کانون سخن: جنگ بنفع کیست و جنگ‌ طلبان چه میخواهند

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

برنامه ای از انجمن فرهنگی – سیاسی “کانون سخن”
مهمان: کاظم کردوانی
مجری: کامبیز قائم مقام
موضوع: جنگ بنفع کیست و جنگ‌ طلبان چه میخواهند
تهیه شده توسط تلویزیون اینترنتی رنگین کمان، بنیاد آزادی اندیشه و بیان ۸ مرداد ۱۴۰۵

https://open.spotify.com/episode/7gPnuIlPFTJZS10SuxESGC?si=T0hs2ePXS7yfBnbR2vgl5g

مطالب مرتبط با این موضوع :

2 پاسخ

  1. این نظر پاسخی ست به مقاله ی خوب آقای ناصر اعتمادی در سایت گویا.
    news.gooya.com/2026/07/post-111820.php
    این مقاله می توانست بسیار کوتاه باشد. در هر حال تجزیه و تحلیلی قابل اعتنا ست. شاید یکی از موضاعات مهم و حتما مهمترین موضوع که به آن به اندازه اهمیتش پرداخته نشده عدم بلوغ سیاسی اپوزیسیون است، مردام سران اپوزیسیون است چه راست و چه چپ، چه جمهوریخواه و چه پادشاهی خواه و چه سلطنت طلب… اینان صلا جامعه ی ایران را نشناخته اند. واقعا امروز جوانان در کوچه و خیابان دیدشان و اندیشه شان از بسیار از مدعیان عمیقتر و مدرنتر و ایرانی تر است. در این رابطه گروهی منزه طلب همانند کسانیکه در سایت رنگین کمان فرهنگ قاسمی خیمه زده اند و یا بنی صدری هائی که برای خودشان انقلاب اسلامی در هجرت را دارند و یا بریدگان از نظام همچون تقی رحمانی، رضا علیجانی و محمد جواد اکبرین و…در افکار و اندیشه و استدلالهائی هستند که اصلا همخوانی با درون جامعه ندارد. البته بیمایگان و فحاشان شاه اللهی که شاهزاده رضا پهلوی قدرت و درایت خاموش کردنشان را نداشته و ندارد از همه پرروترند. این «اعلاحضرت» با انتخاب مشاورینی فرومایه همچون X و Y خودش خودش را دست انداخته … اینکه این آقا یک انسجام ساختاری اندیشه، یک رتوریک سازنده، یک فلسفه سیاسی و حتا یک منطق سخنوری ندارد و پیوسته در نوسان است برای ایران و ایرانی دردی بزرگ است. این البته یک ارث محمدرضا شاهی ست. محمد رضا شاه که البته ایران دوست بود نیز از داشتن افراد خردمند و فلسفه دان و کاردان و پیشبین میترسید و احساس کوچکی می کرد. اگر مشاورین تیزبین و پیشبینی داشت سرگذشتش این چنین دردناک نمی بود ! حالا وقتی میبینیم آدم فحاشی همچون ایرج مصداقی شده مشاور «رهبر» انقلاب شیروخورشید میتوانید این آقا یعنی رهبر و مشاورش را با محمدرضا شاه و مشاورین بله قربان گویش مقایسه کنیم. من البته منتظر توهین های شاه اللهی ها هستم. اما من که هم استادیار هستم و هم شوفرتاکسی بدون مجوز در اجتماع خشم آلود در دریائی از نارضایتی شنا میکنم می بینم که مردم ایران منتظر یک سازمان رهبری و یک کاردانی سیاسی هستند. واقعیتی دردناک را که من احساس میکنیم این است که شاهزاده رضا پهلوی یا باید ار ریشه تغییر کند و خودش را با مشاورینی در حد و اندازه تاریخی و جغرافیائی پیوند بزند (کاری در حد غیر ممکن، چرا که من چنین جرآت و جنمی را در ایشان نمیبینم) و یا از ادعای رهبری استعفا بدهد. یکی از این دو کار میتواند ما را در مسیری قرار دهد تا بتوانیم از این حکومت اهریمنی نجات پیدا کنیم. شاید یکی از کارها باید این باشد که همه را به دور تمامیت ارضی، پرچم شیروخورشید بدن تاج، لائیسیته و حقوق اقوام و پذیرش صادقانه رفراندوم و نتیجه آن دعوت کنیم. شاید شکستهای شورای مدیرت گذار، شورای ملی تصمیم، آن همه انجمن های جمهوری خوای ایک و ایگرگ باید برای ما درسی باشد !
    و آخرین واژه : آقای اعتماد خوب است شما که زبان خارجی بلد هستید این مقاله را به صورت کوتاه به زبانهای انگلیس و آلمانی و فرانسوی و اسپانیائی و…را برای پارلمان اروپا و سنای آمریکا بفرستید.
    جمهوریخواه لائیک از دل تهران

  2. در یکی از سایتها، یعنی گویا، چنان فحاشی و ناسزاگوئی رواج دارد که انسان حیرت میکند…
    در سال ۶۴ـ ۶۶ من سرباز بودم. سازمان مجاهدین هر کس لباس سربازی تنش بود را به نوعی میکشت، یک سبزی فروشی را در اهواز با مشتریانش منفجر کرد چرا که برای نظامیان که در جنگ بودند کمک جمع میکرد و…یکی از دوستان من را به جرم اینکه لباس نظامی سربازی داشت هُل دادند و رفت زیر کامیون له شد و با افتخار هم اعلام کردند. حالا نوبت رسیده به کسانی که یا وارداتی رژیم اسلام رحمانی هستند در رسانه ها و یا واقعا طرفدار مثلا شاهزاده رضا پهلوی هستند. اینان هر کسی از نظامیان که کشته شود را با وازه گان رکیک به هم تبریک میگویند…
    و اما کسی به نام «کارشناس از تهران» نظر کوتاه و جالبی نوشته نظرش این است :
    «من از فحاشان خواهش میکنم تا خفه شوند ! من از درون ارتش و سپاه خبردارم. آنها منتظر فرصت هستند. در ضمن از خانواده های سپاهیان و بسیجیان و ارتشیان میخواهم تا همسران خودشان پدران و برادران خودشان را فرزندان خودشان را به تمرد و سرپیچی دعوت کنند. از آنها بخواهند تا به مردم بپیوندند !
    یکی از کارهائی که ارتش و سپاه باید بکند برای پیوستن به مردم نابودیِ، از آیت الله تا طلبه و تا مداح است.
    مرگ بر این حکومت آخوندی و زنده باد ایرانی لائیک دموکراتیک و برقراری رفراندوم.» (پایان نقل قول)
    من به او پاسخ دادم، اما پس از چند ساعت منتشر نشده. شاید برای خوانندگان جالب باشد تا منتشر شود ! ز
    درود بر شما!
     من نیز در یکی از شهرهای ایران هستم. صددرصد با شما موافقم. این احمق هائی که همه ی پاسداران و ارتشیان و نظامیان را با هم رد میکنند شعور و شایستگی درک ملی ماجرا را ندارند. این احمق های فحاش که در همین صفحه دهانشان همانند گاله ن ج ا ست باز میکنند باید پاسخ بدهند که در فردای این حکومت اهریمنی اسلامی چه کسی باید از ایران دفاع کند ! آیا مردک احق و فحاشی بنام ابراهیم نبوی منش ! یا فحاش دیگری به نام حمید، یا Fred Rastar ، یا Steve، یا آدم بی چاک و دهانی همچون پروفسور استیو،یا Max Piri، یا احمقی به نام khakham ؟؟؟!!! البته همه ی نامبردگان و دیگر فحاشان یا عرعری های نظام اسلام ضد بشر هستند یا فحاشانی هستند که میخواهند آبروی شاهزاده رضا پهلوی و خاندان پهلوی را ببرند. البته من پهلویست نیستم و رفراندومیست هستم !
    در اینجا اعلام میکنم که نه تنها ضد این حکومت اهریمنی هستم، بلکه ضد اسلام هم هستم. امیدوارم هم پادشاهی خواهان خردمند و هم جمهوریخواها ارزشمند و با درایت در دام این افراد نیفتند. نمونه منحصر به فرد این فحاشی ها مقایسه شاهزاده رضا پهلوی با یک تروریست مخوف یعنی مسعود رجوی ست. پس میبینیم که این فحاشان که وانمود میکنند طرفدار شاهزاده هستند در حقیقت ضد او هستند.
    از ایران به کارشناس از تهران
    سین سین از ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.