گریز از آزادی

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

احمد نظری
چرا دگربار به استبداد و دیکتاتور پناه می بریم!؟ 1️⃣ – آیا دیکتاتوری تنها محصول قدرت و زور است؟
2️⃣ – چرا بعضی‌ها دیکتاتور را ترجیح می‌دهند؟
3️⃣ – آیا آزادی بدون مسئولیت ممکن است؟
4️⃣– آیا اطاعت از یک قدرت مطلق، نگرانی تصمیم‌گیری را کم می‌کند؟
5️⃣ – در چه شرایطی بعضی‌ها دیکتاتور را ترجیح می‌دهند؟
در چه زمانی جامعه دگربار به دیکتاتور پناه می‌برد؟
7️⃣ – اگر آزادی با مسئولیت و رشد وکمال روانی همراه نشود چه اتفاقی می‌افتد؟
***
اریک فروم روان‌کاو و جامعه‌شناس آلمانی-آمریکایی از برجستگان مکتب فرانکفورت، سوسیال‌دموکرات و از فیلسوفان مکتب اومانیستی ( زاده ۱۹۰۰ – درگذشت ۱۹۸۰).
از نسلِ جنگ جهانی اول و ظهور نازیسم، زمانی که هیتلر در آلمان قدرت گرفته بود، فاشیسم در اروپا رشد کرده بود و بسیاران با میل و اشتیاق از دیکتاتور حمایت می‌کردند!
فروم می‌گفت : چه‌گونه ممکن است مردمی که از سلطنت و اقتدار سنتی آزاد شدند، دوباره به استقبال دیکتاتور می‌روند!؟
او نازیسم را محصول شیادی و قلدری اقلیتی بر اکثریت مردم می‌دانست و در سنجش اساس روانی موفقیتی که نازیسم کسب کرد را مدیون این می دانست‌ که بعضی از مردم بدون مقاومتی در برابر نازیسم سر فرود آوردند، ولی ستایشگر ایدئولوژی و روش سیاسی آن نشدند، حال آن‌که بخش دیگر سخت فریفته گشتند و با تعصب به منادیان آن آویختند.
او می گفت:
عوام‌فریبی خودکامگان و ساده‌دلی مردمان در قرون متمادی باعث شده تا کشف معنای راستین آزادی مخدوش و به دقتی عمیق و موشکافانه نیازمند شود و در نوشته‌ها و سخنان و اظهارنظرهای گوناگون مورد بحث و جدل قرار گیرد.
برخی از نابه‌سامانی‌ها و پراکندگی‌ها درباره معنای آزادی معلول بداندیشی و بعضی نتیجه کاربرد وسیع و گاه نابه‌جای این واژه است. همه از آزادی می‌گویند و از ظن خود یار آن می‌شوند، ولی معنایی که هریک از این واژه به‌دست می‌دهند اغلب ناقض دیگری‌اند و یا دست‌کم ارتباطی با دیگری ندارد!
فروم در کتاب فرار از آزادی از عناصر مخالف با رشد و پرورش انسان و انسانیت در جهان می‌گوید و می‌کوشد تا دشمنان آزادی را رسوا کند.
او سعی کرد ریشه‌ی روانی ماجرا را برملا سازد و معتقد بود: اگر آزادی با مسئولیت و بلوغ روانی همراه نشود، جامعه دوباره به اقتدار و استبداد پناه خواهد برد. چرا که اطاعت کردن از یک قدرت مطلق، اضطراب تصمیم‌گیری را کم می‌کند. برای همین بعضی‌ها دیکتاتور را ترجیح می‌دهند! جامعه‌ای که آزادی را تمرین نکرده، از آن می‌ترسد. ترس، زمینه‌ی پذیرش اقتدار را فراهم می‌کند. دیکتاتور فقط محصول زور نیست؛ محصول نیاز روانی به قطعیت هم هست. وقتی ابهام زیاد شود، مردم به قطعیت پناه می‌برند. انسان ناآگاه دنبال تکیه‌گاه است، نه استقلال. استبداد و اقتدار، این تکیه‌گاهِ ساده و آماده را فراهم می‌کند. اگر فرد نتواند هویت مستقل بسازد، در قدرت حل می‌شود. دفاع از دیکتاتور گاهی دفاع از ترسِ شخصی است!
شخصیت اقتدارگرا هم‌زمان می‌ترسد و سلطه می‌کند. از بالا اطاعت می‌کند و به پایین سخت می‌گیرد. آزادی بدون مسئولیت، پوچ می‌شود. مسئولیت بدون شجاعت، به اطاعت تبدیل می‌شود.
باید ابعاد روانی و اجتماعی آزادی و عدالت اجتماعی را بررسی کرد. دغدغه انسان امروز را درباره آزادی بالا برد و مکانیسم‌های گریز از آزادی را به بحث ‌نشست که از لحاظ فرهنگ اجتماعی حایز اهمیت هستند و فهم آن‌ها باید مبنای تحلیل پدیده‌های اجتماعی چون نظام فاشیسم و دموکراسی قرار گیرد.

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.