جنگ، استقلال و حق مردم

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

جهانگیر گلزار

در آستانه سال جدید و فرا رسیدن نوروز از فرهنگ خود بیاموزیم که در مقابل مستبدان خارجی و داخلی بایستی ایستادگی کرد تا روزهای سخت به نوروز بدل شود .

در تحلیل تجاوز آمریکا و اسرائیل بر وطنمان ، اگر بخواهیم به فهمی عمیق و مسئولانه برسیم، لازم است هر یک از محورهای اصلی را دقیق‌تر باز کنیم. این تجاوز یک درگیری نظامی تنها نیست؛ بلکه گره‌گاهی است از توازن قدرت در منطقه ، پایمال کردن حقوق مردم ،بی نقش کردن مردم در تحول ایران ، و تصمیم گیری با زور اسلحه و بمباران برای ملتی که مدام در حال کوشش برای ممکن کردن تحول و دمکراسی در قلب حوزه فرهنگی غرب آسیا می باشد .

تجاوز جنگی با اهداف فراتر از روایت‌های رسمی .

در روایتهای ترامپ و نتانیاهو ، جنگ با مفاهیمی مانند «امنیت برای منطقه و جهان »، «مقابله با تهدید تروریسم و تولید بمب اتمی » یا حتی « ممکن کردن آزادی برای مردم ایران » توجیه می‌شود. اما در عمل، شاهد تعاریف دیگری برای منطقه و جامعه ایران هستیم . دقیق که بنگریم، می بینیم :

زیرساخت‌های حیاتی جامعه مثل آب و برق و انرژی هم هدف قرار می‌گیرند .

اقتصاد کشور ایران هدف قرار می‌گیرد تا توان مردم را در مقابل جنگ ضعیف و مردم را در عمل مطیع متجاوزان بکنند . تورمی که تا قبل از حمله بالاتر از 40 درصد بوده است و امروز گرانی جنگی علیه گرسنگان شده است .

تخریب زیر ساختهای نظامی و انتظامی و درمانی تا وطن مثل تنی بشود که دیگر گلبول سفیدی برای دفاع نداشته باشد و متجاوزان بتوانند با این تن نیمه جان وطن و هموطنان متناسب با خواست اسرائیل و آمریکا عمل کنند .

در عمل شاهد آنیم که جنگ هدفش رسیدن به آزادی و دمکراسی نیست بلکه این جنگ، یک پروژه چندلایه اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی است .

بنابراین، اگر این جنگ را فقط «مقابله با حکومت و نظام ولایت فقیه » بدانیم، دچار ساده‌سازی و خود گول زنی خطرناک شده‌ایم.

 

چرا جنگ لزوماً به تغییر مثبت منجر نمی‌شود؟

در نگاه اول و بنا بر تبلیغات پهلوی طلبها و رسانه های خارجی که در راستای اهداف اسرائیل و آمریکا عمل می کنند ، متاسفانه برخی تصور می‌کنند که فشار خارجی با بمباران روزانه می‌تواند به تغییر سیاسی کمک کند. اما تجربه تاریخی (از عراق تا لیبی و سوریه) نشان می‌دهد: جنگ، فضای امنیتی را تشدید می‌کند . خشونت جنگ و اهداف متجاوزان چرخه استبداد را در شکل جدید تداوم می بخشد . و اگر استبداد فقیه بتواند ادامه حیات بدهد به بهانه «وضعیت جنگی»، کنترل و فشار بیشتری اعمال خواهد کرد . در عمل جنگ به خدمت ادامه حیات استبداد ولایت مطلقه فقیه و کسانی که جانشین این استبداد بشوند خواهد آمد . در عمل جامعه مدنی تضعیف یا خاموش می‌شود .

در نتیجه: جنگ به جای تضعیف استبداد، اغلب آن را سخت‌تر و بسته‌تر می‌کند . جنگ وسیله ای می شود که سامانه استبدادی قدرت بجا بماند. و مردم هستند که حق حاکمیت خود را از دست می دهند . این توضیح مختصر همان پارادوکسی است که باید برای هموطنان و مخصوصا هموطنانی که در رویای عبور از استبداد فقیه با بمباران های اسرائیل و آمریکا در انتظارش می باشند است .
امر واقع مستمر در طول تاریخ نشان داده ، ابزار خشونت زا در هر شکلش که به نام آزادی به کار می‌رود، نتیجه‌ای معکوس داشته است و آزادیها را و استقلال فردی و اجتماعی را ناچیز کرده است .

 

تا امروز این مردم ایران هستند که قربانیان واقعی این جنگ شده اند .

جنگ چگونه زندگی روزمره را نابود می‌کند؟

وقتی از جنگ و تخریب و بمباران روزانه وطنمان حرف می‌زنیم، باید آن را از سطح تحلیل‌های کلان به زندگی واقعی مردم بیاوریم:

قطع برق یعنی توقف زندگی عادی . تخریب زیرساخت یعنی بحران آب، درمان و آموزش . افزایش قیمت انرژی یعنی فشار مستقیم بر سفره مردم و فقیر تر کردن فقیران و به زانو در آوردن مردم و تولید جنگ روانی بر علیه مردم .

در کنار آنها : کشته شدن غیرنظامیان تا روز هفدهم بنا بر امار هرانا : ۱۳۵۱ نفر (از جمله دست‌کم ۲۰۷ کودک) و کشته‌شدگان نظامی: ۱۱۲۶ نفر و کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۶۲۲ نفر .

آوارگی مردم : بنا بر گزارشات مختلف 3میلیون 200 هزار نفر تا 4 میلیون 500 هزار نفر آواره شده اند .

ناامنی روانی : چون دبستانها و مراکز درمانی و انتظامی و خانه ها و بازارها و فروشگاهها بمباران شده اند امنیت شدید خدشه دار شده است . تاثیر این نبود امنیت بر روح و روان مردم تاثیر بسیار بدی را گذاشته است . در ضمن زنان باردار تحت فشار روحی شدید قرار گرفته اند . همه این موارد واقعیتی را شکل می‌دهد که هیچ ربطی به «آزادی» ندارد. هیچ ربطی به کمک و دست گدایی بسوی اسرائیل و آمریکا دراز کردن و از آنها تقاضای کمک نظامی جهت تخریب وطن و امکان حاکم شدن بر هست و نیست مردم را ندارد . از طرف دیگر با زدن مراکز انتظامی مردم در جو ترس فرو می روند که با این نا امنی چگونه زندگی کنند ؟ چه آینده ای در انتظار آنهاست ؟ با از بین رفتن پروندها و اسناد در آینده چه باید کرد ؟

عملا هدف حمله اسرائیل و آمریکا مردم ایران هستند که آنها نه طرف جنگ‌اند، نه ابزار آن؛ بلکه قربانی آن‌ شده اند .

تفکیک مردم از حکومت

اگر تفکیک میان مردم و حکومت انجام نشود : هر حمله‌ای به کشور، به‌طور ضمنی توجیه می‌شود و مردم به‌عنوان «هزینه جانبی» نادیده گرفته می‌شوند . چنانچه در حمله آمریکا و اسرائیل به وطنمان کشتار مردم و زیرساختها نادیده گرفته شده اند و پهلوی طلبها هم در راستای اهداف متجاوزان تخریب زیر ساختها و کشتار مردم را جزو « هزینه برای رسیدن به قدرت » می بینند . ـ

در حالی‌که: انچه مسلم است و در جنبش زن زندگی آزادی و جنبش 1404 شاهد آن بوده ایم مردم ایران دارای دیدگاه‌های متنوع‌اند و بخش بزرگی از جامعه منتقد استبداد حاکم بر وطن و مخصوصا وضعیت اقتصادی کشورند . اکثر جامعه ایران در دو اعتراض سراسری با دادن شعارهایشان خواهان تغییر بنیادین و ساختاری از استبداد حاکم به یک دمکراسی می باشند .

بنا بر این حمله و تجاوز خارجی و آن دسته که از این تجاوز به نادرست دفاع می کنند ، نه تنها به حکومت، بلکه به فرصت‌های تغییر داخلی از طرف مردم ضربه زده و می‌زند.

نقد یک انحراف خطرناک: دفاع از جنگ به نام «پهلوی‌طلبی»

در این نقطه، باید یک مسئله مهم و حساس را شفاف بیان کرد. برخی جریان‌ها که خود را «پهلوی‌طلب» یا «نجات‌دهنده ایران» معرفی می‌کنند، عملاً از جنگ یا مداخله خارجی دفاع می‌کنند. این موضع چند پیامد خطرناک دارد:

مشروعیت‌بخشی به خشونت خارجی

از امرهای واقع باز در طول تاریخ این است که وقتی یک نیروی داخلی حمله نظامی خارجی را تأیید یا توجیه می‌کند در عمل و در واقع
، به خشونت علیه مردم کشور خود مشروعیت می‌بخشد و در دو جنبش اخیر وطنمان شاهد این روش از طرف پهلوی طلبها و سرکوب نظام بوده ایم . این عمل تقاضا از متجاوز هم‌راستا شدن با منطق قدرت‌ و تجاوز خارجی است . عملا شاهد آنیم که آنها معتقد هستند : «هدف، وسیله را توجیه می‌کند»

اگر به تجربه عراق و افغانستان و لیبی و … دقیق شویم متوجه می شویم که قدرت‌های خارجی برای مردم نمی‌جنگند بلکه برای منافع خود عمل می‌کنند .

تضعیف استقلال ملی

دفاع از مداخله خارجی که در صحبتهای رضا پهلوی بارها تکرار شده است ، به معنای پذیرش این ایده است که: «تغییر باید از بیرون تحمیل شود» و این از ذهنیتی می آید که به تحت سلطه بودن مشروعیت می دهد و مردم را ضعیف و نادان می پندارد .

این نوع دیدگاه دقیقا بر ضد حق حاکمیت مردم می باشد و اعتقادی برای حق تعیین سرنوشت مردم قائل نیست .

بازتولید چرخه خشونت

وقتی خشونت «قانونی» یا «ضروری» جلوه داده شود، مرز اخلاقی از بین می‌رود . به تظاهرات پهلوی طلبها و فحاشیهای آنها توجه کنیم که از فرهنگ سعدی و حافظ و مولوی و کتابهای اخلاق در طول تاریخ ایران بسیار دور و در تضاد می باشند . فریادهای ضد آزادی آنها و فریادهای اعدام باید گردد و تهدیدها و تحقیرها و خودی و غیر خودی کردن شهروندان ، جامعه را می خواهد وارد چرخه‌ای از خشونت کند که پایان آن بسوی یک دیکتاتوری جدید می باشد .

بنابراین باید صریح گفت: دفاع از جنگ، حتی با نیت تغییر، در عمل به گسترش خشونت و تضعیف مردم منجر می‌شود.

اصل حاکمیت ملی

چرا این اصل مهم و حیاتی است؟

برخی بر این باورند که :
«اگر حکومت خشونت اعمال می کند ، مداخله خارجی قابل توجیه است» این نگاه، یک خطر جدی دارد:

اگر اصل حاکمیت ملی شکسته شودکه متاسفانه در حال حاضر شاهد آن در عمل ترامپ و نتانیاهو و پوتین هستیم .

هیچ کشوری در برابر مداخله خارجی مصون نمی‌ماند و سلطه گران با قدرتشان جای قانون را می‌گیرند .

دفاع از حاکمیت ملی یعنی: دفاع از حق مردم برای تصمیم‌گیری درباره آینده خود و نه دفاع از یک حکومت خاص.

استقلال و آزادی وطن از هم جدایی ندارند .

چرا این دو از هم جدا نیستند؟

دو خطای رایج وجود دارد: برخی فقط از «استقلال» دفاع می‌کنند و آزادی را نادیده می‌گیرند . برخی فقط از «آزادی» می‌گویند و استقلال را کنار می‌گذارند و می گویند بگذاریم آزادیها ممکن شود و بعد استقلال می یابیم .

اما حقیقت این است:

استقلال بدون آزادی مساوی است با : استبداد
آزادی بدون استقلال مساوی است با : وابستگی

پس برای رسیدن به دمکراسی و ماندن در دمکراسی بایستی استقلال و آزادی را در یک مجموعه جدایی ناپذیر دید و به آن عمل کرد .

آنچه ایران را می تواند از سلطه داخلی و خارجی نجات دهد ، دفاع از ایران به عنوان وطن برای هر عقیده و مرام می باشد و دفاع از مردم با هر عقیده و مرامی که دارند .

در این تجاوز دو مستبد به وطنمان ایران ، موضعی که هم اخلاقی است و هم سیاسی و شفاف می باشد این است که :

مخالفت با تجاوز خارجی وظیفه ای است همگانی .
دفاع از استقلال کشور وظیفه هر شهروند با هر عقیده و مرام است .
دفاع از آزادی و حقوق مردم در مقابل متجاوز خارجی و استبداد داخلی .

عمل به حقوق ذاتی انسان و حقوق شهروندی وظیفه ای است که هر شهروند بایستی به آن عمل کند ، مخالفت با افرادی که

جنگ را به دلایل مختلف توجیه می کنند و مداخله خارجی را راه حل می پندارند و به عواقب آن توجه نمی کنند و ذهن آنها آن توجیه می کند که نتیجه بهتر از این خواهد شد که هست و در مدار بد و بدتر مانده اند وظیفه ای است عمومی . این چرخه تفکر و عمل بین بد و بدتر ، خشونت را در اشکال مختلف تداوم می بخشد و مردم را در مقابل استبداد داخلی و خارجی ضعیف می کند و بحران و خروج از آن را پیچیده تر می کند .

ایران ، ایران مانده است زیرا مردمان سرزمین ایران از دیرباز به دو اصل استقلال و آزادی و عمل به اخلاقی که متناسب با رعایت حقوق است آ توانسته اند این سرزمین را تا امروز نگاه دارند .

در آستانه سال جدید و فرا رسیدن نوروز از فرهنگ خو بیاموزیم که در مقابل مستبد بایستی ایستادگی کرد تا روزهای سخت به نوروز بدل شود .

آینده وطنمان در رسیدن به دمکراسی از دل بمبارنها ممکن نمی شود . ایران آباد و آزاد و مستقل از دل اراده مردم، استقلال ملی و آزادی واقعی و عمل به حقوق شکل می‌گیرد. و این نقطه‌ای است که باید از آن دفاع کرد.

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.