چو ناکس به ده کد خدایی کند

این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید :

ferdosi

توضیح بعد از اتنشار : پس از انتشار این مطلب در فیسبوک دوستانی تظر دادند که این شعر از آن فردوسی نیست به دنبال آن، به تحقیق ثابت شد که البته این شعر از فردوسى نیست. با عذر خواهى از ادیبان گرانقدر و سپاسمندى از دخالت آنان. “جامعه رنگین کمان”

 یک شعر منتسب به فردوسی  توسط یکی از علاقمندان سایت رنگین کمان در داخل ایران برای ما ارسال شده است .

در این خاک زرخیز ایران زمین

نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود

وز آن ، کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان

گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ی ناب یزدان پاک

همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد

ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود

گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما

که شد مهر میهن فراموش ما ؟

که انداخت آتش در این بوستان

کز آن سوخت جان و دل دوستان ؟

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار ؟

خرد را فکندیم این سان ز کار

نبود این چنین کشور و دین ما

کجا رفت آیین دیرین ما ؟

به یزدان که این کشور آباد بود

همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت

کشاورز ، خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر

گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت

نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت

که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد

که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کد خدایی کند

کشاورز باید گدایی کند …

مطالب مرتبط با این موضوع :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Layer-17-copy

تمامی حقوق این وبسایت در اختیار مجموعه رنگین کمان بوده و استفاده از محتوای آن تنها با درج منبع امکان پذیر می باشد.