امروز دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰

ساعت ۱۰:۰۲

 
سرمقالات

جمهوری چیست، جمهوری خواه کیست ؟

9 ماه گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=2689

لینک کوتاه

منظور از نظام جمهوری چیست؟

جمهوری اسلامی یک نوع آن است، در سودان نوع دیگر آن را مشاهده می‌کنیم، رژیم کره شمالی‌ نیز جمهوری است، سوریه با جمهوری موروثی اش شق دیگری از این نظام حکومتی می‌ باشد، استالین هم بر نظام جمهوری سوار بود، پل پوت هم جمهوریخواه بود، پینوشه هم با نظام جمهوری قدرت خود را تحمیل می کرد، در فرانسه، آلمان، ایتالیا، امریکا و کانادا هم نظام جمهوری بر قرار است.

 

از سوی دیگر، در میان کشور های جهان جمهوری دیکتاتوری داریم، جمهوری دمکرتیک داریم، جمهوری شورایی داریم، جمهوری فدرال و جمهوری  مبتنی‌ بر دمکراسی‌  پارلمانی نیزداریم …

کدامیک از این جمهوریِ ها برای جامعه بشری مناسب تر است؟

کوشش ما اینست تصویری از نظام جمهوریت وشهروند جمهوریخواه، آنطوری که در فلسفه و سیاست و در سیر تحول این دکترین آمده است ارائه دهیم و سرشت های جمهوریخواهی را در حد امکان بیان کنیم تا جمهوریخواهان واقعی‌ بداند با قبول اصل جمهوریخواهی چه وظأف و حقوقی خواهند داشت و چگونه باید از این ایده ال دفاع و برای استقرارش مبارزه کنند. همینطور شاید برخی‌ از مدعی های جمهوریخواهی حد و مرز خود را تشخیص داده و در رفتار سیاسی خود تجدید نظر نموده به عواقب عدول از این اصول بیندیشند.

اگر چه نظام جمهوری در ابتدا در مقابل حاکمیت موروثی و سلطنتی قد راست می‌کند. اما ویژگی هایی را برای خود قائل میشود که به آزادی انسان از انواع سلطه ها و نه تنها از سلطه سلطنت، می‌ انجامد . جمهوریت تنها مخالفت با پادشاهی و حکومت موروثی نیست، در عین حال که این مخالفت لازم است اما به هیچ وجه کافی‌ نیست. یک جمهوریخواه میتواند مانند یک سلطنت طلب بسیاری از اصول جمهوریخواهی‌ را زیر پا بگذارد و خودش را جمهوریخواه نیز بخواند. وانگهی عملی سازی ایده ال های جمهوریخواهی مستثنی از قانونِ تئوری – عمل ویافتن تفاوت های این دو نیست. زیرا فرا خواهی‌ و گذار از شرائط موجود و در نتیجه آن انحراف از هدف و  دگرگونی در ماهیت بشر و صفت برتر اوست.

اندیشه جمهوریخواهی برای نخستین بار در یونان باستان و در دمکراسی آتن توسط ارسطو بر اساس فلسفهٔ شهروندان آزاد با حقوق مساوی برای انتخاب شدن و انتخاب کردن وبا حق قضاوت نمودن بناگذارده میشود و مسیر خود را تا به امروز با پیچ و خم های فراوان طی می‌کند.

ماکیاول در تعریف دولت از دو نوع نظام دولتی، یکی  پادشاهی و دیگری جمهوریِ یادمی‌ کند. در قرون روشنایی بسیاری از اندیشمندان به تئوری نظام جمهوریِ می‌ پردازند، از آن میان نظرات و استدلال های هوبس و روسو در تائید جمهوریِ و ارتباط آن با آزادی و برابری مهم ا‌ند. منتسکیو باورمند بود که دولت شهروندان بطور ایده ال باید جمهوریِ باشد. همینطور مارکس و انگلس در ارتباط با انقلاب فرانسه و بنیانگذاری نظام جمهوریِ تحلیل های شایان توجهی ارائه میدهند.  جان آدامس،در کتاب تاریخ جمهوری ها تحول رژیم های استبدادی به سوی جمهوری و درغلطیدن نظام های جمهوری به سوی نظام استبدادی را مورد مطالعه قرار داده و عمل آزادی شهروندان را در این تغییر و تحولات موثر میداند.

معاصرینی مثل فریدریش ون هیک، بنجامین کنستانت، جان پوکوک، فیلیپ پوتی …  ویژگی‌ هایی‌ بر آن قائل میگردند که ابعاد انساندوستی جهوریخواهی را متعالی میسازد. ماحصل این برداشت ها را شاید بتوان به شکل زیر بیان کرد.

– جمهوریخواه بودن یک انتخاب ناب، انساندوستانه، عدالتخواهانه و شایسته شرافت انسانی است. بر حسب تعریف در یک نظام جمهوری استبداد، بیعدالتی، نابرابری، بی توجهی به حیثیت انسانی، تجاوز به آزادیهای فردی و اجتماعی ‌و تبعیض کمتراز دیگر نظام ها است .

– از آنجا که نظام جمهوری را شهروندان جمهوریخواه بنیانگذارده و از آن حفاظت کرده و آن را تداوم میبخشند پس باید دید جمهوریخواه کیست و این صفت ارزنده جمهوریخواهی شامل چه کسی‌ میشود؟ چرا که کیفیت جمهوری را شهروندان جمهوریخواه و ذه راستی جمهوریخواهان بوجود می‌ آورند.

– جمهوریخواه انسانی ‌آزاد است، و حلقه بندگی هیچکس و هیچ چیز را نمیپذیرد و فقط در برابر قانون مسول است و آزادی های فردی و اجتماعی را محترم میشمارد.

– جمهوریخواه بر دو اصل آزادی و برابری ارج میگذارد زیرا براین باور است که یک انسان نباید به انسان دیگری سلطه کند، در یک نظام جمهوری برابری شهروندان و بیطرفی دولت در مقابل شهرواندن دو روی یک سکه ا‌ند .

– جمهوریخواه از نظر اجتماعی رادیکال و از نظر سیاسی ترقیخواه و از نظر اقتصادی عدالت طلب است.

– جمهوریخواه برای استقلال قضایی، سیاسی و اجتماعی کشورش تلاش می‌کند و حافظ تفکیک قوای سه گانه است و برای برقرای عدالت اجتماعی مبارزه می‌کند.

– جمهوریخواه قانون را در خدمت آزادی میداند پس برای جمهوریخواه قانون نباید محدود کننده حق باشد. جمهوریخواه قانون محدود کننده آزادی را اصلاح می کند.

– جمهوریخواه که از ستون های سه گانه دولت مدرن : بیطرفی دولت ،آزادی عقیده  وبدیل گرایی دفاع می‌کند در ماهیت خود لائیک و مخالف هرگونه تبعیض است است.

– در واقع لایسیته اصل بنیادی و پایه گذار جمهوری است. هر نظام جمهوری بدون اصل لایسیته ناقص است.

– جمهوریخواه به عنوان یک انسان و یک شهروند در رابطه با مسائل روزمره فرهنگی، هنری، اقتصادی، اجتماعی، تاریخی‌، و بالاخره با هر آنچه که بطور مستقیم یاغیر مستقیم با او و جامعه اش ارتباط دارد مداخله گری می کند. دومینیک شناپر  معتقد است که فکر کردن در باره اجتماعی که در آن زندگی‌ می‌کنیم با طبیعت جامعه مبتنی‌‌ بر دخالت شهروندان مرتبط است. کوندورسه،  در دویست سال پیش در ارتباط با جمهوریت و حقوق شهروندی مطلب با ارزشی را بیان می‌کند که او را از انقلابیون دیگر مانند دانتون، روبسپیر، حتی سییس مجزا میسازد. از آنجا که این گفته هنوز از اهمیت شایانی بر خوردار است و  بسیاری بعد از او در دوران مختلف، با عبارات گوناگون و به مناسبت های مختلف آنرا بیان کرده‌اند نظرش را در اینجا میاوریم : رائ مردم  نه مصون از خطا و  نه در ذات خود از فضیلت اخلاقی‌ بر خوردار است. به همین دلیل باید، بدون هیچ ممنوعیتی -تابویی- همه پیش بینی‌ ها را برای تجدید نظر و بهبود قوانین در نظر داشت ؛ آرا مردم، نباید حقوق بنیادی فرد را پایمال سازد، بر عکس هرگاه تصمیمی در رائ گیری به تائید اکثریت رسید  شامل همه میشود.

جمهوریخواه در جامعه از انتخابات آزاد پشتیبانی کرده واعتقاد دارد که مقامات مسول و مدیران بدلیل لیاقت و کاردانی و خدمتگزاری به مردم، برای مدت محدودی توسط مردم و نمایندگان آنها به مسولیت اداره جامعه گمارده میشوند. در نظام جمهوری مسئولین و مدیران، که تحت نظر قدرت سیاسی منتخب مردم عمل میکنند، نه تنها باید تضمین کننده واقعی وعملی‌ اصل بیطرفی باشند بلکه همینطور باید در رفتار خود چنان عمل کنند که شهروندان در بیطرفی آنان کوچکترین تردیدی نکنند.

– جمهوریخواه میکوشد بطور مدام در امور روزمره جامعه مشارکت داشته، انتخاب کند و انتخاب شود، و در زندگی‌ شهروندی و اجتماعی حضور نزدیک و مستقیم و فعال داشته باشد.

– جمهوریخواه دولت را قبل ازهرچیز برای دفاع از آزادی انسان در مقابل هرگونه سلطه، حتی سلطه اکثریت برسمیت میشناسد، در غیر این صورت خود را موظف میداند علیه آن دولت اقدام کرده و آنرا جابجا کند .

–   جمهوریخواه دیوان سالاری نظام جمهوری  را تنها در محدوده خدمت به جامعه قبول دارد و با هرگونه حاکمیت دینی، مذهبی، قومی، مسلکی، مرامی، خانوادگی ) الیگارشی (،غیر ملتی )نه ناسیونالیستی (، مخالف است  و با آن مبارزه می‌کند.

–   جمهوریخواه مخالف هرگونه تبعیض است و گوناگونی اندیشه و مسلک، دین و مذهب، قوم و ملت، دانش و هوشمندی، فرهنگ و کیفیت، درایت ومهارت … را محترم میشمارد و برای همه بدون استثنا، حق آزادی برابرقائل میشود.

–   جمهوریخواه از حق خود، از حق شهروندان خود و همینطور از حق همه انسان ها دفاع کرده و اخلاق – اتیک – را همواره در رفتار در مد نظر دارد.

 

از آنجا که جمهوری با ارزش های جهانشمول هستی‌ یافته وبا اتکا به این اصول  زیست متحول و نا ایستای خود را ادامه میدهد پس جهانشمول است. اضافه کردن هر صفت وهر پیشوند یا پسوند به واژه جمهوری به عنوان نظام حکومتی آنرا خدشه دار کرده و ماهیتش را تغییر داده و اصول گوهرین آنرا تضعیف می‌کند. بنابراین جمهوری نمی ‌تواند ملی، سوسیالیستی، کمونیستی، لیبرال اسلامی، مسیحی‌، خلقی، شورایی، دمکراتیک  پارلمانی … باشد.

 

[1] Marx, Engels, la fondation et l’évolution de la République, Annales historiques de la Révolution française   Année   1993   Volume   291   Numéro   1  pp. 1-12

John Adams [2]  انقلابی‌ ایالت ماساچوست، یکی از تئوریسین ها بنیانگذارن ایالات متحده معاون جرج واشنگتن اولین رئیس جمهور و خود دومین رئیس جمهور امریکا که در برقرای صلح، با تز بیطرفی ایالت ها، نیز نقش بزرگی‌ بازی می‌کند.

[3]-La neutralité de l’Etat

[4]-La liberté de conscience

[5]-Le pluralisme

[6] -La loi de 1905 : un cadre pour la laïcité

در این قانون، سه مورد قابل توجه است. لایسیته و بیطرفی ، لایسیته و برابریو  بالاخره لایسیته و بدیل گرایی

Documentations françaises : La laïcité : débats 100 ans après la loi de 1905

[7]  3 questions à… Jean Baubérot

Jean Bauberot, titulaire de la chaire «Histoire et sociologie de la laïcité» à l’Ecole pratique des hautes études et membre de la Commission Stasi répond à la revue Regards sur l’actualité, dans son n° 298 «Etat, laïcité, religions

[8]Dominique SCHNAPPER, École des hautes études en sciences sociales,  L’UNIVERSEL RÉPUBLICAIN

REVISITÉ, VEI Enjeux, n° 121, juin 2000

[9]Condorcet

استاد متعهد ریاضیات, وکیل مجلس قانون گزاری در انقلاب فرانسه، که یکی از تئوریسین هایی بود که در اعلان جمهوریت نقش مهمی‌ ایفا کرد و گفته میشود در اندیشه و عمل از زمان خود جلوتر بود،  و در تاریخ انقلاب فرانسه به عنوان بنیان گذار تعلیم و تربیت مدرن شناخته شده است

[10]Administrations de la république

 

۰۴ /۰۱/۲۰۱۱

فرهنگ قاسمی

پاریس

Facebook Comments
نظرات
  1. تواب و زندانی سابق از تهران
    6 نوامبر, 2020
    پاسخ

    ببا سلام به آقای فرهنگ قاسمی و دوستان دیگر چنانکه میدانید شاعر این شعر طنز گونه دو سه سال پیش در گذشته. در مدح رهبری ست لطفا آنرا بازمنتشر کنید.
    سلام آقای فرهنگ٬ من به شما قول داده بودم تا این قصیده را براتان بفرستم و اینک می فرستم. آمید من این است که این قصیده را در صفحه نخستتان و به صورت مستقل منتشر کنید. من از آن روز که به شما قول دادم تا کنون در سفر بوده ام و نتوانستم این را براتان بفرستم. چرا که ارسال از کامپیوتر شخصیم خطرناک بود. من از یک اداره ی دولتی در جایی از ایران این قصیده را می فرستم امیدوارم آنرا منتشرش کنید. وقتی فاحشگی و لواط و اعتیاد در ایران فرماندهیش در دست شخص رهبری ست شما نمی توانید این قصیده را خارج از ادب بدانید. رهبری با حکم حکومتی فرمان پوشش لواط را در بیتش داده است. برای او تجاوز به دهها نوجوان اشکالی ندارد و آنها عروسکهای ارضای شهوات شخص رهبری و قاری قرآنی بودند که آن قاری خودش از چهارده سالگی قربانی شهوات رهبری بوده است. جالب است که کلیت روحانیون در این مورد سکوت تایید آمیز کرده اند. بنده شخصا یکی از این قربانیان را که اینک زن و دو فرزند دارد را می شناسم. او چندین بار برای من که استاد… هستم با گریه و زاری گفت که رواج لواط نزد شخص رهبری و تا همین امروز به صورت «مشت و مال» و آمدن ماساژور ادامه دارد. و او خودش بارها مورد تجاوز قرار گرفته است. او پیشبینی می کرد که سرانجام سعید طوسی به هر وسیله کشته شود تا نتواند رازهای بیت رهبری را برملا کند. رازهایی که البته دیگر راز نیستند. از قرار باید سر سعید طوسی پیش از مرگ رهبری برود زیر آب. او یا در تصادف کشته خواهد شد یا ایست قلبیش خواهند داد و یا به سرطانی فوری دچار خواهد گردید. من امیدوارم این قصیده را به طور جداگانه و با عکسی از فریاد اوارد مونچ و یا عکسی که خودتان انتخاب می کنید در صفحه ی نخستتان بگنجانید و برای بالاترین هم بفرستید. امیداست که جوانان ایرانزمین این قصیده را در تلگرام بگذارند. نیچه گفته است که ظنز دیکتاتورها را بیش از یک اسلحه ی مرگبار می آزارد. خواهش می کنم به ترتیب و ترکیب صفحه بندی توجه کنید. خصوصا تیتر با خطی غلیظ نوشته شود و…با سپاس…
    الف شین
    القصیده الانتریه فی احوالات رهبری علویه که در محراب به خود ریده
    القصیده الانتریه فی احوالات رهبری علویه که در محراب به خود ریده

    این رهبر آزاده ی ایران به خودش رید٬
    تو بشمار٬
    تنها نه خودش رید به خود رهبر ایران٬
    یکپارچه ایران به سر رهبر خود رید و٬
    تو بشمار٬
    رهبر چو نگه کرد در آیینه ی تقلید٬
    با مزمزه کردن٬ گه خود را٬
    اینبار با غضب بر سخن و عرش خدا رید!٬ و
    تو بشمار
    با حفظ هویت به سر شخص خدا رید و ٬
    تو بشمار
    الله و الله کرد، اکبر رو صدا کرد!
    بر تربت پاک انبیا رید و٬
    تو بشمار
    آن رهبر سابق در قبر بخندید ٬
    با آن کفن پاک مطهر٬
    که مزین به آیات خدا بود٬
    با گفتن صد بار ولاکن٬
    از خنده به خود رید و
    ٬
    آیات خدا بود به عمامه رهبر٬
    وقتی که میخندید٬
    وقتی که می خندید و به خود رید٬
    عمامه اش افتاد درون گه و غلطید٬ و
    بغلطید دو صد بار و
    عمامه رو لیسید،
    عمامه تبرک با بوی خوش گه٬ مالید به پیشانی٬
    چون چادری از گه٬
    عمامه به سر کرد٬
    عبای گه اندود٬
    با عطر طهارت٬
    تیمم غایط
    با مسح و تلمس!
    با ذکر و تلمذ
    او عزم سفر کرد٬
    ریشش به ملات گه صد روزه حنا کرد!٬
    بهر سفر انگلیکن رخت به بر کرد٬
    ***
    در٬ آستانه ی در بود!٬
    عزاییل ٬
    کتائب آقا،
    با نره خری لخت٬
    با آلت کلفت٬
    آهیخته و زمحت!٬
    سید سعید طوسی ۱۳ سالش بود،
    ناگاه به اعجاز ناگان بزرگشد،
    بزرگ بزرگ شد، قد کشید و هنگفت با نره خرک جفت٬
    شمشیر بدست و ٬
    و هم زره به تن داشت٬
    زان میر غضب خان٬
    آن سارق خیبر
    چیزی نه که کم داشت!
    شمشیر لای دندان٬
    در کنده نو دستش٬
    ساطور دو سر داشت!
    چند سر بریده، هم پشت سرش بود
    پیشبندش پر خون بود…

    سطلی ز گه ناب٬ با آب قاطی کرد!
    همچون آب زم زم غلپ و تلپ کرد
    هی قرررو قره کرد!
    ***
    پنهان نتوان کرد٬
    ارضای رضا بود٬
    این کار خدا بود!٬
    رهبر پا رو وا کرد٬
    حاج سعید طوسی با عورت نازش٬
    در اونجای رهبر تا دسته به جا کرد٬
    هی او جابجا کرد٬ اینجا و اونجا کرد!٬
    تا دسته درون شد٬ گاهی به برون شد٬
    از خنده ی آقا، روده شون برون شد٬

    هر لحظه درون و گاهی به برون شد٬
    قاه قاه می خندید
    دو تا آویزون بود٬ یکی در میون بود٬
    شلپ و شلوپ بود٬
    آقا در میون بود٬
    دستاش رو زمین بود!
    اینها یه نشونی٬
    از عالم غیبه!
    ***
    این رهبر آزاده ی ما نشئه ی عشق است٬
    الواط و لواط است٬ مثل آب نبات است٬
    مکنده ی آب و مکنده ی ذات است٬
    او اصل لواط و٬
    معنی فساد است٬
    این رفت و شدن ها٬ تلمبه زدن ها٬ با قاری قرآن ٬
    صدها نوجوانان٬ با صد کش و قوس است٬
    فرمان الهی وحیی ز نزال است٬
    انزال و نزول است٬
    ***
    گاهی فاعل گاهی مفعول٬
    گاهی عاشق و گاهی معشوق٬
    گاهی این دست رو زمین و٬ گاهی اون دست رو کمر بود!
    اصلش اینه که دمر بود
    کپلش مثل قمر بود٬
    کمرش مثل فنر بود٬
    اما اینبار رهبر ما٬ از خوش هم بی خبر بود٬
    اینبار حاج سعید طوسی٬دست و زانوش رو زمین زد٬
    هی اون بالا و پایین کرد٬
    رهبر ماه رو سوار کرد٬
    ماه – تو آسمون نگاه کرد!
    ***
    گاهی که این روی اون بود٬
    گاهیم این توی اون بود٬
    گاهیم این زیر اون بود!٬
    گاه لب و لوچه ی رهبر برا ارضا اویزون بود٬
    ***
    این رهبر آزاده ی ما زیر الاغ بود٬
    بیچاره علاغه٬
    کارش کار زار بود٬
    تا که میدید که کسی نیست!٬
    گاهی وقتام که کسی بود
    گاهیم رو الاغ بود٬
    خیالش رحت از این بود!
    که توی راه خدا بود
    با اینیم که چلاق بود٬
    چون رهبر خود٬ رهبر ما روی براق بود٬

    ***
    رهبر توی درد سر بود.
    تو -چهار – راه محشر بود٬
    شلوارش کشیده پایین٬
    قمبلش زیر تشر بود
    ناگاه بشد رعدی و برقی٬
    تو یکی از راه ها
    توی رعد و برق تاپاله زدی٬
    تا – پاله ی زدی
    این نور خدا بود٬
    حاج محمود ما بود٬
    احمدی نژاد بود٬
    با بمب و مسلسل٬ نارنجک دستی٬
    پشتشم سپاه بود٬ با لباس داعش٬
    پرچم لا لا لا
    مردم رو نوازش٬ کردند نمد مال!
    آقا کرد قار قار!
    « اینها نه مسلسل٬ ما میگیم ترقه ست٬
    این ترقه – بازی٬ کار حقه بازی٬
    این کار ما نیستش!
    کار اجنبی هاست٬ …
    ناگاه آقا گوزید٬
    چرت اما عج از اون صدا پوسید
    تو چهارراه اسلام چند سر و صدا شد

    ناگاه عیان شد٬ سیلی ز تبه کاران از راه رسیدند٬
    آقا رو که دیدند٬ پشت سر آقا فوری صف کشیدند٬
    از عقب فرو کردند٬
    از جلو مالیدند٬
    با هَیْهاتِ مِنّا الذلَّه
    عربده کشیدند!
    هر کدام از یک سو آقا رو گاییدند!
    ملائکه از عرش به پایین پریدند٬

    او نا هم برا آقا یک پرس بریدند!
    ازفدائیای رهبر،
    از راه دگر نیز چاقوکشای رهبر،

    ارازل و اوباش چون کرم خزیدند٬

    سر دسته ی آنها ذلفقار بدست بود٬
    با فرق شکافته هارت و هورت می کرد!
    زرت و زورت می کرد!
    ناگاه یه اف ۱۴ تو آسمون پیدا شد
    با این هواپیما٬
    سکوت محض بر پا شد٬
    وقتی که طیاره رفت دو باره غوغا شد.

    سرباز آقا بود
    ***
    آحمدی نژاد امد با نور الهی!
    دور سر او گه بود چون طوق طلایی٬
    خمپاره بدست و -هم بمب به کف بود٬
    هم امام حسین و از شمر بدترتر٬
    از کرب و بلا بود و
    در راه نجف بود
    یک بمب گهی انداخت اندر ره رهبر٬
    قهرمان نرمش ٬ با آن کمر ناز!
    آن فنر اعجاز٬
    رهبر جا خالی داد!٬
    چپیهیش رو علم کرد!
    انگشت بزرگش رو اون مثل علم کرد٬
    برا ترسوندن مردم٬ هی اون تو دهن کرد٬
    هی لیس و والیس زد٬
    هی عره و تیز کرد!
    چون رهبر آزاده ی ما روی براق بود٬
    هر چند که الاغ بود٬
    چون رهبر خود٬ رهبر ما روی الاغ بود!٬
    یک خر رو الاغ بود!٬
    می گفت که براقه! آما که الاغ بود٬
    آما چه الاغی!٬
    یه الاغ لخت و
    نره خر داغ بود!٬
    با عشوه و ناز بود…٬
    گاهی خر روی امام بود٬ گاهیم زیر الاغ بود٬
    ***
    آن بمب بیفتاد به محراب تجلی٬
    آنگاه بترکید٬
    آیات خدا ریخت درون ره رهبر
    رهبر چو بلیزید٬
    یا اینکه بلغزید ٬
    تا دسته بلیسید!٬
    نا گاه بگوزید٬
    گفت اینکه ترقه ست
    پس بمب کجا بود؟؟؟

    آن رهبر سابق از حماقت این رهبری گریان در قبر بخندید
    قاه قاه به خودرید
    دریا؟ چه بگویم٬
    گهستان الا بود٬ از صفا تا مروه
    چون سنگ سیا بود
    بحری زه گه ناب٬
    عرفات آقا بود٬
    ***
    از عشق خدایی٬
    رهبر ولایی
    خناس مخنث٬
    این رهبر یکدست٬
    وارونه و سر مست٬

    رهبر شده بی تاب٬
    قواص خدا بود!٬
    رقاصه ی شیطان
    در حال ریا بود!
    این ترقه بازی کار انبیا بود!
    ***

    بهر سفر حج در راه خدا بود٬
    تنگی بگرفتش٬
    هرچند گشاد بود!
    رهبر سر پا شد٬
    با یاد خدا شد٬
    رهبر چو بریدند٬
    آن سیل کفن پوشان از پانزده خرداد٬
    از راه رسیدند٬
    اول بو کشیدند٬
    آنگاه چشیدند٬
    با انگشت دشنام در گه به خزیدند٬
    یا اینکه خلیدند٬
    آنگاه لیسیدند٬
    اسپرم هزار جاسوس را٬ کشف نمودند٬
    این فیض عظیما را٬
    این فاز به فوزآ را با یطعه ی الله بر چشم کشیدند!
    اکمل شده این دین٬ با ذٍکر و ذٌکرٍ کین٬
    با دشمن ملعون٬
    امت شده واحد با کل مریدن٬ ریدند به دفتر٬
    آن صاحب این عصر ناگه شده بیدار!٬
    با چرت پریده٬
    پیغمبر تکفیری گردیده پدیدار٬
    همچون اونجای رهبر٬
    چرتش شده پاره!
    ***
    آن رهبر غائب گردید مهیا!٬
    بهر سفر خاک٬ اماده ز افلاک
    لاهوتی بی غش ٬ با عشوه ی مهوش٬
    او آمده با کٌش٬
    با شلوارک داغ!
    شمشیر برنده در دست درنده٬
    گرگان خونآشام٬ دندونای خونی٬
    با نره خری داغ٬
    با آن ذکر شق
    با فتنه ی اکبر
    با سید مظلوم٬
    با دریایی از خون
    با عامی مغبون
    با سپاه غارت
    با بسیج قاتل٬ با داعش بی رحم٬
    با طالب حوزه٬
    مداح حرم بود
    با طالب فیضه٬
    خون تا زیر بیضه!
    الامان به پا شد!
    بیداری اسلام!
    خونها که به پا شد٬
    خونها به زمین ریخت٬
    تا اسلام احیا شد!
    اسلام آدمکش، سیراب ز خون بود٬
    سیرابتر خون شد!

    ای دنیای آزاد،
    ای دنیای آزادی بر خیز و بپا شو!
    این میر غضبها را تو خلع سلا کن!
    این دنیای بیداد٬
    را از ظلم رها کن!

    دنیا پر بغض است٬
    و اینک شده فریاد از ظلم تو: اسلام
    از ظلم تو: اسلام!!٬
    فریاد و دو صد داد
    فریاد! و فریاد!!٬

    ***

    آی خدای واحد!٬
    نحسی شریعت٬
    نحسی شرایع٬
    اینک تو نگا کن
    این مردم ایران٬ گردیده مهیا
    بر زیسیتنی نو!٬
    الگوی نوینی انداخته در راه
    هم بی توی ظالم٬ هم بی اوی خناس٬
    بی رهبر لووواط!
    بدون ولایت٬
    بدون فقاهت
    بدون شریعت٬
    هم با من و با او
    با این من دیگر با آن اوی دیگر!٬
    هم٬ هم زن و هم مرد٬
    هم پیر و جوانان٬
    در راه بهاران٬
    در راه نوینی٬
    چون سیل خروشان
    ماییم در ایران!٬
    ماییم در ایران!

ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما