امروز دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۰

ساعت ۰۹:۴۶

 
مقالات

بررسی نتیجۀ انتخابات آمریکا و تأثیرات بر اوضاع ایران

5 ماه گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=128533

لینک کوتاه

مهرداد درویش پور

درباره تاثیر نتایج انتخابات آمریکا بر اوضاع سیاسی ایران

در این گفتگو از جمله  گفتم:

1 روی کار آمدن ترامپ با قطب بندی و افزایش تنش بین المللی و منطقه ای در رابطه با ایران، به تقویت موضع اصول گرایان در ایران منجر شد. پیروزی دوباره او تنها خطر تنش در منطقه و درگیری های نظامی را تشدید می کند. پیروزی بایدن و تمایلش به بازگشت به برجام و کاهش تنش های منطقه ای فشار بر جمهوری اسلامی را بر آمدن بر پایه میز مذاکره و پایان بخشیدن به سیاست نه جنک و نه مذاکره را افزایش می دهد.

2 با پیروزی ترامپ سیاست فشار حد اکثری، تحریم اقتصادی گسترده و تنش ها تدوام خواهد یافت. امری که فشار بر جامعه مدنی ایران را نیز افزایش خواهد داد. با پیروزی احتمالی بایدن و کاهش دامنه تحریم ها و تنش های بین المللی و درگیری نظامی، بخت توسعه مبارزات جامعه مدنی افزایش خواهد یافت

3 باور به این که ترامپ در صورت پیروزی دوباره فشار بین المللی درزمینه حقوق بشر بر ایران را افزایش یا تداوم خواهد داد، ناشی از توهم “دشمن دشمن من دوست من است” است. هم از این رو تمایل به ترامپ در بخشی از جامعه ایرانی قدرتمند است. حال آن که رفتار دوگانه ترامپ در برخورد به عربستان و ایران در زمینه نقض حقوق بشر نشان می دهد که او تنها به منافع آمریکا می اندیشد و اگر بتواند جمهوری اسلامی ایران  را به پای مذاکره بکشاند، پس از آن هیچ وقعی به حقوق بشر نخواهد گذاشت. در عین حال این دل نگرانی که با پیروزی بایدن مسئله حقوق بشر همچون دوره اوباما به قصد بهبود روابط با ایران به حاشیه رانده خواهد شد چندان واقعی نیست. در مورد اوباما مسئله تعامل با “جهان اسلامی” در نوع برخوردش به نقض حقوق بشر در ایران تاثیر گذار بود که باعث شد کارنامه او در این زمینه بدرستی مورد پسند ایرانیان قرار نگیرد. سیاست بایدن نه در زمینه حقوق بشر و نه در حوزه تعامل با ایران و کاهش احتمالی فشارهای اقتصادی به معنای بازگشت به دوران اوباما نخواهد بود. به نظر می رسد سیاست بایدن در برخورد به جمهوری اسلامی اران و مسئله حقوق بشر خطی میانی بین رفتار اوباما و ترامپ باشد .

4 با پیروزی بایدن حکومت اسلامی قادر به تثبیت موقعیت خود نخواهد بود. به ویژه آن که چالش مردم علیه حکومت نه محصول فشار بین المللی آن گونه حکومت ادعا می کند بلکه ناشی از  شکاف فزاینده داخلی است. هم از این رو با به حاشیه رفتن خطر مداخله خارجی، نگاه جامعه محور در میان مخالفان ایران قوت خواهد گرفت و جامعه مدنی ایران بخت بیشتری برای تقویت خود و چالش حکومت اسلامی خواهد یافت.

Facebook Comments
نظرات
  1. خشایار
    14 اکتبر, 2020
    پاسخ

    سپاس از برنامه خوبتان. به نظر من پرسشهایی که جناب پارسا طرح کردند بسیار دقیق بود و شاید پاسخ های مهمان گرامی به آن دقت به آنها پاسخ نداد.
    من به نظرم رسید که فقط در مورد یکی از موضوعات طرح شده نظرم را با شما در میان بگذارم و آن قرار گرفتن عکس محمدرضاشاه پشت جایگاه رضا پهلوی است. به نظر من هم محمدرضا شاه نمی تواند نماد دموکراسی‌خواهی قلمداد شود اما می‌توان او را نماد بسیاری از موضوع‌های دیگر دانست؛ برای نمونه، پیشرفت و سازندگی، نظام اداری کارا، آزادی اجتماعی، جدایی دین از سیاست، ایران دوستی، …
    درست است که کارنامه محمدرضا شاه و رضا شاه بزرگ جلوه مقبولی در حوزه مردم سالاری ندارد اما همچنان که در دوره مشروطیت هم نیاز ما فقط به آزادی خواهی نبود و موضوع‌های عدالت، امنیت، استقلال و مدرن شدن کشور نیز موضوع‌های بسیار مهمی بودند که دولت‌های پیش از رضاشاه از برآوردن شان ناتوان ماندند متاسفانه امروز هم در چنین جایگاهی قرار داریم.
    با این حال خود من هم موضوع مردم سالاری را مهم می دانم و بر این باور هستم که می بایست هم زمان و هم راستا با دیگر توسعه ها در حوزه های اجتماعی و فرهنگی و… پیش برود.
    هر چند آقای رضا پهلوی می تواند و با توجه به تجربه زیسته اش در سرزمینی دموکرات جایگاه آن را دارد که نگاهی دموکرات به اداره کشور داشته باشند اما مهمتر از اینها این است که ما در دوره گذار برای پراکنده نشدن و همسویی نیازمند کسانی هستیم که دارای سرشناسی و مقبولیت عمومی باشند و از این رو می بایست از این اعتبار اجتماعی – که اتفاقا به درستی خط مشی شخصی اش را ترسیم نکرده تا بتواند فراتر از جریان های سیاسی یاریگر مردم ستمدیده باشد – مراقبت کنیم و حضورش را، حتا با وجود نقدهای مان که البته می بایست مطرح کنیم، گرامی داریم. پاینده باشید.

ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما