جهانگیر گلزار
دوشنبه – ۱۴۰۵/۰۱/۲۴
تحولات اخیر پیرامون جنگ، آتشبس و مذاکرات میان ایران و آمریکا، نشان میدهد که آنچه در سطح سیاست بینالملل در حال وقوع است، صرفاً یک درگیری نظامی یا دیپلماتیک نیست؛ بلکه برخورد و در همپیچیدهای از منافع ژئوپلیتیکی، اقتصادی و خواسته های قدرتهای جهانی است. با این حال، در دل این معادلات، یک واقعیت بنیادین وجود دارد که اغلب به حاشیه رانده میشود: حقوق و زندگی مردم ایران می باشد .
آتشبس؛ میان منطق قدرت و نیاز انسان
حمایت قدرتهای جهانی از آتشبس، همانگونه که تحلیلها نشان میدهد، بیش از آنکه بر مبنای دغدغههای انسانی باشد، ریشه در نگرانیهای اقتصادی، بهویژه امنیت انرژی و ثبات بازار نفت دارد. دولت مردان از انژی و بسته شدن تنگه هرمز در درجه اول نگرانند تا بمبارنهای آمریکا و اسرائیل و تخریب زیرساختهای ایران و کشتار مردم . تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان، به نقطهای تعیینکننده در این بحران و برای خارج شدن از این جنگ و تجاوز تبدیل شده است. نگرانی اول چنین بیان می شود که اگر تنگه هرمز دیرتر باز شود چه خواهد شد ؟ حمله آمریکا و اسرائیل که بنا بر بررسی آنها بایستی در مدت یک هفته با ترور خامنه ای و سران ارتش به سود آمریکا پایان می یافت. تصور اینکه نیروهای نظامی ایران مقاومت کنند و تنگه هرمز را ببندند وجود نداشته است . امروز شاهد اختلال در باز شدن این مسیر ابی هستیم و نهتنها قیمت نفت را افزایش داده، بلکه کل اقتصاد جهانی را در معرض بیثباتی قرار داده است و از طرف دیگر ایران نه به عنوان یک شکست خورده بلکه به عنوان ارتشی مقاوم و با استعداد خود را نشان داده است که بایستی برای پایان دادن به این حمله ناجوانمردانه به خاک وطن با نمایندگان استبداد فقیه بر سر یک میز بنشینند .
برای هموطنان ما در ایران، آتشبس معنایی کاملاً متفاوت دارد. برای آنان، آتشبس نه یک ابزار تنظیم بازار در داخل و خارج از وطن است ، بلکه فرصتی برای زنده ماندن است. توقف بمبارانهای روزانه آمریکا و اسرائیل ، پایان مرگ و رهایی موقت از ترس، ارزشی است که با هیچ محاسبه اقتصادی قابل سنجش نیست و مقایسه ویا تبدل نیست .
مردم؛ قربانیان اصلی جنگ و سیاست
در حالی که نمایندگاه آمریکا و جمهوری اسلامی درباره شروط مذاکره، تحریمها و توازن قوا چانهزنی میکنند، نباید فراموش کرد ، این مردم هستند که بهای واقعی جنگ را میپردازند. تخریب زیرساختها، ناامنی، فقر و از دست دادن عزیزان، تنها بخشی از این هزینههاست. جنگ، نهتنها زندگی امروز مردم را نابود میکند، بلکه آینده یک جامعه را نیز به خطر میاندازد.
از این منظر، هرگونه سیاست جنگطلبانه—چه از سوی آمریکا و اسرائیل، چه در قالب اقدامات تنشزای جمهوری اسلامی—باید مورد نقد و رد قرار گیرد. سیاستهایی که به جای کاهش رنج انسانها، بر تشدید بحران و گسترش خشونت میافزایند، نمیتوانند مشروعیت اخلاقی و حقوق بین الملل داشته باشند.
نقد دوگانه: استبداد داخلی و تجاوز خارجی
دفاع از حقوق مردم ایران مستلزم اتخاذ موضعی روشن در برابر هر دو سوی خشونت است:
از یک سو، استبداد داخلی که با سرکوب آزادیها، محدود کردن حقوق شهروندی و نادیده گرفتن خواست مردم، زمینهساز ضعف و آسیبپذیری کشور شده است. مردمی که از حقوق اساسی خود محروم شده اند ، نمیتوانند در برابر بحرانها بهطور مؤثر ایستادگی کنند.
از سوی دیگر، مداخلات و حملات خارجی که با توجیههای سیاسی یا امنیتی، جان و زندگی مردم را هدف قرار میدهند. حملات نظامی، تحریمهای فلجکننده و تهدیدهای مداوم، نهتنها کمکی به دموکراسی می توانند بکنند، بلکه رنج مردم را دوچندان میسازند.
در این میان، سیاستهای جنگطلبانه دونالد ترامپ—از تهدیدهای آشکار گرفته تا فشار برای تشدید درگیری—نمونهای از رویکردی است که منافع قدرت را بر جان انسانها ترجیح میدهد.
شکاف میان دیپلماسی و بیاعتمادی
مذاکرات اسلامآباد نیز در فضایی از بیاعتمادی عمیق شکل گرفته است. اختلافات اساسی میان دو طرف، از موضوع هستهای گرفته تا نقش منطقهای ایران، نشان میدهد که مسیر رسیدن به توافقی پایدار، دشوار و طولانی خواهد بود. در چنین شرایطی، خطر بازگشت به درگیری نظامی همچنان بالاست.
اما آنچه باید در مرکز هر مذاکرهای قرار گیرد، نه صرفاً منافع دولتها، بلکه حقوق و امنیت مردم است. هر توافقی که این اصل را نادیده بگیرد، محکوم به شکست اخلاقی، حقوقی و حتی سیاسی خواهد بود.
صلح؛ ضرورتی فراتر از تاکتیک
آتشبس اگرچه ممکن است در نگاه آمریکا و اسرائیل و حتی دولتهای غری یک «وقفه تاکتیکی» باشد، اما میتواند به نقطهای برای بازاندیشی در مسیر آینده تبدیل شود. صلح پایدار، تنها از طریق احترام به حقوق ملتها، پایان دادن به مداخلات خارجی و ایجاد فضای آزاد برای تعیین سرنوشت توسط مردم امکانپذیر است.
در نهایت، باید تأکید کرد که:
جنگ، در هر شکل و از سوی هر طرف، محکوم است.
مردم ایران، نه ابزار چانهزنی قدرتها، بلکه صاحبان اصلی این سرزمیناند.
دفاع از حقوق آنان، مستلزم ایستادگی همزمان در برابر استبداد داخلی و تجاوز خارجی است.
جا دارد یاد آور شوم : آنها که تجاوزگران را دعوت به بمبارن می کنند فراموش نکنند که در حافظه تاریخی ملت ایران به عنوان خود فروختگان و همدست متجاوزان خواهند ماند .
آتشبس، هرچند موقت، فرصتی برای نجات جان انسانهاست و باید از آن حمایت کرد و کوشش در جهت پایان دادن به جنگ باشد . جنگ یعنی تخریب و جنایت علیه شهروندان .
در جهانی که اغلب دولتها با زبان قدرت سخن میگویند، یادآوری این حقیقت ضروری است که هیچ حقی بالاتر از حق حیات و کرامت انسانی نیست.