سیاست

“دولت مادام‌العمر احمدی‌نژاد”، کابوسی که تعبیر می‌شود! بابک داد

9 سال گذشته

مشاهده تصویر

اشتراک گذاری

بابک داد
https://rangin-kaman.net/?p=190

لینک کوتاه

بابک داد

اصرار بر اجرای قانون اساسی که مهم‌ترین اصل آن “ولایت فقیه” است و حکومت یک فرد فقیه بر ملتی که صغیر و نادان انگاشته شده‌اند، از این پس بزرگ‌ترین خطای جنبش سبز خواهد بود که موجب دل‌سردی مردم معترض و سرکوب جنبش شده و می‌شود

سال قبل وقتی کودتای انتخاباتی داشت اولین قربانی های خود را می گرفت، در وبلاگم نوشتم: “شاید مردم نمی دانند «پرده بعدی» این کودتا، «مادام العمرکردن» ریاست جمهوری احمدی نژاد و ستاد کودتاست.”
آن پیام در آن شلوغی یا شینده نشد و یا از کنار آن عبور شد. حالا پرده های تازه این سناریو دارد به ترتیب اجرا می شود و هنوز سران جنبش بر “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” تأکید می کنند! همان قانونی که کارها را نهایتا” به اینجایی رسانده که هستیم؛ “نظارت استصوابی” آن قانون راه را بر حذف منتقدان باز کرده و “اختیارات مطلق ولی فقیه” اجازه نمی دهد حقوق ملت در هیچ زمینه ای رعایت شود. همان قانونی که با دستور همین رهبر مطلق می تواند مورد بازنگری و تغییر قرار بگیرد. قانونی که مجلس و قوه قضائیه وابسته را تحت مالکیت دولت و رهبری درآورده و رئیس دولت منصوب رهبری را در هیچ موردی پاسخگو و مسئولیت پذیر نمی داند. اکنون اما ساز جدیدی دارد کوک می شود که هدف آن به گفته سایتهای نزدیک به دولت کودتایی، “تمدید ریاست جمهوری احمدی نژاد تا سال ۱۴۰۴ ” است. و این مصیبت بزرگ، به اجرا درآمدن همان پیش بینی های پارسال و تعبیر همان کابوس هاست. ابتدا آن مطلب را بخوانید که در تاریخ ۵ تیرماه ۸۸ یعنی ۱۳ روز بعد از وقوع کودتا نگاشتم. هنوز یازده ماه از آن کودتا نگذشته و زمزمه مادام العمر شدن ریاست احمدی نژاد بر کشور دارد بالا می گیرد! سپس درباره وضعیت امروز سخنی کوتاه می خوانید.
“(۵ تیرماه ۸۸) از بسیاری از شهروندان شنیده ام که می گویند: «تحمّل احمدی نژاد» برای آنکه دولت امام زمانی اش را تا ظهور حضرت ولیعصر(عج) تمدید کند، از تحّمل خود مرگ هم سخت تر است.
با این حال، شاید مردم نمی دانند «پرده بعدی» این کودتا، «مادام العمرکردن» ریاست جمهوری احمدی نژاد و ستاد کودتاست. توجیه کودتاچیان این خواهد بود که در آخرین انتخابات (۲۲ خرداد۸۸) رکورد مشارکت مردمی در انتخابات توسط مردم ایران شکسته شده و تمامی ۴۰ میلیون رأی مردم، «رأی به نظام» بوده و دیگر حاجتی به انتخابات نیست! احمدی نژاد و یارانش خود را «دولتمردان امام زمان» و زمینه سازان ظهور ایشان می انگارند و وقتی رسما” از «رأی مردم» تمکین نمی کنند، نشان می دهند نمی توان آنها را به شیوه های مسالمت آمیز از اریکه قدرت پایین کشید! چون برای خود «رسالتی مهدوی» و فراتر از اینها قائل هستند. آنها ادعا می کنند که باید حکومت را به شخص امام زمان(عج) تحویل بدهند.
متأسفانه «نظام» هم در قمار «بودن یا نبودن» احمدی نژاد، به تمامی معیارهای (حتی ظاهری و شعاری) خود پشت پا زد و سرنوشت خود را به احمدی نژاد پیوند زد. در این راه کودتاچیان، مراجع تقلید و شخصیتهای سرشناس بسیاری مثل هاشمی رفسنجانی و افراد عادی را مجبور به سکوت کرده و دیر یا زود آنها را «قربانی» خواهند کرد. پس سکوت خفت بار شخصیتهای مؤثر در قبال این جنایات، ممکن است فقط «نوبت» آنها را عقب بیندازد. این دیگر آن نظامی نیست که امام خمینی «حفظ آن را اوجب واجبات» می دانست. از آن نظام دیگر هیچ نشانی باقی نیست و سکوت «به بهانه حفظ نظام» یعنی تأیید «مسخ نظام جمهوری اسلامی» که در سال ۵۷ تأسیس شد و در سال ۱۳۸۸ رسما” تغییر ماهیت داد.
تردید نکنید بعد از «جمهوریت نظام» که پیش پای احمدی نژاد قربانی شده، هیچکس از «دگراندیشان غیراحمدی نژادی!» از گزند آقایان کودتاچی در امان و مصون نخواهد ماند. لذا بهتر است شخصیتهای مؤثر انقلاب و یاران امام، برای احیای نهضت خمینی هم که شده، سکوت خود را بشکنند و هزینه اش را بدهند. در این روزها؛ مردم رفتارها و گفتارهای شخصیتها را با دقتی بیشتر از همیشه «رصد» می کنند و محال است «یاری مسئولانه» یا «بی عملی و سکوت غیرمسئولانه» آنها را از یاد ببرند. اگر قرار است این حرکت مدنی مردم، قربانی معصومی مثل «ندا» داشته باشد، ما و شما چه چیز ارزشمندتری از جان نازنین «ندا» و «نداها» داریم که از هزینه شدنش بترسیم؟ لااقل قبل از قربانی شدن، حرفی بزنید، چیزی بگویید و سکوت نکنید. چون اگر عقب بنشینید، «مصون» نمی مانید. اینها با پرت کردن معترضان از ساختمان کوی دانشگاه یا از فراز پل حافظ و سعدی، نشان داده اند «مروّت» ندارند و مسئله اصلی شان «بودن یا نبودن» است. کودتاچیان با خشونت عریانی که نشان می دهند، تک تک منتقدان یا شخصیتهایی را که تأییدشان نکردند، به ترتیب یا «فلّه ای» سرکوب می کنند و از گردونه خارج خواهند کرد. پس پیشاپیش خودتان را، هزینه یک هدف بزرگتر کنید و لااقل قربانی «جمهوریت نظام» و آرای مردم و آزادی باشید. در مقابل حبس خانگی میرحسین موسوی و دستگیری تمام یارانش سکوت نکنید. این سکوت شما اگر اقدامی «یزیدی» نباشد، یک بی معرفتی «کوفی» است. عمرتان را تبدیل به حرفی یا حرکتی بکنید که منشأ تحّول مثبتی برای جامعه باشد. به «اسلامیت» نظام هم خوشدل نباشید. قربانی قبلی این دولت، «اسلامیت» و نقش مراجع تقلید و ایمان و اخلاق در مردم بود. صدایش را هنوز نشنیده اید؟ (منبع: وبلاگ فرصت نوشتن /۵ تیرماه ۸۸)”
***
و اما امروز: تردید ندارم با ادامه وضعیت موجود، احمدی نژاد اجازه بازنگری قانون اساسی را از مقام رهبری خواهد گرفت و زمان ریاست جمهوری خود را به آسانی تمدید خواهد کرد. آن گاه دیگر تأکید بر “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” که این روزها توسط سران جنبش تکرار می شود، تبدیل می شود به حربه ای بر علیه جنبش سبز! اصرار بر اجرای قانون اساسی که مهمترین اصل آن “ولایت فقیه” است و حکومت یک فرد فقیه بر ملتی که صغیر و نادان انگاشته شده اند، از این پس بزرگترین خطای جنبش سبز خواهد بود که موجب دلسردی مردم معترض و سرکوب جنبش شده و می شود. در گام بعدی، کودتاچیان تمامی منتقدان و معترضان را یکی بعد از دیگری از پای درخواهند آورد و راه را برای ادامه حاکمیت بلامنازع احمدی نژاد هموارتر خواهند کرد. این گمانه ها فقط یک “باطل السحر” بزرگ دارند: خیزش عمومی آگاهانه مردم. و این خیزش، فقط کار خود مردم است. مردمی که هنوز تصمیم نگرفته اند به تمامی برخیزند و البته ممکن است فرصت مناسب را برای برخاستن از دست بدهند.
حقیقت تلخ این است که احمدی نژاد یک الگوی واقعی و دوست نزدیک دارد که رموز دیکتاتوری و درسهای حکومت مادام العمر را به رفیق کوچک اندام ایرانی خود “محمود” آموخته و همین معامله را با ملت ونزوئلا کرده است: “هوگو چاوز”، سروان چتربازی که در کودتا بر علیه دیکتاتوری در کاخ ریاست جمهوری کاراکاس فرود آمد و با شعار رسیدگی به وضعیت انقلاب مردم ونزوئلا در آن کاخ ماند و دیگر قصد ندارد از آن بیرون بیاید! حالا او رموز این ماندن را به رفیق دست و دلبازش احمدی نژاد می آموزد و ما هنوز به درستی درنیافته ایم چه بر سر ایران می آید؟

فرصت نوشتن / روزنوشته های بابک داد

Facebook Comments
ارسال دیدگاه

نام شما


ایمیل شما


وب سایت شما

نظر شما