مجاهدین در این جنایات مشارکت مستقیم داشته و دربانی اتاق خواب صدام و پسرانش و دادن آدرس خانه های و محله های سراسر ایران و حتا خانواده های خودشان به بعثی ها نیز از کارهای ننگین مجاهدین بوده و هست.
    سازمان مجاهدین یکی از ارکان حکومت اسلامی بوده است! چرا که مردم به صورت مسری از این سازمان متنفرند و همه اینرا میدانند که در ایران هیچ شانسی ندارند. البته آنهعا میتوانند در حکومت آینده در مترو و اتوبوس و بازار بمب بگذارند که البته خواهند کرد. اما در تاریخ از چنان آبروئی برخوردارند که فقط با همین حکومت اسلامی قابل مقایسه هستند. اینان میکروبهای تولید امام خمینی و خامنه ای و دستگاه روحانیتند. ببخشید

  21. دیروز بعد از ظهر من نظری نوشتم و بی آنکه بخواهم بفرستم فرستادم! پس از آن دیدم که چند غلط کیبردی در آن است. درستش کردم که و فکر کردم که فرستاده شد. شاید نشده باشد. و اینکه سپاستان دارم که آن پیشین را حذف کنید و اینرا که غلطش کمتر است را منتشر کنید. شخصی به نام دکتر فاضلی که استاد جامعه شناسی دانشگاه ملی ست که حالا شده به نام بهشتی شهید! سخنرانی کرده و از از حکومت خواسته که با مردم وارد گفتگو شود! او همچون همه ی داخل دستگاه حکومت ضد بشری از نظام کثیف خواسته که تا این زمان باقی مانده (کدام زمان!؟) را از دست ندهد و در اندک زمان تا اضمحلال حتمی ایران با مردمی خسته و رنج دیده وارد مذاکره شود. البته اگر حکومتی لیاقت این مذاکره را داشت خب قابل قبول بود. اما این پیشنهاد داری سه عیب بزرگ و ناشدنی ست. اول اینکه این حکومت ضد ایرانی و ضد انسانی ست پس اصل و اساسش بر نابودی ایران است پس راهش را دامه خواهد داد. و دیگر اینکه دو عیب دیگر نیز از همین عیب نخست زاده می شود. اینکه از یک طرف این حکومت میخواهد برای کدام هدف با مردم وارد مذاکره شود؟ اینان برای چپاول، برای غارت برای تجاوز برای قتل برای تخریب تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران آمده اند. و حاظر نیستند کارشان را که دارد به پایان خود یعنی تخریب همه ی کیفیتهای یاد شده است را بدون دریافت پایان نامه از تاریخ ترک کنند. و از سوی دیگر آیا مردم میخواهند با قاتلان فرزندان و غارت کنند گان ثروت ملی و تخریب کنندگان تاریخ و تمدن و فرهنگ خود وارد گفتگو شوند و آنان همچنان سرکار باشند!؟ پاسخ از هر سو نه می باشد. امروز راه یکی ست و آن آنقلابی ست که در راه است. بر جوانان وطن و حتا پیرانی که برای ما این حکومت ضد بشری و البته اسلامی شیعی را تدارک دیدند واجب حیاتی و ارثی ست تا وارد میدان شوند. کسانی که در زمان انقلاب ننگین بیش از ۱۸ سال سن داشتند و امروز هر سنی دارند باید در برابر این اشتباه و این گناه و شاید این جنایت خود شرمنده باشند که اگر هم در انقلاب شرکت نکردند مانع آن هم نشدند. شاپور بختیار را که با تیز بینی و روشنفکری و دوراندیشی همه ی این روزها را میدید تنها گذاشتند. شاه ایران دوست که اگر هم اشتباهاتی داشت در آن برهه از زمان بهترین بود را با خواری از کشور بیرون کردند. و دقمرگش نمودند و قاتل خودشان و کشورشان آن تفخیذ کار و متجاوز بر بچه شیرخوار را تا ماه بالا بردند. از جهه ملی تا ملی مذهبیها، بازرگانی ها، بنی صدریها و چپی ها و توده ایهای خائن و چپی ها خیانتکار و فیلسوف و روشنفکر و هنرمند همه و همه سحر و جادو شدند. اینها همه با ملا و آیت الله و مداح همقسم شدند…برای نابودی یک دولت مدرن! امروز بر هر جوان و پیر ایرانی واجب حیاتی ست که از خانه بیرون آید. بر جوانان واجب است تا امنیت را از تمامی ملایان و مداحان و مذهبیون بگیرند. باید خانه های و بیوت روحانیون و مداحان و طلاب به آتش کشیده شود. نباید گذاشت آب شیرین از گلوی آیت الله ها و ملایان و مداحان و طلاب پائین رود. در ضمن چنانکه می بینیم از پیامبر اسلام تا علی و تا تمامی صحابه و تا همه ائمه و امامان همه و همه آدمکش و جلاد بوده اند. پس باید امروز و خصوصا با زیاتنامه ای که، قاتلان برقدرت، برای خمینی قاتل و جلاد و متجاوز و تفخیذ کار نوشته اند را با زیارتنامه هائی که برای پیامبر و امام ها و امامزاده ها نوشته اند مقایسه کرد و دانست که همه ی آن بیشرفان همانند خمینی بیشرف و به مراتب بیشرفتر بوده اند. چرا که خمینی با همه ی بیشرفیش و خلادیش و خامنه ای با همه مخنث بودن و خونخوار بودن و آدمخوار بودنش خودشان سر کسی را نبریدند. پس بدانید که از پیامبر و تا آن امام غایب دروغین که اینان از طرف آن امام غایب و تئویک اما در نهایت بیشرفی آدم میکشند و تجاوز می کنند و…همه از دم جلاد و آدمکش بوده اند و اینان پیروان راستین آنها هستند. پس دست بکار شویم. کسی پیشنهاد داده تا محافظین اینها باید پیشقدم تصفیه محله ها باشند. پیشنهاد ببسیار ارزنده ایست.. در اینجا گوشزد کنم که نباید حتا یکنفرشان قسر در رود همشان حتا آنهائی که وانمود میکنند که از حکومت بریده اند هم دروغ محض است. مرگ براین ایدئولوگی و بر حکومت اسلام. زنده باد کفر .

  22. این را من از جائی کپی کرده ام. راستش را بخواهید من وقتی هنوز به کسانی که در «کودتا» ی ۲۸ مرداد گیر کرده اند در حالی کگه هنوز پس از نزدیک ۷۰ سال آنرا بدرستی نمی شناسند و فقط در آن گیر کگرده الند گوئی محتاجند هی به آمریکا و انگلیس فحاشی کنند. درز صورتی دشمن اصلی و اساسی و تاریخی ایران و منطقه هیچ کسی غیر از اسلام نیست. حتا دشمن اعراب هم همین اسلام است. و بس. و حالا بخوانید.

    نگاه ایرانی و نگاه ژاپنی، در تعاملات بین‌المللی

    محمدجواد مظفر

    داستان اول:
    معروف است که به ژاپنی‌ها گفتند: «آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم با انداختن دو بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی، نزدیک به ۲۰۰هزار نفر از مردم ژاپن را قتل عام کرد و آثار آن اقدام تا سال‌ها بر نسل‌های بعدی ژاپن اثر گذاشت؛ چرا شما با آمریکا دوستی می‌کنید؟!»

    ژاپنی‌ها پاسخ دادند: «هنگامی که رئیس‌جمهور آمریکا در کاخ سفید از تلفن پاناسونیک استفاده می‌کند، ما پیروز شده‌ایم نه آمریکا.»

    داستان دوم:
    شخصی برای بازدید از موزه ژاپن به آنجا رفته بود و پس از دیدن آثار انفجار بمب‌های اتمی منفجر شده در هیروشیما و ناکازاکی و در پایان دیدار از موزه، از راهنما پرسیده بود: «از همه چیز گفتید جز آمریکا که مرتکب این جنایت شده.»

    راهنما پاسخ داده بود: «فراموش نکن! اینجا موزه صلح است نه موزه جنگ! و اصلاً اگر راستش را بخواهی در آن واقعه ما هم بی‌تقصیر نبودیم!»

    نتیجه:
    ژاپن سال‌ها با این نگاه کشورش را به مرحله‌ای رساند که تا قبل از سر بر آوردن چین در سال‌های اخیر، دومین اقتصاد و صاحب بزرگ‌ترین ذخایر ارزی در جهان بود.

    ما نیز بیش از ۴۰ سال است شبانه روز بر طبل مرگ بر آمریکا و خصومت و دشمنی می‌کوبیم و در نتیجه بسیاری از درها را در تعاملات جهانی بر روی خود بسته‌ایم.

    به نظر شما کدامین راه مسیر رستگاری است؟

  23. رضا علیجانی در گویا در یک مختصر و کوتاه مقاله ای نوشته:
    با این جامعه چه کرده‌اید که چنین به شما بی‌اعتماد شده‌اند!؟
    من همه ی نوشته ی او را آورده ام و در هر جمله پاسخش را نیز نوشته ام.

    دیگر این نخ‌نما شده است که مشکلات را گردن دشمن و رسانه های خارجی و … بیندازید.
    «جناب از روز نخست نیز برای همه هویدا بود اما مردم ایران با فرهنگ ایرانی خو.د کوشش می کردند با سخاوت به دشمن اصلیشان که دین اسلام است بفهمانند که شاید بشود با این سم مهلک هم شربتی ساخت…»

    این جامعه همان جامعه ای است که فرزند نوجوان و جوانش را به شما می‌سپرد تا در جبهه‌ها به کشتن بدهید. زنانش طلاهایشان را تقدیم شما می‌کردند. روستائیانش تخم مرغهای‌شان را به جبهه‌ها می‌بخشیدند.

    «جناب حاج رضا علیجانی! باز هم ایرانیت ایران میخواست با فداکاری و شرافت انسانی این اسلام ضد بشر را راضی کند که تن به شرف و انسانیت بدهد، اما نداد که نداد! و نخواهد داد»
    علیجانی نوشته:
    در دوران جنگ محصولات تقلبی در حد مایع ظرفشویی و آبلیموی تقلبی بود و نه دارو و واکسن تقلبی و بازی کردن با سلامت و جان مردم.
    « بله باز هم پاسخ همان است: اسلام در بیشرفی ماهوی خود همان تولید کنندگان مایع ظرفشوئی و آبلیموی تقلبی بود. همینها به قدرت رسیدند. علی خامنه ای و خمینی و کل ملایان و مداحان و طلاب حرامزاده گانی بود که با اخ تف و کثافات نبوی و شیعی و مرتضوی و سخنانی که همسنگ همان مایع ظرفشوئی و …بود و البته مردم ایران از روی انسانیت خود همینها را به قدرت رساندند. آقای علیجانی عیب اساسی و جوهری کار شما این است که اخلاق را در دین و خصوصا دین اسلام که پیامبرش مثل آب خوردن به دختر بچه سه ساله تفخیذ می کند و در شش سالگی به او تجاوز میکند و حتا به زینب عروس خودش تجاوز میکند و مثل آب خوردن سر می برد و به علی که همان نقش سعید طوسی در دربار خلافت خامنه ای را بازی میکند دخیل می بندید…»
    نوشته اید:
    در طول تاریخ ایران، «مذهب» همیشه پشتوانه «اخلاق» جامعه بوده است. با سوءاستفاده از مذهب و روحانیت این پشتوانه را هم از جامعه گرفته‌اید و آن را دچار این تباهی‌ها کرده‌اید. هر چه بگندد نمکش می‌زنند، وای به روزی که بگندد نمک!
    این دروغ محض است:
    « در طول تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام و ۱۳۷۴ سال ورودش به ایران نه تنها این دین بیشرفی و تجاوز و غارت و تخریب ضد اخلاق بوده بلکه با کشتارها و تجاوز های بی دریغ کنیز گیری و غلام گیری و گردن زدن و تخریب تمدنهای ایران و مصر و هند و شمال افریقا حتا یک روز خوش برای ایرانی ایرانی و مردمان منطقه و حتا جهان باقی نگذاشته است!»

    نوشته اید:

    چرا در جنبش سبز گفته می شد دروغ ممنوع!؟ در همین ماجرای کرونا چقدر دروغ گفتید؟ چقدر فریب به کار بردید؟ همین محمد مخبر…
    «جناب حاج رضا تا زمانی که نگاه پیدا و پنهان شما به اسلام تجاوزگر و متجاوز باشد هیچ اتفاقی نمی افتد. شما و دوستان اصلاحطلب و متدینتان نمی خواهید خیانت پایه ای خاتمی و موسوی و کروبی و اصلاحطلبان را که بنا بر اسلامی بودنشان طبیعی هم بود را برسمیت بشناسید. خیانت کروبی در همین رای دادن اخیر امضای این بیشرفی و سرسپردگیش به اسلام و تشیع است! تشیعی که خشنترین و آدمکشترین و جلادترین انسان خونخوار جهان و فرزندانش که همگی وارثین رفتاری و اخلاقی اویند و تازه این آخری قرار است با شمشیر جد بزرگواری بیاید و با ایجاد دریائی از خون کافران و دیگر دینان جهان را پر از عدل و داد کند: علی ابن ابی طالب! و…»
    حاج رضا علیجانی مرقوم فرموده اید:

    در این شرایط وانفسا مداحان ولایی می‌خواهند در تهران راهپیمایی و تجمع «جاماندگان از راهپیمایی اربعین» راه بیندازند!
    « آقای رضا علیجانی در ذهن هر شیعه حتا شیعه ی خوب و ناز، ایرانیت و تشیع در حال جنگ هستند. از یک طرف علی خونخوار که بیش از صد هزار نفر را در طول زندگیش پیر و جوان و کودک و زن و مرد گردن زده و شوهر بیوه زنانی بوده که خودش و دینش به کشتن داده اند. و وقتی میدانیم که در این دین مبین حتا دختر بچه های شیرخوار نیز می توانند به نکاح دائم در آیند میتوان تصور کرد که این بیوه زنانی که علی به آنها شبانه «رسیدگی» می کرده چند ساله بوده اند!!! و یک محمد متجاوز و قاتل که خودش با دست خودش سربریده و از دیگر سو ایرانیت مظلوم و نجیب که سردارانش و کورش بزرگش اولین اعلامیه حقوق بشر را صادر میکند…»
    آقای رضا علیجانی بیدار شوید این دین شما چنان سمی و جوهره ی زهر آگینی است که تا مردانه وارد میدان نشوید و اصل و اساس آنرا هدف قرار ندهید هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. چنانکه در همان انگلستان که هستید بریدگان از کلیسا کردند و با کلیسا و مثل شما که با مسجد و قرآن و پیامبر و علی و اسلام لاس می زنید لاس نزدند! مردم ایران باید بیدار شویم و یک صدا این دین ضد بشر را هدف قرار دهیم. در غیر این صورت بسیجی و پاسدار می رود و طالبان می آیند، طالبان می روند و طالبان خراسان می آیند، طالبان خراسان می روند و داعش می آید. ببینید این دین چقدر وحشتناک است که فیلسوفش سروش است و اصلاحطلبش خاتمی و روشنفکرش بازرگان و بنی صدر و دباغ و …هستند.»
    هممیهن بیدار شویم
    ف از خراسان

  24. آقا یا شاید هم خانم ف از خراسان و چند نظر دیگر که خواندم. و این صفحه
    را که دیدم. با امدن اسلام به قول شما ضد بشر بر قدرت و تازه کردن حافظه تاریخی ما! اگر چه اصلا حافظه تاریخی نداریم. چرا که اصلا ما مردمان ایران ضد کتاب خوانی و کتاب هستیم. برای همین قرآن را به عنوان ام الکتاب در حلقوم ما کرده اند و هر بار هم که آنرا هضم کنیم از مقعدمان ( بلکه مقعد چون اگر بگویم کون بی تربیتی می شود) بلکه از مقعدمان قرآن هضم شده را بیرون می آوریم دوباره آنرا لوله می کنیم و میکنیم تو حلقوممان منتظریم که امام جلق ظهور کند تا ما آنرا از مقعد بیرون بکشیم و بکنیم در حلقوم او. بله وضع این طور است. از تمامی اهل قبور هم که بپرسی همین را برایت می گویند! بله ما حافظه حمله قادسیه را تازه کرده ایم. به یادمان آمده که زنان و دخترانمان و حتا شیرخوان نمان را جلو جسد پدران و برادرانمان و پیکر سربریده شده مردانمان مسلمانان عرب تجاوز کرده اند. و البته نه تمامی بلکه اکثریت خواهران و برادران سید ما در ایران حاصل این تجاوزات هستند. البته حاصل تجاوز بودن اصلا عیبی ندارد اما اینکه کسی به این تجاوززادگی افتخار کند و حتا خودش را از ما بهترونها بداند امری زشت و ناپسند است. من امیدوارم این خواهران و برادران تجاوززاده این پیشبند ننگین را از خودشان دور کنند. بگذارند سید علی خامنه ای و سید محمد خاتمی و سید عطاء الله منهاجرانی و سید ابراهیم نبوی و سید جواد طباطبائی و سیدهای دیگر دلشان به این تجاوز زادگی خوش باشد. و اما من بر این باورم که انقلاب اسلامی خیلی هم بد نبود چرا که دروازهای این «نجاست انبار» یا این انبارٍ نجاست را که اسلام و قرآن و اهل بیت و روحانیت و مداحیت و تشیعیت و تسننیت و نحله های دیگر عفونت درش انبار شده بودند را باز کرد تا این مردمی که از بوی گند امام حسین و امام علی تا پیامبر اعظم و زینب و زهرا مست میشدند را ناگاه به خود آورد. البته شما از سروش و کدیور و بازرگان نام بردی اما همه اینها در همان انبار که گفتم رو به بیرون سرازیرند. خانم من که همه این نظرات را خوانده میگفت که اگر دستاورد انقلاب اسلامی و بیرون راندن شاه ایراندوست همین نظرات باشد که مشتی از خروار بیداری مردم است باید به ملایان دستمریزاد گفت. چرا که کاری که این فاسدان آدمخوار کردند هرگز هیچ قدرتی نمی توانست حتا در پانصد سال بکند. کلمه مبارکه نجاست انبار ( مثل آب انبار) را خانمم بکار برد. آری هیچ کس نه شاه نه اسرائیل نه آمریکا و نه حتا خود اللـهٍ پستتر از شیطان قادر نبودند این چنین پرده از این انبار نجاست که اسلام و قرآن و تسنن و تشیع است بردارند.
    حافظ نوشته بود:
    کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب
    تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
    و در این مورد باید گفت
    کس چو آخوند نگشودی در آب انبار گُه
    مداحان زوزه کشیدند و بریدند بخود
    خودٍ انها همه ایات الهی بوده
    هم پیمبر هم علی تا مهدی سیراب از گُه
    مهدی جلق زنان وصف جمالش از تو
    تو برین، به به و، هم چه چه و نازش از او
    ظهور مهدی و قرآن مجیدش در گًه
    کیمیائی ست عجب تعزیه داری حسین
    ریدن و خوردن و آوردن و بردن از تو
    خون حلقوم و رگ گردن اصغر از او
    که نباید ز کسی منت اکسیر کشید!
    جاکشان و قاتلان و خونخواران و بیشرفان و مسلمانان و مومنین و متشیعین بر قدرتند. این قدرت فقط برای ما مردم توسری خور خسته و بیمار نحس و نکبت و خانمان سوز نبوده، چرا که تمامی توهم های رحمانیت و اخلاق و تقوا همه و همه همان نجاساتی بود که با باز کردن آن انبار گه قرآن و مفاتیح الجنان و سیره اهل بیت و روحانیت و مداحان در آن بود همه را زیر گفت و کل دستگاه روحانیت و اسلامیت و تشیع درز زیر این انبوه نجاست مدفون شد.. همسر من درست می گوید که خوشبختانه ما دیدیم که این دین چه دینی ست. من دیدم که کسی در مورد قرآنسوزی نوشته. اینرا بنده شخصا چندین بار دیده ام. پیشنها می کنم تا هر کسی یک قرآن نیمه سوز را در کوچه و خیابان و اتوبوس و مترو رها کند.

  25. عجبا سید محمد خاتمی با وجاهت شرف مضاعف بیانیه ای داده و از چند مذهبی و آزادی و چند قومی در افغانستان دفغاع و حمایت کرده. که خب کار خوبی بود اگر از چند دینی و دمکراسی و آزادی در ایران هم دفاع می کرد. باید از این آقا پرسید که چرا چنین اعلامیه ای در مورد کشتارها و جنایات عالیه روحانیون و مداحان و طلاب و سپاهیان همه فاسد و آدمخوار بر علیه مردم صبور ایران نمی دهی. چرا فقط با میلیاردرهای همه غارتگر و مقیم اروپای شمال تهران و اصفهان و اروپای غربی نشست و برخاست داری و…در ضمن من با ادبیات بکار رفته توسط نظر نویسان موافق نیستم. اگر چه این حکومت راه دیگری برایمان نگذاشته باشد.

  26. آقای فرهنگ قاسمی اگر چه این آخرین ورژن القصیده نیست اما من نمی فهمم چرا شما الاقصیده را در جائی نگذاشتید. شاید تا کنون از حدود پانزده سال پیش صدها ها هزار بار خوانده شده و ملیونهعا بار شنیده شده. این یکی از نسخه هایش است. من امیدوارم کسانیکه آخرین نسخه اش را دارند در این سایت ملی ایرانی و آزادیخوان بگنجانند!

    سید قطب از جهنم. القصیده الانتریه فی احوالات رهبری علویه که در محراب به خود ریده گفت:
    19 ژوئن, 2017 در 19:10

    القصیده الانتریه فی احوالات رهبری علویه که در محراب به خود ریده
    خب اینم از مریم خانم قرچک مکان. اما دیشب در بیت رهبری شب شعر بود و ایشون با خنده ای ملیح آن شعر الف شین را خواندند و از خنده دوباره بخیه های آنجاشان پاره شد و بوی ولایت امیر مومنان در فضا پیچید و سربازان گمنام امام ولایت سرمست شدند. من شخصا به رهبری بول دادم و و با غایط و اصرار که فردا این شعر را ادامه دهم و اینک به فضل الهی انرا با اضافای چون هیهات من الذله و سیل تبه ماران و هارت و هورت و چاقو کشان و… ادامه میدهم امیدوارم که دیکران هم بکنند آنچه که ما میکنیم بنده البته بنا نداشتم اما رهبری گفتند بکن و من هم می کنم. بنا بر این دوستان توجه داشته باشند که بنده چند روز دیگر که دوباره به تهراتن بیایم اینو چک میکنم تا ببینم ولاییون چه نوشته و چه اضافه کرده اند. از دوستان مخبر متشرکرم و امیدوارم که آقای شنگول ما هم قیام کنند ودر ادامه این شعر در مدح آقا سید علی و روح پر فتوح آو ملعون بزرگ زوری بزنند. الوطنا فدا. و حالا آنچه دیگران نوشته و آنچه را من مزید کرده اهم….

    شاهرغ ایرانزمین از تهران نام مستعار ۲۵ خرداد, ۱۳۹۶ at ۱۰:۴۸ ب.ظ

    آقای قاسم فرهنگی. دوستان از من خواستند که در مشاعره ای که جناب ابس شائری نوشته شرکت کنم. بنده دارای دکتری علوم حوضه ای هستم و در اداره فاضلاب مسجد جمکران کار می کنم و بنده مهندس رساندن مواد زائد به چاه سامراء هستم. برای همین میتوانم دل آقا رو بدست آورم. برای همین شعر الف شیم را کپی کرده من نیز بر آن تکامله ای اضافه می کنم. بنده نیز از سخنان این ابر اسنان هزاره و هزارهها استفاده کرده و واژه های ترقه بازی و داعشی بازی و امام علی فندک امیر المونین علی ابن ابی طالب و :تایب علی عزراییل استفاده کرده ام. تا که فرود افتد و چه در نظر آید. و حال اصل و فرع و تکامه ی معامله و این گوی و این میدان .

    سلام آقای فرهنگ٬ من به شما قول داده بودم تا این قصیده را براتان بفرستم و اینک می فرستم. آمید من این است که این قصیده را در صفحه نخستتان و به صورت مستقل منتشر کنید. من از آن روز که به شما قول دادم تا کنون در سفر بوده ام و نتوانستم این را براتان بفرستم. چرا که ارسال از کامپیوتر شخصیم خطرناک بود. من از یک اداره ی دولتی در جایی از ایران این قصیده را می فرستم امیدوارم آنرا منتشرش کنید. وقتی فاحشگی و لواط و اعتیاد در ایران فرماندهیش در دست شخص رهبری ست شما نمی توانید این قصیده را خارج از ادب بدانید. رهبری با حکم حکومتی فرمان پوشش لواط را در بیتش داده است. برای او تجاوز به دهها نوجوان اشکالی ندارد و آنها عروسکهای ارضای شهوات شخص رهبری و قاری قرآنی بودند که آن قاری خودش از چهارده سالگی قربانی شهوات رهبری بوده است. جالب است که کلیت روحانیون در این مورد سکوت تایید آمیز کرده اند. بنده شخصا یکی از این قربانیان را که اینک زن و دو فرزند دارد را می شناسم. او چندین بار برای من که استاد… هستم با گریه و زاری گفت که رواج لواط نزد شخص رهبری و تا همین امروز به صورت «مشت و مال» و آمدن ماساژور ادامه دارد. و او خودش بارها مورد تجاوز قرار گرفته است. او پیشبینی می کرد که سرانجام سعید طوسی به هر وسیله کشته شود تا نتواند رازهای بیت رهبری را برملا کند. رازهایی که البته دیگر راز نیستند. از قرار باید سر سعید طوسی پیش از مرگ رهبری برود زیر آب. او یا در تصادف کشته خواهد شد یا ایست قلبیش خواهند داد و یا به سرطانی فوری دچار خواهد گردید. من امیدوارم این قصیده را به طور جداگانه و با عکسی از فریاد اوارد مونچ و یا عکسی که خودتان انتخاب می کنید در صفحه ی نخستتان بگنجانید و برای بالاترین هم بفرستید. امیداست که جوانان ایرانزمین این قصیده را در تلگرام بگذارند. نیچه گفته است که ظنز دیکتاتورها را بیش از یک اسلحه ی مرگبار می آزارد. خواهش می کنم به ترتیب و ترکیب صفحه بندی توجه کنید. خصوصا تیتر با خطی غلیظ نوشته شود و…با سپاس…
    الف شین
    القصیده الانتریه فی احوالات رهبری علویه که در محراب به خود ریده

    این رهبر آزاده ی ایران به خودش رید٬
    تو بشمار٬
    تنها نه خودش رید به خود رهبر ایران٬
    یکپارچه ایران به سر رهبر خود رید و٬
    تو بشمار٬
    رهبر چو نگه کرد در آیینه ی تقلید٬
    با مزمزه کردن٬ گه خود را٬
    اینبار با غضب بر سخن و عرش خدا رید!٬ و
    تو بشمار
    با حفظ هویت به سر شخص خدا رید و ٬
    تو بشمار

    بر تربت پاک انبیا رید و٬
    تو بشمار
    آن رهبر سابق در قبر بخندید ٬
    با آن کفن پاک مطهر٬
    که مزین به آیات خدا بود٬
    با گفتن صد بار ولاکن٬
    از خنده به خود رید و
    تو بشمار٬
    آیات خدا بود به عمامه رهبر٬
    وقتی که میخندید٬
    وقتی که می خندید و به خود رید٬
    عمامه اش افتاد درون گه و غلطید٬ و
    بغلطید دو صد بار و
    تو بشمار
    عمامه تبرک با بوی خوش گه٬ مالید به پیشانی٬
    چون چادری از گه٬
    عمامه به سر کرد٬
    عبای گه اندود٬
    با عطر طهارت٬
    تیمم غایط
    با مسح و تلمس!
    با ذکر و تلمذ
    او عزم سفر کرد٬
    ریشش به ملات گه صد روزه حنا کرد!٬
    بهر سفر انگلیکن رخت به بر کرد٬
    ***
    در٬ آستانه ی در بود!٬
    عزاییل ٬
    کتایب آقا با نره خری لخت٬
    با آلت کلفت٬
    آهیخته و زمحت!٬
    سید سعید طوسی با نره خرک جفت٬
    شمشیر بدست و ٬
    و هم زره به تن داشت٬
    زان میر غضب خان٬
    آن سارق خیبر
    چیزی نه که کم داشت!
    شمشیر لای دندان٬
    فندک توی دستش٬
    سطلی ز گه ناب٬ با آب قاطی کرد!
    همچون آب زم زم غلپ و تلپ کرد
    ***
    پنهان نتوان کرد٬
    ارضای رضا بود٬
    این کار خدا بود!٬
    رهبر پا رو وا کرد٬
    حاج سعید طوسی با عورت نازش٬
    در اونجای رهبر تا دسته به جا کرد٬
    هی او جابجا کرد٬ اینجا و اونجا کرد!٬
    تا دسته درون شد٬ گاهی به برون شد٬
    از خنده ی آقا روده شون برون شد٬
    هر لحظه درون و گاهی به برون شد٬
    قاه قاه می خندید
    دو تا آویزون بود٬ یکی در میون بود٬
    شلپ و شلوپ بود٬
    آقا در میون بود٬
    دستاش رو زمین بود!
    اینها یه نشونی٬
    از عالم غیب بود!
    ***
    این رهبر آزاده ی ما نشئه ی عشق است٬
    الواط و لواط است٬ مثل آب نبات است٬
    مکنده ی آب و مکنده ی ذات است٬
    او اصل لواط و٬
    معنی فساد است٬
    این رفت و شدن ها٬ تلمبه زدن ها٬ با قاری قرآن ٬
    صدها نوجوانان٬ با صد کش و قوس است٬
    فرمان الهی وحیی ز نزال است٬
    انزال و نزول است٬
    ***
    گاهی فاعل گاهی مفعول٬
    گاهی عاشق و گاهی معشوق٬
    گاهی این دست رو زمین و٬ گاهی اون دست رو کمر بود!
    اصلش اینه که دمر بود
    کپلش مثل قمر بود٬
    کمرش مثل فنر بود٬
    اما اینبار رهبر ما٬ از خوش هم بی خبر بود٬
    اینبار حاج سعید طوسی٬دست و زانوش رو زمین زد٬
    هی اون بالا و پایین کرد٬
    رهبر ماه رو سوار کرد٬
    ماه – تو آسمون نگاه کرد!
    ***
    گاهی که این روی اون بود٬
    گاهیم این توی اون بود٬
    گاهیم این زیر اون بود!٬
    گاه لب و لوچه ی رهبر برا ارضا اویزون بود٬
    ***
    این رهبر آزاده ی ما زیر الاغ بود٬
    بیچاره علاغه٬
    کارش کار زار بود٬
    تا که میدید که کسی نیست!٬
    گاهی وقتام که کسی بود
    گاهیم رو الاغ بود٬
    خیالش رحت از این بود!
    که توی راه خدا بود
    با اینیم که چلاق بود٬
    چون رهبر خود٬ رهبر ما روی براق بود٬

    ***
    رهبر توی درد سر بود.
    تو -چهار – راه محشر بود٬
    شلوارش کشیده پایین٬
    قمبلش زیر تشر بود
    ناگاه بشد رعدی و برقی٬
    تو یکی از راه ها
    توی رعد و برق تاپاله زدی٬
    تا – پاله ی زدی
    این نور خدا بود٬
    حاج محمود ما بود٬
    احمدی نژاد بود٬
    با بمب و مسلسل٬ نارنجک دستی٬
    پشتشم سپاه بود٬ با لباس داعش٬
    پرچم لا لا لا
    مردم رو نوازش٬ کردند نمد مال!
    آقا کرد قار قار!
    « اینها نه مسلسل٬ ما میگیم ترقه ست٬
    این ترقه – بازی٬ کار حقه بازی٬
    این کار ما نیستش!
    کار اجنبی هاست٬ …
    ناگاه آقا گوزید٬
    چرت اما عج از اون صدا پوسید
    ناگاه عیان شد٬ یک سیل تبه کاران از راه رسیدند٬
    آقا رو که دیدند٬ پشت سر آقا فوری صف کشیدند٬
    از عقب فرو کردند٬
    از جلو مالیدند٬
    با هَیْهاتِ مِنّا الذلَّه
    عربده کشیدند!
    هر کدام از یک سو آقا رو گاییدند!
    ملائکه از عرش به پایین پریدند٬
    او نا هم برا آقا یک پرس بریدند!
    از راه دگر نیز چاقو کشای رهبر چون کرم خزیدند٬
    سر دسته ی آنها ذلفقار بدست بود٬
    با فرق شکافته هارت و هورت می کرد!
    زرت و زورت می کرد!
    ناگاه یه اف ۱۴ تو آسمون پیدا شد
    با این هواپیما٬
    سکوت محض بر پا شد٬
    وقتی که طیاره رفت دو باره غوغا شد.

    سرباز آقا بود
    ***
    آحمدی نژاد امد با نور الهی!
    دور سر او گه بود بود چون طوق طلایی٬
    خمپاره بدست و -هم بمب به کف بود٬
    از شمر بدترتر٬
    از کرب و بلا بود و
    در راه نجف بود
    یک بمب گهی انداخت اندر ره رهبر٬
    قهرمان نرمش ٬ با آن کمر ناز!
    آن فنر اعجاز٬
    رهبر جا خالی داد!٬
    چپیهیش رو علم کرد!
    انگشت بزرگش رو اون مثل علم کرد٬
    برا ترسوند مردم٬ هی اون تو دهن کرد٬
    هی لیس و والیس زد٬
    هی عره و تیز کرد!
    چون رهبر آزاده ی ما روی براق بود٬
    هر چند که الاغ بود٬
    چون رهبر خود٬ رهبر ما روی الاغ بود!٬
    یک خر رو الاغ بود!٬
    می گفت که براقه! آما که الاغ بود٬
    آما چه الاغی!٬
    یه الاغ لخت و
    نره خر داغ بود!٬
    با عشوه و ناز بود…٬
    گاهی خر روی امام بود٬ گاهیم زیر الاغ بود٬
    ***
    آن بمب بیفتاد به محراب تجلی٬
    آنگاه بترکید٬
    آیات خدا ریخت درون ره رهبر
    رهبر چو بلیزید٬
    یا اینکه بلغزید ٬
    تا دسته بلیسید!٬
    نا گاه بگوزید٬
    گفت اینکه ترقه ست
    پس بمب کجا بود؟؟؟

    آن رهبر سابق از حماقت این در قبر بخندید
    قاه قاه به خودرید
    دریا؟ چه بگویم٬
    گهستان الا بود٬ از صفا تا مروه
    چون سنگ سیا بود
    بحری زه گه ناب٬
    عرفات آقا بود٬
    ***
    از عشق خدایی٬
    رهبر ولایی
    خناس مخنث٬
    این رهبر یکدست٬
    وارونه و سر مست٬

    رهبر شده بی تاب٬
    قواص خدا بود!٬
    رقاصه ی شیطان
    در حال ریا بود!
    این ترقه بازی کار انبیا بود!
    ***

    بهر سفر حج در راه خدا بود٬
    تنگی بگرفتش٬
    هرچند گشاد بود!
    رهبر سر پا شد٬
    با یاد خدا شد٬
    رهبر چو بریدند٬
    آن سیل کفن پوشان٬ اینبار از آن چارراه٬
    از راه رسیدند٬
    اول بو کشیدند٬
    آنگاه چشیدند٬
    با انگشت دشنام در گه به خزیدند٬
    یا اینکه خلیدند٬
    آنگاه لیسیدند٬
    اسپرم هزار جاسوس را٬ کشف نمودند٬
    این فیض عظیما را٬
    این فاز به فوزآ را با یطعه ی الله بر چشم کشیدند!
    اکمل شده این دین٬ با ملیون ذکر کین٬
    با دشمن ملعون٬
    امت شده واحد با کل مریدن٬ ریدند به دفتر٬
    آن صاحب این عصر ناگه شده بیدار!٬
    با چرت پریده٬
    پیغمبر تکفیری گردیده پدیدار٬
    همچون اونجای رهبر٬
    چرتش شده پاره!
    ***
    آن رهبر غائب گردید مهیا!٬
    بهر سفر خاک٬ اماده ز افلاک
    لاهوتی بی غش ٬ با عشوه ی مهوش٬
    او آمده با کش٬
    با شلوارک داغ!
    شمشیر برنده در دست درنده٬
    گرگان خونآشام٬ دندونای خونی٬
    با نره خری داغ٬
    با آن ذکر شق
    با فتنه ی اکبر
    با سید مظلوم٬
    با دریایی از خون
    با عامی مغبون
    با سپاه غارت
    با بسیج قاتل٬ با داعش بی رحم٬
    با طالب حوزه٬
    با طالب فیضه٬
    خون تا زیر بیضه!
    الامان به پا شد!
    بیداری اسلام!
    خونها که به پا شد٬
    خونها به زمین ریخت٬
    تا اسلام احیا شد!
    اسلام آدمکش سیراب ز خون بود٬
    سیرابتر خون شد!
    ای دنیای آزاد بر خیز و بپا شو!
    این میر غضبها را تو خلع سلا کن!
    این دنیای بیداد٬
    را از ظلم رها کن!

    دنیا پر بغض است٬
    و اینک شده فریاد از ظلم تو: اسلام
    از ظلم تو: اسلام!!٬
    فریاد و دو صد داد
    فریاد! و فریاد!!٬

    ***

    آی خدای واحد!٬
    الله کثافت،
    خونخوار و نجاست،
    نحسی شریعت٬
    نحسی شرایع٬
    اینک تو نگا کن
    این مردم ایران٬ گردیده مهیا
    بر زیسیتنی نو!٬
    الگوی نوینی انداخته در راه
    هم بی توی ظالم٬ هم بی اوی خناس٬
    بی رهبر لووواط!
    بدون ولایت٬
    بدون فقاهت٬
    هم با من و با او
    با این من دیگر با آن اوی دیگر!٬
    هم٬ هم زن و هم مرد٬
    هم پیر و جوانان٬
    در راه بهاران٬
    در راه نوینی٬
    چون سیل خروشان
    ماییم در ایران!٬
    ماییم در ایران!

    والسلام.
    دوستان ناشناس و سه چهار نفری شناس. من هم چون آن دیگری و دیگران چون نویسنده اجازه داده بود دست در نوشته ی اوو انها بردم٬ چنانکه کس دیگری و کسان دیگری نیز به قول خودشان نکملیه ای بر ان نوشته بود. من هم نوشتم و امیدوارم که نویسنده گان دیگر نیز همت کنند و این قصیده را که معلوم است خیلی صریح و اضطراری نوشته شده را پالایش کنند. من فکر می کنم خوب است که هر کسی این القصیده را برای دیگران بفرستد. دیگر اینکه هر کس وسعش میرسد آنرا چاپ کند و به صورت روزنامه بر دیواری شهرها و حتا دهات بچسباند. و از ترقه بازی رهبری هم نترسد. اینان حتا تجاوزات و ازاله بکارتها را نیز فقط یه دستمالی به حساب می آورند. آقا فرمودند ترقه بازی چون سرفرزندان حرامزاده و سر نوه های پر پدر یک مادرشان سلامت است. بیدار شویم با هم. روحانی هیچ غلطی نمی تواند بکند. من بسیار متاسفم که گول پدر خانمم را خوردم ( من هم رای دادم و گ.ل زنم را خوردم که از دیواری در خیابان مولوی ترسیده بود. مباد که زنان اینطرف خیابان و مردان آن طرف خیابان باشند) و به این بیشرفی رای دادم.
    من امیدوارم چنانکه آن دوست پارسی گوی غیر ایرانی ما پریشب و هم دیشب در بیت رهبری قول داد ادامه دهنده ی آینده ی این القصید باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.