تلویزیون رنگین کمان

آیا تغییرات ساختاری در ایران ممکن است؟

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

https://rangin-kaman.net/?p=120920

لینک کوتاه

همبستگی برای ایران، برنامه ای از امین بیات بخش پنجم: آیا تغییرات ساختاری در ایران ممکن است؟
تلویزیون اینترنتی رنگین کمان، بنیاد آزادی اندیشه و بیان بهمن ماه ۱۳۹۷ پاریس

اخیرا  خامنه ای دستوراتی مبنی بر” اصلاح ساختاری” در کشور در جهت تعیین استراتژی سیاست آینده خود،از سر ناچاری برای برون رفت از شرایط بغرنج  موجود ،  به مجلس صادر کرده است، که در مهلت 4 ماهه ی آینده عملی شود. 

جمهوری اسلامی ایران و آخوندهای دولتی در بن بست کامل بدون راه حل،  گیر کرده اند، و برای نجات  خود متوسل به انواع حیل شده و خواهند شد،از قانونمند کردن جامعه  و عفو زندانیان سیاسی حرکت کرده  و میخواهند بگویند که رهبری” ولایت فقیه” تصمیم به اصلاح خود و رژیم گرفته است، و قصد عقب نشینی در برابر مردم دارد، و برای شروع داستان قرار است با تشکیل “شورای رهبری” به” ولایت فقیه” خامنه ای پایان بدهند، و راه را برای ورود ” اصلاح طلبان” به صحنه ی سیاسی کشور باز کنند.

در اثر مبارزات مداوم و پیوسته اقشار مختلف جامعه و بخصوص از دیماه 96 تا کنون حکومت جمهوری اسلامی  را در کلیه ی عرصه ها به چه کنم وا داشته است، و کلیت نظام  در یافته  که  نا رضایتی  و اعتراضات مردم  بیانگر نا رضایتی  در بطن و عمق جامعه است. 

بهمین منظور

اطلاعات سپاه ،  فرماندهان  سپاه،  وزارت اطلاعات ، ” شورای امنیت ملی” همراه  با  “بیت  رهبری” و…

با خامنه ای  اخیرا  ملاقات هائی داشته اند و شرایط  حاکم بر جامعه و نظام را توضیح  و با هم  به مشورت  نشسته اند و نتیجه چنین نشستهائی باعث این شده که  تصمیاتی بگیرند، آیا همه ی این شانتاژها میتواند  برای گمراه  کردن مردم ، که تدارک دیده شده موثر واقع  شود ، و اصولا ” بیت رهبری” ظرفیت “تغییر ساختاری”  دارد، و مردم  پس از چهل سال شنیدن وعده و عید دروغین مجددا گول آخوندها را خواهند خورد و بدام اینگونه توطئه ها خواهند افتاد، که:

1-“اصلاح طلب ” ها را دو باره میدان بدهند تا برای نجات رژیم  کاری انجام دهند.

2- محمد خاتمی مشخصا،  دستش را برای فعالیت  آزاد بگذارند .

3-میر حسین موسوی، مهدی کروبی را از بازداشت خانگی رها و وارد عرصه سیاسی کشور کنند.

در رابطه با سیاست خارجی:

1-از طریق پادشاه عمان ،به دولت آمریکا و ترامپ پیام داده یا بدهند که رژیم ایران درحال” تغییر ساختاری” میباشد، و  تن به خواسته های آمریکا و ترامپ میدهد و تمام بندها ی دوازه گانه را می پذیرد و اجراء میکند.

در ارتباط با بند اول ،هدف از بمیدان فرستادن  “اصلاح طلبان”  در قالب یک جریان آزادیخواهی  به صحنه  سیاسی کشور  که  نشان بدهند به افکار عمومی داخل و خارج ، مخا لفین که به  ذم آنها  “اصلاح طلبان ”  باشند و طرفدار سیاست حاکم بر”صندوق بین المللی پول” و ” بانک  جهانی”و پیاده کردن ریاضت اقتصادی، نقش منتقد به کل نظام ، بخود بدهند، و همچنین محافل ارتجاعی” حجتیه و موتلف  “را وارد کار زار کمک به رفع بحران بنمایند، این پروژه بطور یقین با صلاح دید شخص پوتین ، پروژه ای ضد ایرانی و فقط برای نجات دستگاه هیئت حاکمه و سپاه  بطور اخص تدارک دیده شده است. 

بند دوم ، حکایت محمد خاتمی ، اما او که در گذشته  مورد غضب  خامنه ای قرار گرفته  بود ، بمنظور اینکه  او نیز تابع اوامر دیکته شده سیاسی  و اقتصادی سرمایه داری  جهانی بوده  و خوش خدمتی خود را هم  ثابت کرده  بود ، در گذشته و در برنامه ریزی مشترک کل حاکمیت  در دوران انتخابات ریاست جمهوری و جهت خروج  از  بحرانهای گریبانگیر جمهوری اسلامی، با شانتاژ های آخوندی محمد خاتمی و بالاخره انتخابشان  که انتخاب  دولتهای  سرمایه داری  امپریالیستی و با پشتیبانی اتحادیه ی اروپا، بود توانستند مهره ی امنیتی خود شیادی بنام روحانی را  به ریاست  جمهوری برسانند.

در حقیقت روحانی با بر خوردهای امنیتی جنبش کارگری و سایر مزد بگیراان جامعه را با پیاده کردن برنامه ریاضت اقتصادی، که در دستور کار سیاسی دولت قرار داده بود ، کارگران و مزد بگیران را تحت  فشار اقتصادی، اخراج  از کارهمراه با  ورشکستگی کارخانجات صنعتی و فرسوده شدن دستگاه ها، ارزان  فروشی نیروی کار کارگران، کاهش ارزش ریال، زندگی کارگران ، معلمان و بیکاران را مواجه بنحو سرسام آوری با گرانی ، بکشاندند. و در حقیقت  مردم که به وعده های دروغین  روحانی و قرار دادن مردم  بین  دو انتخاب، یکی  قاتلی  مانند  ابراهیم  رئیسی  “قاضی القضات”  امروز و امنیتی کار کشته ای مانند روحانی، مجبورکردند.

در حقیقت با نپرداختن مزد کارگران قدرت خرید آنها را تا 40%  کاهش دادند، همچنین  با برنامه خصوصی سازی  مراکز تولید  صنعتی که از سود دهی بهره مند بودند ، و با پرداخت وامهای کلان به وابسته گان الیگارشی حاکمیت ،برای مثال شرکتهای فولاد اهواز و هفت تپه  نمونه های بارز این واگذاری به بخش خصوصی بود.

در این ارتباط دولت با اعتراض عمومی کارگران مواجه شد، دولت در مقابل پاسخ به اعتراضات کارگری که بمنظور دریافت دستمزدهای معوقه ی خود و اعتراض به  خصوصی سازی ، اقدام به  دستگیری رهبران و فعالان کارگران ، کرد و تعدادی از آنها را در زندانهای سپاه و اطلاعات شکنجه  و تهدید به  اخراج  از کار نمود، و علیه  تعدادی  از کارگران پرونده سازی علنی کردند، وبه آنها اتهامات  امنیتی زده، ومتهم کردن آنها به نیروهای سیاسی اپوزیسیون و محافل دست نشانده ی خارجی ، غافل از اینکه نخواهند توانست کارگران را وادار به عقب  نشینی کنند، زیرا  این جنبش  اعتراضی برای کسب نان و کار،  همراه با آزادی است.

بند سوم:

برنامه دیگر حاکمیت از قرار معلوم آزاد کردن موسوی و کروبی  است که ادعا کرده اند در صورتیکه از آنها اعاده حیثیت شود و حاکمیت اعلام کند که در انتخابات 88 تخلف صورت گرفته ، که البته ممکن است با راه اندازی چنین سناریوئی ،احمدی نژاد را قربانی کنند ، و او را راضی نمایند که یارانش رحیم مشایی و حمید بقایی را آزاد کرده تا  احمدی نژاد ساکت شود، که این نیز یکی از ترفند های مزورانه ی جمهوری اسلامی است برای نجات خود. 

یکی از این شانتاژها:

داستان وارد کردن گوشت از قرقیزستان  آنهم توسط 16 افسر بلند پایه ی سپاه ، خود حکایت از دخالت مستقیم سپاه در همه ی ارگانهای کشوری میباشد، اگر قرار باشد بطور محال ساختار حاکمیت تغییر کند ،اول باید دست سپاهیان از قاچاق انواع مختلف ، کوتاه شود  و ثانیا افسران نیروی هوائی اگر برنامه های مخفی در دستور کارشان  نیست  که هست  چرا باید در سوریه بدروغ  مدافع  حرم ” خواهر زینب”  باشند، بی مورد نبود که  اروپائیها  هواپیمای ماهان  را هم تحریم کردند.

اما دولت با بر نامه ریزی از پیش تعیین شده، بودجه امسال  را بر مبنی فروش  روزانه  1،5 میلیون بشگه  نفت در روز تدوین کرده ، و امروز در اثر تحریم فروش نفت روزانه به یک میلیون بشگه رسیده است، واین در حالیست که 8 کشور مورد معافیت هم گفته شده تمدید نخواهند کرد و این بدان معنی است که در چند ماه آینده فروش نفت  ایران به صفر نزدیک خواهد شد، و مردم شاهد تورم بیشتر و بالارفتن نرخ ارز خواهند بود.

جمهوری اسلامی ایران در سراشیب سقوط قرار گرفته، ستمی که این  رژیم  بر مردم  روا  داشت را میتوان  در چند جمله خلاصه کرد ، چهل سال است  دیوها یی ترسناک از عمق جهالت تاریخ اسلامی سر بر آورده  و همراه  با کوله باری از جهل و جهالت و با  تجربیاتی از هنر  مردم  فریبی  ، با لشگری از آرزومندان  قتل و غارت  که  قصد  جان همه ی ایران دوستان را دارند، از22 بهمن 57  تا  22 بهمن 97 صدای ضجه ی شکنجه  در زندان بزرگ ایران  و صدای گلوله تیر باران  قطع  نشده،آزادی در زندان است و عدالت اسیر فساد و دزدی درسرتاسر وطن در ایران به  

فراموشی سپرده شده و شراره های خشونت و آدم کشی همراه با تعصب خشک دینی ، زبانه میکشد، قدرت طلبی  و ثروت اندوزی از راه نا  مشروع  روز به روز پر رنگ تر میشود ، فقرا و تهیدستان  هر روز  فقیر تر و محتاج  تر میشوند، تملق و چاپلوسی و مردم فریبی جایگزین تعهد و اخلاق شده .

بنا بر این جمهوری اسلامی  مجبور خواهد شد  بودجه های میلیاردی  تبلیغات اسلامی در داخل و خارج را از برنامه  دولت حذف کند.

دولت و بخش خصوصی  قادر نخواهند  شد بدهی  و مزد کار عقب افتاده ی کارگران ، حقوق  باز نشستتگان، حقوق کارمندان و حتی حقوق سپاهیان و ارتش را پرداخت کند، 90% مزد بگیران در حال حاضر زیر خط فقر بسر میبرند.

دولت نمیتواند  در دراز مدت مواد غذائی کافی تهیه کند.

همچنین دولت برایش امکان ندارد بتواند پول به صندوق توسعه ی ملی واریز کند .

پوشش بیمه کارگران و مزد بگیران در آینده به حد اقل تنزل خواهد یافت.

دولت مجبور است از بانک مرکزی قرض بگیرد و بیش از این دولت را بدکار کند، یعنی دولت  با این حساب  نخواهد توانست جلوی بالا رفتن نرخ ارز  را بگیرد و بیش از این ارزش واقعی پول ملی ،سقوط خواهد کرد. 

با این توصیف صندوق بین المللی پول  نرخ تورم را بالا تر از اینکه هست بالا خواهد برد. که پیش بینی میشود تورم به بالای 50 %  برسد، بدیگر سخن یعنی مردم  نخواهند توانست قدرت خرید  را بصورت  و مرز امروزی نگهدارند  و قدرت خریدشان بمراتب  کمتر خواهد شد، طبقه ی کارگر و سایر مزدبگیران  با کم شد ن70 % قدرت خرید مواجه خواهند شد.

در چنین شرایطی:

وظایف طبقه ی زحمتکش و مزدبگیران چیست: 

ملتی چهل سال است دراسارت دین دولتی با قوانین ارتجاعی توسط مشتی آخوند سربار جامعه گرفتار شده اند،اسارت و از اسارت بیرون آمدن مشگل نیست، یعنی غروب  تاریک  خورشید را، که به  زندان  خشگ و غیر  قابل سکونت  ، آنهم پشت میله های اسارت  1400 ساله  دروغ  و خرافات، زدودنی است ، باید  به سوی  صبح  روشنائی  رفت، این مهم اما ،همت و همبستگی میلیونی میطلبد.

مطالبه داشتن و ابزار پیگیری از مطالبه گری از ویژه گیهای یک جامعه پویا و زنده است،و یکی از شاخصه های جوامع دمکراتیک میباشد،از دیدگاه سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی و صنفی  یعنی مطالبه در درون خواستهای خود  نوعی آرمانگرائی را در بر دارد، لذا جامعه  بدون مطالبه ، جامعه ای مرده ، فرسوده، و بدون آرمان است.

خوشبختانه امروز شهر وندان ایرانی از خواب غفلت چهل ساله بیدار شده و از خواست مطالبه گری پیروی کرده و می پرسند  رای من  چه شد؟ حقوق ما را چرا نمیدهید؟ زنان با اعتراض خودمیگویند  ما حجاب اجباری نمیخواهیم، و نسبت به مسائل رایج تعدی به حقوق اجتماعی اشان  واکنش مسالمت آمیز توام با خط و نشان از خود بروز میدهند، ا لبته این فرهنگ متاسفانه هنوز همه گانی نشده و باید روی آن کار شبانه روزی و مداوم انجام گیرد، تا درقالب تشکلها، سندیکاهها ، پیگیری شود.

عدم توجه به مسئله ی مطالبه گری ، باز تولید سلطه ی استبداد را بدنبال دارد، که شهر وندان را بیشتر دچار یاس، نا امیدی در ارتباط با گرفتن حق و تغییرات اساسی و بنیادین بنفع مطلوب  کل جامعه ، در پی خواهد داشت.

مطالبه گری و گرفتن حق در کلیه ی ارکانهای جامعه چه کارگری و چه صنفی  باید  پیوسته و مداوم  طلب  خواهی شود تا بتواند به هدف خود دست یابد.

نمونه بسیار موفق و بارز کنشگری صنفی کارگران،آموزگاران و حتی دیگر افراد جامعه ، کل جامعه و مبارزه  برای احقاق حقوق خود  را زنده و پویا نگهمیدارد.

مردم اگر دریابند که آرمانهای انقلاب  عدالت ، آزادی،استقلال و جمهوری است ،باید با بی عدالتی و عاملان آن  و با ضد آزادی و آنانیکه آزادیخواهان را سرکوب میکنند، با اختلاسگران  و دزدان  و موسسات زیربط ، با عدم  مدیریت افراد نا لایق و سود جو که همه و همه کشورشان را به ورطه ی پرتگاه سقوط اقتصادی کشانده اند ، آگاهانه و با بر نامه به مقابله بر خیزند، و مبارزه با بیعدالتی و فساد دغدغه مردم باشد.

سیاست خارجی رژیم جمهوری اسلامی:

سیاست خارجی حاکم بر جمهوری اسلامی را خامنه ای تعیین میکند و وزارت امور خارجه  و رئیس جمهور  هیچ کاره میباشند، خامنه ای در افکار عمومی مذاکره با آمریکا را رد میکند و توسط سلطان قابوس  پیام برای  ترامپ میفرستد ،روحانی درهمین 22 بهمن در جلسه هیئت دولت ازآمادگی مشروط ایران برای گفت و گو با آمریکا سخن میراند. در ظاهر یک الیگارشی مسخره دولت در دولت در ایران زمام امور سیاست خارجی را هدایت میکنند.

ترامپ  با استراتژی نظامی ، سیاسی و اقتصادی برای ضربه زدن به ایران  هر روز شعار میدهد و ترامپیستهای ایرانی در داخل و خارج از ایران نیز بدام او افتاده و جو داخلی و جهانی را برای بر خورد نظامی  آماده میکنند، همچنانکه در دوران جنگ جهانی دوم آمریکائیها توانستند جان بخشی از یهودیان رااز دست نازیهای آلمان نجات دهند ، امروز که سرداران جهل و جهالت و نادانی  هر روز اسرائیل را تهدید به نا بودی میکنند،و بهانه خوبی بدست ترامپ داده و او از اینگونه مواضع پاسداران کمال استفاده را برده و جو جهانی را بنام حمایت از اسرائیل و نجات جان مردم اسرائیل با خطرتروریسم افسار گسیخته ی وزارت اطلاعات ایران ، آماده میکند، ترامپ خطاب به  اروپائیها میگوید  دولتهای امضاء کننده ی قرار داد 1 +5  با ایران باید بین آمریکا و ایران یکی را انتخاب کنند، و این در حالیست که ایران هر روز بیشتر در محاصره نظامی آمریکا قرار میگیرد و درحال حاضر در اطراف مرز های ایران بیش از 130000 سرباز آمریکائی صف آرائی کرده اند.  

وظایف اپوزیسیون:از نوع دمکرات،ملی، چپ مستقل، آزادیخواه و عدالت طلب:

اپوزیسیدن یا مخالفین جمهوری اسلامی باید با وحدت در راستای یک تفاهم ملی راه فرار را برفریبکاری های کل سیستم بر بندند و آخرین بقایای  توهمات توده ها را از کلیت  نظام جمهوری اسلامی  بزدایند، و با  کوششهای عملی،  ویژه گیهای یک نظام  مردم سالار و حقوقمند ، با نظم باز اجتماعی و ضرورت پیگیری و تحقق اهداف انقلاب  در تغییرات  ساختار سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی را که نیازهای بلا  واسطه دوران  گذار است را برای مردم  در حال مبارزه آشکار کند و از جنبش مردم سالارانه ی مردم ایران ، دفاع کند.

 و به اقدامات ضد کارگری و ضد مردمی  “صندوق بین المللی پول”  که در جهت افزایش استثمار  و  سرکوب  علیه اکثریت مردمان زحمتکش  ایران طراحی شده اند  تا در کشور ما اعمال  کنند، را افشاء نمائیم، باید  برای  زحمتکشان  روشن شده باشد که  تنها متحدا میتوان جلوی ریاضت اقتصادی  را بگیرند،  تنها راه  رهائی بسیج افکار عمومی  و تلاش برای تغییرات بنیادین و اساسی میباشد، سازماندهی مقاومت جزء وظایف اولیه ی هر فرد و تشکل است،دولت جمهوری اسلامی فرایند فرو پاشی و عدم توانائی خود را بوضوح ، نشان داده است.

نیروهای مبارز باید هوشیارانه عمل کنند ، در مواجهه با ترفند های بر شمرده موجود که همراه با تهدید و سرکوب است را به پیش ببرند، همه مخالفین  و مبارزین ضد رژیم از کلیه اقشار فرهیخته ی جامعه که  درد  مشترک دارند ،باید متوجه شرایط سخت موجود شده باشند و همدیگر را به یک همبستگی دوام دار و با اطمینان به نتیجه مبارزه ، همراه با مقاومت ، خود را آماده کنند ، مردم ایران مقاومت و مبارزه را باید در هر شرایطی در مقابل هر سناریوئی ادامه داده ، تا پیروز شوند.  

https://www.facebook.com/amin.bayat9

15.02.2019

Bayat.a@freenet.de

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما