بنیاد فریدریش نومن برای آزادی اعلام کرده است که جایزهٔ آزادی سال ۲۰۲۶ را به «مردم شجاع ایران» اهدا میکند و این جایزه روز ۷ نوامبر ۲۰۲۶ در کلیسای پاول فرانکفورت (Paulskirche) بهصورت «امانی» به رضا پهلوی سپرده خواهد شد. محسن عطائی، ایرانی مقیم هانوفر آلمان، در دو نامه به آقای اشتفن زبیش، رئیس هیئتمدیرهٔ این بنیاد، به این تصمیم اعتراض کرده است. ترجمهٔ فارسی هر دو نامه در زیر میآید.
نامهٔ نخست – هانوفر، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶
اعتراض به دریافت امانی جایزهٔ آزادی ۲۰۲۶ از سوی رضا پهلوی
به: بنیاد فریدریش نومن برای آزادی
توجه: آقای اشتفن زبیش، رئیس هیئتمدیره
ما صراحتاً از اینکه بنیاد فریدریش نومن برای آزادی با اهدای جایزهٔ آزادی ۲۰۲۶ همبستگی خود را با مردم ایران اعلام میکند و تلاش آنان برای آزادی، حقوق بشر و دموکراسی را ارج مینهد، استقبال میکنیم.
دقیقاً به همین دلیل با این تصمیم مخالفیم که رضا پهلوی جایزهٔ آزادی را در ۷ نوامبر ۲۰۲۶ در کلیسای پاول فرانکفورت «بهطور امانی» از طرف مردم ایران دریافت کند. خود بنیاد تأکید میکند که این جایزه به مردم ایران اهدا میشود، نه به یک فرد. اما مشکل درست همینجاست: کسی که جایزهای را به نام یک ملت دریافت میکند، ناگزیر نمایندهٔ سیاسی آن ملت تلقی میشود؛ صرفنظر از اینکه نقش او بهطور رسمی چه نامیده شود.
مردم ایران دهههاست از سرکوب سیاسی، زندان، شکنجه، اعدام و نقض نظاممند حقوق و آزادیهای بنیادین رنج میبرند. کسانی که در ایران با پذیرش بزرگترین خطرهای شخصی برای آزادی، برابری، حقوق بشر و دموکراسی ایستادگی میکنند، سزاوار همبستگی بیقیدوشرط ما هستند. اما این همبستگی نباید به آنجا برسد که گوناگونی جامعهٔ ایران و نیروهای سیاسی و مدنی آن در سایهٔ یک فرد قرار گیرد.
۱. نبود مشروعیت دموکراتیک برای نمایندگی مردم ایران
رضا پهلوی از سوی مردم ایران انتخاب نشده است و هیچ مأموریت دموکراتیکی ندارد که به او حق دهد جایزهای را به نام همهٔ مردم ایران دریافت کند.
جامعهٔ ایران و اپوزیسیون آن از نظر سیاسی و فکری گوناگوناند. فعالان حقوق زنان، دانشجویان، کارگران، روزنامهنگاران، مدافعان حقوق بشر، زندانیان سیاسی و نیز جریانهای گوناگون جمهوریخواه، سلطنتطلب، سکولار، چپ و دیگر گرایشهای سیاسی از جملهٔ آنان هستند.
هیچ فرد واحدی نمیتواند از طرف همهٔ این گوناگونی سخن بگوید.
بنیاد تصمیم خود را از جمله چنین توجیه کرده است که رضا پهلوی شناختهشدهترین چهرهٔ اپوزیسیون ایران است و از نظامی آینده که بهشیوهٔ دموکراتیک تعیین شود، دفاع میکند. اما شهرت، مأموریت دموکراتیک نیست. یک جایزهٔ آزادی بهویژه باید میان شهرت عمومی و نمایندگی دموکراتیک تمایز بگذارد.
۲. جایزهای برای مردم ایران نباید به جایزهٔ نمایندگی سیاسی تبدیل شود
بنیاد صراحتاً میخواهد شجاعت شمار بیشماری از مردم ایران را ارج نهد. اما اگر یک شخصیت سیاسی واحد این جایزه را به نام همهٔ این مردم دریافت کند، پیام عمومی دیگری شکل میگیرد. بنابراین پرسش اصلی این است:
جایزهای که صراحتاً به یک ملت و جنبش آزادیخواهی گوناگون آن تقدیم شده، چگونه میتواند اهدا شود، بیآنکه هیچ جریان سیاسی خاصی از آن ادعای ویژهای برای نمایندگی استخراج کند؟ این پرسش بهویژه از سوی بنیادی که خود را متعهد به آزادی و جامعهٔ مدنی لیبرال میداند، سزاوار پاسخی قانعکننده است.
۳. آزادی و دموکراسی مستلزم گشودگی سیاسی است
یک جایزهٔ آزادی لیبرال باید گوناگونی کسانی را که برای آزادی و دموکراسی تلاش میکنند، نمایان سازد. چنین جایزهای نه باید شکل خاصی از حکومت را پیشاپیش تعیین کند و نه به یک شخصیت سیاسی جایگاه برجستهٔ نمایندگی ببخشد.
آیندهٔ ایران را باید خود مردم ایران تعیین کنند. اینکه آنان چه شکلی از نظام و حکومت را برگزینند، از کدام نیروهای سیاسی پشتیبانی کنند و چه کسی بهشیوهٔ دموکراتیک نمایندهٔ آنان باشد، نمیتواند پیشاپیش با اهدای یک جایزهٔ بینالمللی تعیین شود.
بنابراین خواستههای ما چنین است:
۱. بازنگری در تصمیم: بنیاد فریدریش نومن تصمیم خود را برای سپردن جایزهٔ آزادی ۲۰۲۶ به رضا پهلوی، به نمایندگی یا بهطور امانی از طرف مردم ایران، بازبینی کند و شکل اهدای جایزه را چنان تغییر دهد که هیچ ادعایی برای نمایندگی سیاسی از آن برنیاید.
۲. ارج نهادن به گوناگونی جنبش آزادیخواهی ایران: جایزهٔ آزادی باید آشکارا به مردم و گروههایی تقدیم شود که در خود ایران برای آزادی، حقوق بشر و دموکراسی تلاش میکنند؛ بهویژه فعالان حقوق زنان، زندانیان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، روزنامهنگاران، دانشجویان و دیگر کنشگران جامعهٔ مدنی.
۳. پیشدستی نکردن بر تصمیم دموکراتیک مردم ایران: تا زمانی که نمایندگان آزادانه انتخابشدهٔ مردم ایران بتوانند جایزه را دریافت کنند، بنیاد بهتر است اهدای نمادین جایزه بدون نمایندهٔ سیاسی، یا مشارکت دادن چند نماینده از جریانهای گوناگون جامعهٔ مدنی را بررسی کند.
۴. شفافیت دربارهٔ معیارهای انتخاب: از بنیاد درخواست میکنیم معیارهایی را که بر پایهٔ آن رضا پهلوی بهعنوان دریافتکنندهٔ امانی برگزیده شد، علنی کند.
مردم ایران به صدایی نیاز ندارند که به جای آنان تعیین کند چه کسی نمایندهشان است. آنان به امکان تصمیمگیری آزادانه دربارهٔ اینکه چه کسی نمایندهشان باشد، نیاز دارند.
از این رو، از بنیاد فریدریش نومن صمیمانه درخواست میکنیم در شکل اهدای جایزهٔ آزادی ۲۰۲۶ بازنگری کند و اطمینان دهد که این جایزه بهراستی همان چیزی را بیان میکند که نامش وعده میدهد: همبستگی با تلاش مردم ایران برای آزادی، حقوق بشر و دموکراسی، بدون نمایندگی سیاسی از سوی یک فرد.
با درود و آرزوی بهروزی
محسن عطائی
نامهٔ دوم – ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶
(در پاسخ به خبرنامهٔ ۱۶ اکتبر بنیاد فریدریش نومن که آقای زبیش در آن دربارهٔ میهندوستی نوشته بود)
آقای اشتفن زبیش گرامی،
بار دیگر از ارسال منظم خبرنامههای آگاهیبخش بنیاد فریدریش نومن برای آزادی و اطلاعرسانی بهموقع دربارهٔ موضوعات روز سپاسگزاریم.
مایلیم دیدگاه شما دربارهٔ میهندوستی را عیناً نقل کنیم:
«میهندوستی مثبت مشکلات را زیبا جلوه نمیدهد. مدارس فرسوده، دستگاههای اداری ناتوان، رکود اقتصادی و طبقهٔ متوسطِ نگران را میبیند، اما از آن روایتی از فروپاشی نمیسازد. کشوری که زیر بار مجوزها، دیوانسالاری و تردید به خود نفسش بند آمده، به میهندوستیِ سربهزیر نیاز ندارد؛ به شهامتِ خواستنِ بهتر شدن نیاز دارد.»
از این رو باید میهندوستی و شیوهٔ آن را در دوران دودمان پهلوی زیر پرسش برد؛ دورانی که در پی آن، فاجعهای به نام «جمهوری اسلامی» در سرزمین پرفرهنگ ایران پدید آمد.
همهٔ ما بیگمان خواهان آزادی، صلح و دموکراسی برای همهٔ انسانها هستیم و هر گونه خشونت و اقدام تروریستی را که از سوی افراد یا سازمانها طراحی، ایجاد و اجرا شود، محکوم میکنیم. در این باره همواره همنظریم.
همچنین نباید جنایتکاران تاریخ را بهسادگی فراموش کنیم: نازیهای رایش سوم، نسلکشی میلیونی ارمنیان به دست امپراتوری عثمانی، جنایات فاشیستها در ایتالیا، … نسلکشی با سلاح شیمیایی به دست صدام حسین در عراق، حملهٔ حکومت چین به دانشجویان در دههٔ ۱۹۸۰، و نیز جنایات حاکمان جمهوری اسلامی علیه اقوام ایرانی، زندانیان سیاسی و دیگر مردم.
اما اینها دلیلی نیست که جنایات و بیرحمیهای سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دوران حکومت دودمان پهلوی، در ایران و کشورهای دیگر، به فراموشی سپرده شود.
اطلاعات منتشرشدهٔ بیشتر در این باره: https://de.wikipedia.org/wiki/SAVAK
آقای رضا پهلوی، شهروند ایالات متحده و پسر آخرین شاه درگذشتهٔ ایران، آگاهانه و عامدانه میخواهد همهٔ این جنایات و اقدامات ضدحقوقبشری ساواک را که در دوران پدرش رخ داده، نادیده بگیرد.
از این رو ایرانیان خواستار آناند که بنیاد شما جایزهای را به نام ۹۰ میلیون نفر جمعیت ایران، برای دریافت امانی، به فردی (رضا پهلوی) که از سوی همهٔ ایرانیان رسماً و از راه انتخابات برگزیده نشده است، اهدا نکند.
بسیاری از مردم چشمانتظار پاسخ شما هستند.
با درودهای صمیمانه و آرزوی بهروزی
محسن عطائی
مهندس، راهنمای ادغام (Integrationslotse) شهر هانوفر