آشتی ملی یا بازی سیاسی؟ بررسی ضرورت پذیرش حقیقت در مسیر همبستگی ملی

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

مقدمه
در سال‌های اخیر، برخی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی که پیش‌تر به نظام‌های اقتدارگرا وابسته بوده‌اند، با تغییر موضع، خود را مدافع آشتی ملی معرفی کرده‌اند. اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا آشتی ملی بدون پذیرش حقیقت و مسئولیت‌پذیری تاریخی ممکن است؟ تجربه‌ی جوامع مختلف نشان داده که همبستگی ملی تنها زمانی تحقق می‌یابد که اعتماد عمومی بازسازی شود و این امر نیازمند پذیرش اشتباهات گذشته، شفافیت تاریخی و اجرای عدالت است. در غیر این صورت، آنچه به نام آشتی ملی مطرح می‌شود، چیزی جز یک بازی سیاسی برای حفظ منافع گروهی خاص نخواهد بود.
تجربه‌های تاریخی آشتی ملی
در تاریخ معاصر، کشورهایی که دچار تنش‌های داخلی و گسست اجتماعی بوده‌اند، مسیرهای متفاوتی را برای آشتی ملی طی کرده‌اند. یکی از موفق‌ترین نمونه‌ها، آفریقای جنوبی پس از پایان رژیم آپارتاید است. در این کشور، به جای سرپوش گذاشتن بر گذشته، کمیسیون حقیقت و آشتی تشکیل شد که در آن، افراد متهم به نقض حقوق بشر فرصت یافتند تا با اعتراف به جرائم خود، در فرآیند بازسازی اجتماعی مشارکت کنند. این اقدام موجب شد تا خاطرات تلخ گذشته از طریق بیان حقیقت و پذیرش مسئولیت، به جای عاملی برای انتقام‌جویی، به زمینه‌ای برای بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود.
در مقابل، کشورهایی که بدون شفاف‌سازی تاریخی و صرفاً از طریق شعارهای سیاسی به دنبال آشتی ملی بوده‌اند، معمولاً با شکست مواجه شده‌اند. نمونه‌هایی مانند شیلی پس از دیکتاتوری پینوشه یا برخی کشورهای خاورمیانه نشان داده‌اند که اگر مسئولان سابق بدون پذیرش مسئولیت گذشته صرفاً تغییر ظاهر داده و در صحنه‌ی سیاسی باقی بمانند، بی‌اعتمادی اجتماعی تداوم خواهد یافت.
مسئله‌ی تغییر ظاهری بدون پذیرش مسئولیت
یکی از چالش‌های اصلی در مسیر آشتی ملی، حضور افرادی است که بدون پذیرش خطاهای گذشته، تنها با تغییر گفتمان، خود را مدافع وحدت و همبستگی معرفی می‌کنند. این رفتار را می‌توان با حکایت معروف مولوی مقایسه کرد که شغالی برای زیباتر شدن در خم رنگرزی فرو رفت و تصور کرد که می‌تواند خود را به‌عنوان طاووس معرفی کند. همان‌طور که این شغال موفق به تغییر ماهیت خود نشد، گروه‌هایی که بدون پذیرش حقیقت و بدون اقدامات عملی برای جبران گذشته، ادعای آشتی ملی دارند نیز نمی‌توانند اعتماد عمومی را جلب کنند.
موانع آشتی ملی واقعی
برای تحقق آشتی ملی، باید موانع اصلی این فرآیند را شناخت:
1.عدم پذیرش حقیقت تاریخی: تا زمانی که گروه‌های مختلف، به‌ویژه کسانی که در گذشته در قدرت بوده‌اند، به رویارویی صادقانه با گذشته تن ندهند، نمی‌توان انتظار شکل‌گیری اعتماد داشت.
2.نبود اراده‌ی واقعی برای اصلاح: آشتی ملی تنها زمانی ممکن است که تغییرات ساختاری در سیاست، فرهنگ و جامعه رخ دهد. اگر این تغییرات سطحی باشد و صرفاً به تغییر شعارها محدود شود، هیچ تغییری در ماهیت بی‌عدالتی گذشته ایجاد نخواهد شد.
3.تحریف تاریخ به نفع گروه‌های خاص: برخی جریان‌ها تلاش می‌کنند با بازنویسی تاریخ، خود را تبرئه کرده و گذشته‌ی خود را بازسازی کنند. این روش نه‌تنها موجب آشتی ملی نمی‌شود، بلکه باعث تشدید بی‌اعتمادی و افزایش تنش‌های اجتماعی خواهد شد.
نتیجه‌گیری و راهکارها
آشتی ملی فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است که بدون صداقت و مسئولیت‌پذیری، به نتیجه نخواهد رسید. برای دستیابی به وحدت واقعی، باید به جای شعارهای کلی، بر پایه‌ی حقیقت و عدالت حرکت کرد. پیشنهادهای زیر می‌تواند مسیر رسیدن به آشتی ملی واقعی را هموار کند:
•تشکیل نهادهای حقیقت‌یاب مستقل برای بررسی گذشته و ارائه‌ی گزارش‌های بی‌طرفانه
•پذیرش مسئولیت توسط افرادی که در گذشته در ایجاد بحران‌های اجتماعی و سیاسی نقش داشته‌اند
•اصلاحات ساختاری برای جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته
•ایجاد فرصت‌های برابر برای مشارکت همه‌ی گروه‌های اجتماعی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی
بدون این اقدامات، آشتی ملی صرفاً به ابزاری برای بازگشت برخی جریان‌های سیاسی تبدیل خواهد شد و در نهایت، به جای تقویت همبستگی، به تشدید شکاف‌های اجتماعی خواهد انجامید. درسی که تاریخ به ما می‌آموزد این است که حقیقت، پیش‌نیاز عدالت است و بدون عدالت، هیچ آشتی پایداری ممکن نخواهد بود.
ر-کاظمی

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.