نویسنده: رحیم کاظمیسرشت — تاریخ: امروز ۴ ژاویه ۲۰۲۶ برابر با ۱۴ دی ۱۴۰۴
اصل پیام رضا پهلوی خطاب به دونالد ترامپ — متن انگلیسی
President Trump, thank you for your strong leadership and support of my compatriots. This warning you have issued to the criminal leaders of the Islamic Republic gives my people greater strength and hope — hope that, at last, a President of the United States is standing firmly by their side. As they risk their lives to end this regime’s 46-year reign of chaos and terror, they send me with a responsibility and a message: to seek the relationship Iran once had with America that brought peace and prosperity to the Middle East. I have the plan for stable transition for Iran and the support of my people to get it done. With your leadership of the free world, we can leave a legacy of lasting peace.
ترجمهٔ فارسی پیام
آقای رئیسجمهور ترامپ، از رهبری قوی و حمایتی که از هموطنانم نشان دادهاید سپاسگزارم. این هشداری که شما به رهبران جنایتکار جمهوری اسلامی دادهاید، به مردم من قدرت و امید بیشتری میدهد — امید به اینکه بالاخره رئیسجمهور ایالات متحده با صدای رسا در کنار آنها ایستاده است.
همانطور که آنها جان خود را برای پایان دادن به ۴۶ سال حکومت هرجومرج و ترور به خطر میاندازند، پیام و مسئولیتی را به من میسپارند: بازسازی رابطهای که ایران زمانی با آمریکا داشت، رابطهای که صلح و رفاه را به خاورمیانه آورد.
من طرحی برای انتقال پایدار قدرت در ایران دارم و حمایت مردمم را برای انجام آن. با رهبری شما در جهان آزاد، میتوانیم میراثی از صلح پایدار بر جای بگذاریم.
نقد و واکاوی بندبهبند پیام رضا پهلوی: از قیمجویی خارجی تا ادعای نمایندگی بدون مشروعیت
پیام اخیر رضا پهلوی خطاب به دونالد ترامپ، از نخستین سطر تا پایان، تصویری روشن از نوعی وابستگیجویی سیاسی، قیمپذیری از قدرت خارجی، و نادیدهگرفتن استقلال و ارادهٔ مردم ایران ترسیم میکند. در این متن، رهایی ایران نه به اراده و توان جامعهٔ ایرانی، بلکه به دخالت و حمایت قدرتهای بیرونی گره زده میشود؛ نگاهی که با اصول استقلال ملی و کرامت جمعی در تعارض است.
۱) «تشکر از رهبری قاطع ترامپ» — تبدیل مسئله داخلی به میدان نفوذ خارجی
نخستین محور پیام، تشکر از «رهبری قوی» رئیسجمهور آمریکا است. این طرح پرسش میکند که:
سرنوشت مردم ایران چه نسبتی با رهبری یک دولت خارجی دارد؟
وقتی اعتراضات و مطالبات مردم به «هشدار یک رئیسجمهور خارجی» پیوند زده میشود، این معنا القا میگردد که:
•مردم ایران بدون اتکاء به قدرت بیرونی قادر به تغییر نیستند،
•و تحقق خواست عمومی در گرو نفوذ سیاسی و نظامی بیگانه است.
چنین رویکردی بهجای تقویت عاملیت مردم، آنها را به سوژههای تابع قدرتهای بیرونی تقلیل میدهد.
۲) «این هشدار به مردم امید میدهد» — جابهجایی امید از درون جامعه به بیرون مرزها
در پیام گفته میشود که هشدار ترامپ به حاکمیت، به مردم «قدرت و امید» میبخشد.
حال آنکه امید اجتماعی زمانی استوار است که:
•از درون جامعه زاده شود،
•بر سازمانیابی مدنی و همبستگی داخلی تکیه کند،
نه آنکه بر وعدهٔ مداخلهٔ بیرونی بنا شود.
جایگزین کردن «امید درونی» با «امید وارداتی» به معنای تضعیف کنشگری مستقل مردم و جانشینکردن آن با نجاتباوری خارجی است.
۳) «مردم ایران مسئولیتی به من سپردهاند» — ادعای نمایندگی بدون سازوکار مشروع
ادعای سپردن «مسئولیت از سوی مردم» در حالی مطرح میشود که:
•نه انتخاباتی انجام شده،
•نه همهپرسیای صورت گرفته،
•و نه سازوکار مدنی قابل سنجشی وجود دارد.
این ادعا فاقد پشتوانهٔ دموکراتیک و اجتماعی است و بهجای اتکاء بر ارادهٔ جمعی، نوعی جانشینی ارادهٔ فردی به جای ارادهٔ ملت را بازتولید میکند؛ روندی که در بزنگاههای تاریخی میتواند جنبشهای مردمی را به سوی مصادرهٔ سیاسی و انحراف هدفمند سوق دهد.
۴) «بازسازی رابطه با آمریکا» — الگوی وابستگی در برابر استقلال ملی
در پیام، بازسازی رابطهٔ گذشته با آمریکا بهعنوان راهی برای «صلح و رفاه» معرفی میشود. این روایت، عملاً به این معناست که:
•به جای تکیه بر ارادهٔ ملی و ظرفیتهای درونی،
•رفاه و ثبات از مسیر وابستگی ژئوپولیتیک به قدرتهای بزرگ تعریف میشود.
چنین رویکردی استقلال را به مداخلهپذیری تقلیل میدهد و تجربهٔ تاریخی «قدرت خارجی به جای ارادهٔ مردم» را تکرار میکند.
۵) «با رهبری شما در جهان آزاد…» — پذیرش جایگاه تابع به جای صاحباختیار
ارجاع به «رهبری جهان آزاد» و درخواست نقشآفرینی آن در آیندهٔ ایران، بهروشنی نشان میدهد که:
•مرکز تصمیمسازی از درون جامعهٔ ایران به ساختار قدرت بیرونی منتقل میشود،
•و جایگاه ملت، از صاحب سرنوشت به پیرو نظم تحمیلی خارجی تنزل مییابد.
این نگاه با آرمان دیرپای استقلال و کرامت ملی مردم ایران ناسازگار است.
۶) ایران نه به دیکتاتوری داخلی نیاز دارد و نه قیم خارجی
تجربهٔ تاریخی مردم ایران، حاصل رنج میان اقتدارگرایی داخلی و تلاش برای بازتولید سلطه از مسیر اتکاء به قدرتهای بیرونی بوده است.
آیندهٔ ایران تنها در صورتی معنا مییابد که:
•بر خوداتکایی اجتماعی،
•نهادسازی دموکراتیک،
•انتقال قدرت از پایین به بالا
•و ارادهٔ آزاد شهروندان استوار باشد.
هیچ «طرح انتقال قدرت»ی که بر پایهٔ حمایت بیرونی بنا شود، نمیتواند نقطهٔ آغاز آزادی باشد.
جمعبندی
پیام رضا پهلوی بهجای تأکید بر استقلال، شأن ملی و حق تعیین سرنوشت مردم ایران، بازتابدهندهٔ نگاهی وابسته، برونمحور و قیمپذیر است که با روح مبارزات آزادیخواهانه و استقلالطلبانهٔ ایرانیان سازگار نیست.
کشوری که این همه رنج را تحمل کرده است، برای تعیین سرنوشت خود نیازی به ترامپ، نتانیاهو، یا هیچ قدرت خارجی دیگر ندارد.
آینده ایران باید نه در اتاقهای قدرت بیرونی، بلکه در صندوق رأی آزاد، گفتوگوی ملی، و اراده مشترک مردم ایران رقم بخورد.