نویسنده: رحیم کاظمی سرشت
تاریخ: ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵
مقدمه
در ماههای اخیر، ایران با مجموعهای از بحرانهای تو در تو مواجه شده است: بحران اقتصادی با تورم شدید و سقوط ارزش پول ملی، ناکارآمدی ساختاری، فاصلهٔ رو به افزایش میان حکومت و جامعه، و بیاعتمادی عمومی نسبت به وعدهها و سیاستهای رسمی. در چنین فضایی، تظاهرات گستردهٔ اخیر در شهرهای مختلف کشور، که به سرعت در حال شدت گرفتن و گسترش است، نه تنها یک واکنش گذرا نیست، بلکه نمادی از عمق نارضایتی عمومی و خواست تغییر بنیادین در جامعه است.
این تحولات، که هر روز تعداد بیشتری از اقشار مختلف — بازاریان، کارگران، دانشجویان، زنان و جوانان — را به خیابانها میآورد، نشان میدهد که بحران امروز ایران یک بحران ملی و اجتماعی است، نه صرفاً اقتصادی. پیام روشن این تظاهرات، نیاز فوری به گفتوگو، تغییرات ملموس و مشارکت واقعی مردم در تصمیمگیریهای کلان است.
تظاهرات جاری: ریشهها و پیامها
تظاهرات اخیر ایران، برخلاف بسیاری از اعتراضهای گذشته، بلافاصله از مسائل اقتصادی فراتر رفته و به مطالبات اجتماعی و سیاسی گسترش یافته است. این تغییر ماهیت نشان میدهد که مردم علاوه بر فشار معیشتی، خواهان عدالت اجتماعی، پاسخگویی ساختار قدرت و اصلاحات بنیادین هستند.
•ریشههای اقتصادی: تورم بالا، سقوط ارزش ریال، کمبود کالاهای اساسی و فشار بر کسبوکارها.
•ریشههای سیاسی: نبود کانالهای واقعی برای مشارکت سیاسی، بیاعتمادی به وعدههای اصلاحطلبانه و ناتوانی در پاسخگویی ساختار قدرت.
•پیام اجتماعی: مشارکت گسترده و تنوع جمعیتی در اعتراضات، نشانهٔ عمق نارضایتی و خواست تغییرات پایدار است.
این تظاهرات، اگرچه هنوز ادامه دارد، یک فرصت تاریخی برای نیروهای جمهوریخواه و ملیگرا نیز فراهم میکند: فرصتی برای شنیدن صداهای مردم، تحلیل دقیق خواستها و همگرایی برای ارائهٔ راهکارهای عملی و مسئولانه.
سناریوهای پیش رو
بر اساس تحلیل شرایط کنونی، سه مسیر اصلی برای آیندهٔ ایران محتمل است:
1.تداوم بحران و فرسایش اجتماعی: در این مسیر، اعتراضها چرخهای ادامه مییابد، اما بدون راهکار ساختاری یا همگرایی ملی، جامعه دچار فرسایش مداوم امید و انگیزه خواهد شد.
2.افزایش تنش و بیثباتی: اگر فشار اقتصادی و سیاسی ادامه یابد، احتمال بروز درگیریها و گسست اجتماعی افزایش مییابد. این مسیر نیازمند مدیریت هوشمند و حضور فعال نیروهای مسئول است.
3.گذار مسئولانه و خردمندانه: بر اساس گفتوگو، مشارکت مردم و رعایت ارزشهای بنیادین، مسیر اصلاحات واقعی و تدریجی ممکن است. در این سناریو، نقش نیروهای جمهوریخواه و ملیگرا تعیینکننده است.
در هر سناریو، همگرایی و انسجام نیروهای جمهوریخواه میتواند تفاوت میان مسیر بیثبات و مسیر سازنده را رقم بزند.
نقش و اهمیت تلاشگران برای کنگرهٔ ملی جمهوریخواهان
در چنین شرایط حساس و تاریخی، تلاشگران برای تشکیل کنگرهٔ ملی جمهوریخواهان ایران نقشی حیاتی دارند. این حرکت با هدف ایجاد بستر شفاف برای همگرایی، تصمیمگیری جمعی و طراحی راهبردهای عملی شکل گرفته است.
علنی شدن بیانیهٔ دعوت تلاشگران، که به زودی رخ خواهد داد، نه تنها یک نماد بلکه مرحلهای تعیینکننده برای تبدیل ایدهها به عمل ملموس است. این بیانیه از قبل اصول کلیدی زیر را مشخص کرده است:
•دموکراسی و حقوق شهروندی
•سکولاریته و تفکیک دین از حکومت
•عدالت اجتماعی و اقتصادی
•تمرکززدایی و احترام به تنوع قومی و محلی
•تمامیت ارضی و حاکمیت ملی
این اصول نه تنها چارچوب اخلاقی و سیاسی جمهوریخواهان را مشخص میکند، بلکه مسیر روشنی برای مشارکت مسئولانه و اثرگذار در آیندهٔ کشور ترسیم میکند.
جمهوریخواهان و مسئولیت تاریخی
تجربهٔ تظاهرات جاری نشان میدهد که زمان تعلل به سر رسیده است. جمهوریخواهان باید خود را در قامت معماران آیندهای آزاد، برابر و عدالتمحور ببینند و با اقدام شفاف و مسئولانه، پایههای گفتوگوی جمعی و طراحی مسیر آینده را تقویت کنند.
حرکت این تلاشگران، با تاکید بر ارزشهای مشترک و اصول بیانیه، پیام واضحی به جامعه میدهد: جمهوریخواهان آمادهاند نقش سازندهای در آیندهٔ ایران ایفا کنند، نه به عنوان تماشاگر، بلکه به عنوان طراحان یک مسیر مدنی، حقوقمحور و عدالتگرا.
جمعبندی
تظاهرات جاری، با مشارکت گسترده و روزافزون مردم، یک هشدار و فرصت همزمان است: هشدار از فرسایش امید و فرصت برای ایجاد بستر ملی و مدنی برای تغییرات واقعی.
اکنون زمان آن است که جمهوریخواهان، به ویژه تلاشگران برای کنگرهٔ ملی، با انسجام، همگرایی و شفافیت در تصمیمگیریها، گامهای مؤثر برای طراحی آیندهٔ ایران بردارند. ترکیب تجربه، اصول پیشین و حضور فعال در صحنهٔ ملی میتواند تضمین کند که ایران، در مسیر آزادی، عدالت و حاکمیت قانون، به افق امیدبخش خود نزدیکتر شود.
رحیم کاظمی سرشت
۳۰ دسامبر ۲۰۲۵