کرارا به گروههای زورپرست گوشزد شده بود که توسل به زور و خشونت در میان مردم متمدن و آزادیخواه کاربرد ندارد؛ و مردم ایران، خسته از جنگ و خشونت و بداخلاقی، خواهان آن هستند که مسائل و مشکلات تحمیل شده بر خود را با خشونتزدایی و در هماهنگی با فرهیختگان و نخبگان صاحب اندیشه ایرانی و ملیون پاکدست کشور حل و فصل کنند.
این حرکت اخیر که از بازار شروع شد، با ماهیت مسالمتآمیز آن و خواستههای برحق اعتراض کنندگان، چنانچه با هدایت هماهنگ سیاسیون آزادیخواه دنبال میشد؛ ظرفیت ایجاد هرگونه تغییر را دارا بود.
در مقابله با این جنبش مردمی، زورپرستان دیکتاتور مسلک، در هماهنگی با ثروتپرستان اجنبی، مطابق رویه همیشگی با سوار شدن بر موج حرکت مردم و سردادن شعارهای انحرافی همراه با ایراد تخریب و تلفات بسیار، حرکات مردم را با بنبست روبرو کرذند.
این دو بازوی زورپرست اینبار انسانیت را بطور کامل زیر پا گذاشته و، با وقاحت تمام و با رذیلترین روشها، اوباشان مزدور و اجیرشدگان بیگانه را بجان مردم بیچاره و بیخبر از تمهیدات شیطانی انداخته و آنانرا قتلعام نمودند!
بسیار بدیهیاست که مردم ایران هرگز دخالت بیگانه و عرضاندام وابستگان به اجانب را برنمیتابند و کسانی را که خواستار دخالت قوای بیگانه در کشور میشوند همراهی نخواهند کرد.
اینبار منحرفین وابسته، همراه با آن بخش کوچک از اپوزیسیون که علنا وابستگی خود به بیگانه را اعلام کرده است، با آفرینش وحشتناکترین صحنههای جنایت در دوران اخیر، زمینههای لازم برای دخالت بیگانه و حتی اشغال کشور را فراهم کردهاند!
از یک طرف رضا پهلوی، با توهم برخورداری از پشتیبانی اجانب و سابقه اختلافافکنیهای مکرر در بین اپوزیسیون، با سوءاستفاده از احساسات اقلیتی طرفدار؛ بدون توجه به میزان توانایی آنها و علیرغم مشاهده تلفات زیاد، آنان را به مسلخ کشانیده و جوانان بیخبر از عمق مسائل را در برابر لشکر اوباش و مزدوران قرار داد تا قتلعام شوند. همراهان پیشین او بارها به او تذکر داده بودند که با تکروی و خودبزرگبینی و خودرایی راه بجایی نخواهد برد؛ لکن این طبیعت دیکتاتور مسلکان است که گوش خود را بر حقایق ببندند و، با اتکا واهی به بیگانه، آن کنند که نباید کرد!
از طرف دیگر گمراهان وابسته، با احساس خطر پایان یافتن بقای خود، با بکارگیری تمام فنون تجربه کرده پیشین و بکارگیری اوباش و مزدوران، به آفرینش صحنههای تزویر و تحریک و تضییع و تدمیر پرداخته و
در غیاب اکثریت مردم با خاموش کردن فضای کشور جنایاتی آفریده است که احتمالا ابعاد آن تا سالها برملا نخواهد شد.
این اقدامات سرکوبگرانه در این برهه از زمان مساوی است با دعوت اجانب به دخالت در کشور که میتواند منجر به تداوم استثمار کشور توسط آنان گردد.
قابل تاکید است که هیچیک از اقدامات این دو گروه خشونتطلب در مغایرت با منافع استکبار جهانی نبوده است و چنین بنظرمیرسد که در جایی با هم هماهنگ میشوند! مداخلات خارجی هم تنها در چارچوب منافع خودشان انجام میشود. نگرانی استکبارجهانی زمانی معنی پیدا میکند که پای حاکمیت مردمی و دموکراسی واقعی در میان باشد! حاکمیتِ هرنوع دیکتاتوری در ایران تامین کننده منافع آنان خواهد بود. ازاینجهت است که هرگونه اقدامات مردمی برای نجات ایران باید توام با کسب افکارعمومی جهانی باشد.
مردم ایران آرزو داشته و دارند که در فردای آزادی دست دوستی در دستان همدیگر قرار داده و کشور خود را از آثار شوم دیکتاتوریهای دیرینه پاک و در کمال دوستی و مودت با سایر ملل جهان، با مراعات ارزشهای انسانی و برخورداری از کرامات انسانی، به زندگی مطلوب ادامه دهند. لیکن اکنون در موقعیتی قرار گرفتهاند که، بدون وجود امکانات ارتباطی، باید در انتظار آنچه دیگران برای آنان تصمیم میگیرند بمانند!
با این حال چنانچه سیر وقایع فرصتی برای مردم ایران باقی گذارد، راهحلهایی وجود دارد که میتواند، با اتحاد مردم، و بدون ایجاد بهانه برای اجانب؛ راهگشای آینده مردم باشد. این مهم زمانی میسر میشود که آزادیخواهان ایران بتوانند، در هماهنگی با هم و در یک جبهه ضد دیکتاتوری، پیام دوستی و آزادیخواهی خود را بگوش همه برسانند و افکارعمومی جهانی را با خود همراه کنند.
در این راستا از سه گروه از کسانیکه مانع از ایجاد همدلی و همکاری همه مردم هستند انتظار میرود، با درس گرفتن از تجربیات گذشته و تصحیح رویکردهای اشتباه و تنظیم روابط خود با دیگر گروهها بر اساس حقوق مساوی و مراعات حقوق همگانی، به صفوف اکثریت آزاده بپیوندند تا با کمک هم مسائل مبتلا به کشور را حل و به زندگی خود سرو سامان دهند:
۱- گروه طرفداران حاکمیت که قریب نیم قرن بر اثر اشتباهات معرفتی و سادهاندیشیهای ناشی از تنگنظری و کمدانشی، بجای جبران خسارات ناشی از سوءمدیریتهای دیکتاتورهای پیشین، به مسائل کشور افزوده و موجبات بحرانهای همهجانبه امروز را آفریدهاند؛ بجای سماجت در ادامه کجرویها، کمک کنند مدیریت کشور به مردم واگذار شود تا خود، با راهنماییهای نخبگان و اندیشمندان، کشور را اداره کنند.
پرواضح است که نظام حاکم فاقد مقبولیت و اعتبار در نزد اکثریت قریب به اتفاق مردم بوده و جز بهانهای برای دخالت اجانب در امور کشور نمیباشد.
۲- گروه معروف به سلطنت طلب یا پادشاهیخواه، که در سایه سیاهکاریهای گروه حاکم، خود را از آنها برتر دانسته و، با سوءاستفاده از آثار سانسورهای مداوم بر بعضی سادهاندیشان، در پی تحمیل دوباره خود بر مردم هستند، بدانند که مردم بافرهنگ ایران دیگر مایل نیستند به رسومات قرون وسطایی و تشریفات زرق و برقدار سرگرمکننده برگردند و میخواهند با اتکا به علم و دانش روز و روشهای منطقی مدیریت، کشور خود را اداره کنند. بنابراین از این گروه از کهنهاندیشان هم انتظار میرود ایده سلطنت و پادشاهی را از سر خود برون و به خیل مردم آیندهنگر بپیوندند و بجای قبول ننگ درخواست دخالتهای خارجی و فراهم کردن بهانه برای سرکوب مردم، با تشکیل سازمانهای جدید حزبی سیاسی و با اعلام برنامههای مورد نظرشان خود را در معرض رای و انتخاب آینده مردم قرار دهند.
۳- آن بخش از گروههای مبارز قدیمی که مشی مسلحانه را برای مقابله با رژیمهای دیکتاتوری برگزیده بودند و هنوز دارای تشکیلات نظامی هستند، مانند بسیاری دیگر از گروههای مشابه که با درک شرایط جدید و پی بردن بر بینتیجه بودن و پرتلفات بودن آن مشی قدیمی، به مبارزات سیاسی مسالمتآمیز پرداختهاند؛ مردمِ پیرامون خود را از خطرات ناشی از برخوردهای مسلحانه نجات و زمینههای وابستگی خود به تامینکنندگان طماع اسلحه را از بین ببرند و با اعلام رسمی و عملی خلعسلاح خود، به صفوف سایر فعالین سیاسی بپیوندند تا مردم هم، فارغ از ترس درگیریهای مسلحانه، در هر نقطه از کشور به شرکت در اجتماعات مسالمتآمیز سیاسی تشویق و با همکاری و هماهنگی با هم به رفع هرگونه موانع مردمسالاری بپردازند.
در آنصورت است که موانع همکاری و همگامی و هماهنگی بین همه گروههای سیاسی از بین رفته و ملت ایران میتواند یکصدا و باهم و با بکارگیری اشکال مختلف مبارزه مسالمتآمیز به صحنه وارد و اراده خود بر چگونگی اداره کشور خود را اعمال نمایند.
امید است تلاشهای ملیون خیرخواه و فرهیختگان کشور هم بزودی به نتیجه رسیده و مقدمات گذر از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب با نظارت و هدایت مستقیم مردم و مدیریت صاحبان دانش فراهم شود.
لازمست به نیروهای نظامی هم این تذکر مهم داده شود که اولین قربانیان انواع حکومتهای غیرمردمی نیروهای مسلح چنین کشورها هستند. کافیست وضعیت زندگی نظامیان در کشورهای آزاد را با وضعیت زندگی خود مقایسه کنند.
با نگرش به ابعاد گسترده جنایات اخیر میتوان به یک نقطه مبهم از وقایع جنگ ۱۲ روزه هم نورافشانی کرد و علت هدف قرار دادن و از بین بردن آن سری از فرماندهان نظامی را روشن کرد: آنان با توجه به تجربیات پیشین خود و درسهایی که از سرکوبکردنهای گذشته آموخته بودند، دیگر حاضر به دست زدن به چنین رذیلتها و جنایات نبودند. بنابرین میبایست میرفتند تا بیتجربهترها میتوانستند سرسپردگی خود را نشان میدادند!
مردم ایران هم توجه داشته باشند که بدخواهان، با اعمال سانسورهای همهجانبه و زندانی و تحت فشار قرار دادن صاحبان اندیشه، آنان را از دوستان واقعی خود جدا کرده و جامعه را از نعمت دانش فرهیختگانی که خود زحمت رشد و پرورش آنان را بعهده داشته اند محروم کردهاند. وظیفه خود مردم است که به کمک فرزندان و برادران و خواهران دانش آموخته خود بروند و سعی کنند با گذر از مرز سانسورها با نخبگان کشور ارتباط برقرار کنند تا در دام کهنهاندیشان و مستبدین وابسته به غارتگران جهانی نمانند و با کمک همدیگر خود و فرزندان خود را از خطرات ناشی از گذشتههای تاریک نجات دهند.
ارگان رسمی حزب سوسیال دموکرات و لائیک ایران
منو